کارشناسان پس از سال ها مطالعه درباره دلایل شکست ازدواج و آنچه به طلاق می انجامد، دریافته اند زمینه بیشتر اختلافات در همان جایی ریشه دارد که هرگز زوج ها به آن فکر نمی کردند، افکاری که ناخودآگاه در ذهن زوج ها وجود دارد و آن ها هرگز نمی فهمند که این افکار در درازمدت چگونه می تواند زندگی مشترک آن ها را به جدایی بکشاند. این مطلب را به نقل از سایت «مجله زنان امروز» بخوانید و در افکارخود، خودآگاهانه تامل کنید. ۱ ) خودخواهی افراط گونه؛ اغلب تضمینی برای هیچ زندگی مشترکی وجود ندارد. اما اگر می خواهید بدانید چه راهی زودتر یک زندگی مشترک را به شکست می رساند، مطلع باشید که کلید این موضوع در این جمله است: ازدواج برای خوشبختی من ضروری است.همه ما به کودکانمان یاد می دهیم که دادن بهتر از گرفتن است. اما اگر به رفتارهایی که در جامعه می بینیم نگاهی بیندازیم، به سرعت درمی یابیم که در شرایط فعلی گرفتن و دوباره گرفتن و دوباره گرفتن بهتر از هر کار دیگری است! گاهی اوقات رسیدن به مقصود به بهای کنار گذاشتن دیگران از مسیر است حتی اگر همسرمان سر راهمان باشد. همواره نیازهای آن ها باید برآورده شود و آن ها همواره باید در اولویت باشند. آن ها با خود می گویند نگران همسرم نیستم چون او از پس خودش بر می آید. این فکر باعث می شود، فقط به خودتان فکر کنید و نیازها و توقعات او را فراموش کنید. با این طرز فکر پذیرش این که آدم قبل از خودش به دیگری فکر کند برای شما سخت است. ۲ ) انتظار داشته باشید همه چیز آسان حل شود. در این حالت توقع ندارید هیچ اتفاقی در زندگی زناشویی تان بیفتد. غافل از این که چنین چیزی ممکن نیست. همواره عواملی وجود دارد که ممکن است سلامت روابط شما را به خطر اندازد، بنابراین برای این که مشکلات زندگی شما را به بن بست نکشد، بهترین کار این است که از سر راه کنار بروید و بگذارید زندگی و مشکلات آن روال خودش را طی کند. گرفتاری و مشکل هرکسی به نحوی بروز پیدا می کند؛ زوج هایی که خود را آماده بروز هر نوع مشکلی در زندگی مشترک کرده اند، اغلب می توانند از پس آن ها برآیند. آن ها در پناه این مشکلات قابلیت ها و توانایی های یکدیگر را بهتر درمی یابند و مشکلات باعث می شود پیوند بین آن ها عمیق تر شود. بنابراین اگر می خواهید بدانید چگونه روابط تان به سرعت نابود می شود، این طور فکر کنید که قرار نیست هرگز هیچ مشکلی بین شما و همسرتان و یا در زندگی مشترکتان رخ دهد. انکار مشکلات راه را بر هر راه حل در زندگی مشترک می بندد و به مرگ روابط منجر می شود. ۳ ) راه حل فوری بیابید. ساختن یک زندگی موفق به زمان و انرژی نیاز دارد. اما به دلایلی بیشتر مردم تصور می کنند که نباید برای بهبود روابطشان کاری بکنند چون همه چیز خودش درست می شود. مرهم فوری و سریعی برای هیچ زخمی در زندگی مشترک وجود ندارد. تقاضای تغییر همسر آن هم فوری و بدون فوت وقت همان طور که در مورد شما صادق نیست، درباره او هم غیرقابل انجام است. اگر مشکلی در روابطتان به وجود آمده است، آن را انکار نکنید، بی اعتنایی و غفلت آن را حل نمی کند. همسر خوب بودن نیاز به تغییر دارد و تغییر هم زمان می برد. برای آن هایی که از تغییر خوششان نمی آید، فرمول زندگی مشترک ساده است، وقت نگذارید، تغییر نکنید. تلاش نکنید و توقع داشته باشید اوضاع خودش درست شود. هرگز این اتفاق نمی افتد. هوشمند
