«در نمایشنامه کلاسیک مدهآ نوشته اوریپید، وقتی که از خیانت همسر خود با خبر میشود، فرزندانش را میکشد، آنها را تکه تکه میکند، در غذا میریزد و به خورد همسرش میدهد.» این اولین انتقام یک زن از یک مرد خیانتپیشه در ادبیات نمایشی جهان است که در آثار دیگر مکررا تکرار میشود. اما با ورود تفکر بشر به عصر روشنگری و شکهای دکارتی و اصالت پیدا کردن تجربه، عمل جای خود را به نوعی ذهنیگرایی صرف میدهد، آنگونه که هملت وقتی از خیانت مادرش نسبت به پدرش خبردار میشود توان هیچ عملی را ندارد. او شک میکند، در شک خود شک میکند و این بازی تا آنجا پیش میرود که خود او هلاک میشود. تاریخ پیش میرود و ذهنیگرایی همچنان تشدید میشود تا آنجا که به قول فوکو، واژه و چیز (شی) یکدیگر را گم میکنند. به نظر او دیگر برای نامیدن یک مفهوم هیچ واژهای وجود ندارد. بشر گرفتار نوعی از هم گسیختگی میشود و دیگر نه انتقام و نه خیانت در گفتمان پست مدرن معنایی ندارد. اما در عصر پست مدرن(!) خیانت هم میشود و من در جامعهای که در آن زندگی میکنم و در بین جوانان بسیار بسیار زیاد هم خیانت کردن و هم مورد خیانت واقع شدن را میبینم. حالا چه باید کرد؟ اگر کسی در رابطهاش با ما خیانت کرد چه باید بکنیم؟ ۱) اگر به شما خیانت شود بیشک ایراد از شماست؛ به این معنا که شما نظرباز خوبی نیستید. ۲) گیریم که به شما خیانت شود؛ شما حق انتقام گرفتن دارید، اما اگر ببخشایید بهتر است. چرا که هر انتقامی بیشک به خود شما هم حجمی از انرژی منفی وارد خواهد کرد. ۳) حالا گیریم که نخواهید ببخشید و بخواهید انتقام بگیرید. چه روشی باید اتخاذ کرد؟ به نظر من به شیوه مدهآ عمل کنید. نه، تعجب نکنید. منظورم این نیست که فرزندان (احتمالیتان!) را بکشید و به خورد یار سابق بدهید؛ بلکه منظورم این است که بر اساس مفهوم عمل مدهآ عمل کنید: از بین بردن فرزند و خوراندن آن به شوهر نمادی است از بازگشت به اصل و ریشههای سنتی و تجدید نظر در آن مفاهیم. فرزندان حاصل از همراهی جنسی جیسون و مدهآ حاصل یک هوس هستند، آنها نمادی از نوعی هوس زودگذرند که باید پاک شود و بازگشت به تعادل تنها از طریق از بین بردن هوس ممکن است. اساسا در تفکر یونان باستان فرزند نماد نوعی شهوترانی و قدرتطلبی است (درست و غلط آن پای خودشان). اوریپید در این نمایشنامه خود به شکل نمادین راه بازگشت به تعادل را از بین بردن هوس و بازتاباندن هوس به سوی دیگری است به این معنا که هوس عاشق خیانت پیشه را از بین ببرید و آن را به خود او بازگردانید. هر چند این درام با نقدهای عدهای از فلاسفه از جمله ارسطو و کانت روبرو شد، اما بعدها از جمله ریشههای ظهور مکتب فلسفی هنری رومانتیسیسم شد. به طور کلی تمام عاشقپیشههای تاریخ ادبیات، فرهنگ و هنر و اندیشه از شیللر و گوته بگیرید تا معاصرین، همه و همه به نوعی از تفکر اوریپیدی وام گرفتهاند؛ به این معنا میتوان گفت همه عاشقان دنیا بر این باور درست هستند که: «عشق را باید از هوس پالوده کرد» به این معنا برای انتقام گرفتن از هر خیانت پیشهای هم باید از هوس دور شد و پرهیزگاری پیشه کرد.
