امروز صبح وقتی سوار اتوبوس شدم تا به محل کار بیایم دیدم مثل همیشه قسمت عقب اتوبوس که بخش مربوط به خانم هاست مملو از جمعیت و بخشی از قسمت آقایان نیز به ناچار در اختیار خانم ها بود، در ذهنم حدود بیست و دو سال پیش را تداعی کردم که روزهای اول کارم بود و وقتی سوار اتوبوس می شدم قسمت خانم ها تعداد کمی صندلی اشغال شده بود و قسمت آقایان جمعیتی بیش از حد ظرفیت داشت و این ذهنیت را ایجاد می کرد که چرا قسمت کمتری را به خانم ها اختصاص نمی دهند؟ بنده که مشاور یکی از مراکز مشاوره ای دولتی هستم با مراجعینی که مشکل خانوادگی، بیکاری، تربیت کودکان و... دارند سر و کار دارم و اساس آن را عدم ایفای نقش والدین در خانواده دیده ام چرا که عمدتاً این مشکلات در خانواده هائی دیده می شود که به علت اشتغال پدر و مادر و نبود والدین در زمان حضور فرزندان در منزل دچار مشکلات تربیتی وحشتناکی شده و اقرار دارند که ای کاش این حقوق که اکثراً و حتی بیشتر از درآمد خرج لباس و رفت و آمد خانم به اداره می شود را نمی گرفتند و به تربیت فرزندان می رسیدند. آیا تغییر سایز یخچال و تلویزیون ارزش این صدمه های اخلاقی به فرزندان را دارد؟ مسیری که کشورهای غربی رفتند و حاصل آن نبود عاطفه و یک پیوند قوی خانوادگی شد، باید نگران پیری اینگونه والدین بود که شاید ثروتی هم بیاندوزند اما دست فرزندان نااهل بیفتند و چون وقت کافی برای فرزندان نگذاشتند آنها نیز احتمالاً اولیاء خود را در زمان کهولت تحویل مراکز سالمندان خواهند داد. از طرفی این نکته نیز مهم است که چه کسی در خانواده مسئولیت تامین معاش را دارد. مگر نفقه بر مرد واجب نیست آیا شنیده اید که وقتی به خواستگاری می روند بپرسند دختر خانم چه کاره است و چقدر درآمد دارد؟ آیا طبق این وظیفه شرعی و اجتماعی نباید در اشتغال به کار، اولویت به مردان داده شود؟ مراجعینی را داشته ام که مرد در منزل می ماند و خانم به اداره می رود و نقشها کاملاً عوض شده است، مرد احساس بی هویتی می کند و نمی تواند نقش آموزشی و تربیتی خود را ایفاء کرده و مادر هم همینطور و متاسفانه در کمال ناباوری افرادی را می بینم که برای بدست آوردن رای و رضایت خانم ها در جامعه شعار می دهند که اشتغال بیشتری برایشان ایجاد می کنیم و... بنظر حقیر بکارگیری خانم ها در مشاغل سخت که با فطرتشان سازگار نیست، در وهله اول ظلم به خانم هاست چراکه در اثر افزایش سن، تحصیلات و اشتغال امکان کمتری برای ازدواج خواهند داشت، آیا آمار کاهش ازدواج و افزایش طلاق با عدم ایفای نقش فطری در زندگی خانم ها همبستگی معنی داری ندارد؟ آیا هر شغلی و هر رشته تحصیلی در دانشگاه مناسب خانم ها است؟ اخیراً به برخی از خانم ها دفترچه اتوبوس رانی داده اند آیا این مشاغل برای خانم ها افتخار است؟ کارهای سخت برای آقایان به جهت واجب النفقه بودن چه بسا عبادت باشد اما هیچ افتخاری برای خانم ها نیست. بعضاً گفته می شود برخی خانم ها ناچار به کار هستند و مشکل خانوادگی دارند. آیا مشکل بسیاری از خانم ها با تاهل و قناعت حل نمی شود؟ با یک نگاه کلی به جامعه می بینید که اگر خانم هائی که ناچار به کار و تامین معاش هستند نیز صرفاً برای کارهایی که با فطرتشان همخوانی دارد مثل مراکز دانشگاهی، آموزش و پرورش، بخشهای پرستاری و زنان در بیمارستانها و از این قبیل مشغول به کار می شدند اولاً تعدادشان نباید بیشتر از تعداد این کارها باشد، و از طرفی اشغال سمتهای سازمانی توسط خانم ها امکان اشتغال به کار آقایان را به شدت کاهش داده و نتیجه آن مجرد ماندن بسیاری از خانم ها تا پایان عمر به دلیل بی میلی آقایان به ازدواج خواهد بود و برای جامعه بجز بحران غیرقابل کنترل در پی نخواهد داشت. بعدازظهر که ادارات تعطیل می شود اتوبوس ها و مینی بوس هایی را می بینم که تعداد زیادی از خانم ها با چهره هائی خسته و کوفته به منزل مراجعه می کنند که قطعاً نمی توانند نقش خود را در منزل به خوبی ایفا نمایند. آقای مجردی مراجعه داشت که مدرک فوق لیسانس مکانیک دارد و به گفته خودش دو سال است که بیکار بوده و پول تو جیبی را نیز از والدین می گرفت، بسیار خجالت زده و سرافکنده بود. شما چند نفر را با این شرایط سراغ دارید؟ حتماً تعداد کمی نیستند. اگر شغل داشت به فکر ازدواج می افتاد و با تشکیل خانواده دختری را نیز خوشبخت کرده تا هر کدام طبق وظیفه فطری کانون گرمی را در خانواده تشکیل داده و با قناعت فرزندان صالحی را تحویل جامعه می دادند. حال امیدواریم سیاستمداران درک این موضوعات را داشته و به فکر آینده کشور باشند.
