آیـا تصمیم به ازدواج دارید؟ و یا آنکه در حـال حـاضـر متاهل مـی باشـیـد؟ شـمـا قادر به بـنیان نـهادن یک ازدواج موفق و پایدار خواهید بود. من بر اساس تجربیات پیشـیـن خـود می دانـم کـه پـایدار نگاه داشتن یک ازدواج موفق مستلزم تـلاش و کـوشـش مسـتمـر است. باید متوجه باشـیـد کـه مفهوم ازدواج چیزی فراتـر از یـک پـیـمان قـانـونی و مشروع میباشد که به واسطه آن به زن و مرد اجازه میدهد بعنوان زن وشوهر در کنار یکدیگر زندگی کنند. ● اهمیت مشاوره پیش از ازدواج مـشاوره پیش از ازدواج را شدیدا به شما توصیه میکـنـم. شــانس ایجاد یک ازدواج موفق هنگامی که زن وشوهر قادر باشند با یکدیگر در رابطه با مـسائـل ذیـل گـفـتـگو کـرده و بـه یـک تـفـاهـم رضایت بخش و دو سویه در عرصه زندگی مشترک دست یابند، افزایش می یابد: ۱) عقاید و رسوم مذهبی و معنوی. ۲)روابط جنسی ( نگرشها و علایق جنسی ) ۳) مادیات ( اهمیت آن، نحوه خرید و تدابیر سرمایه گزاری) ۴) بهداشت فردی و انتظارات و نگرشها نسبت به تناسب اندام. ۵) مدیریت خانواده ( وظایف ومسئولیت ها ) ۶) پرورش و تربیت فرزندان و تعداد آنها. ۷) ورزش ها، سرگرمی ها، فعالیت های تفریحی و نحوه گذراندن تعطیلات. ۸) دید و بازدید از خوشاوندان خود و همسرتان. ۹) تعهدات اجتماعی. ۱۰) اهداف و آرزوهای فردی. اینکه از پیشینه خانواده هـمسـرتـان آگـاهـی یـابـیـد بـسیـار ضـروری مـی بـاشـد. چـون شـخـصـیـت کنونی شما تا حد زیادی برگرفته شده و حاصل همان تجاربی است کـه در شرایط و محیط یک خانواده خاص کسب کرده اید. خـانـواده پـیـونـد دهنده فرد بـا گـذشته مـی باشد. مـا شـدیـدا مـتـاثر نگرشها، رفتار و کنشهای خانواده ای هسـتـیـم کـه در آن پرورش یافته ایم. بله درست است شما تنها با یک فرد نیست که وصلت میـکنید بلکه با طرز تربیت خانوادگی وی نیز تا آخر عمرتان سر و کار خواهید داشت. ● مفهوم تعهد در ازدواج ازدواج خوب و مـوفـقـیـت آمـیـز وجـود دارد امـا ازدواج بـی عیب و نقص و تمام عیار میسر نمیباشد. هر ازدواج موفق و پایدار شامل متعهد گشتن بی قید و شـرط نـسـبـت بـه یک فرد نا کامل است. این انتظار که همسرتان کامـل و فـاقـد هـر گـونه عیبی باشد واهی و نا معقولانه می باشد. امروزه که جدایی ها و طلاق های شـتابـزده در کوچکترین نشانه اختلاف و مشکلات زندگی اتفاق می افتند مهم است که از خودتان سوال کنید که تعهد شما نسبت به ازدواج چیست؟ تـعـهد بـه ازدواج بـه مـفهـوم آن اسـت که زن و شوهر به یکدیگر چنین گفته باشند: " مـا نسبت به زنـدگی مـشـتـرکـمان بـی اعتنا و بی اهمیت نیستیم. ما ازدواجمان را بر پایه عشق، احترام، شرافت و عـلاقـه دو سـویه و خالصانه با یکدیگر آغاز کرده ایم. ما اعتقاد داشتیم و داریم که به یکدیگر وفادار بمانیم، صـادق بـوده و دروغ نـگویـیـم و بـه یکدیگر اعتماد داشته باشیم. چـه در حـضـور یـکدیـگر چـه در غیاب یکدیگر ". رعایت نکات زیر سبب تحکیم تعهد به زندگی مشترک میگردد: ▪ سازگاری معنوی ▪ سازگاری شخصیتی ▪ خود شناسی آگاهانه توانایی در ارتباط برقرار کردن با یکدیگر (بیاموزیم که چگونه بحـرفهای همسرمان گوش دهیم و پرسشهای وی را واضح، مشخص، بـدون پـیش داوری و بدون کینه ورزی و انتقام جویی پاسخ گوییم.) ▪ علاقه دو سویه بیکدیگر ▪ خصایص اثر بخش ۱) افرادی که در ازدواجشـان یـک نـظام ارزشـی مـقـتـدر را بکار می بندند، بسیار زیاد در مـحقق گشتن یک ازدواج و ارتباط موفق و صحیح به آنها کمک خواهد کرد. نـظـام ارزشی که دربـرگیـرنـده صـفـات و خـصـوصـیات: صـداقت، راستی، همـبستگی، اعتماد، احترام، عشق، گذشت، تفاهم و وفاداری به یکدیگر مـی باشد. ازدواجی که در آن زن و شـوهـر دارای انـتـظارات متـضاد و خـواسـته هـای غیر قابل انعطاف می باشند، شـانـسـی برای موفقیت وجود نخواهد داشت. ۲) مشـاجـرات و اخـتـلافـات را بـه شیوه سازنده و ثمر بخش حل و فصل کنید. که شامل تمرکز بـر دغدغه های هر دو فرد و یافتن گزینه ها و راههایی می باشـد کـه هـر دو طـرف منتفع گشته و به خواسته هایش دست یابد. تـقـریـبـا در هـر اخـتـلاف یـک نفر احساس می کند که مورد بی مهری، بی احترامی و بی توجهی قرار گرفته است. در ازدواج نباید ایـن چـنـین باشد که همواره یک فرد برنده و فرد دیگر بازنده گردد. چـون آن دیـگر مـذاکـره نبوده بلکه تحکم و سلطه گری می باشد. ۳) دوام ارتـباط زناشویی هنگامی که زن و شـوهر زمـان و مـیـدان بـیـشتـری در اخـتـیـار یکدیگر قرار میدهند تا اندکی آزاد باشند، افزایش می یابد. ۴) فراتر از هر چیز آنکه ایمان داشته باشید. ازدواج میتواند تجربه ای سودمند برای شما باشد. با کمی همت و تلاش ازدواج شما موفقیت آمیز خواهد بود.
