نتایج بررسیهای اخیر پژوهشگران نشانگر آن است كه نارس بودن نوزادان متولد شده میتواند بر روی شخصیت آنان در سن بلوغ تأثیر بگذارد. بر اساس گزارش منتشر شده در نشریه آمریكایی طب كودك، تحقیقات انجام شده بر روی شماری از افراد ۱۸ تا ۱۹ ساله كه به طور نارس متولد شده بودند و نیز مقایسه آنان با افراد طبیعی، نشان داد این امر بر ویژگیهای شخصیتی آنها در سنین بزرگسالی مؤثر است. این گزارش می افزاید نوزادان نارس و به ویژه دختران، در دوره بزرگسالی بیش از دیگر همتایان خود ممكن است دچار ناهنجاریهایی همچون افسردگی، تشویش،اضطراب و موارد مشابه شوند. این نتایج در پی بررسی ۱۰۸ جوانی كه در فاصله سالهای ۱۹۷۹ تا ،۱۹۸۱ پیش از طی ۳۳ هفته زندگی جنینی متولد شدهاند و نیز مقایسه نتایج با وضعیت ۶۸ فرد متولد شده در زمان طبیعی، به دست آمده است.
بهترین راه برای پی بردن و كشف دنیای درونی كودكان، توجه به نقاشیهای آنها است. كودكان با بازی كردن و قصه گویی شناخته میشوند و از طریق نقاشی صحبت میكنند. نقاشی به ما كمك میكند تا كودكان را بیشتر بشناسیم و از نیازهای درونی آنها آگاه شویم، فقط كافی است به آنچه آنها روی كاغذ میكشند توجه كنیم و مفهوم نقاشیهایشان را بفهمیم. ۱- خورشید و ماه: در اغلب نقاشیهای كودكان خورشید دیده میشود. خورشید نشانه امنیت، خوشحالی، گرما، قدرت و از نقطه نظر روان شناسان به معنی پدر است. وقتی رابطه كودك و پدر خوب است، كودك خورشید را در حال درخشیدن میكشد و وقتی رابطه آن دو مطلوب نیست، خورشید را پشت كوه و ناپدید میكشد. ترس كودك از پدر به رنگ قرمز تند و یا سیاه در نقاشی دیده میشود. ماه در نقاشیهای كودكان به مفهوم نیستی و مرگ است. ۲- آسمان و زمین: آسمان به معنی الهام و پاكی است و زمین، ثبات و امنیت معنی میدهد. كودكان كوچك هرگز خطی برای نشان دادن زمین ترسیم نمیكنند وی در سنین بالاتر یعنی ۵ و ۶ سالگی كه آغاز به درك دلایل منطقی میكنند به كشیدن زمین نیز میپردازند. ۳- ماشین: ماشین نشانه قدرت است، به همین دلیل در نقاشی پسربچهها ماشین زیاد دیده میشود. ۴- حیوانات: اگر در نقاشی كودك شما تصاویر حیوانات دیده می شود، ممكن است، دلایل مختلفی وجود داشته باشد كه شما با صحبت كردن با كودك پی به آن میبرید. كودكی كه در روستا زندگی میكند و یا حیوانات خانگی دارد و یا عاشق حیوانات باشد و یا حتی زیاد به باغ وحش برود، طبیعی است كه حیوان بكشد. اما اگر كودك به نوعی با حیوانات رابطه نداشته باشد و در نقاشیهایش اغلب تصویر حیوان بكشد اهمیت خاصی پیدا میكند. گاهی ممكن است كودك احساس گناه و تقصیری را كه تجربه كرده و جرات ابراز آن را نداشته در نقاشیهایش در قالب حیوان نشان دهد.