بسیار کسانی هستند که وقتی حرف از شاغل بودن زنها میشود ابرو در هم میکشند که: «نه! اگر زنی شاغل باشد پایههای آرامش در خانه میلنگد.» شما در این مورد چه فکر میکنید؟ ● بحران اقتصادی دلیلی برای کار موفقیت و عدم موفقیت خانواده به عوامل گوناگونی بستگی دارد. خانوادههایی هستند که بر خلاف مشکلاتی که دارند، اگر زن شاغل نباشد اقتصاد خانواده با بحران مواجه میشود و خانواده به شدت آسیب میبیند. مثلا دو جوانی که با هم ازدواج میکنند و از ناحیه خانوادههایشان هیچگونه حمایت اقتصادی نمیشوند و در تهیه مسکن، مخارج زندگی و حتی مخارج عقد و عروسی با مشکل جدی مواجه هستند، اگر هر دو (زن و مرد) بتوانند شاغل باشند، طبیعی است بهتر میتوانند بحران اقتصادی خانواده را کنترل کنند و اگر بتوانند در انجام وظایف تقسیم کار مناسبی داشته باشند و از طرفی در کار بیرون خانه افراط نکنند (بهگونهای که بیشتر ساعات شبانهروز از خانه بیرون باشند و همدیگر را به ندرت ملاقات کنند آن هم با تنی خسته و بیرمق) در چنین خانوادهای اشتغال برای زن مفید و ضررهای آن کمتر است. در مقابل خانوادههایی هستند که اصلا نیاز به درآمد زن ندارند. اینگونه خانوادهها چند دستهاند: ▪ نیاز جامعه به حضور خانمها: بعضی از خانمها از نظر اقتصادی نیازی به کار ندارند ولی جامعه به آنها نیاز دارد مانند یک زن ماما که میتواند خدمات شایستهای به هم نوعان خود ارایه کند. چنین فردی باید در حدی که به زندگی خانوادگی او آسیبی نرسد بخشی از وقت خود را صرف خدمت به جامعه کند و این وظیفه اوست. ▪ نه درآمد و نه علاقه: دستهای دیگر از زنان هستند که نیازی به درآمدشان ندارند و شغل آنها نیز خیلی ضروری نیست و خودشان هم علاقهای به کارشان ندارد. به نظر میرسد این دسته از زنان اگر وقت خود را صرف خانهداری و تربیت فرزندانشان بکنند بهتر است تا اینکه فرزندان خود را به مهد و کودکستان برده و بخش زیادی از وقت خود را صرف کار در خارج از منزل نمایند. ▪ کار در خانه: عدهای دیگر هستند که کارشان را میتوانند در خانه انجام دهند اینگونه زنان با اولویت دادن به کارهای خانهداری میتوانند بخشی از وقتشان را نیز به کارهای دیگر اختصاص دهند. ▪ شغل مردان و شغل زنان: علاوه بر این شغل مردان نیز در اشتغال و عدم اشتغال زنان تأثیر میگذارد. بعضی از مردان هستند که به تناسب شغلشان بیشتر وقتشان را باید بیرون از خانه باشند و حضور کمتری در خانه دارند. در چنین خانوادههایی حضور زنان ضروریتر است زیرا اگر زن نیز بخشی از اوقات خود را بیرون خانه باشد فرزندان این خانواده با آسیبهای جدیتر اخلاقی و روانی مواجه خواهند شد. در مقابل بعضی از مردان ساعات محدودتری را بیرون خانه هستند و وقت بیشتری را در خانه و کنار فرزندان هستند. در چنین خانوادههایی زن و شوهر میتوانند با هماهنگ کردن برنامههای زندگی زن نیز ساعاتی را مشغول کار خارج از خانه باشد. ● خودتان تصمیم بگیرید در هر حال ملاک برای اشتغال خانمها وضعیت خانواده آنها است. باید خانواده و تربیت فرزندان را اصل قرار دهند و برنامههای خود را به گونهای تنظیم کنند که هیچگونه آسیبی به خانواده و اعضای آن نرسد و در صورت ناچار بودن برای اشتغال، کمترین ضرر را برای خانواده داشته باشد.
کارهای یک مادر تمام شدنی نیست و درست هنگامی که فکر می کند همه چیز انجام شده تازه آغاز کار است، در حالی که ایجاد تعادل بین کار و وظیفه مادر بودن دشوار است، باید با رعایت برخی استراتژی ها، درصدد رفع مشکل برآمد. میزان شادی و رضایت مادران شاغل به نحوه ارتباطشان بستگی دارد. آنها باید همواره سه نکته را مدنظر قرار دهند. درخواست کمک، اولویت بندی و عمل بر طبق برنامه، توجه به نیازهای شخصی در اولویت اول. تنها با توجه به این سه نکته است که یک زن می تواند مادری شاد و سالم برای فرزندانش باشد. برای حفظ تعادل بین این دو وظیفه توجه به چند نکته ضروری است. ▪ ساعات کار: مادران شاغل باید ساعات خاصی را برای کار خود در نظر گرفته و همواره به آن پایبند باشند و اجازه ندهند تا عوامل محیطی، بهره وری آنها را پائین آورده و برنامه روزانه شان را برهم بزند. ▪ توجه به خود: با توجه به حجم کار بالا و زمان کم، مادران شاغل باید روزانه ۳۰ دقیقه را به خود اختصاص دهند زیرا تنها با سلامت احساسی و جسمی مادر است که خانواده پرانرژی خواهد بود. ▪ کیفیت و نه کمیت: آنها باید زمانی را که با خانواده هستند، تنها به خانواده اختصاص دهند. روش هایی را برای تفریح و گفت وگو با آنها در نظر گرفته و تنها به آنها توجه کنند. ▪ صرف وقت: اگر مادران برای کودکان خود وقت بگذارند، با خصوصیات اخلاقی آنها بیشتر آشنا شده و راحت تر می توانند رفتار آنها را تغییر دهند. مشارکت خانواده: مادران شاغل می توانند برای حل مشکلات کاری خود از اعضای خانواده کمک بگیرند. ▪ برنامه ریزی: مادران شاغل باید هنگامی که در خانه هستند تنها وقت خود را صرف امور خانواده کنند و حتی فکرشان نیز معطوف به امور خانه باشد. همچنین باید لیستی از وظایف روز بعد خود را تهیه کرده و سپس ۲۰ دقیقه استراحت کنند. علاوه بر این، زنان شاغل باید محدودیت هایی برای زمان خود در منزل و کار قائل شوند تا استرس کمتری بر آنها وارد شود. کلید موفقیت در این راه توجه به نیازهای خود است زیرا باعث می شود تا فرد همواره احساس خوبی داشته باشد و در نتیجه در انجام وظایف خود در خانه و محیط کار موفق تر باشد.