استرس، اختاپوس عصر حاضر است. حتی اگر خیلی قدرتمند و صبور باشی! اما آیا راه نجاتی وجود دارد؟ با توجه به زندگی ماشینی و توسعه و پیشرفت ثانیه ای آن در جامعه امروزی، وجود استرس، تبدیل به معضلی اجتناب ناپذیر گردیده است. یادآوری این نکته که فشار بالای روانی ناشی از این زندگی ماشینی، همواره روی انسان اثر منفی می گذارد و عواطف و احساسات او را به صورت جدی جریحه دار کرده و مانعی نامرئی برای کنترل اختیارش به دست خویش می شود، بحثی است که به کرات در اغلب رسانه ها بدان پرداخته شده است. به همین جهت هدف اصلی این مطلب را به بحث پیرامون A«استرس مثبتA» یا استرس ناشی از رویدادهای شادی آور نظیر ازدواج اختصاص داده، ضمن آن که به شرح عناوینی مشخص از استرس پرداخته و در ادامه، راه های مقابله با این استرس ها را عنوان خواهیم نمود. ● استرس یعنی چه؟ استرس حالتی است که در آن فرد مجبور به کاری می شود، یعنی هنگامی که فرد نتواند فشار روانی را که بر او واقع گردیده است تحمل نماید، دچار استرس یا تنش می شود. به عبارتی علمی تر، استرس، یعنی دوباره سازگار شدن فرد با شرایط و موقعیت های جدید. هرجا که تغییری در زندگی روی دهد، ما با یک استرس رو به رو می شویم. ترس از عدم توانایی در تحمل شرایط پیش آمده، اضطراب و نگرانی را در وجود انسان شعله ور می سازد.به طور کلی می توان گفت که اضطراب و نگرانی یک حس و حالت روحی ناخوشایند از نگرانی و تردید است که برای مدتی تعادل و ثبات روانی فرد را برهم می زند. استرس یا هیجان و دلهره ، در تمامی حالات زندگی و البته باتوجه به ظرفیت و توان تحمل افراد ممکن است به وجود آید. ▪ افراد مبتلا به استرس چگونه اند؟ افراد مبتلا به استرس، به نظم بیش از حد، سخت کوشی و جدی بودن، بسیار پایبندند. اگر قراری داشته باشند، زودتر از طرف مقابل، در محل مورد نظر حاضر خواهند شد. اگر قرار باشد کاری انجام دهند، با بی قراری به استقبال آن کار می روند. غذا را سریع تناول می کنند. در رانندگی، صحبت کردن، راه رفتن و در مجموع انجام کارهای روزانه، بسیار عجله دارند. به زبانی، افراد مبتلا به استرس، بسیار عجول و بی طاقت و نگران عمل می کنند. ▪ نقش خانواده در تولید و ریشه استرس تظاهر استرس، یا هیجانات بالا می تواند مربوط به زمانی باشد که فرد، دوران کودکی اش را طی می کرده است، چرا که شکل گیری و قوام شخصیت کودک به طور معمول، در چهار سال اولیه زندگی صورت می پذیرد . چنانچه در میان این چهار سال، کودک را به لحاظ شیطنت های کودکانه ای که دارد، سرکوب نماییم و ترس را به او بشناسانیم و یا تنبیه مداومی را درباره اش به کار ببندیم، کودک را در ضمیر ناخودآگاهش، دچار استرس ذخیره شده و پایداری کرده ایم. همچنین، مشاجره های خانوادگی و اوضاع نابسامان و نامطلوب اقتصادی و تزلزل موجود در خانواده نیز از دیگر عواملی هستند که کودک را دچار استرس پایدار خواهند نمود. البته هجوم ناراحتی ها، مسئولیت ها و معضلات گوناگون در سنین بالاتر را نیز به عنوان عوامل دیگر استرس زا، نباید از یاد برد. ● انواع استرس : استرس های موجود در زندگی افراد بسیار گوناگون و متنوع اند؛ بدین لحاظ می توان آنها را در یک طبقه بندی شدید تا خرد (کوچک)، مورد بررسی قرار داد: ۱) استرس های فاجعه آمیز یا شدید. شامل: حوادث و فجایعی همچون؛ جنگ، آتش سوزی، زلزله، تصادفات، سیل و اتفاقات و پدیده هایی از این دست که موجب تغییرات و دگرگونی های بسیار شدید در زندگی فرد می شود. زمان ناراحتی، این نوع استرس ها می تواند تا مدتهای مدید، ادامه داشته باشد. ۲) استرس های عادی زندگی. این نوع استرس، به طور معمول در زندگی همه افراد، رخ می دهد، مانند: ازدواج، تولد نوزاد، اشتغال، از دست دادن عزیزان، مشکلات مالی، بیماری، امتحان و کنکور و استخدام و... البته این دسته از استرس ها، اگرچه عظمت و شدت استرس های نوع اول را ندارند، اما بسیار بیشتر و تکراری تر اتفاق می افتند. ۳) استرس های خرد (کوچک). همان طور که از عنوان این نوع استرس مشخص است شدت آنها می تواند بسیار کم و کوچک باشد، اما بروز و به وقوع پیوستن شان بسیار شایع و دایمی و فراوان است، مانند: دیر رسیدن برای انجام کاری، معطلی و انتظار در صف های مختلف، تحمل صداهای مزاحم (آلودگی صوتی)، نبود محیط مناسب برای تمرکز فکر یا درس خواندن و انجام تکالیف درسی، سرد و گرم بودن کلاس درس و... اگرچه استرس های خرد، استرس های معمول و ظاهراً قابل توجهی نیستند، اما از آنجا که تکرار و تحملشان