متاسفانه پدیده نکوهیده خیانت در برخی از مردان مشاهده میشـود که در نهایت موجبات تخریف روابط خـانـواده را فراهــم خواهـد آورد. در این قسمت به ۱۰ نشانه خیانت در مردان اشاره می کنیم. این علائم ممکن است شروع قصه ای غم انگیز باشد پس سعی نماییـد حـواس خود را بیشتر جمع کنید. ● افزایش ساعات کاری بیشترشدن مدت زمانی که بقول او بدلیل اضافه کاری یا جلسه سر کار میماند یکی از نشانه های مهم است. این فرصت خوبی است برای ملاقات و قرارهای عاشقانه. ● تفکر زیاد و خیره شدن بتازگی زیاد توی فکر است، معمولا” به یک نقطه خیره میشود و در افکار خود فرو رفته، آیا مشکل کاری دارد؟ با کـسی دعوایـش شده؟ اگر نـه پـس از خـواب خـرگوشـی بیدار شوید. ● کم حرفی و سرد مزاجی یکی از نشانه ها این است که او دیگر در خانه حرف نمی زند و یا بسیار کم حرف شده است، با شما به سردی برخورد کرده و احساسات شما را بی معنی می انگارد و دیگر حرفهای عاشقانه نمیزند. ● مخفی کردن موبایل و تلفنهایی بی جواب موبایلش را هیچگاه از خودش دور نمیکند ،هنگام زنگ خوردن بسرعت سراغش رفته و به آرامی صحبت می کند. تلفنهای مشکوک و مزاحم زیاد شده است. ● عدم تمایل به روابط جنسی در صورت وجود روابط پنهانی شـور و هـیجان همسر شما برای سکس از بین رفته و دیگر مانند گـذشـته تـمایـلی به داشـتن این روابط ندارد او سرد و بیتفاوت از کنار شما خواهد گذشت. ● اتهام به خیانت از قدیم گفتن “دست پیش بگیر تا پس نیـفتـی” و “کافـر هـمـه را بـه کیش خود پندارد”. بله او شما را به خیانت متهم می کند در حالی که هیچ دلیل و مدرکی ندارد. چون خود چنین افکاری درسردارد اینطور می انگارد که شما نیز به دنبال کج روی و تقلب هستید. انگ زدن های بی مورد، سوال پیج کردنهای پی در پی و بدون منطق می تواند نشانه مهمی برای خیانت در او باشد. ● جبهه گیری و پرخاشگری هنگامی که از او میپرسید “چرا دیر کردی؟” یا “چرا موبایلت خـامـوش بود؟” او با لحنی تند و چهره ای برافروخـته شـروع بـه توجـیه شـما می کـند و با اسـترس پاسخ سوال را می دهد. برای هر موضوع بی اهمیتی شروع به بهانه تراشی و تند خویی می کند. “آنکه از حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟” هر قدر پاسخها با لحن آرامتر و منطقی تر بیان شوند، احساس صحیح بودن آنها بیشتر تقویت خواهد شد و بالاعکس. ● احساس گناه و شرمندگی زیاد او بدلیل گناهی که در مورد شما مرتکب شده احسـاس گـناه و عذاب وجدان می کند بنابراین وقتی هدیه ای به او می دهید و یا کار غیر منتظره ای برایش انجام می دهید، چهره اش منقلب شده و علائم شرمندگی در چهر ه اش موج خواهد زد. ● تغییر شخصیت وشکل ظاهری نوع لباس پوشیدن او تغییر می کند، جملات جدید بیان می کند، حرکات متفاوت از او سر می زند، ساعت خواب و بیداریش تغییر می کند، غذاهای جدیدی طلب می کند. بـیـشتر حـمام مـی رود، مـوهای خـود را بـرخـلاف گـذشـتـه حـالـت داده و آغـشتـه بـه ژل می نماید. او می خواهد مطابق با میل دیگری رفتار کند، لباس بپوشد، حرف بزند، غذا بخورد و … ● افزایش ناگهانی ساعت کاری در اینترنت امروزه اینترنت و اسلحه بسیار قوی آن یعنی “چت” وسیله ای مطمئن و امن برای رد و بدل حرفهای عاشقانه و الـبته درد دل های شبـانه بــرای عشـاق تازه بـهـم رسیده و یا نرسیده تلقی می گردد. گـذراندن سـاعتهای متـمادی شـوهرتان را در جـلـوی کامپیوتر بحساب انجام کارهای اداری و استفاده عـلمـی او از کامـپـیوتر نـگذارید و کمـی بیـشتر حواستان را جمع نمایید. ● نتیجه: گرچه نـشـانه های ذکر شـده به هیـچ عنـوان دلیـل قطعی برای خیانت مردان محسوب نمیگردد، دانستن آنها برای پیشگیری از خیانت پیش از وقوع مفید می باشد. فضای خانواده خود را با صداقت و صمیمیت گرمتر و جذاب تر نمایید.
غم انگیز ولی واقعی. در روابط زناشویی چیزی بنام یک “رابطه کامل” وجود ندارد و متاسفانه با این که شما تصور میکنید همسرتان بسیار به شما علاقمند است احتمال خیانت او وجود. بخاطر داشته باشید: زنان بسیار نکته بین و دقیق هستند و درصورت خیانت مانند یک تبهکار حرفه ای ردی از خودشان باقی نمی گذارند بنابراین شما باید خوب حواستان را جمع کنید. در زیـر ۱۰ نشانـه اصلی که ممکـن است ( نه لزوما” ) دلیـل خیـانت یـک زن باشد را می خوانید: ۱) فاصله گرفتن و جدایی از خانواده این واقعیت که او دیگر علاقه ای به رسیدگی امور خانواده ندارد و تمایلش را به برقراری رابطه با خـانـواده و دوسـتان شما از دسـت می دهد، مـی تواند دلیـل بر پشیمانی و ندامت ناشی از خیانت باشد. او ممکن است بخاطر خیـانـتش احسـاس گنـاه کـرده و روبرو شدن با دوستان یا خانواده شما او را به یاد گناهانش بیندازد.