توانایی هماهنگکردن زندگی حرفهای خستهکننده با زندگی خانوادگی کاملا منظم یک شاهکار است؛ مخصوصا اگر خانم خانه، مادر هم باشد. امروز در اکثر کشورهای پیشرفته ۸۵ درصد زنان ۲۵ تا ۴۹ سال درکنار زندگی خانوادگی خود، زندگی حرفهایشان را نیز دنبال میکنند. مادران شاغل عموما تلاش میکنند از پرستار بچه یا مهدها یا اطرافیان برای هماهنگکردن کار و کودکشان، کمک بگیرند ولی با این حال برخی زنان بهتر از دیگران قادر به برنامهریزی کردن برای زندگی خود هستند. کارشناسان برای شما پیشنهاداتی در این زمینه دارند: ۱) برنامهریزی داشته باشید زمان میتواند بهترین دوست و بهترین دشمن شما باشد. در صورتی که شما هم مادر هستید هم یک زن شاغل بهتر است از زمان بهترین بهره را ببرید. بسیاری از زنان شاغل در روز جمعه برای تمامی هفته غذا میپزند و آنها را در فریزر آماده نگاه میدارند تا هر روز مجبور نباشند ساعاتی را به پخت غذا اختصاص دهند و شب که باز میگردند به جای آنکه غذا درست کنند میتوانند تنها غذا را گرم کرده و ساعات باقی مانده خود را به آمادهکردن لباسها و برنامههای درسی فرزندشان اختصاص دهند. از سوی دیگر سعی میکنند صبحها زودتر از خواب بیدار شوند و برخی از کارهای ضروری مثل امور بانکی و... را در اول وقت اداری انجام دهند. ۲) از کارتان ندزدید مادربودن به این معنی نیست که شما کمتر از یک حقوقبگیر بدون فرزند کار کنید. جالب است بدانید مادران شاغل بیش از زنان شاغل میتوانند تمرکز و تحرک داشته باشند. برای آنکه رییس خود را همیشه راضی نگاه دارید و به او اثبات کنید که بسیار موثر هستید روزهایی که وقت بیشتری دارید زودتر به محل کار بیایید و دیرتر آن را ترک کنید تا اگر روزی مجبورید کمی دیرتر بیایید و زودتر به خانه بازگردید، کسی شما را سرزنش نکند. البته همیشه این موضوع را درنظر بگیرید که شما یک زندگی خانوادگی هم دارید و نباید در صورت اصرار همکاران، ساعات متعلق به اعضای خانواده را به کارتان ببخشید. ۳) وقت شناس باشید برای آنکه هم خانواده و هم رییس خود را راضی نگه دارید بهترین راه حل آن است که هر کاری را در زمان خودش انجام دهید. در خانه کارهای اداری را فراموش کنید و در اداره مرتبا به خانه زنگ نزنید. بدین ترتیب شما میتوانید بیشترین استفاده را از ساعات خود ببرید و موثر باشید در صورتی که شما روزی مجبور بودید کارهای ادارهتان را به منزل ببرید بهتر است صبح این موضوع را با اعضای خانواده در میان بگذارید و نظر آنها را جلب کنید. از سوی دیگر اگر کودکان شما عادت دارند بدون هیچ دلیلی بعدازظهرها به محل کار شما بیایند، بهتر است این عادت را متوقف کنید. تنها در صورتی که کار ضروری پیش آمد، اعضای خانودهتان میتوانند به محل کارتان مراجعه کنند یا با شما تماس بگیرند. برعکس در صورتی که رییس و همکارانتان عادت دارند، خارج از وقت اداری با شما تماس بگیرند بهترین کار این است که وقتی در خانه هستید تلفن همراهتان را خاموش کنید یا تنها به sms جواب دهید. ۴) استراحت کنید نباید تمامی انرژی خود را صرف زندگی خانوادگی و کاریتان کنید. گرچه هر دوی آنها به شما نیاز مبرم دارند اما فراموش نکنید که شما هم باید برای خودتان وقتی قایل شوید. به عنوان مثال فعالیت بدنی مورد علاقهتان را انتخاب کنید و ساعاتی از روز را به آن اختصاص دهید. پیادهروی، ژیمناستیک، یوگا یا حتی به خرید رفتن با دوستان میتواند به شما کمک کند احساس خستگی را از خود دور کنید. کمی با خود خلوت کنید تا بتوانید همیشه به اندازه کافی انرژی داشته باشید. ۵) کمک بگیرید کارکردن تصمیمی است که شما به همراه همسرتان آن را گرفتهاید. پس از او در کارهای خانه و رسیدگی به امور فرزندان نیز کمک بگیرید. شستن ظروف، آمادهکردن غذا، جاروکردن، بردن و آوردن کودکان به مدرسه و حمامکردن کوچولوها وظایفی هستند که بهتر است آنها را با همسرتان تقسیم کنید تا موفق باشید. در صورتی که شما کمبود مالی ندارید میتوانید از پرستار بچه یا خدمتکار برای رسیدگی به امور منزل نیز کمک بگیرید. بدین ترتیب شما وقت آزاد بیشتری خواهید داشت. ۶) خودتان را مقصر ندانید هیچ زنی قادر نیست هم کارهای منزل و هم کارهای اداری خود را بدون هیچ کم و کاستی با هم هماهنگ کند. خود را مقصر ندانید. اگر امروز خستهاید و قادر نیستید آشپزی کنید، اشکالی ندارد اگر هرچند وقت یک بار پیتزا سفارش دهید یا غذای حاضری بخورید. ۷) هویتتان را فراموش نکنید! مادربودن، همسربودن و یک زن شاغل بودن نباید موجب شود که شما تبدیل به یک برده شوید. شما باید زنانگی خود را همیشه حفظ کنید. بسیاری از زنان عادت دارند از خود بزنند و فداکاری کنند تا دیگران در آسایش باشند. اما این کار چندان صحیح نیست. لذتهای زنانه را همیشه در خود زنده نگاه دارید. هرچند وقت یک بار به آرایشگاه بروید و برای خودتان هم لباسهای شیک بخرید. شما یک زن هستید و سعی کنید با غرور یک زن باقی بمانید.