دایمی می تواند باشد، قطعاً باعث تخریب روحی و بروز مشکلات زیادی در زندگی افراد خواهند شد. ● تقسیم استرس براساس کیفیت ۱) استرس های منفی: این استرس ها، حوادث و رخدادهای ناخوشایندی هستند که موجبات ناراحتی افراد را با درجات متفاوت، به وجود می آورند. مانند: از دست دادن عزیزان یا مشکلات خانوادگی و طلاق و بیماری و... ۲) استرس های مثبت: این نوع استرس، در اثر اتفاقات و رویدادهایی رخ می دهد که خوشایند و شادی آور و مثبت، تلقی می گردند. مانند: بچه دار شدن، ازدواج عزیزانی چون فرزند، خواهر، برادر، قبولی در کنکور و استخدام، خرید خانه، ازدواج خود فرد و موارد مشابه. ● استرس در ازدواج شاید یکی از بهترین تجارب به دست آمده در زندگی انسان، تجربه ازدواج باشد. ازدواج یکی از استرس های معمول و قابل تحمل در زندگی است. ازدواج از این نظر استرس محسوب می شود که موجب به وجود آمدن تغییر و تحول در زندگی دخترو پسر، می شود. به گونه ای دیگر، دختری که تا قبل از ازدواج، فقط به تحصیل یا اشتغال در خارج یا داخل خانه مشغول بوده است و همه انتظار و توقع بسیار عادی از او می داشتند، ناگهان بعد از رخدادهایی چون ازدواج، می باید وقت خود را به کارهایی به جز همیشه اختصاص دهد؛ یعنی یک فعالیت چشمگیر اجتماعی. مضافاً بر این که به وظایف همسرداری بپردازد و کارهای دوران تجردش را محدود سازد. همین طور درباره پسری که تا قبل از ازدواج، تحصیل یا کار می کرده و درآمدی برای مخارج یک نفر داشته، بعد از ازدواج باید متحمل هزینه های کمرشکن مسکن و مخارج خانه و خانواده و دهها خرج غیرقابل پیش بینی شود و بیشتر اوقاتش را در کنار خانواده بگذراند و از معاشرت ها و دوستی های زمان تجرد، فاکتور بگیرد و چه بسا برای تأمین زندگی به شغل دوم روی بیاورد. بدین ترتیب بسیار طبیعی است که تغییر و تحولات موجود، موجب بروز استرس شده و تعادل و ثبات روانی و جسمی فرد را برهم زند. کسانی که تصورشان از ازدواج فقط یک رویای شیرین، یا یک رویداد بدون استرس و ناراحتی است، ممکن است در برابر چنین تنگناهایی، متعجب شده و آنها را دور از ذهن دانسته و فشار ناشی از این ناراحتی ها را ناشی از وجود و ورود همسرشان به زندگی به ظاهر آرام او، فرض کنند که بدیهی است در صورت چنین تفکری، سوءتفاهمات و اختلافات و ناراحتی های قابل توجه و چه بسا غیرقابل جبرانی به وقوع خواهند پیوست!
۱) بهترین و معمولی ترین وضعیت ازدواج اینست که سن پسر کمی از سن دختر بیشتر باشد، یا حداقل مساوی باشند( مثلا ۱ الی ۵ سال). این به خاطر اینست که مدت باروری در خانمها محدود بوده و در آقایان نامحدود است. و اینکه قدرت باروی خانمها زودتر از آقایان شروع می شود، همچنین نیاز است که آقایان قبل از ازدواج، علاوه بر بلوغ جسمی و فکری، به استقلال اقتصادی نیز برسند، که این به زمان بیشتری نیاز دارد. به هر حال این نسخه غیر قابل نقض نیست که در بندهای بعدی توضیح داده می شود. ۲ ) انتخاب همسر یک مسئله چند بعدی است و معیارها و شرایط انتخاب همسر متعدد است. وقتی شما اقدام به انتخاب همسر می کنید باید ۲ مسئله کلی و اساسی را در نظر بگیرید: الف) همسر انتخابی شما می بایست تمام معیارهای اساسی و مهم مورد نظر شما را که لازمه یک زندگی توام با خوشبختی هست را دارا باشد ( در این زمینه مقالاتی در بخش مشاوره ازدواج سایت همدردی قرار داده ایم). این بدان معنا نیست که در تمام این پارامترها و معیارها صد درصد و کامل باشد ، بلکه به این معناست که حداقل نمره قبولی را داشته باشد. ( مانند اینکه شما در رشته تحصیلی باید همه دروس را پاس کنید) ب) فرد مورد نظر شما در کل ، باید معدل قابل قبولی در معیارهای مورد نظر شما کسب کند. یعنی اینکه وقتی نمره هر یک از معیارهای ازدواج را که با هم جمع کردید، او میانگین مطلوب را از نظر شما داشته باشد. ( مانند اینست که در رشته تحصیلی خود علاوه بر قبولی همه دروس ، نباید مشروط شوید) خلاصه: در تک تک معیارها حداقل نمره را داشته باشد و در جمع کلی همه معیارها، میانگین مطلوب شما را کسب کند. اگرچه ممکن است فرد در یک معیار نمره عالی نداشته باشد و نقطه ضعف وی باشد. مثلا دختری که ۲ سال از پسری بزرگتر است ، اما در سایر معیارهای اساسی قوی است، در نتیجه معدل خوبی جهت ازدواج دارد. در ضمن وی در معیار سن هم حداقل نمره قبولی را دارد. لیکن اگر این دختر با همه معیارهای اساسی و خوبی که دارد، ۱۵ سال از پسر بزرگتر باشد ، با وجود اینکه معدل بالایی دارد، لیکن در یک