بنابراین هرچقدر او در صداقت و درستی قوطه ورتر شود، بهمان اندازه مجبور بتحمل عذاب وجدان کمتری خواهد شد. ۲) افزایش پرخاشگری و ستیزه جویی آن روزهای تفاهم و همدلی و رضایت که با هم داشتید به پایان رسیـده. اخیرا او با هر کار شما شروع به مشاجره و شکایت پـرداخـتـه و از هـر بـهـانـه ای بـرای نـزاع و تخریب شخصیت شما استفاده میکند. نق زدنها به او کمک می کند تا احساس گناه را از بین برده و یا حداقل کمترکند. بنابراین اگر عیب جوییهای او از شما بصورت یک عادت درآمده کمی دقت کنید ببینید چه اتفاقی در حال افتادن است. ۳) دوستی با فردی جدید یک از نشانه های شروع خیانت قرار گرفتن فردی جدید در سر راه اوست که ممکن است از طرف او “همکار” یا “دوست قدیمی” اطلاق شود. او از بیان جزئیات دوستی با فرد جدید خودداری کرده و سعی در پوشاندن آنها دارد. ۴) ممانعت از پاسخگویی به سؤالات ساده هـمیشه نسبت بفردی که حتی از پاسخگویی به ساده ترین و منصفانه ترین سوالات شما سرباز می زند و یا سـوالات شما را از خودتان می پرسد ( این امر نشانگر یافتن یک جستجوی ذهنی برای دروغگویی است ) ضنین و مشکوک باشید. هشیار باشید در مورد دیر آمدن ها به خانه و ایـنکه او با غرولند در جواب سوال شما می گوید: ” چرا می خوای بدونی کی از محل کارم خارج شدم؟”. اگر او به سوالاتی که همیشه عادت داشـت داوطـلبـانـه و با رقبـت پاسـخ دهـد ولی اکنـون با حالت تدافـعی و جبـهه گیرانه علاقه ای به جواب دادن آنها ندارد، بـدانید که او چـیزی ( یا کسی….) را از شما پنهان میکند. ۵) ایجاد تغییرات در عادت ها اگر او سرش جای دیگری گرم باشد ، بطور قطع متـوجه تـغییراتـی در انـجام عـادتها و کارهای روزمره اش خواهید شد. دیگر تمایلی به سینما رفتن وجود ندارد و صحبتی از شرکت در کلاسـهای آموزشـی نمی شـود. معمولا” مـردان دوسـت دارند با مـعشـوقه جدیدشان ملاقات کنند و این امر موجب غفلت و بازماندن از انجام مشغولیات گذشته می گردد. ۶) افزایش آرایش و آراستگی هـمانگونه که خود شما در ابتدای ارتباطتان سعی در نشان دادن محاسن خود به یکدیگر داشتید، اکـنون او نـیز بصورت ناگهانی اصرار در آرایش بیشتر و تغییر لباس و دگرگون کردن ظاهر خود برای فردی دیگر دارد. ۷) افزایش استقلال و خودکامگی یک نشانه مهم کج روی این است که او از نـهاد دو نـفره خـانواده جدا شده و به سمت خودمختاری پیش می رود. او دیگر نمی گوید “ما” می گویـد “من” بعلاوه کار خودش را انجام می دهد و تمایلی به مشورت در مورد اندیشه های آینده زندگی ندارد. او طوری رفتار میکند که به شما بفهماند دیگر نیازی به نگهداری شما ندارد. ۸) ایجاد تحـولات ناگهـانی، عـدم تمایـل و سربازدن در آمیزش همـچنین ارضا نشدن مانند گذشته، می تواند نتیجه درمیان بودن فرد دیگری باشد. ۹) افزایش مشغولیتها او میگوید دیگر وقت انجام فعالیت های فوق برنامه را با شما ندارد با اینحال وقتی که “دوستش” با او تماس می گیرد همان لحظه حاضر و آمـاده شده و بـیرون می رود. او بسیار زیاد برای “کار” از خانه خارج می شود. ۱۰) بی تفاوتی و بی اهمیتی چه چیزی بدتر از این اســت که همسـر شـما تقریبا در مـورد همه چیز نق بزند؟ به نظر می رسد بدتر این باشد که او دیگر توجه نکند که حتی شـما یک مـوجود زنده هستید. همانـطور که نشـانه شــماره ۹ ( بهانه جویی و گیـر دادن سر هر موضوع ) یک نــشـانه خیانت محسوب میگردد بر عکس آن هم یعنی بی اهـمیتـی در انجام کارهای شما نیز دلیلی محکم است. دیگر برای او فرقی نمیکند که شما کجا میروید و چه کار می کنید. اگر عقیده خود را مثلا” در مورداحساس خود و یا ظاهر او ابرازکنید با جوابی سرد مواجه خواهید شد. بعبارت دیگر او همـان اندازه اهمیتی که شما برای موضوعات مختلف قائل هستید، قائل نخواهد بود بخصـوص که آن موضـوع مسـتقیما” در رابـطه شـما تاثیر گذار باشد. واقعیت گرا باشید: با این فکر که همسرتان هیچ وقت به شما خیانت نمی کند، خودتان را فریب ندهید و از طرف دیگر فورا” او را متهم به خیانت نکنید. اگر هـمسر شما دارای یک از نشانه های فـوق بـود، دلـیل بر ایـن است که احتـمـالا” چیـزی در این رابطه غلط می باشد و لزوما” دلیلی بر اتهام نهایی نیست. در هر حال بـا خـواندن ایـن مقاله فرصی مناسب برای شما پیش می آید تا بـتـوانید برخورد و دیدگاه منطقی تری نسبت به مسائل داشته باشید. موضوع مهم تر اینکه اجـازه نـدهید آنچه که ممکن اسـت تنها یک حس حسادت در شما باشد باعث تخریب افکارتان در مورد همـسرتان شود چرا که اشتباه انگاری و نتیجه گیری زود هنـگام ممکن اسـت یک رابطه را برای همیـشه از بین ببرد پس همه حقایق را پیش از روبرو شدن با وی درنظر داشته باشید.