بعضی از مشاغل برای خانمهای خانه دار وجود دارد که نیازی به خروج از منزل و حاضر شدن در یک محل کار ندارد. مثلا نویسندگی، تایپ، کارهای هنری، خیاطی و ... که بسیاری از شما میتوانید بدون اینکه خانه را ترک کنید در کنار تمام کارهای خانه به آنها هم برسید و برای خودتان یک کار جدی در محیط آرام خانه داشته باشید. به این نوع کار، کار «از راه دور» هم میگویند... این روزها که آلودگی هوا و ترافیک بیداد میکند، داشتن چنین کاری بسیار وسوسهانگیز به نظر میرسد اما این نوع کارها مشکلات خودش را به همراه دارد: عدمتمرکز، بیانگیزگی و بیبرنامگی از جمله آفاتی است که کار از راه دور را تهدید میکند و بازده شخص را پایین میآورد تا جایی که شاید شما را بیخیال کار کردن در خانه کرده باشد اما بد نیست به ۱۰ توصیه زیر نگاهی بیندازید تا با حداکثر بهرهوری کارتان را در خانه انجام بدهید: ۱) فردا چه کار دارم؟ در انتهای هر روز کاری، فهرستی از کارهایی را که باید فردا انجام بدهید، تهیه کنید. قبل از اینکه از فضای کاری خارج بشوید، تعیین کنید که فردا چه کارهایی پیش رو دارید. ۲) مرور کارها روز خود را با مرور فهرست کاری آن روز آغاز کنید. برای این که موتورتان به کار بیفتد، از کارهای سبکتر شروع کنید. حتی بد نیست کارهای سنگینتر را به چند کار کمحجمتر تقسیم کنید و به ترتیب آنها را به انجام برسانید. ۳) برنامه روزانه منظم یک چارچوب کلی که در آن ساعت شروع و پایان کار، زمان استراحت، ساعت ناهار و میانوعده مشخص شده باشد، در نظر بگیرید. اگر قرار است در خانه کار کنید، اصلیترین نکته داشتن یک برنامه روزانه سفت و سخت است. ۴) کارهای جانبی تعطیل طی ساعات کاری، به هیچ عنوان به کارهای جانبی خانه، مانند نظافت و پختو پز و تعمیرات فکر نکنید. آنها را بگذارید برای زمانی که از کار فارغ شدید. حتی بهتر است در خلال ساعات استراحت و چای نیز سراغشان نروید چون ممکن است شما را از حال و هوای کار بیرون بیاورند. ۵) آفتی به نام تلفن تلفن یکی از آفات کار از راه دور است. سعی کنید فقط تماسهای تلفنی ضروری و مرتبط با کار را جواب بدهید. ای-میل هم همین حکم را دارد. تا میتوانید تلفن و ای-میل را بیخیال شوید. ۶) قرار غیر کاری ممنوع طی ساعات کاری با دوستان خود قرار ملاقات نگذارید، مگر اینکه پای یک مناسبت خاص یا ضروری در میان باشد. هر چه بیشتر با دوستانتان بنشینید، بیشتر وسوسه میشوید و کمتر کار میکنید. به برنامه روزانهتان بچسبید و از آن عدول نکنید. ۷) تو تنها نیستی اهداف، مشکلات و سرخوردگیهای خود را با همکار، همسر یا دوست خود در میان بگذارید. وقتی دارید در منزل کار میکنید، قرار نیست خود را از بقیه دنیا جدا کنید و همه مشکلات را یک تنه به دوش بکشید. ۸) لباس کار در خانه با لباس خانه مشغول به کار نشوید. حرفهای رفتار کنید. حتی حالا که قرار است در خانه کار کنید، لباس رسمی بپوشید، طوری که انگار در محیط بیرون هستید و دیگر همکارانتان دارند شما را میبینند. ۹) اینجا خانه نیست فراموش نکنید شما سر کار هستید و باید سرگرمیهای وسوسهانگیز را کنار بگذارید. یک برنامه خاص تلویزیونی، تماشای مسابقه فوتبال، جستجو در سایت اینترنتی مورد علاقه و یا هر عامل دیگری که حواستان را پرت کند، حتی به مدت کوتاه، باید به فراموشی سپرده شود. تفریحات بماند برای وقتی که در حال گذراندن وقت استراحت هستید یا زمانی که برنامه کاری روزانهتان به پایان رسیده است. ۱۰) به خودت نمره بده دستاوردهای خود را به طور مرتب ارزیابی کنید. وقتی در خانه کار میکنید، خودتان باید ارزیاب کار خودتان باشید و ببینید که چه قدر توانستهاید در انجام کارها پیشرفت داشته باشید.