نخستین وظیفه هنجارهای اخلاقی یک جامعه تنظیم روابط دو جنس مرد و زن بر پایه های مناسب آن است. انسانی ترین عمل تنظیم این روابط، همان ازدواج است که می توان آن را به عنوان اتحاد زن و مرد برای بهبود و پیشرفت آینده تعریف کرد. ازدواج توافق و پیوندی بین زن و مرد می باشد که زیر بنای آن یک نیاز بیولوژیکی و زیستی است و پیدایی خانواده معلول نیاز به دیگران و تداوم آن در گرو کارکردهای آن است.خانواده پایه و اساس اجتماع و سلول سازنده زندگی و در وسیع ترین مفهوم کلمه، خاستگاه اعضای خویش و پناهگاه آنان است. خانواده نهادی است که به اعضای خود احساس امنیت و آرامش می بخشد و طی هزاران سال، پایدارترین و موثرترین پایگاه حفظ ویژگی های فرهنگی و عامل انتقال آن ها به نسل های بعدی بوده است. از این رو تعریف دقیقی از زندگی مشترک در این مقوله از مفاهیم اساسی است. زندگی مشترک تنها در تامین و رفع نیازهای مادی، اقتصادی و تداوم نسل نیست بلکه حس مشارکت و تفاهم برای وسعت نگرش و امکان دست یابی به خدمت های بیشتر است. به بیان دیگر زندگی مشترک مبتنی بر قرارداد بین زن و مرد و ارضای نیازهای خود و به تبع آن انجام تمام کارکردهای آن شامل روحیه همکاری، تقسیم کار، تربیت و پرورش کودکان و ایجاد کانون مهر و عطوفت است.اما امروزه احساس امنیت و آرامش و روابط صمیمانه بین مرد و زن به سستی گراییده و خانواده به گونه فزاینده ای با نیروهای مخرب مواجه شده و تهدید مهمی برای سلامت جامعه به شمار می رود.طلاق، مهم ترین عامل از هم گسیختگی ساختار بنیادی ترین بخش جامعه یعنی خانواده است.اهمیت ازدواج در اسلام: تشکیل خانواده از بنیادهای خویشاوندی در هر جامعه به شمار می رود.در اسلام پیمان زناشویی و تشکیل خانواده اهمیت خاصی دارد و مسلمانان به این امر بسیار تشویق شده اند، ایجاد کانون آرامش و انس و الفت برای زن و شوهر و به وجود آوردن نسل جدید و پرورش فرزندانی سالم، از هدف های اصلی ازدواج وتشکیل زندگی شرافتمندانه است. ● علل و انگیزه طلاق: شاید مهم ترین عاملی که باعث افزایش میزان طلاق شده، پذیرش اجتماعی روز افزون این پدیده باشد.این تحمل فزاینده، نتیجه کاهش نگرش های منفی نسبت به طلاق در کشورهای مختلف است. گرچه طلاق همچنان به عنوان یک امر نامطلوب به نظر می رسد اما در بین عده ای گناهی غیرقابل بخشش جلوه داده نمی شود. شرایط نامساعد ازدواج و تشکیل زندگی مشترک براساس موارد غیرمعقول وغیرمنطقی از آغاز طلاق را در بطن خود دارد به نحوی که وقوع آن از همان ابتدا قابل پیش بینی است و حتی اگر به عللی زندگی مشترک تداوم یابد و به انحلال خانواده منجر نشود مصداق اصطلاح سوختن و ساختن را در بر خواهد داشت. ● عواقب و پیامدهای طلاق ▪ بزهکاری کودکان و نوجوانان، ناسازگاری ها و رفتارهای ضد هنجاری. ▪ فحشا به ویژه در نتیجه فقر و ناآگاهی. ▪ اعتیاد و استفاده از کودکان در توزیع مواد مخدر و دیگر فعالیت های غیرمجاز. ▪ پرخاشگری و ناسازگاری کودکان، فرار از منزل. ▪ افت تحصیلی، خودکشی زن یا شوهر یا حتی کودکان. ▪ کاهش میل به ازدواج در دیگر افراد خانواده به ویژه بچه های طلاق.
براساس تحقیقات انجام شده دلیل اصلی بروز طلاق به شرح زیر است: ۱) مشکلات مالی که بخشی از آن ناشی از هزینه های زیاد جشن و مراسم ازدواج است. ۲) نداشتن توافق اخلاقی و ناسازگاری های مرتبط که بیشتر به دلیل اختلافات سنی زیاد بین زوج ها پیش می آید. ۳) دخالت والدین در امور زندگی زوج های جوان که باعث بروز اختلافات و زمینه ساز جدایی آن ها می شود. ۴) کم توجهی به نیازهای عاطفی همسر ممکن است زمینه انحراف یا بروز بی اعتمادی را به دنبال داشته باشد. ۵) سوء ظن، عدم تمکین و پایبندی به مذهب، اعتیاد، زیاده طلبی، عجله در انتخاب همسر، کمی سن ازدواج، ناآگاهی و بی سوادی، تفاوت های فرهنگی، ازدواج مجدد، بیکاری، نداشتن مسکن و اختلاف در تعیین محل زندگی نیز جزو مهم ترین عوامل طلاق در خانواده هاست. ۶) بالا رفتن سطح توقع یکی از زوج ها بدون توجه به توان اقتصادی و اجتماعی همسر، زمینه کسب درآمد نا مشروع را فراهم می کند که خود باعث جدایی زوجین می شود. ۷) توجه بیش از حد به کسب درآمد و کم توجهی به نیازهای عاطفی اعضای خانواده از عوامل مهم در بروز اختلافات است.