آیا اصلا خیانت وجود خارجی دارد یا قالبهای اجتماعی و فرهنگی و اخلاقی از پیش تعریف شده آن را به ذهن انسان تحمیل میکند ؟ چرا خیانت میکنیم ؟ چه عواملی ما را به این سمت میبرند ؟ آیا در دنیای امروز اصلا ممکن است که از این عوامل اجتناب کنیم ؟ آیا اخلاق انسانی به ما اجازه میدهند که بخواهیم مالک جسم و ذهن دیگری باشیم و مهمتر از آن آیا دو موجود انسانی با تمام ظرفیتها و محدودیتهایشان میتوانند تمام نیازهای همدیگر را برطرف کنند؟ و یک سوال مهم دیگر؛ آیا این فرضیه که چهره خیانت در دنیای امروز از حالت صرفا مردانه خارج شده و اتفاقا وجه زنانه آن در حال پررنگ شدن است قابل اثبات است ؟ خیانت بنظر من زیرپا گذاشتن تعهد در حالیکه پارتنرمون نسبت به اون آگاهی نداره. حالا بسته به نوع تعهدی که با پارتنرمون داریم خیانت نسبیه. یعنی ممکنه در فرهنگی یا طبقه خاص اجتماعی یه عملی خیانت محسوب بشه ولی همون عمل در فرهنگی دیگر و رابطه ای دیگر خیانت نباشه. اما سوالات پرسیده شده در رابطه با خیانت جنسی و اون هم به همسر در یک ازدواج قانونی هست. بنظر من آدم با ازدواج مالک جسم و ذهن دیگری نمیشه، بلکه فکر می کنم در واقع جسم و ذهن خودش رو با جسم و ذهن دیگری شریک میشه و کسی از طرفین سر خود حق نداره شخص ثالثی رو وارد این شراکت کنه. اما خیانت هست و کم هم نیست. گستردگی خیانت بیشتر در مردان هست و در زنان تازه کم کم در شهرهای بزرگ شیوع پیدا می کنه. مهمترین سوال اینه که چرا خیانت می کنیم؟ دلایلی که باعث خیانت میشه با توجه به فرهنگ و زندگی و جنسیت متفاوته. اما بطور کلی میشه همه این ها رو در دو دسته بزرگ جا داد. نخست تنوع طلبی و عدم مسئولیت پذیری و بی قید بودن و دومی عدم ارضا توسط همسر چه روحی و چه جسمی. در دسته نخست اصلا این بحث مطرح نیست که طرفین قادر به ارضای همدیگه هستن یا نه. بلکه کسی که خیانت می کند به دنبال ماجراجویی و هیجانات تازه است. البته این مورد شاید فقط در مردان باشه و زنها معمولا هنگامی که ارضا بشن به خیانت فکر نمی کنند بر عکس مردانی که حتی با داشتن احساسی خوب از کنار همسر بودن، دست رد به ماجراجویی نمی زنند. نیما یوشیج در یکی از نامه هایی که به عشقش "عالیه" می دهد این موضوع رو اذعان می کنه: " عزیزم می نویسی با دوازده دختر دوست هستم ؟ به من بگو در سینه ام دوازده قلب وجود دارد ؟کدام هوس بازی می تواند در میان محبت های شدید دوام پیدا کند ؟ انسان آب را می ماند : وقتی حواسش مثل جرعه های این مایع لطیف جمع شد ، به یک جا سوق پیدا می کند . بدون تردید هر کس یک گل را بیش از گل های دیگر دوست دارد . زیرا سلیقه با همه ی جهات مطابقه نمی کند و محال است ذهن در اعمال خود به یک طرف بیش تر متوجه نشود. عالیه ! باور نمی کنی آن گل تو باشی ؟ ..." در واقع مردان زیادی در جامعه هستند که براحتی می توانند چندین نفر رو دوست داشته باشند، هر چند شاید یکی را بیشتر. اما دسته دوم کسان که خیانت می کنند، کسانی هستن که در زندگی با همسرشون از لحاظ روحی یا جنسی ارضا نمیشن. اینکه چرا ارضا نمیشن می تونه دلایل مختلف داشته باشه. چند تا از دلایلی که من به ذهنم می رسه می تونه این ها باشه: ۱) عدم انتخاب صحیح همسر باشه. داشتن عشقی کور یا ازدواج اجباری یا عدم شناخت می تونه به یه انتخاب ناصحیح ختم بشه. ۲) رشد شخصیتی و اجتماعی یکی از طرفین در حالیکه دیگری به شخصیتی ثابت رسیده، خیلی از خانواده ها رو میشه دید که در شروع ازدواج کاملا با هم تفاهم داشتن ولی به دلایل مختلفی مثل ادامه تحصیل یکی باعث رشد شخصیتی او بشه در حالیکه دیگری درجا می زنه. اونوقت به جایی می رسن که می بینن نمی تونن همیدگه رو از لحاظ روحی ارضا کنند. مثال دیگه می تونه کار کردن مرد در جامعه که باعث رشد اجتماعی او میشه و کارکردن زن در خونه و انزوای او از جامعه پیرامون باشه. ۳) عدم اطلاع رسانی و اموزش صحیح در جامعه درباره ارتباط جنسی هم می تونه باعث عدم ارضای کامل دو طرف بشه. در حالیکه حرف زدن از دستگاه جنسی مرد و زن در جامعه یک تابو به شمار میره و مرد و زن معمولا چیزی از بدن یکدیگز و نحوه ارضای دیگری نمی دانند. ۴) تکراری شدن و دلایل زیادی که من به ذهنم نمی رسه. اینکه میشه از این عوامل اجتناب کرد یا نه، برای منی که هنوز وارد این عرصه نشدم و شاید آرمانی فکر می کنم جوابش مثبت باشه و قاطعانه بگم که میشه اجتناب کرد ولی مطمئنا ازدواج برای هر فرد تجربه منحصر به فردی به شمار میره که تا قبل از اینکه وارد اون بشی، معلوم نیست که چه اتفاقاتی بیفته. بحث خیانت رو فهمیه خذر حیدری اینجا شروع کرد. کامنت ها رو حتما بخونین