یک گروه از روانشناسان معتقدند که اگر به هنگام گرفتن تصمیمات بزرگ و اساسی نظیر خرید ماشین، زیاد فکر نکنیم ، نتایج رضایتبخشتری خواهیم گرفت. محققین دریافته اند به دلیل اینکه انسان همزمان و در آن واحد به مسائل مختلفی فکر میکند، بهتر است تصمیمات مهم در زندگی را به عهده ضمیر ناخودآگاه بگذارد. به گفته یک محقق در مجله علمی (journal science) برعکس عقاید سنتی تصمیمگیریهای عاقلانه همیشه سودمند نمیباشد. دیکسترویس (Ap Dijksterhuis) روانشناس دانشگاه آمستردام و تیم تحقیقاتش ۸۰ نفر را برای انجام یک آزمایش در این زمینه، در نظر گرفتند. در این آزمایش، نیمی از شرکت کنندگان مجبور شدند به محض معرفی یک کالا آن را خریداری کنند. گروه دیگر مجبور به گرفتن همین تصمیم بعد از تکمیل و حل یک پازل بودند. هر دو گروه قبل از خرید، یک لیست کوتاه از کالاهای ساده و یک لیست پیچیده از کالاهایی با ۱۲ مشخصه فنی دریافت کردند. شرکت کنندگانی که همزمان با حل پازل، کالاهای پیچیده را خریداری کردند و از تصمیمشان بسیار خرسند بودند. زیرابه دلیل درگیری ذهنیشان برای حل پازل از ضمیر ناخودآگاه خود برای تصمیمگیری و خرید کالا استفاده کرده بودند. نتایج آزمایش نشان داد که میزان خرسندی و رضایت افرادی که کالاهای سادهتری نظیر لوازم خانگی ایکا (IKEA) را خریداری کردند به مانند افرادی بود که از ضمیر ناخودآگاه خود برای گرفتن تصمیمات پیچیدهتر استفاده کرده بودند. به گفته محققین استفاده از ضمیر ناخودآگاه به هنگام خرید کالاهای اساسی و یا گرفتن تصمیمات بزرگ در زندگی نتایج رضایتبخشتری را به دنبال دارد.
دانشمندان دانشگاه دارتمانت (Dartmouth) بر این باورند که تغییرات رو به رشد قابل توجهی که به طور اتوماتیک در ساختمان مغز انسان بعد از سن ۱۸ سالگی رخ میدهد را شناسایی کردهاند. این تحقیقات زمان دقیقی که مغز انسان به دوره بزرگسالی میرسد و دوران بلوغش آغاز میشود را مورد بررسی قرار داده است. پروفسور ابیگیل بیرد (Abigail Baird)، استاد دانشگاه و متخصص مغز و روان و مجری این تحقیقات گفت: "ما در این مطالعات یک گروه از دانش آموزان تازه بالغ شده را مورد بررسی قرار دادیم. داشنجویان در طول اولین سال دانشگاه مخصوصا دانشجویان ساکن در خوابگاه، تجربیات زیادی کسب کردند. آنها با مشکلات مختلف علمی، اجتماعی و احساساتی روبرو شدند و ما با مستند کردن وبررسی تغییرات مغزی آنها به نتایج جدیدی دست یافتیم." بیرد و یکی از دانشجویان فارغ التحصیلش بنام کریگ بنت (Craig Bennett) مغز نوزده دانشجوی ۱۸ ساله دانشگاه را مورد مطالعه قرار دادند. یک گروه هفده نفری از دانشجویان بزرگسال تر، بین ۲۵ تا ۳۵ سال نیز برای مقایسه با گروه اول مورد تحقیق قرار گرفتند. به گفته بنت مغز دانشجویان ۱۸ ساله بسیار متفاوت از شکل و ساختمان مغز دانشجویان بزرگسالتر بود و این شبهه بوجود آمد که انسان در چه سنی به دوره بزرگسالی وارد میشود و شاید این سن با آنچه که ما در گذشته فکر می کردیم متفاوت باشد. این تحقیق در شماره آینده مجله Human Brain Mapping منتشر خواهد شد.
فعال بودن مغز و جسم در طول دوران زندگی بهترین راه هوشیار نگه داشتن مغز و كاهش خطر ابتلا به بیماری جنون و دیوانگی است. تحقیقات نشان میدهد فعال نگه داشتن مغز از ابتلا به بیماری آلزایمر جلوگیری به عمل میآورد و این خطر را تا ۴۶ درصد كاهش میدهد. تحصیلات، كار و استفاده از مغز و حافظه به طور همزمان نقش مهمی در فعالیت مغز و جلوگیری از بیماریهای مربوط به آن ایفا میكند. تحقیقات دیگر نشان میدهد در افراد مسنی كه ۳ تا ۴ وعده در هفته ورزش میكنند ۳۰ تا ۴۰ درصد خطر ابتلا به بیماری آلزایمر كاهش پیدا میكند. حتی ورزشهای سبك مثل پیاده روی نیز بسیار مؤثر است. علاوه بر جلوگیری از فراموشی و دیوانگی، ورزش و فعالیت بدنی و مغزی، باعث افزایش حوصله در افراد افسرده و بهبود حافظه در افراد پیر میشود.