مامان دلم درد می کند... هیچ چیز مثل خبر ناگهانی بیماری یکی از بچه ها، آن هم در صبح زود ، وقتی همه برنامه های آن روز پیش بینی شده، زندگی مان را به هم نمی زند. دست تنها چه کار کنم؟ توی اداره هزار تا کار دارم یا از فلال دکتر وقت گرفته ام، آن هم از دو ماه پیش. این خبر ناگوار است، هم از لحاظ بیماری فرزند و هم دست و پا کردن کسی برای نگهداری و یا مراقبت از او ، و بالاخره تغییر برنامه. قرار ملاقات ها و برنامه های تدارک دیده شده از قبل. آمارها نشان داده است که هشتاد درصد مادرانی که روزهای کاری خود را از دست می دهند ، تقدیم فرزند بیمارشان شده است که بسیار زیبا و طبیعی است. گاهی این مساله ، منجر به کدورت بین زن و شوهر می شود ، کدام یک باید از برنامه خود بگذرد و کدام یک باید مراقبت را به عهده گیرد؟ صد البته اغلب مادران هستند که باید کاری کنند. آمارها نشان داده است که هشتاد درصد مادرانی که روزهای کاری خود را از دست می دهند ، تقدیم فرزند بیمارشان شده است که بسیار زیبا و طبیعی است. این مساله برای همه بچه ها پیش می آید و چاره اش آگاهی بیشتر است برای یافتن راهکار مناسب شاید با توجه به موارد زیر بتوانیم تا حدی چاره اندیشی کنیم. ● گام اول: آیا فرزندم به اندازه ای مریض است که ناچاراً باید در خانه بماند؟ متخصصین معتقدند کودکان با کمی کسالت حتماً مجبور نیستند در خانه بمانند، آن ها سه نشانه ی بارز برای نگاه داشتن کودک در منزل را پیشنهاد می کنند. ۱) سستی و بی حالی بیش از حد. داشتن سرگیجه ، تا به آن حد که کودک قادر نباشد فعالیت های روزانه اش (راه رفتن، غذا خوردن، ...) را دنبال کند و موارد اضطراری مثل داشتن اسهال شدید ، استفراغ (بیش از یکبار) ۲) ادامه خوردن دارو بنا به تجویز پزشک که مربیان و یا معلمین قادر به پی گیری آن نیستند و تعهدی نیز نسبت به آن ندارند. ۳) مبتلا بودن کودک به بیماریهای واگیردار (سرخک، اوریون، آبله مرغان و...) که می تواند برای سایر کودکان خطرناک باشد. تب کودکان چنانچه بعد از تلقیح واکسن باشد ، نمی تواند مسأله آفرین باشد اما چنانچه همراه با تغییرات عمومی دیگر اعم از سرفه های شدید ، سستی و رخوت، سرگیجه ، بی اشتهائی و... و به طور کلی عوض شدن حالات طبیعی آن ها باشد ، قطعاً عارضه ای است که باید جدی گرفته شود. ● گام دوم: برقرار کردن ارتباط صحیح با کودک بعضی از دگرگونی های جسمی واضح است. تب، استفراغ اما پاره از مشکلات کودکان غیرقابل رویت است. مثل پادرد، سردرد ، دل درد . بنابراین برای یافتن و پی گیری این قبیل ناراحتی های جسمانی کودک باید به دنبال علائم دیگر بود مثل رنگ پریدگی، نخوردن غذا زودتر از زمان موعد خوابیدن. این موارد را با برقرار کردن ارتباط بیشتر با کودک می توانید کشف کنید. آیا در مدرسه غذائی خورده است که آلوده بوده و یا دوستش بیمار بوده است؟ گاهی مواردی فراتر از مشکلات جسمانی باعث تمارض کودک می شود. مثل امتحان فردا ، آزار دیدن کودک در مدرسه از کودکان دیگر، عدم انجام تکالیف مقرر. در این قبیل موارد کودک به علت ناتوانی در بیان احساسات کامل از عوارض بدنی استفاده می کند. این نوع بیماری ها، وقتی بیشتر با کودک صحبت می کنید و یا سرویس مدرسه رفته است و یا زنگ مدرسه خورده است معمولاً رفع می شود و کودک زود فراموش می کند که به چه علت به مدرسه نرفته است و مشغول بازی یا فعالیت دلخواه می گردد. کودکانی که در دوران ابتدائی گه گاه غیبت داشته اند در سنین بلوغ از درد و ناراحتی بیشتری شکایت می کنند. مساله مهم این است که این بیماری ها هر چند علت روانی دارند اما کاملاً واقعی به نظر می رسند. ● گام سوم: پیش بینی برای روزهای مبادا در هر حال مساله بیماری فرزندان مساله ای نیست که بتوان بی توجه از کنارش گذشت و کودک را به امان خودش رها کرد و یا او را بزور به مدرسه فرستاد و یا برنامه های شخصی ضروری را تغییر داد شما می توانید و باید در مورد فرستادن یا نفرستادن او تصمیم بگیرید ، نشانه هایی را بررسی کنید و برای روزهائی این چنین پیش بینی لازم را بنمائید و از قبل برای چنین مواردی برنامه ریزی کنید. مامان دلم درد می کند چرا عزیزم؟ کجاش درد می کند بالا، پایین وسطِ دلم. سرم هم درد می کند. باشه امروز نمی خواد بری مدرسه لبخند بر لبش می نشیند! مامان سرم درد می کند ببینم چقدر سرت گرمه، تب داری برو استراحت کن، تا من درجه بیاورم کودک آرام در گوشه ای می نشیند حوصله هیچ کاری را ندارد به کودکی مان برگردیم چند بار در دوره تحصیل مریض شده ایم چند بار واقعاً... چند بار به علتی ... ؟ عیب ندارد صادق بودن از هر چیزی، در تربیت فرزندمان مهم تر است.
تبیان - خانواده و زندگی فرشته مجیب عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
مسئله شاغل بودن توامان زوجین در زندگی زناشویی هم گرفتاریهایی دارد که گاه دو طرف را حسابی کلافه می کند. مطلبی که در زیر میخوانید دل نوشته یک آقای کارمند خسته از فشار زندگی است که کلافه شده از شرایطش.این حرفهای این آقاست که نامش را هم نمیخواهد درج کنیم.فقط میخواهد حرفهایش را به گوش مردانی که شرایط او را دارند برساند.ما هم این امکان رابه ایشان به عنوان یک شهروندداده ایم و چاپ این مطلب به مفهوم تایید نظرات ایشان نیست. سیاست روز استقبال میکند که دیگر شهروندان و خانمهای شاغل هم نظر و درد دل خود را درباره معضلات یک زندگی زناشویی توام با شاغل بودن زوجین برای ما ارسال کنند: اینجا تهران است؛ درس می خوانی که کنکور قبول شوی، انتخاب رشته میکنی تا وارد شوی؛ حتی اگر رشتهات هیچ تشابهی به ویژگیهای جسمی و روحیات نداشته باشد. اینجا اگر لیسانس نباشی یعنی بیسوادی؛ پس اینجا تهران است. ازدواج نمیکنی چون میخواهی کار کنی، بچهدار نمیشوی که ارتقاء درجه بیابیو کودک را صبحهای زود به مهد میسپاری تا پول درآوری. مهم مهارت، استعداد و نیاز نیست، مهم مدرک است. اینجا تهران است؛ دختران بیشتر درس میخوانند تا دانشگاه بروند، دانشگاه میروند تا شوهر بهتری بیابند، مدرک بالاتری میگیرند تا با مردی با مدارک بالاتر ازدواج کنند. اینجا تهران است؛ دختران درس میخوانند و پسران پشت کنکور میمانند و پس از سربازی وارد بازار