طبق قانون، طلاق حق انحصاری مرد است و می تواند هر وقت که بخواهد زنش را طلاق دهد. اما اگر تقاضای طلاق از سوی زن مطرح شود، او باید مواردی هم چون بد رفتاری همسر، ندادن نفقه، اعتیاد یا زندانی بودن شوهر و... را اثبات کند. بسیاری می دانند که اثبات این موارد در دادگاه چقدر مشکل است. در بیشتر اوقات زن پس از چند سال دوندگی موفق به اثبات آن می شود. البته در این موارد نیز زنان برای رهایی از ظلم شوهر، اغلب مجبور می شوند مهریه خود را ببخشند. در طلاق هایی هم که با توافق زن و شوهر انجام می شود موارد بسیاری را می بینیم که زن تمام حقوق مالی خود را بخشیده تا توانسته به اصطلاح موافقت شوهرش را بگیرد، در بسیاری از موارد حتی هزینه های محضر و جاری شدن صیغه طلاق را نیز زن پرداخت کرده است. این در حالی است که حتی در قوانین شرع هم به روشنی ذکر شده است که طلاق خلصی، طلاقی است که اگر زن مهریه خود را ببخشد می تواند طلاق بگیرد، اما در قوانین موجود به دلیل این که رضایت شوهر هم علاوه بر بخشیدن مهریه اضافه شده، طلاق را برای زنان بسیار مشکل کرده است. مراجعه به دادگاه های خانواده نشان می دهد که حتی وقتی مردان می خواهند زن خود را طلاق دهند برای این که مهریه و حقوق زنان را پرداخت نکنند، چنان زن را تحت فشار قرار می دهند تا او به بن بست برسد و خود خواستار طلاق شود و از حقوق نا چیزش هم بگذرد. (مواد ۱۱۲۰، ۱۱۲۲ ،۱۱۲۳، ۱۱۲۹، ۱۱۳۰، ۱۱۳۳ ،۱۱۴۵ و ۱۱۴۶ قانون مدنی)
آشنایی اینترنتی دختر و پسری جوان که به ازدواج آنها منجر شده بود، عاقبت خوشی نداشت و پس از گذشت مدتی با جدایی آنها پایان یافت. صبح روز گذشته زنی به نام نسترن به شعبه ۲۶۶ مجتمع قضایی خانواده ونک مراجعه کرد و با ارائه شکوائیه یی خواستار جدایی از همسرش محمود شد. او به قاضی معافی گفت؛ چهار سال است که از شروع زندگی مشترکم با محمود می گذرد اما در این مدت یک روز خوش با او نداشتم. محمود قبل از ازدواج مرد خوش اخلاق و خوبی بود اما پس از اینکه زندگی مان را شروع کردیم بداخلاقی هایش را شروع کرد. خیلی سعی کردم او را تحمل کنم اما فهمیدم عصبی بودن محمود منشاء دیگری دارد. او گاهی خوش و سرمست بود و گاهی هم بداخلاق. پس از آنکه رفتارش را به دقت زیر نظر گرفتم فهمیدم شوهرم معتاد است. بعد از فهمیدن این موضوع تصمیم گرفتم از او جدا شوم اما برای این کار خیلی دیر شده بود چون من باردار بودم و نمی توانستم کاری انجام دهم. به ناچار صبر کردم. اما وقتی دخترم متولد شد با خودم گفتم شاید حضور این بچه بتواند زندگی مان را نجات دهد اما وضع هر روز بدتر شد. محمود که یک کارگاه کابینت سازی داشت به خاطر اعتیادش به کارهایش نمی رسید و پس از مدتی ورشکسته شد. تمام وقت او به مصرف مواد مخدر می گذشت. کم کم وضعیت مالی اش هم بحرانی شد. در چنین شرایطی تصمیم گرفتم هر طور شده از او جدا شوم. نسترن در پاسخ به سوال رئیس دادگاه که از او در مورد چگونگی آشنایی اش با محمود پرسید در حالی که سرش را پایین انداخته بود، گفت؛ آن زمان خام و بی تجربه بودم. قبل از ازدواج بیشتر اوقات فراغتم را با گشت و گذار اینترنتی و چت کردن سپری کردم. یک شب که طبق عادت آن زمانم در چت روم حضور داشتم با محمود آشنا شدم. مدتی از همین طریق با هم ارتباط داشتیم و سرانجام محمود از من خواستگاری کرد. من اطلاعات چندانی از او نداشتم و هرچه می دانستم براساس گفته های خودش بود. یک سالی بود که با هم چت می کردیم و من به محمود علاقه زیادی داشتم تا اینکه بالاخره با مهریه ۴۰۰ سکه بهار آزادی به عقد او درآمدم. اما نمی دانستم این آشنایی اینترنتی عاقبت خوشی ندارد. در پی اظهارات این زن قاضی معافی ضمن ثبت اظهارات او بررسی پرونده را به وقت دیگری موکول کرد.