معیار اساسی رد می شود و چنین ازدواجی با ریسک بالایی از طلاق یا نارضایتی در زندگی زناشویی همراه می شود. ( توجه کنید در اینگونه مسائل انسانی با قطعیت صد در صد سخن نمی گویئم). ۳ ) اختلاف سنی دختر و پسر نباید آنقدر زیاد باشد که دوره رشدی آنها متفاوت شود و در علاقه ها، سرگرمی ها ، طرز نگرش و بینش و انرژیهای روانی با هم متفاوت و یا احتمالا درگیر شوند. مثلا ازدواج دختر ۱۶ ساله ای را با پسر ۳۰ ساله در نظر بگیرید. در حالیکه دختر در آغاز راه هیجانات ، علاقمند به شطینت های نوجوانی، کوهنوری و جست و خیز و مهمانی و .... هست ، آن آقا کار و تفکر و مطالعه ، فلیم و موسیقی و گوشه ساکت خانه جهت استراحت را بیشتر می پسندد. همچنین دیدگاه آقا توام با تجربه و احتیاط است و دیدگاه دختر نوجوان ریسک و فعالیتهای نو و بدیع است. ۴ ) نکته مهم بعدی اینست که علاوه بر سن شناسنامه ای باید به سن و بلوغ عقلی، اجتماعی، فرهنگی و ظاهر وی نیز توجه کرد. بعضی وقتها دختری ممکن است ۳ سال از پسری بزرگتر باشد، اما با نشاط و انرژی است. و علاقمندیها و تمایلات مشترکی با پسر دارد. لذا علاوه بر سن تقویمی، لازمست که به ظاهر ، طرز فکر و نگرش هم توجه عمیق شود. ۵ ) نحوه تفکر پسر و دختر ، نسبت به اختلاف سنی در ازدواج ( بزرگتر بودن دختر از پسر)، بسیار مهم است. اگر پسری از همان اول با تردید به بزرگتر بودن خانمش بیندیشد. او آمادگی دارد که بعدا با کنایه اطرافیان به هم بریزد و این مسئله را مرتب به رخ خانمش بکشد. اما در برابر پسری که درگیر این گونه مسائل نیست به سادگی از کنار این مسئله می گذرد. همچنین دختری که به این مسئله (سن زیاد) حساس هست. بعدا هر مسئله را در رابطه اشان به خودش و سن بالایش نسبت می دهد. که این از آسیب پذیریهای چنین ازدواجهایی هست. ۶ ) نظر پدر و مادر عروس و داماد هم در این زمینه از آنجا مهم است که ممکن است با سخت گیریهای خودشون منجر شوند که دختر و پسر نظرشان کم کم به هم عوض شود. اگر پسر و دختری به شدت تحت نفوذ والدین خودش هست. معمولا نمی تواند خارج از نظر آنها ، دست به چنین ازدواجی بزند.
پیشنهاد ازدواج دادن بی شك یكی از مهمترین و بزرگترین گامهایی میباشد كه تا به حال برداشته اید. شما خواهان آن هـستـید كه در آن لحظه همه چیز عالی و بـه بـهتـریـن نحو پیش رود و از آن مهمتر كه میخواهید پاسخ وی مثبت بـاشـد! ایـن نكـات را هــنگام دادن پیشنهاد ازدواج مد نظر قرار دهید تا شانس موفقیت شما افزایش یابد: ۱) مطمئن گردید كه فرد مناسبی را برگزیده اید: واضح است نه! امــا حـقـیقت امر آن است كه ازدواج چیزی نیست كه بخواهید بـخاطـر انــگیــزه هــای آنــی وارد آن گردید. ممكن است شما دیوانه وار همدیگر را دوست داشته باشید اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زیاد دوام نخواهد آورد و یا آنكه ارزشهای شما با ارزشهای همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردی كه میخواهید با وی ازدواج كنید تردید دارید، بهتر است بیشتر درباره آن بیاندیشید. ۲) مطمئن شوید هر دوی شما آمادگی دارید: پیـش از آنـكه پیـشنهاد ازدواج دهید درباره آن كه در زندگی بدنبال چه اهدافی میباشید، حتــی اهداف ۵۰ سال آینده خود با یكدیگر صحبت كنید. هر چه بیشتر بــا یـكدیگر در مــورد آن چـه بــرای شـما حائز اهمیت میباشد گفتگو كنید بیشتر متوجه آن میگردید كه آیا با یكدیگر تفاهم و سازگــاری داریـد یــا خیر. همچنین باید از لحاظ مالی آمادگی داشته باشید. اگر شما قادر نیستــیـد كــه مخارج خود را تامین كنید، بهتر است نامزدی خود را به تعویق بیاندازید. ۳) از پدر و مادر وی اجازه بگیریـد: شـما ابـتـدا باید بدانید كه آیا اگر پـیش از ازدواج با پدر و مادر وی مشورت كرده و اجازه بخواهید، آنها را خوشنود میسازد یا خیر. ایـن نـكته شـایـد عـجیـب بـــنظر آید اما شما كه نمی خـواهید پـدر زن و مادر همسر آیـنـده خود را برنجانید؟ این عمل برای آنكه دلشان را بدست بیاورید بسیار موثر خواهد بود. ۴) بطریقی پیشنهاد بدهید كه خوشایند وی باشد: به پیـشنهاد ازدواج هـمچون یك هدیه به بانوی زندگی خود بنگرید. آن را بـطریقـی طـرح ریزی كنید كه باب میل و سلیقه وی بوده و مطابق با شخصیتش باشد. آیا وی رومـانتـیـك اسـت و یـا اهـل تـفریح و شوخ طبعی؟ آیا میل دارد بطور محرمانه از وی خواستـگـاری كنـیـد و یا روی دیــوار درخـواست خود را بنوسید؟ ۵) در باره هدیه دادن به وی تصمیم بگیرید: بـرای دختـرهـا و زنـان هیچ چیز مبهوت كننده تر از یك هدیه غیر منتظره و غافلگیر كننده حلقه برلیان نمی بـاشد. امـا اگـر تـوان مالی شما اجازه این كار را به شما نمیدهد، برای یك حلقه مناسب بودجه شما كفایت میكند. اما حتما پیش از آنكه حلقه را خریداری كنید از نوع سلیـقه وی اطلاع یابـید. ایـن كار را میتوانید با سوال كردن از دوستان و یا خانواده وی و یـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتی كه وی استفاده می كند انجام دهید. اما بسیاری از دختران تـمایـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال باید به خواسته های وی احترام بگذارید. ۶) مطمئن گردید پاسخ وی مثبت میباشد: هنگامیكه پیشنهاد ازدواج میدهید، بـاید مطمئن باشید كه پاسخ وی &#۰۳۹;&#۰۳۹;بله&#۰۳۹;&#۰۳۹; خواهد بود. شما میباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه كافی صحبت كرده و كــامـــلا از آن چه طرف مقابل از یك شریك زندگی بلند مدت انتظار دارد، آگاهی یافته باشید. درست است كه میخواهید پیشنهاد ازدواج شــما برای او سورپریز باشد اما نباید بی مقدمه دست به این كار بزنید. ۷) افراد زیادی را از قصد و تصمیم خود آگاه نسازید: شـما مـمكن اسـت وسوسه شوید كه قصد خود را با دوستان و خانواده خود در میان بگذارید. امـا عـاقلانه تر آن است كه این خبر را تنها با یكی دو تا ازدوستان و یا نزدیكان صمیـمــی خود در میان گذاشته و به آنها اطمینان داشته باشید كه رازدار و محرم اسرار شما میباشند. ۸) پیشنهاد خود را از حفظ نكنید: صرفنـظر از آنـكه كـجـا و چــگـونــه پــیشنهاد ازدواج می دهــید، باید آن با نهایت صداقت و ابراز عشق حقیقی شما نسبـت بـه وی هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرفهایی كه میخواهید به او بـزنــید یادداشت بردارید اما دقیقا آنها را از بر نكنید. در آن لحظه به وی بگویید كه چرا وی یـك فرد استـثـنایی بـوده و چـرا شما خواهان آن میباشید كه باقی عمر خود را با وی سپری كنید. بـایـد جملات شما از دلتان برآید او میخواهد با یك مرد ازدواج كند و نه یك ربات! ۹) مكان و زمان مناسب را بیابید: مكانی كـه پیـشـنهاد ازدواج مـی دهـید می تواند: رسـتوران، پارك، سینما و یا لب دریا باشد.اما بهتر است مكانی انتخاب گردد كــه بــرای هر دوی شما خاطره انگیز بوده و شما را به یاد خاطرات گذشته بیندازد. فـاكتور زمان نیز بسیار مهم می بـاشــد اگر وی شرایط سختی را سپری می كند، اگر خسته و یا گرفتار دغدغه های شخصی و شغلی خود میباشد و یا آنكه از دست كسی عصبـانـی اسـت، زمان مناسبی برای این كار نمیباشد. ۱۰) او را دستپاچه نكنید: شما ممكن است بخواهیـد پیـشنـهاد خود را برای جهانیان فریاد بزنید و یا حداقل برای همسایگان مجاور خود! امـا مـراقب باشیـد اشـتـیاق بـی حد شما كار دستتان ندهد. اگر وی شخص درونگرا بوده و از آن كه مـركز تـوجـه دیـگـران واقع گردید بیزار میباشد، بهتر است این كار را بطور خصوصی با وی در میان بگذارید. ۱۱) انتظار همه نوع پیشامدی را داشته باشید: صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ریزی ها، امكان دارد امور دقیقا آن طوری كه شما و یا وی تصور میكردید پیـش نرود. خود را برای واكنشهای احتمالی آماده كنید.او مـمكن است دستپـاچـه شـده و یا هیجان زده گـردد و یـا آن كه كاملا آرام و بی تفاوت باقی بماند. وی ممكن است بگوید: بله-خیـرو یــا شاید. شمـا مـمكن است تصور كنید وی را كاملا می شناسید امـا از پـیـش داوری و آنكه پاسخ وی چگونه خواهد بود پرهیز كنید چون ممكن است مایوس گردید. ۱۲) اگر پاسخ وی منفی بود مایوس نشوید: هـمـواره احـتـمال آن كـه وی نه بگوید وجود دارد. اما دلسرد نشوید با او صحبت كنید و علت عــدم آمـادگـی وی را جـویا گردید. وی ممكن است تـنـها بـه زمـان بـیشتـری نـیـاز داشتـه بـاشـد و یا آن كـه اصلا وی دختر مناسبی برای شما نباشد. اگر این طور باشد بهتر است همین حالا پی بـه آن بـبـرید تا آنكه پس از ازدواج. ۱۳) خیلی زود و یا خیلی دیر پیشنهاد ندهید: زمـان معـیـنـی برای پیشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت ۲ هفته از آشنایی خـود بـا وی پـیشـنــهاد ازدواج ندهید! زمان پیشنـهاد ازدواج هنـگامی اسـت كـه شـمـا بـــرای مــدتــی كافی به یكدیگر متعهد شده باشید. همچنین زیاد وقت را تلف نكنید شجاع باشید و حـرف دلتان را بزنید. اگر هم خیلی هم كمرو می باشید، می تـوانـید پیــشنهاد خود را در قالب نامه برای دختر مورد علاقه خود ارسال كنید.