این اختلال در بر گیرنده كودكانی است كه از دستورها اطاعت نمیكنند ، از لحاظ هیجانی تحریك پذیر و خشن هستند، پیوسته از یك فعالیت به كار دیگری میپردازند بدون اینكه هیچ یك را به سر انجام برسانند، تمركز و توجه در كارها و یا فعالیتها و بازیها در این كودكان پایدار نیست، اغلب به نظر میرسد كه حواسشان جای دیگری است و یا گوش نمیدهند و اینطور به نظر میرسد كه آنچه را كه گفته شده است نشنیدهاند، اكثر این كودكان بد اخلاق، ستیزه جو ، نافرمان و پرخاشگر هستند و با كودكان دیگر میانه خوبی ندارند و به طور كلی لجوج، ریاست طلب و بی انضباط هستند ، رفتارهای غیر قابل پیش بینی انجام میدهند، مرتب در حرف دیگران میپرند، اشیا را از دیگران میقاپند و به چیزهایی دست میزنند كه اجازه آن را ندارند. این كودكان وقتی كه بزرگتر میشوند در كارهای گروهی مشكل دارند و در مدرسه نمیتوانند یكجا آرام بگیرند به طور مكرر از جای خود بلند میشوند و یا از میز آویزان میشوند. بیش فعالی ممكن است به صورت برقراری ، ناآرامی در جای خود ، دویدن ، جهیدن و بالا و پایین پریدن در موقعیتهای نامربوط ، ناتوانی در ساكت ماندن و یا بیش از حد حرف زدن نیز نمود می یابد. این كودكان معمولا در نوباوگی علائمی از خود نشان می دهند مانند : خواب كم و گریه زیاد دارند ، به نور و صدا و حرارت و سایر تغییرات محیطی به سرعت به گونه ای غیر عادی پاسخ می دهند ، مرتب در حال جلو و عقب كردن خودشان هستند ، معمولا در آغوش مادر آرام نمی گیرند و جیغ می زنند و لگد می اندازند و حتی در گرفتن پستان مادر هم مشكل دارنددر این نوع اختلال ممكن است بر اثر بالا رفتن سن كودك ، مسئله خود به خود حل شود اما این كودكان اگر به حال خود گذاشته شوند در بزرگسالی رفتارهای ضد اجتماعی از خود نشان می دهند. اكثر این كودكان از هوش بالا برخوردارند و كارهایی كه انجام می دهند غیر مترقبه و ناگهانی است و خطر را احساس نمی كنند. به طور كلی می توان گفت الگوی پایدار این اختلال كمبود تمركز و توجه ، بیش فعالی و پرخاشگری است ، البته باید این خصوصیات حداقل به مدت شش ماه در كودك ثابت باشد تا بتوانیم بگوییم كه كودك دچار این اختلال شده است. علل ایجاد این اختلال هنوز به طور قطعی ناشناخته است ، عوامل متعددی از قبیل وراثت ، مشكلات و مسائل در هنگام تولد ، عوامل عصب شناختی ، حساسیت غذایی و متغیرهای محیطی مطرح شده است اما هیچ یك تایید و یا رد نشده اند. پژوهشها حاكی از آن است كه پسران بیشتر از دختران به این اختلال مبتلا می شوند. در درمان این كودكان روشهای رفتار درمانی به همراه رژیم غذایی خاص و داروهایی كه پزشك برای درمان این اختلال تجویز می كند بهترین نتایج را در كنترل علائم دارد. والدین چنین كودكانی باید با مراجعه به روانپزشك و یا روانشناس با شكیبایی و ثبات قدم در این مسیر به فرزندشان كمك كنند.
نتایج تحقیقات اخیر دانشمندان آمریكایی حاكی است كه شخصیت افراد در سراسر عمر و با افزایش سن تغییر میكند. بررسیهای انجام شده توسط محققان دانشگاه كالیفرنیا نشان میدهد صفات و ویژگیهایی مانند مهربانی و گشاده دستی با بالارفتن سن در افراد، قویتر میشود. تاكنون چنین تصور میشد كه شخصیت انسانها به طور عمده تا سن ۳۰ سالگی تثبیت میشود و پس از آن، تغییر قابل توجهی نمییابد، اما پژوهشگران دانشگاه كالیفرنیا نظر دیگری دارند. در سلسله آزمایشهای این محققان، ۱۳۲ نفر در محدوده سنی ۲۱ تا ۶۰ سال مورد بررسی دقیق قرار گرفتند و تحلیل نتایج حاصل نشان میدهد رشد شخصیت در سراسر عمر انسان همچنان ادامه مییابد و شخصیت افراد به طور كلی با گذر زمان بهبود پیدا میكند.