کار میشوند. اینجا تهران است؛ سن ازدواج بالا رفته، چون دختران مدرک بالاتری از پسران دارند و حاضر نیستند با مدارک پایینتر از خود ازدواج کنند. اینجا دختران مهندس و دکتر میشوند و پسران کارگر. اینجا تهران است؛ شهر مدرکگرایی. نیازمندی روزنامهها را که ورق میزنی همه منشی خانم حداقل مدرک لیسانس با روابط عمومی بالا میخواهند! اینجا تهران است؛ شهر شلوغی و ازدحام. صبح که از خانه بیرون میروی زنان زیادی در صف اتوبوس یا در انتظار تاکسی ایستادهاند. سوار اتوبوس که میشوی بیش از نیم آنرا زنان پر کردهاند. اینجا تهران است؛ شهر دود و ترافیک. پشت چراغ قرمز ماندن جزئی از عادات روزانه شده است حتی اگر روزی به ترافیک نخوری ممکن است جوش بزنی یا سردیت کند چون مزاجت از عادت خارج شده است. به خیابانها نگاه میکنی. ماشینهای تکسرنشین فراواناند. مخصوصا پژوهای ۲۰۶ که زنان مایهدار سوار شدهاند. اینجا تهران است؛ شهر گرانی. کار میکنی که پول درآوری، پول در میآوری که خرج کنی، خرج میکنی که کم نیاوری. اینجا لباسی را دو بار در مجالس پوشیدن تحریم شده است توسط زنان. پس باید کار کرد تا... اینجا تهران است؛ صبح زود زنان و دختران سر کار میروند و مردان سر چهار راهها یا در میان تبلیغات نیازمندی روزنامهها اندر پی کارند. اینجا تهران است؛ کار میکنی که وام بگیری، وام میگیری که خانه بخری، وام میگیری که ماشین بخری، وام میگیری که اثاثیه مدرنتر بخری و... کار میکنی که تا ابد الدهر قسطهایت را پرداخت کنی؛ تا مقابل نو نوار کردنهای آبجی خانوم و دختر خاله و خواهر شوهر کم نیاوری. اینجا تهران است؛ ظهرها از خانهها بوی غذای گرم نمیآید، این صدای پیکهای موتوریست که کشلقمه(پیتزا) فروشی میکنند. اینجا زنان مهارتشان به جای آشپزی در پیدا کردن بهترین فستفود فروشی است. اینجا تهران است؛ مردها در را به روی زنانشان میگشایند و خسته نباشی میگویند؛ کودک هم پیش از مادر به منزل رسیده است و روی تختش از گرسنگی خوابش برده. و اینجا تهران است... شهر زنان و دختران شاغل و مردان و پسران بیکار.
موفقیت زنان کارآفرین در جوامع نه تنها سبب سودهای اقتصادی می شود، بلکه منافع اجتماعی و فرهنگی هم ایجاد می کند.زیرا زنان به دلایل متعدد از جمله بیکاری و کاهش دستمزدها و نارضایتی از شغل قبلی وارد کارآفرینی می شوند،طبق آمارهای رسمی در سالهای اخیر، سهم اشتغال زنان، فقط ۱۴ درصد است و نرخ بیکاری در میان زنان به خصوص نیروی تحصیل کرده، افزایش قابل توجهی داشته است. نرخ بیکاری در سال ۱۳۸۳، حتی بسیار فراتر از متوسط نرخ بیکاری در کشور است.لذا بنابه ضرورت توسعه سهم زنان در اقتصاد ملی و مقابله با بحران بیکاری آنان ضروری است که شرایط لازم برای توسعه و کارآفرینی فراهم گردد تا با ایجاد کسب و کار و فرصتهای شغلی برای خود و دیگران بتوانند معضل کنونی جامعه را پایان بخشند. ● طرحی برای اشتغال زنان در جهان امروز، وجود رقابت اقتصادی فراگیر در سطح جهانی، کشورها را ناگزیر از زمینه سازی لازم برای باقی ماندن در عرصه اقتصاد کرده است. به منظور تقویت بنیه اقتصادی کشور به مشارکت عامه مردم در فعالیتهای اقتصادی نیازمند خواهیم بود. در این ارتباط، توانمندسازی زنان و افزایش توان اقتصادی آنان به عنوان نیمی از پیکره جامعه، حایز اهمیت فراوانی است. یکی از راه های تحقق این امر، استفاده از طرحهای مالی کوچک است. طرحهای مالی کوچک به توانمندسازی زنان در خانواده و اجتماع از طرق وام های کم بهره و کسب و کارهای کوچک با مدیریت زنان کمک می کند. همچنین صندوق های اعتباری خرد زنان از طریق سازمانهای اعتباری ملی و سازمانهای غیردولتی حمایت می شوند، اما در این ارتباط، شایان توجه است که اعتبارات خرد به تنهایی نمی تواند در مورد فرصتهای اقتصادی عدالت ایجاد کند. آمارهای موجود مبین این واقعیت است که وضعیت زنان نسبت به گذشته و به ویژه در دوران سیاستهای دولت نهم ارتقا یافته است. هر چند در بسیاری از حوزه ها، نابرابری اجتماعی و تبعیض وجود دارد که نشان می دهد جامعه نیازمند پی ریزی یک نگرش جدید نسبت به عدالت است تا منافع اجتماعی، سازمانی و فردی را شفاف تر سازد. در این ارتباط، یکی از مسایلی که نیازمند توجه مسؤولان و دست اندرکاران امور زنان بوده، «افزایش سلامت و تأمین اجتماعی زنان» است. این امر می تواند از طریق ارتقای فرهنگ و سواد تغذیه ای زنان و دختران،همچنین آموزش بهداشت و ارتقای آگاهی های سلامتی زنان و خانواده، دسترسی زنان سرپرست خانوار و بدسرپرست به بیمه های خاص و مسکن ارزان قیمت و فضاهای فرهنگی و ورزشی محقق شود. در شرایطی که هدف ملی، تقویت قدرت رقابت اقتصاد کشور و تعامل با اقتصاد جهانی است، این مسأله می تواند به عنوان مانعی در راه دستیابی به چشم انداز مطلوب مطرح شود. ایجاد فضای مناسب برای «توسعه مشارکت اقتصادی زنان» از طریق افزایش سهم دولت در ارایه تسهیلات مالی بلاعوض، وامهای دراز مدت و کم بهره به زنان، برقراری حمایتهای لازم برای توسعه کارآفرینی و فعالیتهای نوآورانه، همچنین زمینه سازی برای ایجاد پایداری، توسعه و توانمندی تعاونی های زنان و اصلاح نظام پرداخت متناسب با میزان بهره وری و کیفیت خدمات افراد به دور از مبنای جنسیت در تداوم برنامه خصوصی سازی و در چارچوب قانون اساسی امکان پذیر است. علاوه بر این، بازنگری در ساختار و نوسازی فرآیندهای تحقیقات و آموزش در ارتباط با امور زنان به منظور توسعه کیفی و حرفه ای شدن پژوهش و پاسخگویی به نیازهای تصمیم سازی دستگاه های اجرایی کشور به منظور دسترسی به فرصت های برابر آموزشی، گسترش دانش مهارتی و ارتقای بهره وری سرمایه های انسانی از جمله مواردی بوده که تغذیه کننده بخش های دیگر است. لذا برای دستیابی به اهداف یاد شده نه فقط نیازمند مشارکت زنان هستیم، بلکه تا زمانی که ضرورت این امر در اذهان آحاد جامعه شکل نگیرد، نمی توان انتظار رسیدن به فردایی بهتر چه در سطح ملی و چه در سطح جهانی را داشت. به ویژه در دورانی که شتاب رشد و توسعه بسیاری از کشورها، از جمله برخی همسایگان ایران، ما را وادار می سازد تا در روند گذشته تجدید نظر و با عزمی ملی در هموار ساختن مسیر حرکت و دگرگونی جامعه تلاش کنیم.