عروس خانمهای جوان و تازه دامادهای عزیر باید پس از ازدواج، شرایط روحی والدین را درک کنند زیرا پدر و مادر به علت محبتی که به فرزند خویش دارند، در ماههای اولیه (پس از ازدواج) از این که فرزندشان را فردی مستقل و غیر نیازمند بهخود میبینند، ناخودآگاه آزرده خاطر میشوند و ممکن است واکنشهای غیر معقولی از خود نشان دهند. زوجهای جوان بهتر است با ملاطفت و احترام بیش از پیش، به آنها محبت و توجه کنند تا والدین بهتدریج به شرایط جدید عادت کنند و چنان در پر کردن خلاء عاطفی آنها موفق باشند که بهجای جدا شدن فرزندشان، فرزند دیگری نیز یافتهاند. یکی از گلههای رایج بیشتر عروس خانمهای جوان این است که شوهرشان در حضور پدر و مادر و حتی خواهرانش به او بی اعتنائی کرده و مثل غریبهها با وی رفتار میکند در حالی که در خانه مرد بسیار خونگرم و با محبتی است. اگر خانمها به جای احساسی برخورد کردن، کمی منطقی باشند و این مسئله را ریشهیابی کنند به راحتی در مییابند که این رفتار شوهر می تواند چند علت داشته باشد. دلیل اولیه و اصلی که شاید اصلاً بهچشم بسیاری از خانمها نیاید، همانا حیای مردان است. گرچه ممکن است مردان در مهمانیهای دوستانه خیلی صمیمی، راحت و حتی گاه پررو بهنظر بیایند اما در حضور والدین دچار حجب و حیای خاصی میشوند زیرا نمیخواهند در حضور پدر و مادر (با توجه کردن به همسرشان) نشان دهند که عشق جدیدی پیدا کردهاند و دیگر به والدین توجه و محبت سابق را ندارند. اگر عروس خانمها کمی دندان روی جگر بگذارند و تحمل کنند به مرور زمان این مشکل شوهر نیز حل خواهد شد. البته خانوادهٔ شوهر هر چه سنتیتر باشد این حلقههای وابستگی محکمتر است و برای گذر از این مرحله زمان طولانیتری لازم است بهخصوص اگر مادر شوهر بیوه باشد و وابستگی شدیدی به پسر خویش داشته باشد. متأسفانه بسیاری از ما، بهرغم ادعاها و معقول بودن در امور شغلی و کارها، در امور زناشوئی به یک کودک لجباز تبدیل میشویم که گوئی هیچ بوئی از عقل و منطق نبردهایم. در حالی که لازمه زندگی مشترک موفق، درک شرایط یکدیگر و تلاش برای ایجاد تفاهم است. نباید هر مشکل کوچکی را به معضل تبدیل کنیم و از آن گرهی ناگشودنی پدید آوریم. البته آقایان نیز باید نقش مهمی را در این ماجرا ایفاء کنند و جهت گذر از این مرحلهٔ وابستگی، موظف هستند در مقابل صبوری و تحمل خانمها که از بزرگواری آنهاست، هرچه سریعتر بر احساس خجلت و شرمشان فائق آیند و در حضور والدین، رفتار شایستهای با همسر خویش داشته باشند. آنها هر قدر هم که خود را مدیون زحمات پدر و مادر بدانند، نباید به همسرشان بیاحترامی کنند یا او را در جمع خانوادگی خود، نادیده بگیرند. برعکس باید بکوشند به همسر خود احترام بگذارند و در جمع خانوادگی با صمیمیت و به گرمی، همسرشان را مخاطب قرار دهند تا حس اعتماد و امنیت او را تقویت کنند. آقا داماد عزیز، عروس خانمی که به تازگی در جمع شما وارد شده، کمی احساس ناامنی میکند پس با شرکت دادن هرچه بیشتر او در مکالمهها و فعالیتهای جمعی، کمک کنید تا جایش را در خانوادهتان باز کند. با این رفتار خردمندانه نه والدین خود را میرنجانید نه همسرتان را که قرار است از این به بعد، یک عمر شریک زندگی شما باشد. آقای تازه داماد عزیز، به رفتار همسر جوانتان در جمع خانوادهٔ خودش به دقت نگاه کنید و ببینید او چه راحت و صمیمانه با شما حرف میزند و چگونه با احترام و محبت از شما نام میبرد. ببینید چه شیرین زبانی میکند تا آرام آرام شما را با والدین، خواهر و برادرش صمیمی کند. از این رفتار او درس بگیرید و خودتان نیز مقابله به مثل کنید. مطمئن باشید که زندگی شیرینی انتظارتان را میکشد. زن و مردی که روحیه یکدیگر را بهخوبی بشناسند و بدانند که در موقعیتها و وضعیتهای مختلف روحی، چگونه باید با هم رفتار کنند، زندگی زناشوئی موفقی خواهند داشت.
زندگی توأم با عشق و محبت در کنار همسر، مهمترین فاکتور ایجاد آرامش روحی است. مطالعات اخیر پژوهشگران حاکی از آن است که افراد متأهل نسبت به کسانی که مجردند زندگی شادتری دارند.این مطالعات نشان میدهد، ازدواج موفق یکی از مهمترین فاکتورهای کاهش افسردگی محسوب میشود.بر این اساس افرادی که با همسرشان زندگی توأم با عشق و محبت را تجربه میکنند از آرامش روحی قابل توجهی برخوردارند.
قبل از ازدواج،گل فروشی مکانی آشناست و زیاد بهش سر می زنیم؛بعد از ازدواج،برای عروسی دیگران و عیادت بیمار، به اجباریه سری به گل فروشی می زنیم. قبل از ازدواج،نگاهها خیلی پرمعنا و زیباست؛بعد از ازدواج،حتی حوصله نگاه کردن نداریم. قبل از ازدواج،از کشف بیشتر طرف مقابل،عقاید و افکارش لذت می بریم؛بعد از ازدواج،با شنیدن و دیدن این ناشناخته ها وحشت می کنیم. قبل از ازدواج،به طرزی ماهرانه،مودب و مهربون و ایده آل هستیم؛بعد از ازدواج،توقع داریم اگر ما هر طوری که هستیم،طرف مقابلمون مودب و مهربون باشه. قبل از ازدواج،خانواده همسر رو دوست داریم و احترام می گذاریم؛بعد از ازدواج،تبدیل می شن به مادرزن و مادرشوهر. قبل از ازدواج،شبها با یاد محبوب می خوابیم و اینکه فردا چه کار کنیم که خوشحالش کنیم؛بعد از ازدواج،قبل از اینکه فکری کنیم خوابمون می بره. قبل از ازدواج،به حافظ و کتابهای شعر خیلی سر می زنیم که حداقل چند بیتی از اونها رو با عشق نثار معشوق مون بکنیم؛بعد از ازدواج،مونس مون می شه،روزنامه،تلویزیون،برگه های قسط وامها و ... قبل از ازدواج،از دست محبوب،نون خشک خوردن لذتی وافر داره؛بعد از ازدواج،وقتی سر سفره می شینیم،اول یه ایراد می گیریم(حتی کوچولو)بعد شروع به خوردن می کنیم. قبل از ازدواج،هر جایی که باشیم و اسم محبوبمون رو بشنویم،با تمام وجود ،گوش می شیم؛بعد از ازدواج،این جور موقع ها سعی می کنیم،حواسمون رو با یه چیزی پرت کنیم. قبل از ازدواج،سعی می کنیم برای تبریک مناسبتها نفر اول بشیم؛بعد از ازدواج،می گیم:همین که کار می کنم و ... یعنی اینکه... قبل از ازدواج،برای هم میوه پوست می گیریم،با هم غذا می خوریم حتی توی یه بشقاب؛بعد از ازدواج،یکی مون ساعت ۰۰/۸ و اون یکی ساعت ۰۰/۱۲شام می خوره،می گیم :اگر میوه می خوای توی یخچاله... قبل از ازدواج،به همدیگه می گیم:تا تو رو دارم،هیچ مشکلی برام بزرگ نیست و همه چی رو با هم حل می کنیم؛بعد از ازدواج،وقتی از مشکلات خسته می شیم، می گیم:اگر می دونستم زندگی مشترک یعنی این، اصلا هیچ وقت... قبل از ازدواج،توی جمع های دوستانه و مهمونی ها از متاهل ها می شنویم:ازدواج نکنی ها،ببین الان چقدر راحتی ؛بعد از ازدواج،توی جمع های دوستانه و مهمونی ها،خودمون این حرفها رو به مجرد ها می گیم. قبل از ازدواج،تمام فیلمهای جدید سینماها رو می بینم و رستورانهای مختلف رو امتحان می کنیم و یکی شون رو پاتوق مون می کنیم؛بعد از ازدواج،خسته ایم ،وقت نداریم،باید پولمون رو پس انداز کنیم و می گیم:حالا بعدا... قبل از ازدواج،فدای بشقابی می شیم که محبوب مون توش غذا خورده،فدای پله های مترو می شیم که محبوبمون روش پا گذاشته...؛بعد از ازدواج،دیگه حتی یادمون می ره فدای مهربونیهاش بشیم. قبل از ازدواج،دلاویزترین شعر جهان\\"دوستت دارم\\"رو بارها می گیم و می شنویم؛بعد از ازدواج،اگر خلافش بوجود اومده باشه،نمی تونیم به زبون بیاریم و دوست نداریم،خلافش رو بشنویم. ازدواج روشی است،برای عشق ورزیدن،گرامی داشتن،تجلیل و ستایش هر روزه از همسرتان و همچنین صورتی از ابراز تعهدتان در قبال یکدیگر.... ازدواج بارانی پاک که از آسمان نیالوده می بارد تا طبیعت خداوندی را بارور و متبرک سازد.