اصولاً خجالت یا كم روئی یك عاطفه اجتماعی است كه در شخص ظاهر میشود. این حالت از احساس خود كم بینی صورت میگیرد و در برخی موارد آنقدر شدت مییابد كه تمامی شخصیت فرد را تحت تاثیر قرار میدهد این شخص از انجام فعالیتهای روزانه خود باز میماند و از حضور در یك جمع هراس دارد بطوری كه بسیار خشك و سرد برخورد میكند و حتی چیزهایی را كه برای گفتنشان برنامه ریزی كرده بود را با حضور در جمع فراموش میكند این شخص مورد هجوم یك نوع احساس است كه آنرا ترس از حضور در جمع مینامند. پس این دیگران هستند كه باعث اضطراب وی میشوند. ▪ اثرات خجالت: خجالت مانع از تجلی افكار عالی است و از پیشرفت افراد جلوگیری میكند. فرد خجالتی همیشه با ترس زندگی میكند و هرگز شهامت گفتن واقعیت را ندارد. فرد خجالتی از ناراحتی تنفسی رنج میبرد و در نتیجه كلمات به طور ضعیف و بیمار گونه به گوش میرسد. انقباض و انبساط رگهای بدن باعث سرخی یا رنگ پریدگی میشود. خجالتی بودن فرد عدم توانایی در تطبیق فرد با محیط بیان میشود. او آسیب پذیراست و مانند قلعه ای از هزاران راه نفوذ دارد و هركس به آسانی میتواند صدها تیر به سوی او پرتاب كند. كم رویی در دوره بلوغ بیشتر از دختر ها در پسرها رایج است چرا كه پسرها باید گام نخست را به سوی جنس مخالف بردارند بساری از افراد كم رو با دیگران دوستی نكرده و برخی از آنها تا پایان عمر نیز ازدواج نمیكنند. در جامعه سه عامل بزرگ برای محدود كردن انسان وجود دارد كه اگر برخورد ما با آنها از راه صحیح و اصولی انجام نشود میتواند باعث خسارت و آسیب شوند:زندگی خانوادگی و تحصیلی ـ مذهب در صورت برداشت نادرست از آن ـ جنسیت هنگامی كه بدآموزی شناخته شود و تبعیز نادرستی دركار باشد به كلی می توان گفت %۹۰ از عقدههای حقارت و به این ۳ عامل بستگی دارد . علت بنیادی بیشتر انواع خجالت را می توان در سختگیریهای نابه جای والدین و مربیان ردیابی كرد كه قدرت ذهنی كودكان را درك نكرده اند . بسیاری از یادگیریهای مذهبی بر پایه ترس از اعمال خطا و مجازات زندگی دنیا و آخرت است . بسیاری از والدین خدا و شیطان را برای فرزندانشان ترسناك جلوه می دهند آنها را همیشه حاضر تصویر كردهاند. افراد كم رو همیشه دچار تردید و دو دلی هستند و از اجتماع دوری میكنند در نتیجه به ناراحتی و افسردگی دچار خواهند شد. ▪ درمان جسمی خجالت : این درمان بیشتر برای غلبه بر حالت فوق عاطفه صورت میگیرد. این نوع عاطفه به طور ناگهانی در ایجاد كم روئی تاثیر زیادی دارد . عاطفه به شكلهای دیگر نیز میتواند آشكار شود. آشفتگی شدید عصبی ـ حالت خستگی عمومی در بدن ـ مستی یا مسمومیت ـ تغییرات بیولوژیكی. استراحت و استفاده درست از دارو و تمركز حواس همگی به عنوان درمان شخص فوق عاطفی بكار میرود. ● روان درمانی : این درمان از دو راه عملی است . ۱ـ خود درمانی ۲ـ به كمك روانپزشك آنچه كه باید از آن دوری كنید . ۱ـ ناراحت شدن و بخاطر سپردن مسایلی كه نتیجه مهمی ندارد ۲ـ با كوچكترین صدا از جا جستن ۳ـ زود عصبانی شدن ۴ـ قضاوت سریع ۵ـ احساساتی شدن ۶ـ اشتیاق برای همدردی ۷ـ سطحی اندیشیدن . هیچ گاه خجالتی نباشید . ۱ـ فقط مطالب جدی را جدی بگیرید . ۲ـ فقط بعد از یك واكنش آرام عمل كنید. ۳ـ از نظر دیگران سریع دلگیر نشوید شاید درست باشد . ۴ـ اخلاقتان را كنترل كنید و آسوده و آرام باشید . ۵ـ به خود متكی باشید . ۶ـ به مسائل مهم توجه كنید ۷ـ قاطع و سریع عمل كنید .