مادرها در همه جای دنیا برای کارکردن با مشکلات فراوانی روبهرو هستند.. بیشتر زنها پس از به دنیا آوردن بچهشان مجور هستند در مقطعهای مختلف، کارشان را رها کنند. معمولا در چنین مواردی موقعیت شغلی آنها از بین میرود و کارفرمایان آنها نیروی جدیدی را استخدام میکنند. نتایج یک تحقیق در آمریکا نشان میدهد ۳۷ درصد از زنانی که از قابلیت و مهارتهای بالایی در کار برخوردارند و ۴۳ درصد از مادران به عنوان کارکنان ماهر در مقاطعی از زندگی خود مجبور میشوند کار خود را رها کنند. آمارها نشان میدهد ۹۳ درصد از زنهایی که مجبور میشوند به دلایلی از جمله مادرشدن کارشان را ترک کنند دوست دارند بعد از کم شدن مشکلات بار دیگر به سرکارهایشان برگردند، اما کمتر از ۷۰ درصد از آنها امکان این کار را پیدا میکنند. در این میان، شرکتهایی تاسیس شدهاند که به خانمها به عنوان یک نیروی مورد نیاز بازار کار کمک میکنند تا شغلهایی با مشکلات کمتر پیدا کنند. شرکت «۱۰ تا ۲» یکی از این موسسههاست که از سال ۲۰۰۳ با جستوجو در میان شرکتهایی که کارکنان نیمه وقت میخواهند، برای مادران متقاضی، کاریابی میکند. مسئولان این شرکت میگویند ساعت ۱۰ صبح تا ۲ بعدازظهر معمولا بهترین ساعتی است که مادران جوان میتوانند با دردسر کمتری سرکار بروند. صاحبان شرکتهای کاریابی در زمینه مشاغل نیمه وقت از علاقه مادران به این نوع مشاغل میگویند. در حال حاضر تعداد متقاضیان این مشاغل بیشتر از میزانی است که کارفرمایان میخواهند. آلیسون اوکلی ـ مدیر عامل شرکت «مادر» که در سال ۲۰۰۵ تاسیس شده است ـ میگوید: «از ابتدای تاسیس شرکت، ۲۵ هزار زن برای یافتن شغل نیمه وقت در وب سایت این شرکت ثبتنام کردهاند و تاکنون نیز تعدادزیادی از آنها مشغول به کار شدهاند. پیام من به زنان این است که صبور باشند». یکی از عواملی که تقاضا برای مشاغل نیمه وقت را بالا برده، افزایش تعداد زنانی است که از تحصیلات بالایی برخوردارند. براساس گزارش دولت آمریکا در سال ۲۰۰۵ درصد زنانی که فوق لیسانس مدیریت مالی دارند، از ۴ درصد در سال ۱۹۷۰ به ۴۱ درصد در سال ۲۰۰۱ افزایش یافته است. در همین دوره نیز تعداد زنانی که در رشته حقوق تحصیل کردهاند از ۵ درصد به ۴۷ درصد رسیده است. شرکتهای بزرگ هم معمولا پس از مدتی به ارزش مهارتهای مادرانی که کار را رها کردهاند، پی میبرند. مثلا سال گذشته بانک سوئیس دوره رایگانی با عنوان «بازگشت به محیط کار» برگزار کرد تا کارشناسان زن بتوانند مهارتهای کاری خود را افزایش دهند و شبکههایشان را توسعه دهند. اما با وجود این، هنوز مشکلات زیادی در کشورهای مختلف وجود دارد. مثلا در آلمان یا فرانسه پیدا کردن مهدکودک یکی از مشکلات مادرها برای کارکردن است. یک مادر ۲۹ ساله آلمانی در این مورد میگوید: «من از زمان بارداریام شروع به جستو جو برای پیداکردن یک جای خالی در مهدکودکهای مخصوص نوزادان کردم اما هیچ جایی پیدا نکردم. وقتی دخترم ۹ ماهه شد، تصمیم گرفتم به طور نیمه وقت به سرکار برگردم اما هنوز هیچ جای خالیای برای او پیدا نشده بود. من بدون کمک پدرومادرم نمیتوانستم کار کنم. پدرومادرم ۷ ماه از دخترم نگهداری کردند تا اینکه از طرف یک مهدکودک به ما اطلاع دادند برای صحبت اولیه به همراه ۳۰ زوج دیگر دعوت شدهایم. آنجا ما درست مثل یک مصاحبه استخدامی مورد سئوال و جواب قرار گرفتیم و ۱۰ پدر و مادر از بین ۳۰ زوج انتخاب شدند تا یک روز به طور امتحانی فرزندانشان را به مهدکودک ببرند. خوشبختانه دختر ما جزو انتخابشدگان بود.» به عقیده کارشناسان، بالارفتن مدت مرخصی بعد از تولد بچه و در نظر گرفتن آن برای پدران، همچنین سیستم مالیاتیای که در آن هر چه تعداد بچه بیشتر باشد، خانواده مالیات کمتری پرداخت میکند، قدمهای خوبی برای راحتی مادران شاغل بوده است. در فرانسه هم کمبود مهدکودک به حدی رسیده که موسسات خصوصی را به این بازار علاقهمند کرده است؛ به ویژه آنکه دولت و نهادهای مدنی محلی، امکان قانونی آن را پیدا کردهاند که در سرمایهگذاری برای ساختمان و تجهیزات این موسسات تا سطح ۸۰ درصد شرکت کنند. شرکتها امیدوار هستند در آینده بتوانند با استفاده از تکنولوژی از تخصص مادرها به صورت مجازی استفاده کنند. نانسی کولامر ـ از کارشناسهای مشاغل ـ میگوید: «فناوری جدید به ما قدرت انعطافپذیری داده است و امیدواریم در آینده تعداد یشتری از مادرها بتوانند از خانه و جلوی رایانه، کارهایشان را انجام دهند».