۱) سعی كنید بیشتر از آن كه در انتظار دریاٿت چیزی از همسرتان باشید، چیزی به او ببخشید. اگر هدٿ شما ایجاد حس رضایت و خوشبختی در همسرتان باشد، مطمئن باشید ٿرصت های بی شماری برای رسیدن به این هدٿ پیدا خواهید كرد. در این صورت شما نیز از لطٿ و محبت همسرتان برخوردار خواهید شد. زیرا انسان ها همواره سعی می كنند خوبی های دیگران را جبران كنند. ۲) از همسرتان انتظارات غیرواقعی نداشته باشید. اجتناب از انتظارات غیرواقعی می تواند از بروز بسیاری درگیری ها، عصبانیت ها و سرخوردگی ها جلوگیری كند. انتظار نداشته باشید همسرتان كامل و بی نقص باشد. در ضمن هیچگاه او را با دیگران مقایسه نكنید. ۳) سعی كنید نسبت به همه چیز دیدی مثبت داشته باشید. ۴) به راه هایی ٿكر كنید كه می توانید همسرتان را نسبت به انجام كارهایی كه دوست دارید ترغیب كنید. اگر این روش مؤثر نبود روش های دیگر را امتحان كنید و به یاد داشته باشید كه تحسین و تعریٿ به موقع می تواند یك انگیزه قوی باشد. ۵) اهداٿ خود را طبقه بندی كنید و اٿكار خود را بر مهمترین هدٿتان یعنی داشتن یك محیط خانوادگی آرام و شاد متمركز كنید. ۶) هیچ گاه با همسرتان وارد جنگ قدرت نشوید؛ به جای این كار با او به تواٿق برسید. ۷) همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نكنید. در عوض سعی كنید روشی در پیش بگیرید كه از تكرار این اشتباهات جلوگیری كند. وقتی شما همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش می كنید، احساسات او را جریحه دار می كنید و باعث آزار او می شوید. ۸) اگر خدای ناکرده همسرتان به شما توهین کرد، سكوت كنید و با او مقابله به مثل نكنید. با این كار از بروز بسیاری از بحث های غیر ضروری جلوگیری می كنید. این لحظات به سرعت سپری خواهند شد و شما می توانید در زمان بهتری با همسرتان درباره رٿتارش صحبت كنید (البته این بدان معنا نیست که تصور کنید الزاماً باید با یک همسر بدزبان و بدخو کنار بیایید و همیشه تمام کج رٿتاری های او را تحمل کنید؛ این مشکل دیگری است و راه حل های دیگری دارد). ۹) در زمان حال زندگی كنید. اشتباهات و وقایع تلخ گذشته را ٿراموش كنید و سعی كنید شرایط زندگی امروزتان را تغییر دهید. ۱۰) همواره از همسرتان بپرسید: برای این كه زندگی ما شاد و دلپذیر باشد، من چه كاری می توانم انجام بدهم؟
جفری اچ لارسن (Jeffry H Larson) كارشناس مسایل خانواده می نویسد: طی پنج سال گذشته به بررسی و مرور نتایج ۶۰ سال تحقیق درباره عواملی پرداخته ام كه به تشكیل یك زندگی مشترك رضایت بخش و استوار می انجامد. این بازخوانی نشان می دهد كه ویژگی های شخصیتی خاصی وجود دارند كه می توان آن ها را قبل از ازدواج شناسایی كرد و از طریق آن ناموفق بودن یك ازدواج را پیش بینی نمود. حالا باید ببینیم این خصوصیات چه هستند و چه افرادی در فهرست «كسانی كه نباید با آن ها ازدواج كرد» قرار می گیرند. تحقیقات نشان داده است كه اگر شخصی بیش از حد افسرده، كمرو، مضطرب، متخاصم، تكانشی (كسی كه بدون فكر كردن عمل می كند) و یا در برابر فشارهای روحی آسیب پذیر باشد، برای ازدواج شخص مناسبی به نظر نمی رسد، ضمن این كه در چنین مواردی این فرد باید روان درمانی شود. در فهرست زیر به چند موقعیت و چند نوع از افرادی كه دارای ویژگی های نه چندان مثبت هستند، اشاره شده است و البته بهترین توصیه در چنین شرایطی، ازدواج نكردن است! ▪ اگر یكی از شما به طور خستگی ناپذیری چنین سوالاتی را مطرح می كند: «مطمئنی كه دوستم داری؟» یا «واقعاً برایت اهمیت دارم؟» (تیپ تأیید خواه). ▪ اگر زمانی كه با هم هستید بیشتر وقت شما به جر و بحث و مخالفت می گذرد. (رابطه عشق-تنفر) ▪ اگر با وجود این كه زمان بسیاری را با هم می گذرانید، واقعاً یكدیگر را به عنوان یك فرد نمی شناسید یا با افكار یكدیگر ارتباط برقرار نمی كنید. ▪ اگر با پدر و مادر خود رابطه خوبی ندارید و همسر آینده شما «درست شبیه» این والد نامطلوب شما است. ▪ اگر دلیل ازدواج شما، یافتن كسی است كه برایتان «مادری» یا «پدری» كند. ▪ اگر احساس می كنید كه تصمیم به ازدواج از طرف پدر یا مادر همسر آینده تان به شما تحمیل شده است. ▪ اگر