رویداد طلاق یا تباهی یک رابطه میان زوجین با آمار بالایی در جریان است. آن لا ندرز در یک پژوهش در سال ۱۹۷۷ از خوانندگان خود سئوال کرد اگر بار دیگر بتوانید ازدواج کنید آیا همسر فعلی خود را انتخاب می کردید پس از ده سال، متجاوز از ۵۰۰۰۰ ۰ نفر پاسخ دادند که ۵۵ درصد ( بله) و ۴۵ در صد پاسخ (نه) را مطرح نمودند. در این راستا یافته های موجود نشان می دهند در روابط منجر به شکست افراد در دراز مدت به تدریج کشف می کنند که زمینه هایی بیشباهت به یکدیگر و این از آن جهت مهم است که براساس پژوهش های صورت گرفته بر جاذبه شباهت در نگرش ها ، اعتقادات،ارزشها ،شخصیت و ویژگیهای رفتاری نقش مهمی در اینکه دو فرد یکدیگر را دوست بدارند بازی می کنند و چنانچه افراد توجه دقیقی را به عوامل شباهت در آغاز ایجاد رابطه معطوف بدارند در ادامه زندگی زناشویی از بروز چنین مشکلاتی می توان اجتناب نمود. در این زمینه انتظارات نقش سنتی نیز موثر است به طور مثال در میان زوج هایی با مشاغل یکسان از نظر در آمد تعهد مردان به حرفه خود مشکل ساز نبوده در حالی که تعهد زن در این رابطه سبب بروز ناراحتی هایی برای همسرش می شود( نیکو لا و ها و کیز) ۱۹۸۶ حوزه هایی که در زندگی زناشویی عدم شباهت در آنها مسئ له ساز است عبارتند از..نگرش های مختلف راجع به هزینه زندگی و خرج کردن و رفع و رجوع امور بچه ها و تصمیم گیری در امور خانواده و انجام وظایف و امور خانه داری اگر در حوزه روابط جنسی نیز عدم شباهت دیده شود به عدم رضایت در امور زناشویی تبدیل می گردد.(پریزی بیلا ۱۹۸۵) (( رنجش )) یکی از عوامل گسستن رابطه دانسته شده است. در حوزه روابط زناشویی صدها فعالیت وجود دارند که می توانند زمینه بروز بخش میان زوجین را فراهم کنند. اما چرا برخی از زوجین در برابر رنجش از پا در می آیند در حالی که دیگران راهی برای غلبه بر آن پیدا میکنند. طبیعی آن است که از مشکل آگاهی یافته و در صدد یافتن روشی برای اجتناب از آن یا حل و فصل آن باشیم زیرا تکرار یکنواخت و مستمر زند گی می تواند به بروز چنین مشکلاتی منجر شود. نکته دیگر تغییر ارزیابی های متقابلی است که زوجین پس از ازدواج نسبت به هم مطرح می سازند. در بدو ازدواج زوجین تمایل دارند احساسات مثبت نسبت به یکدیگر داشته باشند که دامنه ای از محبت تا شهوت متغیر است ، آنان هر چه بیشتر در عادات روزانه یک رابطه در گیر شوند نه تنها از میزان انجام این رفتار های ظریف و دلپذیر کم می شود بلکه ارزیابی های منفی جایگزین آنها می گردد. در یک رابطه نزدیک هم زنان و هم مردان برای انتقاد کردن زخم زبان زدن ، غرولند کردن و یافتن اشتباهات دیگری آزادی عمل بیشتر را احساس میکنند. باز هم تا کید می شود که آگاهی از مشکل و اقدام آگاهانه برای اجتناب از بروز امری ضروری و مثبت برای بقای تداوم ازدواج است. که در این رابطه هم هر یک از زوجین از اهمیت خاصی بر خوردار است . در این راستا ضروری است که هر یک از آنها در آغاز زندگی مشترک نسبت به شباهت و عدم شباهت های میان خود واقع بین بوده و از بروز تعارض در هر یک از زمینه ها نظیر تربیت کو دکان ، وظایف خانه داری و صحبت کردن با یکدیگر بپرهیزند و در عمل از گفتههای خویش پیروی کنند .آنها نیازمند ند برای یافتن روش های موثر برای اجتناب از تنفر و ایجاد میل و رغبت به زندگی زناشویی خود تلاش کنند. طلاق هنگامی روی می دهد که روابط میان زوجین به شکست بینجامد. در این رابطه لوینگر (۱۹۸۰)سیر تحول یک رابطه را در گذر از پنج مرحله به شرح ذیل توصیف می کند: جاذبه نخستین، ایجاد رابطه،ادامه تباهی و خاتمه. یکی از معمو لی ترین مشکلات در رابطه زوجین حسادت است . هنگامی که یک فرد رقیبی را برای عواطف خود نسبت به کسی که خود او را دوست دارد در ک کرده و می بیند احساس تهدید نموده که این امر سبب ایجاد رنج در فرد می گردد. زیرا او پاداش ها یی که از رابطه دریافت می نموده را از دست می دهد. عزت نفس او تهدید میشود و در نهایت فرد مورد هجوم سیل تحلیل برنده ای از افکار احساسات و رفتارهای ناخوشایند که آنها را می توان تحت عنوان (حسادت)نامگذاری نمود قرار گیرد. حسادت مفرط در بردارنده اضطراب، ترس ،درد،خشم،ناامیدی در کنار نشانه های بیماری های جسمانی ای نظیر تنفر قلبی شدید و احساس خالی بودن شکم است.