یكی از تفاوتهای غیرقابل انكار میان زنان و مردان تفاوت قوای عقلانی و عاطفی است. مردان از نظر عقل تجریدی و به عبارت دیگر عقل نظری از زنان قویتر بوده یعنی عقل تئوریك، تحلیلگر و فرضیه باف و عقل سیاسی- اجتماعی در مردان دامنه گستردهتری نسبت به زنان دارد و این برتری به علت وظیفه طبیعی مردان كه تسخیر طبیعت و مبارزه با مشكلات اجتماعی برای ایجاد رفاه خانوادگی است در مردان وجود دارد.بنابراین اگرچه دنیای عقلی و شهودی با یكدیگر تفاوت دارند اما هیچ یك از این موارد معیاری برای ارزش گذاری افراد نبوده و تنها وسیلهای برای جدا كردن راههای رسیدن به كمال انسانی است كه این كمال نیز برای زن و مرد مساوی است.همچنین مردان به جهت آنكه كمتر تحت تاثیر ساختار عاطفه خویش قرار میگیرند از جهت عقلانی قوی تر از زنان هستند و تصمیمات جدی تر و قابل قبولتری میگیرند. در واقع اگرچه فعالیت عقلی تجریدی و تعمیمی در مغز مردان بیشتر است اما بزرگتر بودن جمجمه و سنگین تر بودن مغز مردان و بیشتر بودن عقل نظری در آنان به معنای نزدیك بودن به حقیقت متعالی و درك بهتری از واقعیت هستی نیست بلكه اگر مرد به وسیله حواس و عقل نظری خود به حیات مینگرد و به حقیقت نایل میشود زن بیشتر نوعی علم حضوری و شهودی دارد و اگر مرد در آینه عقل به حقایق چشم میدوزد زن نیز در آینه ذات خویش به حقیقت مینگرد بنابراین برتری مرد در عقل تجریدی فضلی است. به هر صورت مردان، هوشیاری با دید متمركز دارند و زنان، هوشیاری با حواس و دید باز و همین متمركز بودن مردان و گسترده نگری زنان در تصمیم گیریهای آنها نقش بسیار موثری را ایفا می كند.روانشناسان میگویند مردان در ابتدا خودشان تصمیم میگیرند و بعد آماده هستند كه بر مبنای اطلاعات دیگران تصمیم خویش را تغییر دهند. بارها در زندگی نزدیكان و دوستان خود دیده ایم كه مردان بدون در نظر گرفتن نظرات دیگر افراد خانواده تصمیم به انجام كاری میگیرند و آ نگاه كه در مقام مشورت برمیآیند در صورتی كه با دلیل منطقی و عقلانی برای ترك و یا انجام آن كار برخورد كردند تصمیم خود را تغیر میدهند.جان گری روانشناس مشهور معتقد است: مرد ابتدا هدف را پیدا می كند بعد حرف میزند و زن حرف میزند و بعد هدف را پیدا میكند. گفتنی است كه هوشیاری و درایت مركزی موجود در مردان باعث مصمم بودن و كارآمدتر بودن آنها میشود اما این صفت نوعی فراموشی نسبت به نیازهای دیگران ایجاد میكند و باعث میشود كه نیازهای همسر و دیگر اعضای خانواده در لیست اولویت اهداف مردان قرار نگیرد و آزردگی روحی- روانی در همسر و فرزندان او ایجاد شود.همچنین روانشناسان بر این باورند آنگاه كه مردان همه چیز را نادیده گیرند و اگر همسر و فرزندانشان ناراحت شدند واكنش آنها به این صورت باشد كه نباید آزرده شوند و این بیتوجهیها و انكار كردنها تاثیر دردآوری روی سایرین میگذارد و بسیار اتفاق میافتد كه وقتی پروژههای مهمی توسط مرد به پایان میرسد روز بعد او مریض میشود زیرا نیازهای بدنش را نادیده گرفته و از نظر احساسی و عاطفی نیز به علت بیتوجهی به نیازهای عاطفی خود دچار افسردگی می شود.به گفته فردریك پرلز فردی كه امكانات و استعدادهایی كه به آن نیاز دارد و در درون او وجود دارد را درنیافته و به آن اتكا نكند نوروتیك است یعنی دچار اختلال روانی شده است. به عقیده او افراد باید از قسمتهای تكه تكه شده خود آگاه شوند و آنها را قبول كرده و احیا و متحد كنند و از طریق این اتحاد از وابستگی به خودكفایی رسیده و اعتماد به نفس یابند. بنابراین چه مرد و چه زن اگر از استعدادها و سرمایههای فكری و عملی استفاده نكنند ضعیف العقل بوده و شایستگی مشاوره را نخواهند داشت.