وفادار بودن برای مرد مشکل نیست بلکه غیر ممکن است! یک زن برای یک مرد آفریده شده اما یک مرد برای زندگی با همه زنها»! این نظریه از آن هانری دومنترلان فرانسوی است. او در ادامه می گوید:« مرد اگر به تاریکی میپرد و به زنش خیانت میکند تقصیر خودش نیست؛ تقصیر خلقت و طبیعت است که همه عوامل خیانت را در او به وجود آورده است. "دومنترلان معتقد است که مردان بعد از دو سال زندگی زناشویی نمی توانند به همسر خود وفادار بمانند. از نظر این دانشمند، زنان به دلیل طبیعت متفاوتشان می توانند با بی وفایی همسرشان کنار بیایند و برای این مدعا زنان فرانسوی را مثال می زند و می گوید:« در فرانسه اگر شوهری مرتکب خیانت شود زنش احساس نارضایی نمیکند یا عصبانی نمیشود؛ زیرا به خودش دلداری میدهد که او فقط جسمش را با خودش نزد دیگری برده نه روح و احساساتش را، روح و احساساتش مال من است». ▪ دکتر راسل لی ، استاد زیست شناسی نیز بر این باور است که قناعت مرد به یک زن ازنظر کمیت خیانت به نسل بشر است؛ زیرا بسنده کردن مرد به یک زن نسل او را ضعیف می کند ولی نسل در چند همسری قوی و نیرومند می شود. ▪ ویل دورانت، طبیعت مرد را ذاتا چند همسری می داند و می گوید:« فقط نیرومندترین قیود اخلاقی، میزان مناسبی از فقر، کار سخت و نظارت دائمی همسر می تواند تک همسری را به مرد تحمیل کند». برخی پزشکان هم «پولیگام» بودن مرد- تنوع دوستی و تعدد خواهی- و « منوگام» بودن زن- انحصار خواهی و یکه شناسی- را یک امر بدیهی می دانند و دلیلشان هم این است که درمرد میلیون ها سلول «اسپرم» تولید می شود در حالی که زن در دوران آمادگی جز یک تخمک در تخمدان تولید نمی کند». بعضی ها هم همچون « آنیتا لوس » می گویند که مردها همیشه «موطلایی ها»( کنایه از زنان بد) را به یاد می آورند! ▪ اما متفکران و دانشمندان اسلامی نظری غیر از این دارند. استاد مرتضی مطهری، نظر متفکران غربی را رد کرده و در این باره می گوید:« این توصیف از طبیعت مرد به هیچ وجه صحیح نیست. الهام بخش این متفکران دراین عقیده اوضاع خاص محیط اجتماعی آنها بوده نه طبیعت واقعی مرد. البته ما مدعی نیستیم که زن و مرد از لحاظ زیستشناسی و روانشناسی وضع مشابهی دارند؛ بر عکس، معتقدیم زیست شناسی و روانشناسی مرد و زن متفاوت است و خلقت از این تفاوت هدف داشته است و به همین جهت نباید تساوی حقوق انسانی زن و مرد را بهانه برای تشابه و یکنواختی حقوق آنها قرار داد. از نظر روحیه تک همسری نیز قطعا زن و مرد روحیههای متفاوتی دارند.زن طبعا تک شوهر است و چند شوهری بر ضد روحیه اوست؛ نوع تمنیات زن از شوهر با چند شوهری سازگار نیست. اما مرد طبعا تک همسر نیست؛ به این معنی که چند زنی بر ضد روحیه او نیست. چند زنی با نوع تمنیاتی که مرد از وجود زن دارد ناسازگار نیست». ▪ استاد مطهری بر این باور است که عوامل خیانت را محیط های اجتماعی در مرد به وجود میآورد نه خلقت و طبیعت!او مسئول خیانت مردان را محیط اجتماعی می داند و می گوید:« عوامل خیانت را محیطی به وجود میآورد که از یک طرف زن را تشویق میکند تمام فنون اغوا و انحراف را برای مرد بیگانه به کار ببرد و هزار و یک نیرنگ برای از راه بیرون رفتن او بسازد و از طرف دیگر به بهانه اینکه یگانه صورت قانونی ازدواج تک همسری است، صدها هزار بلکه میلیون ها زن آماده و نیازمند به ازدواج را از حق زناشویی محروم میکند و آنها را برای اغوای مرد روانه اجتماع میسازد». ▪ شهید مطهری تاکید می کند که در مشرق اسلامی، پیش از آن که آداب و رسوم غربی ترویج و گسترش پیدا کند ۹۰ درصد مردان، تک همسر واقعی بودند و زوجیت اختصاصی به مفهوم واقعی کلمه بر اکثریت قریب به اتفاق خانوادههای اسلامی حکمفرما بود؛ به این معنا که مردها تنها یک زن شرعی داشتند و با رفیقه و معشوقه هم سرگرم نبودند. از سوی دیگر، بسیاری از علمای علم اخلاق هم گرایش و رغبت مردان به بیش از یک زن را ناشی از زیاده خواهی و عدم ثبات اخلاقی مرد دانسته و آن را یک ضعف اخلاقی تلقی می کنند.