طلاق و جدایی میان زن و شوهر با هر دلیل درست یا نادرستی که اتفاق افتد، عوارض و حاشیههای فراوان و اجتناب ناپذیری برای زن و مرد و بچهها دارد. در این میان بچهها بنا بر ویژگی آسیبپذیری بیشترشان و متناسب با سن و سال خود زیانها و خسارتهای زیادتری را پذیرا میشوند که برخی از آنها تاثیرات درازمدتی را بر جای میگذارد. اینکه طلاق زندگی مشترک دو انسان را متلاشی میکند و خیمه خانواده را فرو میریزد، واقعیتی تلخ و اجتنابناپذیر است... واقعیتی که پیامبر بزرگ ما (ص) از آن به عنوان پدیدهای بسیار ناگوار یاد میفرماید. درست مانند یک عمل جراحی در پزشکی که برای درمان و ادامه حیات بیمار ضروری است و مراقبت خوب پس از عمل به سلامت جسم و روان او و بهبود هر چه مطلوبترش کمک میکند. یکی از سوالاتی که احتمالا در یکی دو دهه اخیر در عرصه آسیب شناختی خانواده و طلاق همواره تکرار میشود این است که آیا جدایی والدین پس از یک دوران زندگی مشترک برای بچهها خسارتبار است؟ اما به نظر بسیاری از صاحبنظران سوال مهمتر این است که بنا بر چه دلایلی بچهها پس از جدایی پدر و مادر خود دچار مشکلات گوناگون میشوند، این مشکلات چیست و چگونه میتوان با آنها کنار آمد و بر آنها غلبه کرد؟ آیا همه بچهها به یک اندازه نسبت به جدایی والدین خود واکنش نشان میدهند؟ آیا همسرانی که با دلایل احساسی، خودخواهانه و غیرمنطقی بر جدایی از یکدیگر اصرار میورزند، دانش رفتار با بچهها را پس از طلاق دارند و نسبت به کاهش عوارض و حاشیههای جدایی والدین و تاثیر آن بر بچهها اندیشیدهاند؟ آیا فکر میکنند که با طلاق مسوولیت سنگین فرزند پروری از آنان ساقط میشود؟ بچههای طلاق چه تفاوتها و شباهتهایی با سایر بچهها ـ در خانوادههای معمولی ـ دارند؟ آیا آنان وضعیت بهتری را تجربه میکنند؟ آیا شباهتهای این دو گروه از بچهها بیشتر است یا تفاوتهای آنان؟ و خلاصه آیا نیازهای طبیعی و اساسی بچهها برای تامین بهداشت و سلامت همه جانبهشان در خانوادههای معمولی و طلاق یکسان است یا متفاوت؟ بنا بر ضرورت ابتدا به واکاوی آخرین پرسش بپردازیم تا یافتن پاسخ مناسب برای سایر پرسشها هموارتر شود. بر این باورم که بچههای طلاق و غیرطلاق از نیازهای طبیعی یکسانی برخوردارند، هر چند که این نیازها با جدایی پدر و مادر شکل پیچیدهتر و حساستری پیدا میکنند و مسوولیت سنگینی را بر دوش والدین جدا شده و سایر اطرافیان میگذارد.
با وجود اینکه بیشتر ازدواجها با عشق و علاقه و محبت طرفین صورت میگیرد ، اما در اکثر موارد مشاهده میکنیم که زن و مرد با تمام تلاشی که در جهت انجام دقیق وظایف خود دارند ، به مرور زمان، عشق و علاقهی بینشان کمرنگ و کمرنگتر شده و گاهی بهطور کامل محو میشود . به این نوع جدایی، اصطلاحاتی مانند طلاق عاطفی، طلاق روحی و روانی یا طلاق خاموش اطلاق میشود. با همهی سعی و تلاش همسران برای نرسیدن به مرحلهی جدایی، بسیاری از ازدواجها، منجر به طلاق رسمی شده و درصد بسیار بالاتری، به طلاق عاطفی منتهی میشود. گاهی دلایلی مانع جدایی رسمی همسران میشود بنابراین در شرایطی که زن و مرد از لحاظ روحی و روانی، علاقهای به ادامهی زندگی مشترکشان ندارند ، پس از یک دورهی طولانی مدت دعوا و جروبحث، از وضعیت عناد و دشمنی و تنفر گذشته و وارد موقعیت بیتفاوتی میشوند. اگر چه زوجین با هم زندگی میکنند ولی فقط جسم خاکی آنان با هم است و هیچ تعلق روحی و روانی نسبت به هم ندارند و در همین زمان، بیشتر انحرافات اخلاقی و آسیبهای اجتماعی و روحی و روانی پیش میآید و اما زوجها چه کارهایی میتوانند انجام دهند تا از عشق خود محافظت نموده و عواطف همدیگر را تقویت کنند؟ چه باید کرد که کار به اینجا کشیده نشود و زندگی همسران تا این حد سرد و بیروح نشود؟ برای پیشگیری از چنین آسیبهای خانوادگی ، به کار بردن تدبیرهای زیر توصیه میگردد: ▪ باید بدانیم دوست داشتن و عشق، آموختنی است. عشق بین زن و مرد ، مانند نهالی است که اگر از آن مراقبت به عمل نیاید ، خشک خواهد شد ، پس به این مساله اکتفا نکنید که یکبار ابراز علاقه، برای همیشه کافی است، بیشتر زوجها در طول روز حتی یکبار هم به صورت هم نگاه نمیکنند یا حرفهای تازهای برای گفتن ندارند. ▪ اگر زن و مرد با روانشناسی هم آشنا بوده و به تفاوتهای اخلاقی و رفتاری یکدیگر بهطور کامل واقف باشند ، در این صورت هیچگاه از رفتار طرف مقابل، سوء تعبیر نخواهد شد. سعی کنید حالات، روحیات، نیازها و توقعات همسرتان را بهخوبی شناسایی کنید و در تامین آنها بکوشید. یادگیری و به کار بردن مهارتهای گفتوگوی سالم در حل اختلافات خانوادگی، باعث میشود رنجشها در دل انباشته نشود و همهی دلخوریها، جای خود را به محبت و صمیمیت بدهد. ▪ زمانی را برای گفتوگو و ابراز محبت و تبادلنظر با همسرتان اختصاص دهید و این امر را در اولویت امور قرارداده و اشتغال و فرزند و... را بهانهای برای فرار از این موقعیت قرار ندهید. سعی کنید به مرور زمان، مدت گفتوگوی خصوصی را بیشتر، کنید. دقت نمایید که صحبتهای شما باید غیر از بیان گزارش کاری روزمره و بیان مشکلات تکراری و معمولی روزانه باشد. این صحبتها گرچه مهم هستند ولی آنها را به زمان دیگری در طول روز بسپارید و در این زمان، ارتباط نزدیکتری با همسرتان داشته باشید و حرفهایی از نوع حرف دل را بازگو کنید و در عین حال با همسرتان همدلی کنید. ▪ یادگیری و به کار بردن مهارتهای گفتوگوی سالم در حل اختلافات خانوادگی، باعث میشود رنجشها در دل انباشته نشود و همهی دلخوریها، جای خود را به محبت و صمیمیت بدهد. به علت ناآگاهی زوجها از روش گفتوگوی سالم، بیشتر صحبتها به مشاجره ختم میشود. ▪ سعی کنید هنگام صحبت، ابتدا به نکات مثبت همسرتان اشاره کنید ، خشمگین نشوید ، خود را نیز در ماجراهای پیش آمده مقصر معرفی کرده و قبل از هر چیز، شما عذرخواهی کنید و بیان کنید که منظورتان از صحبت کردن، فقط حل مساله و رسیدن به تفاهم میباشد. در ضمن، مانع حرف زدن همسرتان نشوید و به او هم فرصت اظهارنظر بدهید. ▪ هرگز صحبتهای خود را با طعنه، زخم زبان، کنایه و پایین آوردن شخصیت و حرمت همسرتان بیان نکنید. ▪ با همسرتان مقابله به مثل نکنید. سعی کنید همیشه شما پیشقدم شوید و با رفتار محبتآمیز، مهربانی را به او آموزش دهید. ▪ زوجین باید بیاموزند که توقعات و نیازهای خود را بدون نکوهش دیگری بیان کنند. ▪ نسبت به همسر خود ، نگرشی مثبت و مطلوب داشته باشید و به او همواره احترام بگذارید و محبت و عواطف خالصانهی خود را نثار او گردانید. از پیشداوری و تصمیمگیری براساس تصورات خود، پرهیز نمایید. ▪ باور داشته باشید که همسرتان انسانی منحصر به فرد و یک امانت الهی میباشد. او همان کسی است که در دوران نامزدی، آرزوی با او بودن را داشتید. ▪ خودتان برای زندگی تان تصمیم بگیرید و نگذارید بهخاطر رضایت خاطر اطرافیان، در تصمیمات منطقی خود دچار تزلزل شوید. تصور نکنید یک زندگی ایدهآل، زندگی است که در آن هیچ اختلافنظری نباشد و آرامش کامل بر آن حاکم باشد بلکه اختلافنظر همیشه وجود خواهد داشت؛ نکتهای که مهم است، نحوهی برخورد و حل اختلاف میباشد فراموش نکنید که اختلافات و تفاوتها، موجب تفاهم بین همسران میشود. ▪ اگر رنجشی قابل چشمپوشی میباشد، از آن بگذرید ولی اگر برایتان مهم است، هر چند که مسالهی کوچکی باشد، آن را به طرز صحیحی با همسر خود در میان بگذارید. ▪ همسرانی که بر سرهر مسالهی جزیی با هم مجادله دارند، به تدریج باید شاهد مرگ عواطفشان باشند. ▪ زوجهای شاد و بانشاط نسبت به زوجهای ناسازگار و ناراضی، عملکرد بهتری در ابراز علاقه و عواطف خواهند داشت؛ پس برای سلامت جسم و روح خود و همسرتان، وقت و انرژی صرف کنید. ▪ و در آخر بدانید اگر هدف، عشق و حفاظت از آن است، باید بهای این حفاظت را با گذشت و ایثار بپردازید.