هنرمندان و صوفیان ادعا كردهاند كه از روزگاران كهن شاهد نور درمانی (استفاده از مغناطیس مرئی برای درمان بیماریها) بوده و آن را نشان دادهاند. در این میان میتوان به موارد و مصادیقی نظیر تنوع كارها و آثار هنری نظیر هنر مجسمه سازی، هنر باستان، نقاشیهای بومی روی صخره و سنگ در استرالیا و مراكز توتم سرخپوستان آمریكا اشاره كرد كه افرادی را نشان میدهد كه از سوی مناطق نوری یا لنزهای ناشی از بدن احاطه شدهاند. همچنین عقیده بر این است كه « هاله» در آثار هنرمندان غربی نیز از نوعی نور طلایی ناشی میشود كه در اطراف سر فرد مورد آزمایش میدرخشد. • اساس روش نوردرمانی: درمانگران روش نوردرمانی میگویند هر چند به این روش درمانی وقوف كامل ندارند، اما نور واكنشهای اولیه ما را در قبال مردم و موقعیتها تعیین میكند و معیار ارزیابی قضاوت سریعتر و حساستر از بسیاری از استعدادها و توانایی های عقلانی است. آنها اظهار میدارند ناآرامیای كه ما گاهی در برخی از گردهماییهای انسانی احساس میكنیم ممكن است از نوعی نور ناشی شود كه از هماهنگی و همگامی با درون خود ما انسانها سر بر میآورد و احساس نوعی آرامش در شرایط خاص احتمالاً به این معنا است كه شما از سوی نورهای همگون و هماهنگ احاطه شدهاید. گفته میشود نور گیاهان، حیوانات و مواد معدنی به عنوان بخشی از نظام واحد هستی همواره با همدیگر در ارتباط و تعامل هستند. تصور میشود كه نور هر شخص از تمامی نورهای منعكس شده از سلولها و مواد شیمیایی در بدن فرد و همچنین از تعامل این نورها شامل میشود. گفته میشود نور مرئی شبیه حالت بیضی است كه از چند اینچ تا چندین پا دور بدن فرد احاطه دارد و گاهی در ناحیه سر احاطه بیشتری دارد. این نور از هفت اشعه رنگی مختلف تركیب می یابد كه هر كدام از آنها با عنصر خاصی از بدن همانند كار و نقش پیچیدهتر آنها ارتباط دارند. همچنین گفته میشود كه اشكال، رنگها و استحكام و پایداری این اشعه از شخصی به شخص دیگر فرق می كند و نشانگر ساختار منحصر به فرد هر كس است. •روش استفاده از نوردرمانی: یك درمانگر، مراحل درمان را با مشاهده یا خیلی به ندرت و عینیتر از طریق لمس نور بیمار برای تفسیر وضعیت سلامتی وی آغاز می كند. مثلاً یك نور كدر و تیره، میتواند سلامتی ضعیفی از شخص یا نیاز به تغییر وضعیت او را نشان دهد. این حالت بیمار را هر روز ضعیف میكند. همچنین گفته میشود حاشیه تاریكی روی برخی از اعضای بدن نشانگر وجود بیماری است. درمانگران معتقدند از طریق نور میتوان شخصیت، احساسات و عواطف افراد را نیز مورد بررسی قرار داد. مثلاً نور دارای لبهها و حاشیههای نرم و چیندار را میتوان به عنوان شاخص تاثیرپذیری فرد در قبال سایرین تلقی كرد، در حالی كه كنارههای سخت و متحرك به معنای اجتماعی بودن، نه آسیب پذیر بودن، است و طرح و نمای سخت و برجسته میتواند نشانگر گرایش دفاعی فرد و وجود این احساس باشد كه جهان ماهیت خصومت آمیز دارد، احساسی كه از ناامنی عمیق فرد ریشه میگیرد. گفته میشود