غم انگیز ولی واقعی. در روابط زناشویی چیزی بنام یک "رابطه کامل" وجود ندارد و متاسفانه با این که شما تصور میکنید همسرتان بسیار به شما علاقمند است احتمال خیانت او وجود. بخاطر داشته باشید: زنان بسیار نکته بین و دقیق هستند و درصورت خیانت مانند یک تبهکار حرفه ای ردی از خودشان باقی نمی گذارند بنابراین شما باید خوب حواستان را جمع کنید. در زیـر ۱۰ نشانـه اصلی که ممکـن است ( نه لزوما" ) دلیـل خیـانت یـک زن باشد را می خوانید: ● فاصله گرفتن و جدایی از خانواده این واقعیت که او دیگر علاقه ای به رسیدگی امور خانواده ندارد و تمایلش را به برقراری رابطه با خـانـواده و دوسـتان شما از دسـت می دهد، مـی تواند دلیـل بر پشیمانی و ندامت ناشی از خیانت باشد. او ممکن است بخاطر خیـانـتش احسـاس گنـاه کـرده و روبرو شدن با دوستان یا خانواده شما او را به یاد گناهانش بیندازد.بنابراین هرچقدر او در صداقت و درستی قوطه ورتر شود، بهمان اندازه مجبور بتحمل عذاب وجدان کمتری خواهد شد. ● افزایش پرخاشگری و ستیزه جویی آن روزهای تفاهم و همدلی و رضایت که با هم داشتید به پایان رسیـده. اخیرا او با هر کار شما شروع به مشاجره و شکایت پـرداخـتـه و از هـر بـهـانـه ای بـرای نـزاع و تخریب شخصیت شما استفاده میکند. نق زدنها به او کمک می کند تا احساس گناه را از بین برده و یا حداقل کمترکند. بنابراین اگر عیب جوییهای او از شما بصورت یک عادت درآمده کمی دقت کنید ببینید چه اتفاقی در حال افتادن است. ● دوستی با فردی جدید یک از نشانه های شروع خیانت قرار گرفتن فردی جدید در سر راه اوست که ممکن است از طرف او "همکار" یا "دوست قدیمی" اطلاق شود. او از بیان جزئیات دوستی با فرد جدید خودداری کرده و سعی در پوشاندن آنها دارد. ● ممانعت از پاسخگویی به سؤالات ساده هـمیشه نسبت بفردی که حتی از پاسخگویی به ساده ترین و منصفانه ترین سوالات شما سرباز می زند و یا سـوالات شما را از خودتان می پرسد ( این امر نشانگر یافتن یک جستجوی ذهنی برای دروغگویی است ) ضنین و مشکوک باشید. هشیار باشید در مورد دیر آمدن ها به خانه و ایـنکه او با غرولند در جواب سوال شما می گوید: " چرا می خوای بدونی کی از محل کارم خارج شدم؟". اگر او به سوالاتی که همیشه عادت داشـت داوطـلبـانـه و با رقبـت پاسـخ دهـد ولی اکنـون با حالت تدافـعی و جبـهه گیرانه علاقه ای به جواب دادن آنها ندارد، بـدانید که او چـیزی ( یا کسی....) را از شما پنهان میکند. ● ایجاد تغییرات در عادت ها اگر او سرش جای دیگری گرم باشد ، بطور قطع متـوجه تـغییراتـی در انـجام عـادتها و کارهای روزمره اش خواهید شد. دیگر تمایلی به سینما رفتن وجود ندارد و صحبتی از شرکت در کلاسـهای آموزشـی نمی شـود. معمولا" مـردان دوسـت دارند با مـعشـوقه جدیدشان ملاقات کنند و این امر موجب غفلت و بازماندن از انجام مشغولیات گذشته می گردد. ● افزایش آرایش و آراستگی هـمانگونه که خود شما در ابتدای ارتباطتان سعی در نشان دادن محاسن خود به یکدیگر داشتید، اکـنون او نـیز بصورت ناگهانی اصرار در آرایش بیشتر و تغییر لباس و دگرگون کردن ظاهر خود برای فردی دیگر دارد. ● افزایش استقلال و خودکامگی یک نشانه مهم کج روی این است که او از نـهاد دو نـفره خـانواده جدا شده و به سمت خودمختاری پیش می رود. او دیگر نمی گوید "ما" می گویـد "من" بعلاوه کار خودش را انجام می دهد و تمایلی به مشورت در مورد اندیشه های آینده زندگی ندارد. او طوری رفتار میکند که به شما بفهماند دیگر نیازی به نگهداری شما ندارد.