ماندن در یک زنـدگی زناشویی بی عشق مخمصه ای غیر قابل تحمل است، امـا بـه ایـن مـعنـا نیست که حتماً چنین زندگی باید به طلاق منجر شود. حل مشکل ازدواجهای بی عشق نیاز به خوداندیشی برای ارزیابـی موقعیت، جرات و جسارت برای تصمیم گیری قاطع بـا همسرتان، و ابتـکـار عـمــل برای رویارویی با این واقعیت دارد کـــه طلاق ممکن است بهترین راه حل برای این ازدواج باشد اما قبل از اینکه سریعاً به سراغ آسان ترین راه حل بروید و برای طلاق تصمیم گیری کنید، باید اطمینان حاصل کنید که کاملاً منطقی درمورد این تصمیم فکر کرده اید. ماندن در یک ازدواج بی عشق و تصمیم گرفتن درمورد اینکه طلاق بگیرید یا نه فقط بر مبنای این واقعیت، سوء استفاده از فرصت است. این تصمیم برای طلاق مثل تصمیماتی که به خاطر سایر مشکلات موجود در زندگی های زناشویی مثل بوالهوس بودن فرد مقابل یا خیانت او، نیست. انتخاب طلاق وقتی صحبت از زندگی زناشویی خالی از عشق می شود، موقعیتی کاملاً متفاوت است. وقتی درمورد طلاق تصمیم می گیرید، این فرصت از نظر فردی خیلی در شما رشد میکند، چون شما در رابطه ای زندگی می کنید که خالی از هرگونه عشق و محبت است. اجازه بدهید کمی درمورد مسائل مربوط به چنین موقعیت هایی و رویکرد شما به آن صحبت کنیم تا شاید با توجه به این مسائل بتوانید بهتر ردر این رابطه فکر کرده و تصمیم بگیرید. ▪ مورد۱: عشق را آنطور که آن را می بینید تعریف کنید و ببینید آیا همسرتان هم در این رابطه با شما موافق است یا نه، حداقل تاحدودی. برای ارزیابی درست ازدواج های بی عشق، اطمینان یافتن از روشن و واضح بودن ایده و تفکر شما در مورد عشق، راه بسیار خوبی است که ببینید در زندگی چه چیز را از دست داده اید. و اگر ایده همسرتان درمورد عشق با شما مغایر باشد، تاحدی که هیچیک از شما نتواند در کنار هم عشق را تجربه کند، احتمالاً نیاز به مشاوره دارید تا ریشه بی عشق بودن رابطه تان مشخص شود. ▪ مورد ۲: قبل از اینکه به سراغ طلاق بروید، اول اطمینان یابید که واقعاً در زندگیتان هیچ نوع عشقی وجود ندارد. از خودتان بپرسید، "آیا واقعاً در زندگی زناشویی من عشقی وجود ندارد یا من خسته شده ام؟" زنده نگه داشتن عشق در ازدواج نیاز به رابطه بسیار قوی با خودتان و همسرتان دارد. دلایلی را که فکر می کنید زندگیتان خالی از عشق است را لیست کنید و ببینید این دلایل تا چه حد معقول و منطقی هستند و آیا نشان نمی دهد که کمی عشق در زندگیتان وجود دارد و می توانید برای بهبود وضعیت اقدام کنید؟ بی عشق بودن رابطه حتماً به این معنا نیست که همه چیز برای آن رابطه تمام شده است. ▪ مورد ۳: برحسب تعریف خود از عشق، ببینید که آیا تا به حال واقعاً عاشق بوده اید. بی عشق بودن زندگی زناشویی شما ممکن است همیشگی نبوده باشد. ممکن است در طول زندگی خود با همسرتان از فواید دیگری در گذشته بهره مند می شده اید که اکنون وجود ندارد و به همین دلیل است که از رابطه تان خسته شده اید. البته اگر زمانی در گذشته عاشق شوهرتان بوده اید، احتمالاً هر دوی شما آنچه را که باید برای حفظ این عشق انجام نداده اید. قبل از اینکه بخواهید اقدامی برای این زندگی بی عشق بکنید، ببینید که تفکر شما درمورد عشق با گذشت زمان چقدر تغییر کرده است. ▪ مورد ۴: ببینید آیا برای متاهل بودن حتماً نیاز دارید که زندگیتان سرشار از عشق باشد، و آیا نمی توانید شعله عشق را در زندگی زناشوییتان روشن کنید؟ این مورد یکی از مهمترین مسائل در تصمیم گیری شماست. خیلی از افراد علیرغم بی عشق بودن زندگی زناشوییشان آن را حفظ کرده اند چون فوایدی که از متاهل بودن نصیبشان می شده بسیار ارزشمندتر از نیاز آنها به عشق بوده است. این فواید میتواند خیلی چیزها باشد و می تواند از فقدان اعتماد به نفس، مسائل مادی، ترس از تنهایی و ... ناشی شود. اگر شما از آندسته از افراد هستید که برای متاهل بودن حتماً به عشق نیاز دارند، قبل از اقدام به طلاق، حتماً به روشن کردن شعله عشق در رابطه تان فکر کنید. اگر برای این تصمیم گیری با خود می جنگید، مطمئن باشید که رابطه تان ارزشش را دارد که فرصتی دوباره به آن بدهید. اگر از ته قلب درمورد فقدان عشق در رابطه تان با همسرتان گفتگو کنید، امکانش هست که ببینید او نیز با چنین مشکلی روبه روست.