رنگها نیز دارای اهمیت هستند. باور بر این است كه وجود تركیبات رنگ قرمز در حد زیاد در نور شاخص عصبانیت و وجود رنگ آبی به معنای داشتن شخصیت كمال گرا (ایده آلیست) است. • نور قرمز : نور این رنگ به عنوان رنگ زندگی و قدرت فیزیكی، نشانگر قدرت، انرژی و حساسیت انسان است كه به معنای انسجام هماهنگی فرد به صورت یك كل محسوب میشود. عصبانیت یا اضطراب در نور قرمز روشن، در حالی كه عصبانیت یا حساسیت در نور قرمز تیره تجلی پیدا میكند. وجود بیش از حد تركیب رنگ قرمز در نور نشانگر خودخواهی، خودپسندی یا توجه بیش از حد به مادیات است. از نظر درمانی، نور قرمز با پایانههای عصبی فعالیتهای شدید بدنی و غدد تناسلی قرین و توأم است. • رنگ نارنجی : این رنگ موید انرژی و سلامتی است و نشان از شخصیت قوی فرد دارد كه برای سایرین نیز اهمیت قائل میشود. اما وجود تركیب بیش از حد رنگ نارنجی نشان دهنده تاكید افراطی روی اهداف و جاه طلبیهای خودخواهانه فرد است. نمود آدرنال نیز به رنگ نارنجی است و غدد تناسلی و طحال نیز همین رنگ را به خود میگیرند. این رنگ همچنین میتواند حاكی از وجود ترس، توهم یا فقدان توهم در فرد باشد. • رنگ زرد : هوش و خوش بینی فرد یا در برخی از موارد، اضطراب یا نگرانی وی در قالب این رنگ تجلی پیدا میكند. رنگ زرد خیلی روشن احتمالاً نشانگر ضعف یا نداشتن قاطعیت فرد و زرد طلایی نشان تعالی روحی و بینش فرد است. رنگ زرد همچنین موید وجود ناراحتی در لوزالمعده، سیستم گوارشی، باروری و وضع حمل است. • رنگ سبز : به عنوان رنگ طبیعت، پویایی و شكوفایی نشان از یك شخصیت با نشاط و سازگار و ذهن تنوع گرای فرد دارد. این رنگ با غده تیموس، قلب و سیستم گردش خون ارتباط دارد. • رنگ آبی : ایده آل گرایی، انسجام و پر هیجانی بودن فرد در رنگ آبی تظاهر پیدا میكند. آبی روشن موید استعداد و توان یادگیری روح كاوش در فرد است. رنگ آبی از نظر فیزیكی نشانگر غده تیروئید است و با گوشها، حلق، تنفس و سخن گفتن فرد ارتباط دارد. • نور نیلی : این نور شاخص گرایش به اقدام و فعالیت براساس درك شهودی و كاوش برای پی بردن به حقیقت روحی تلقی میشود. این نور نشانگر ارزش های اخلاقی و مذموم و بی اهمیت بودن جهان مادی است. وجود بیش از اندازه تركیب نور نیلی در نور نشانگر آرامش و نوع پرستی یا اگر از توازن و تعادل خوبی برخوردار نباشد، نشانگر رنجور بودن فرد است. رنگ این نور همچنین با غدد مخاطی و سیستم لنفاوی فرد ارتباط دارد. • نور بنفش : این نور به عنوان رنگ شكوفایی و نشاط روح، بینش درونی و عشق تلقی میشود. رنگ این نور نشانگر اندامی كشیده، سیستم عصبی و انسجام و هماهنگی كل بدن است. • نور سیاه و خاكستری: این رنگها نشان میدهند كه نور فرد در اثر تفكرات و عواطف منفی، اضطراب، یماری یا در اثر بیهوشی آسیب دیده است. •نور سفید : كمال، ایده آل بودن و حقیقت با این رنگ تظاهر و تجلی مییابند. این رنگ متعادل كننده رنگ سیاه و خاكستری موجود در تركیب نور محسوب میشود.