زنی نزد شیوانا آمد و گفت که شوهرش به او خیانت میکند و پنهان از او با دیگران ارتباط دارد. شیوانا از زن پرسید: از کجا این قدر مطمئنی!؟ زن با اطمینان گفت:من زن هستم و به طور غریزی میتوانم از روی رفتار و صدا و نگاه همسرم پی به درون او ببرم. شیوانا سری تکان داد و گفت: آیا همسرت در خیانت به تو بیپرواست یا ینهانی این کار را میکند!؟ زن با تعجب به شیوانا نگاهی کرد و پاسخی داد: خوب معلوم است که پنهانی است. او حتی هر نوع رابطهای را با بقیه انکار میکند و معتقد است که من دچار وسواس بیش از حد شدهام و بیدلیل در کار او دقیق میشوم اما من نمیخواهم وقتی کار از کار گذشت و جوانی و سرمایههایم از دست رفت. او دستش را رو کند. شیوانا دوباره سرش را تکان داد و گفت:وقتی تلاش میکنی تا او را غافلگیر سازی. آیا برای لحظه غافلگیری و بعد از آن برنامهای داری!؟ زن فکری کرد و پاسخ داد: خوب! به او میگویم که خیلی ناجوانمرد است و لیاقت زنی مثل من را ندارد و بعد شاید اگر او دست از این کارهایش بردارد به خاطر بچههایم با او زندگی کنم و شاید هم او را رها سازم. در این مورد فکر نکردهام! شیوانا تبسمی کرد و گفت: اگر او غافلگیر شد و شرم و حیایش ریخت و دیگر از تو خجالت نکشید و در مقابل تو دست به خیانت زد. آیا در این شرایط زندگی سختتر است و یا الان که پنهانی دست به این کار میزند! در ثانی تو هر لحظهای که اراده کنی میتوانی او را رها کنی و پی زندگی خودت بروی! زن کمی سکونت کرد و سپس پاسخ داد: گیج شدهام. یعنی شما میگوئید تظاهر به سادهلوحی کنم و بگذارم او به فرییش ادامه دهد و طوری وانمود کنم که انگار حرفهایش را باور کردهام. این مسأله چه فایدهای دارد؟ شیوانا با لبخند گفت: اگر این فرض را همیشه در ذهن خود حفظ کنی که همواره میتوانی او را رها کنی و پیکار خود بروی! پس این توانائی را پیدا میکنی که نقش یک همسر زود باور را ایفا کنی و این امکان را برای فرزندانت فراهم سازی که احساس کنند پدری دارند وفادار به خانواده و مادری که هرگز به او خیانت نمیشود. به این ترتیب تو این امکان را برای فرزندانت فراهم ساختهای که مثل بچههای دارای پدران وفادار بزرگ شوند و آینده نیکی پیدا کنند. تو هم با خیال راحت از پنهان کاریهای همسرت میتوانی در حاشیه به جمعآوری پول و ثروت لازم برای زمان رهائی و جدائی و زندگی مستقل با فرزندانت بپردازی. اگر با گذشت زمان همسرت پشیمان شد و به زندگیاش بازگشت. چه بهتر! تو ضرری نکردهای. اما اگر بالاخره روزی پا را از مرز فراتر گذاشت و بیپروائی پیشه کرد دیگر غافلگیر نمیشوی و این امکان را برای او فراهم ساختهای که خودش با دست خودش اوضاع را به نفع تو رقم زند. هیچکس هم در نهایت تو را سرزنش نمیکند. در واقع اگر میبینی همیشه در زندگی کسی مقابلت نقشی غیر از آنچه هست را بازی میکند بهترین واکنش این است که چنان رفتار کنی که انگار نقش قبول نمودهای. بعدها او وقتی میخواهد چهره واقعی خود را به تو نشان دهد. تو باز هم در آن زمان باید چنان وانمود کنی که چهره جدیدش را هم قبول داری. در واقع با این برخورد به مرور زمان این تصور را که ابله و سادهلوح هستی از او میگیری و تصویر انسانی فوق هوشمند و مقتدر را در ذهن او حک میکنی. همه انسانها از روبهرو شدن با موجودات فراهوشمند وحشت دارند و در مقابل افراد فوق هشیار دست و پایشان میلرزد. انسانی که با وجود اطلاع از واقعیت هر دو نقش، خودش را به بیاطلاعی میزند و بدون واکنش تنها تماشاچی نقش بازیهای طرف مقابلش است خیلی قویتر و اثرگذارتر از فردی است که دایم تظاهر به مچگیری و زرنگی میکند. اگر دایم به رخ نقشآفرینان مقابلمان بکشیم که دستشان را خواندهایم و رودست نمیخوریم. در واقع آنها را وادار ساختهایم تا نقشهائی به مراتب پیچیدهتر و مرموزتر به خود بگیرند و لاک دفاعی خود را محکمتر کنند. زن لحظهای سکوت کرد و آنگاه پرسید: و اگر همسرم بیگناه بود!؟ شیوانا تبسمی کرد و گفت: و تو در این دوران شک و تردید هیچ کار خطائی مرتکب نشدهای که سزاوار مجازات بوده باشی! همه چیز همانطور پیش میرود که وفق مراد توست!