مدام جملاتی مانند این در سرتان می چرخد: «شاید همه چیز بعد از ازدواج درست شود.» ▪ اگر فرد مورد نظرتان می خواهد كه همه دوستان قدیمی خود را ترك كنید و یك زندگی اجتماعی تازه برپا كنید. (تیپ مالكیت طلب). ▪ اگر او همه تصمیم های مهم در رابطه با شما را به تنهایی اتخاذ می كند و شما از این كار او بسیار ناخشنودید. (تیپ فرمانده) ▪ اگر او بارها «از كوره در می رود» و در كنترل خلق و خوی خود ناموفق است. ▪ اگر احساس می كنید برای ازدواج، توسط فرد مورد نظرتان تحت فشار قرار گرفته اید. ▪ اگر این فرد شما را از نظر روحی و عاطفی آزار می دهد. ▪ در نهایت سه توصیه برای شما دارم كه می توانند در جلوگیری از ازدواج با چنین ویژگی هایی مفید باشند: ۱) بیاموزید كه این ویژگی ها را در خود و دیگران تشخیص دهید و تا حد امكان قبل از ازدواج، درپی درمان آن باشید. به خاطر داشته باشید كه ازدواج مشكلات شخصیتی را حل نمی كند كه هیچ، در بسیاری از موارد آن ها را شدیدتر هم می كند. ۲) در سن پایین ازدواج نكنید. ۳) قبل از ازدواج به خوبی با شخص مورد نظر خود آشنا شوید.
«پیش از ازدواج چشم ها را خوب باز كنید و بعد از آن، كمی آن ها را روی هم بگذارید.» بی تردید در زندگی زناشویی دلخوری ها، شكایت ها و مشاجره ها بسیار است در غیر این صورت باید نگران ادامه زندگی بود، زیرا به یقین رابطه زوجین به سردی می گراید. در زندگی زناشویی روزهایی وجود دارد كه زن و مرد حرف هایی می زنند و یا كارهایی انجام می دهند كه موجب رنجش هم می شوند و در آخر نیز گاهی كار به جر و بحث شدید و... می كشد. یكی از دلایلی كه سبب می شود زن و شوهر نتوانند با یكدیگر به درستی صحبت كنند آن است كه زوجین فن گفت وگو را بلد نیستند و نمی دانند واقعاً مساله و مشكل زندگیشان كجاست؟ چه مساله ای در زندگی آنان به وجود آمده است كه زن و مرد را آزار می دهد. بنابراین نخستین گام برای رفع مشكل موجود، گفت وگو است. شروع صحبت باید به گونه ای باشد كه برای زوجین قابل قبول باشد. هنر گفت وگو شیوه ای دارد كه اگر به همه ظرایف آن توجه شود بی تردید پایانی خوش خواهند داشت ابتدا یادمان باشد در پی محكوم كردن همسرمان نباشیم. هیچ گاه جملات خود را چنین آغاز نكنید: «یادت هست كه دیروز یا دیشب به من چی گفتی؟» یا «تو چرا این طوری حرف می زنی؟» هیچ گاه به محض آن كه همسرتان وارد منزل شد با بحث های خسته كننده و تنش آمیز سر صحبت را باز نكنید. چنین شروعی بار منفی به همراه خواهد داشت و سبب جبهه گیری و بحث از سوی زن و مرد می شود. پس از این كه زمان برای گفت وگو مناسب شد نوبت به طرح صحیح مساله می رسد. به یاد داشته باشید در شرایط و زمانی مسایل خود را مطرح كنید كه همسرتان آمادگی شنیدن داشته باشد و همواره در ابتدای صحبت تاكید كنید قصد شما از مطرح كردن موضوع رفع سوءتفاهم است و جدال های بیهوده راه به جایی نمی برد. در این وضعیت و با طرح درست موضوع، همسرتان با دقت به مساله فكر كرده و با حوصله درباره آن صحبت می كند. باید یاد بگیریم كه مهم ترین مساله در ارتباط میان زن و شوهر این است كه چشم و گوشی برای دیدن و شنیدن مسایل یكدیگر داشته باشند. شرف، اخلاق و انسانیت زوجین به كار آید و زن و مرد بتوانند با صحبت و عدالت و انصاف به موضوع نگاه كنند. بكوشید ضمن طرح مساله، حرف هایتان را با زخم زبان، كنایه، تحقیر و تمسخر بیان نكنید زیرا وضع را از آنچه كه هست بدتر می كند. هرگز همسرتان را با دیگران مقایسه نكنید و چنانچه در هنگام گفت وگو خواست حرفی بزند مانعش نشوید گرچه برای حرف زدن شاید بهتر است آسیاب به نوبت باشد. سراپا گوش باشید. فرصت برای اظهارنظر به یكدیگر بدهید. با این رفتارتان ثابت می كنید او نیز حق و حقوق دارد همان طور كه شما! از طرفی همسر شما با حرف زدن تخلیه روانی می شود. وقتی گفته هایش تمام شد، آرامش و راحتی زیادی احساس خواهد كرد. مطمئن باشید كه خواهد گفت: «من هم حرفم را زدم» به این ترتیب امكان رسیدن به تفاهم فراهم می شود. همیشه به یاد داشته باشید كه من و شما قرار است هنگام بروز اختلاف از خودمان بهترین خلق و خوی و از همسرمان بهترین های رفتار را ببینیم نه «بد» و «بدترین» را!