اگر برای جدایی از همسرتان، تشکیل پرونده داده اید، باید مواظب باشید که طوری برخورد کنید که وضعیت آشفته خود را از آنچه که هست بدتر نکنید. شاید فرصتی پیش بیاید که خود شما بتوانید از تقاضای طلاق صرف نظر کنید. در این میان، چیزهایی که ممکن است در نظر شما بی اهمیت جلوه کند، ارزش زیادی پیدا می کند و حتی ممکن است در زندگی مشترک شما سرنوشت ساز واقع شود.به عنوان مثال ▪ ممکن است شما که قصد جدایی از همسرتان را دارید ، برای این که همسر خود را مقصر نشان دهید و دلسوزی و حمایت دوستان و فامیل را به خود جلب کنید، در مورد همسر خود نزد آنان بدگویی کنید. ممکن است در این میان عده ای فرصت طلب و دشمنِ دوست نما بخواهند از این فرصت استفاده کنند و بدی های همسر شما را از آنچه که هست بزرگتر جلوه دهند که این باعث می شود شما بیشتراز همسر خود بیزار شوید و فرار کنید اگر برای جدایی از همسرتان، تشکیل پرونده داده اید، باید مواظب باشید که طوری برخورد کنید که وضعیت آشفته خود را از آنچه که هست بدتر نکنید. شاید فرصتی پیش بیاید که خود شما بتوانید از تقاضای طلاق صرف نظر کنید. در این میان، چیزهایی که ممکن است در نظر شما بی اهمیت جلوه کند، ارزش زیادی پیدا می کند و حتی ممکن است در زندگی مشترک شما سرنوشت ساز واقع شود.به عنوان مثال ▪ ممکن است شما که قصد جدایی از همسرتان را دارید ، برای این که همسر خود را مقصر نشان دهید و دلسوزی و حمایت دوستان و فامیل را به خود جلب کنید، در مورد همسر خود نزد آنان بدگویی کنید. ممکن است در این میان عده ای فرصت طلب و دشمنِ دوست نما بخواهند از این فرصت استفاده کنند و بدی های همسر شما را از آنچه که هست بزرگتر جلوه دهند که این باعث می شود شما بیشتراز همسر خود بیزار شوید و فرار کنید اگر احساس کردید که همسرتان پشیمان شده او را مجبور نکنید که در مقابل آشنایان و دوستان اعتراف کند که اشتباه کرده چون ممکن است از فکر زندگی مجدد با شما منصرف شود و از روی لجبازی برای طلاق پافشاری کند ممکن است شما به خاطر وضعیت ناراحت کننده ای که به خاطر درخواست طلاق برای تان ایجاد شده ، خیلی پریشان و ناراحت شوید. این وضعیت ممکن است شما را نسبت به کارهای ضروری و شخصی روزمره بی تفاوت و بی علاقه کند. مثلاً ممکن است میل به غذا خوردن را از دست بدهید و آنقدر گرسنگی را تحمل کنید که دچار ضعف شوید و چون عقل سالم در بدن سالم است وقتی ضعف و گرسنگی غلبه کرد، دیگر فکرتان درست کار نمی کند و در نتیجه نمی توانید برای جدایی خود از همسرتان ، تصمیم درست و خردمندانه ای بگیرند ▪ بعضی از زوجین – شاید شما هم جزو این دسته باشید - برای رهایی از استرس و ناراحتی به خاطر طلاق ، بدون تجویز پزشک از داروهای خواب آور و مسکن استفاده می کنند که این داروها مسلماً اثر سوء ، بر جسم و اعصاب آنها خواهند داشت حتی ممکن است برخی از شما به جای صحبت با افراد متخصص و آگاه و دلسوز در مورد جدایی از همسر ، ارتباط خود را با دوستان و آشنایان کاهش دهید یا حتی قطع کنید. این انزوا و گوشه گیری به جای این که به شما احساس آرامش بدهد، بیشتر شما را آشفته و مضطرب خواهد کرد. چون وقتی انسان در شرایط دشوار و استرس زا قرار می گیرد ، رفت و آمد با کسانی که دوستشان دارد و یا قابل اعتماد هستند ، می تواند باعث احساس امنیت و آرامش شما شود ▪ معمولاً زن و شوهری که قصد جدایی از یکدیگر را دارند بارها و به طور مکرر با یکدیگر جر و بحث کرده اند و یا بارها دعوا کرده و با یکدیگر قهر کرده اند و چون بعد از هر دعوا یا قهر و آشتی نتوانسته اند یک راه حل مناسب برای مشکل خودشان پیدا کنند، فکر می کنند که زندگی مشترک غیرممکن و بی فایده است. در صورتی که چنین افرادی باید همیشه به یاد داشته باشند که همه دعواها و قهرها لزوماً منجر به طلاق نمی شود. چه بسا ممکن است که اگر با یک فرد با تجربه و متخصص در این مورد صحبت کنید، مشکلات شما رفع شود و از درخواست طلاق پشیمان شوید ▪ پای فرزندان بیگناه خود را به معرکه نکشید و آنها را مجبور نکنید که از شما دفاع کنند و به اصطلاح ، گروه بندی نکنید ▪ اگر احساس کردید که همسرتان پشیمان شده او را مجبور نکنید که در مقابل آشنایان و دوستان اعتراف کند که اشتباه کرده چون ممکن است از فکر زندگی مجدد با شما منصرف شود و از روی لجبازی برای طلاق پافشاری کند.