خیانت، زیانآورترین عمل در یک ارتباط است که نه تنها منجر به صدمههای غیرقابل جبران به طرفین میشود، بلکه اعتماد و اطمینان کسی که مورد خیانت قرار گرفته شده را نیز نسبت به افراد دیگر از بین خواهد برد. بهطور معمول نارضایتی از مسائل گوناگون در یک رابطه باعث خیانت میشود، ولی در کل هیچ عذری برای این عمل نکوهیده پذیرفته نیست و باید از آن دوری نمود. خوشبختانه در جامعهی ما بهدلیل فرهنگ و آداب و رسوم غنی و اصیل ایرانی، تعداد زنانی که به شوهران خود خیانت میکنند، بسیار اندک است. در زیر برخی از دلائل خیانت زنان را میخوانید. ۱ـ ماجراجوئی و حسادت: بهنظر میرسد پستترین دلیل برای انجام خیانت، حس ماجراجوئی و برانگیخته شدن احساسها بر اثر حسادت نسبت به شوهران زنان دیگر میباشد. این نوع انگیزهها به طور معمول در زنانی که به نوعی دارای مشکلها و کمبودهای روانی در زندگی میباشند، دیده شده و خوشبختانه دارای تعداد بسیار اندک است. ۲ـ ارضاء نشدن جنسی: مشکل برطرف نشدن نیاز جنسی هم از جمله مواردی است که گاهی توسل به پدیدهی نکوهیدهی خیانت را در برخی زنان موجب میشود. امروزه با پیشرفت علم پزشکی، بسیاری از مشکلها و کمبودهای جنسی چه در مردان و چه در زنان بهراحتی قابل درمان میباشد. ۳ـ پول و وضعیت اقتصادی: با کمال تأسف، برخی از زنان بهدلیل این که شوهر آنها دارای وضعیت مالی خوبی نیست و به مقدار کافی به آنها پول پرداخت نمیکند، فقط و فقط بهخاطر پول (و نه عشق) برآورده شدن نیازهای مادی خود، سمت دیگری کشیده میشوند که این بسیار جلوهی زشت و ناپسندی دارد چرا که با کمی همدلی و تلاش میتوان بهراحتی به خواستههای معقول مادی زندگی دست یافت. ۴ـ مورد غفلت واقع شدن: او احساس میکند کسی که دوست داشت تمام وقت خو را با او بگذراند، اکنون بیشتر وقتش را در محل کار و با همکاران و دوستان خود صرف میکند، احسا تنهائی میکند چرا که هرگاه همسر خود را میطلبد با پاسخ منفی مواجه میشود، بهخاطر آنچه که انجام داده، مورد تحسین قرار نمیگیرد، احساس کمبود مینماید چون شوهرش حتی انتظارهای کوچکش را هم برآورده نمیکند. ۵ ـ عدم توجه و بیاهمیتی توسط شوهر: تنها چیزی که میتوان با اطمینان کامل بیان کرد، این است که همهی زنان، تشنه و عاشق تعریف و تمجید توسط شوهرشان هستند، بهخصوص هنگامیکه تغییری در آنها بهوجود آید. اگر او موهای بلند و بلوند خود را کوتاه و تیره نموده و توسط شوهرش مورد توجه و تعریف قرار نگرفت. باید انتظار داشت فرد دیگری زحمت این کار را بکشد! ۶ـ دیدگاه اشتباه: برخی مردان متأسفانه به همسر خود فقط بهعنوان یک ”شریک جنسی“ نگاه میکنند و از ارزشهای دیگر زندگی مطلع نیستند که این امر موجب میشود به امور دیگر نپرداخته و مسیر اصلی زندگی را منحرف میسازند و در نتیجه سرشکستگی و پوچگرائی را برای همسر خود به ارمغان خواهند آورد که این نیز فکر ”نادرست“ خیانت را در او برای جبران کمبودهای زندگیش و بهدست آوردن آنچه که شوهرش از او دریغ نموده، تقویت خواهد کرد. ۷ ـ تغییرهای شدید شخصیتی و رفتاری شوهر: او دیگر مانند گذشته، مهربان و با محبت نیست، زود عصبانی میشود، به هر دلیل نزاع به راه میاندازد، کمتر صحبت میکند، بهانهجوئی میکند، ایراد میگیرد، به ظاهرش اهمیت نمیدهد، به همسرش اهمیت نمیدهد، دیگر از حرفهای عاشقانهاش خبری نیست و همهچیز به یکباره تغییر کرده است. ۸ـ ابراز علاقهی بیشتر توسط دیگری: اگر فیلم ”بیوفا“ را دیده باشید، متوجه خواهید شد که زنان بهطور معمول وقتی مورد وسوسه و اغوای شخص دیگری قرار میگیرند، ممکن است دچار انحراف شوند، او پشیمان شود و دوباره برگردد اما به چه قیمتی؟ آیا ارزش آن را دارد؟ ۹ـ خیانت شوهر: اگرچه همهی زنان برای انتقامجوئی از همسرشان به آنها خیانت نمیکنند، ولی بیشتر احساس میکنند حال که مورد خیانت قرار گرفتهاند، آنها نیز مجاز به مقابله به مثل میباشند. برخی تصور میکنند باید طعم تلخ داروئی که به آنها خورانده شده را به شوهرانشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود و آنچه که بر سر همسرشان آمده، بشوند. ۱۰ ـ فاسد اخلاقی فساد اخلاقی و عدم داشتن پاکدامنی برخی از زنان باعث میشود این عمل ناپسند انجام گیرد. - نتیجه خیانت به هر صورتیکه باشد و به هر دلیلی که انجام گرفته باشد، ناپسند و منفور است و تنها یک نتیجه در بر خواهد داشت: شرمندگی