یکی از عواملی که در همسر گزینی باید مورد توجه قرار گیرد، نوع شغل است. بعضی دختران مایلند شغل همسرشان نظامی باشد. بعضی از مردان مایلند که همسرشان خانه دار باشد. تعدادی مایلند که وی در خارج از خانه شاغل باشد و برخی فقط مایل به کار همسرشان در آموزش و پرورش و کار معلمی هستند. بنابراین نوع شغل در انتخاب همسر از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در مورد شغل شوهر آنچه مهم است تأمین نظر دختر است. در این زمینه موارد زیر قابل توجه است: ۱) دخترانی هستند که به سطح شغلی اهمیت می دهند. از نظر آنان نوع شغل مهم نیست. آنها همیشه مهندس، دکتر، حقوقدان و مشاغلی را می پسندند که از نظر وجهه اجتماعی در سطح بالایی قرار دارند و گاه اظهار می دارند که مثلاً ”لوله کشی هم شد شغل”، این عده نجاری یا بنایی و یا سیم کشی و نظایر آن را که از نظر سطح درآمد ممکن است بسیار بالا هم باشد نمی پسندند. ۲) برای گروهی از دختران سطح شغل مطرح نیست؛ آنان همسری می خواهند که امکانات رفاهی آنان را فراهم کند و درآمد زیادی داشته باشد. بعضی نیز درآمد و سطح شغل برایشان مهم نیست ولی مایلند شوهرشان شغلی داشته باشد که تمیز باشد و همیشه اظهار می دارند که شوهر روغن مالیده یا پر از خاک و گچ نمی خواهند ( منظور تعمیر کار یا بنّا و گچ کار است). ۳) زنان شاغلی هم هستند که مایلند شوهرشان در حوزه شغلی خود آنان کار کند. به عنوان مثال اگر زن آموزگار باشد؛ مایل است شوهرش دبیر یا استاد باشد یا اگر پرستاراست ، شوهرش پزشک باشد. نکته قابل توجه این است که اکثر زنان مایل نیستند شوهرشان از نظر سطح شغلی پایین تر از آنان باشد. ۴) بعضی از دختران تحت تأثیر برنامه های هنری تلویزیون و سینما ، شوهر هنرمند می خواهند. در این جا این نکته قابل ذکر است که این تمایل ممکن است تحت تأثیر عوامل احساسی موقتی باشد، لذا مشاوران در کمک به انتخاب همسر به این گونه دختران باید بررسی های لازم را انجام دهند و چنانچه رغبت و علاقه آنان جنبه احساسی داشته باشد مراجع را متوجه علاقه واقعی او بنمایند. گاه ممکن است اجرای تست بتواند به این موضوع کمک کند. در این صورت با پیشنهاد و قبول مراجع می توان از آزمون نیز استفاده کرد. ۵) و بالاخره برای گروهی از دختران شغل شوهر برایشان مهم نیست و به سایر عوامل مؤثر در ازدواج از جمله مسائل فرهنگی، اخلاقی و اقتصادی توجه بیشتری دارند. با در نظر گرفتن مطالب فوق می توان نتیجه گرفت که در انتخاب شوهر در ارتباط با شغل موارد زیر باید مورد توجه قرار گیرد: - نوع شغل؛ - محل شغل؛ - میزان درآمد؛ - سطح شغل. ● نگرش شوهر درباره شغل زن بعضی از مردان با اشتغال همسرشان در خارج از خانه مخالف هستند و به دنبال زنی هستند که فقط خانه دار باشد و روی این مسئله به قدری تکیه دارند که آن را جزء شرایط ازدواج قرار می دهند. در مقابل مردانی نیز هستند که می خواهند همسر آنان شاغل باشد و نظر اصلیشان از این اشتغال کسب درآمد است که کمک هزینه خانه باشد. برخی هم کسب درآمد و گرفتن حقوق برایشان مهم نیست ؛ هدف آنان از اشتغال همسر در خارج از خانه آن است که با جامعه ارتباط داشته و اجتماعی تر باشد و از زن خانه دار به عنوان زن عقب افتاده و منزوی یاد می کنند. علاوه بر موارد فوق ، وجوه دیگری از اشتغال نیز برای زن مطرح است که به ذکر نمونه هایی مبادرت می شود: ۱) مردانی هستند که مایلند همسرانشان فقط در کارهای آموزشی آن هم در ارتباط با دختران کار کنند، مثل آموزگاری یا دبیری مدارس دخترانه. ۲) برای گروهی از مردان نوع کار همسرشان مهم نیست؛ ولی تمایل دارند که همسرشان در کارهای نیمه وقت شاغل باشد که به کار خانه نیز برسد. ۳) بعضی از مردان مایلند همسرشان در محیط کار خود آنان شاغل باشد. مثلاً اگر خودش پزشک است همسرش پرستار یا ماما باشد. ۴) بعضی از مردان زنانی را می خواهند که علاوه بر خانه داری در خانه، در محلی نزدیک خانه به کار دیگری نظیر خیاطی یا آرایشگری اشتغال داشته باشد. با توجه به مطلب بالا می توان نتیجه گرفت که نگرش مرد در مورد اشتغال زن در ازدواج باید مورد توجه قرار گیرد و مشاوران در این زمینه به دختر و پسر در زمان انتخاب ، آگاهی و بینش لازم را بدهند و وضعی پیش نیاید که این مسئله مهم در زمان گزینش همسر تحت تأثیر عوامل دیگر نادیده گرفته شود.