برای رهایی از افسردگی از رنگ قرمز استفاده كنید. تی شرتهایی به رنگ قرمز بپوشید. پرده قرمز در اتاقتان باعث میشود كه گرما و شور و سرزندگی به زندگی شما باز گردد.
جامعه شناسان دریافتهاند که داشتن فرزند، مستقیمآ سلامت روانی والدین را تحت تاثیر قرار میدهد. گزارشهای خانوادگی نشان میدهد علائم افسردگی در زوجینی که دارای فرزند هستند از زوجینی که فاقد فرزند میباشند بیشتر است و در هیچ موردی دیده نشده که افراد بدون فرزند از افراد دارای فرزند مقدار افسردگی بیشتری داشته باشند. محققین اطلاعاتی که در سالهای ۱۹۸۷ تا ۱۹۸۸ بین سیزده هزار خانوار آمریکایی جمع آوری شده و شامل ملیتهای مختلف آمریکایی از قبیل سیاه پوست، اسپانیایی و سایر نژادهای مختلف بود را مورد ارزیابی قرار دادند و با کمال تعجب متوجه شدند که با وجود شایع بودن افسردگی در میان بانوان (با فرزند یا بدون فرزند)، میزان افسردگی در میان زنان و مردان دارای فرزند به یک میزان وجود داشت. به گفته دکتر جیفر (Susan Jeffers) دلایل بسیاری وجود دارد که یک زوج بخواهند صاحب فرزند شوند، ولی متاسفانه صرفا این امر موجب سلامت روان و یا بهتر شدن روابط زن و شوهر نمیشود. به گفته وی جامعه سعی دارد به ما تفهیم کند که پدر و مادر شدن همیشه باعث خشنودی و سعادتمندی ما میشود ولی این مساله برای قسمت عظیمی از مردم صحت ندارد و هیچگاه در زمینه تاثیر منفی آن در زندگی و روابط زن و شوهر صحبت نمی شود. محققین دریافته اند که تنها مراقبت از فرزند در زمان خردسالی نیست که بر زندگی پدر و مادر تاثیر میگذارد بلکه حتی در موارد زیر نیز میزان افسردگی والدین بیشتر از افراد بدون فرزند است : ▪ اگر فرزندان بزرگ شده و خانه را ترک کرده باشند. ▪ اگر دیگر سرپرستی آنها را به عهده نداشته باشند. ▪ اگر این فرزندان را به فرزند خواندگی قبول کرده باشند. ▪ اگر ناپدری یا نامادری بچه ها باشند. دکتر جیفر می گوید شما آرامش، آسایش، پول و موارد زیادی از این قبیل را از دست می دهید و بدترین قسمت اینکه به خاطر علاقه زیاد به فرزندان باید پیوسته گذشت کنید. وی خاطرنشان میکند که این بدان معنی نیست که شما داشتن فرزند پاداشی لذت بخش نیست بلکه بدان معناست که صرف داشتن فرزند زندگی شما را پر معنا نمی کند. به گفته او اگر گاهی از فرزندانتان بیزار شدید احساس گناه نکنید زیرا ممکن است اینگونه احساسات در والدین بوجود آید که امری طبیعی است. شما مسئول ایجاد یک زندگی پر معنا برای خود هستید بنابراین افسرده نشوید و برای جلوگیری از افسردگی بهتر است یک زندگی پربار و زیبا برای خود فراهم میکنید.
هربار كه یك وسیله مفید در جامعه رواج پیدا میكند، نگاه پزشكان و متخصصان به سوی آن معطوف میشود كه خدای نكرده آسیبی به سلامت جامعه وارد نكند. پس از حدس و گمانهای بسیار در مورد تلفن همراه و ارتباط آن با سرطانهای مختلف حالا نوبت به ارسال پیامهای كوتاه رسیده است كه نزد جوانان طرفدار فراوانی پیدا كرده است. براساس پژوهشهای انجام شده در دانشگاه لیدز ارسال پیام كوتاه یا SMS اگر بیش از ده بار در شبانه روز انجام گیرد، باعث بروز اختلال در عملكرد مفاصل انگشتان شده و بدتر از آن باعث بروز یك نوع اختلال روانی در فرد میشود.بر طبق بررسیهای فوق در حال حاضر، ۱۲ درصد جوانان بیشتر از ده بار در روز SMS میفرستند و بیش از ۲۰ درصد نیز به آن معتادند، به طوری كه تقریباً روزی ۱۰۰ SMS به یكدیگر ارسال میكنند.ارسال پیام كوتاه در انگلیس سالیانه ۸/۳ میلیون نفر قربانی روانی میگیرد. اختلال روانیای كه تهدید سلامت SMSبازها است، نوعی افسردگی دوقطبی به نام مانیا یا شیدایی است. یك نوع سرخوشی غیرطبیعی كه در آن فرد بیش از اندازه فعال پرحرف و نیرومند میشود. شادی زیاده از حد، بی خوابی، افزایش تمایلات جنسی، سطحی نگری و قضاوت سست، احساسات بلندپروازانه و رفتار نامناسب اجتماعی از دیگر علامتهای مانیا یا همان دوران سرخوشی غیرطبیعی در افسردگی دوقطبی است. در این دوره فرد از شدت سرخوشی و اطمینان دست به كارهای غیرعادی و غیرعاقلانه میزند كه اگر با آن مبارزه نشود، منجر به بروز دردسرهای شدید اجتماعی میشود. گفتنی است مانیا اگر به خوبی درمان نشود، خطرساز بوده و زمینه ابتلا به جنون در فرد را دوچندان میكند. در هر حال این یك هشدار به SMSبازها است كه اگر نمیخواهند دیوانه شوند، بایستی ارسال پیامهای كوتاه را به حداقل برسانند.
مردی كه در آستانه بازنشسته شدن است از دكتر گات سئوال كرده است كه چه بكند كه پس از رها ساختن كار دچار افسردگی نشود و این است پاسخ او: تا مدتی به مسافرت برود، یا عضو یك باشگاه تفریحات سالم شود، یا به نوشتن خاطرات خود یا تعمیر عمارت خانه بپردازد كه دفعتاً دچار خلاء كار و مشغله نشود و باید بداند كه افسردگی ممتد در سالخوردگی ممكن است باعث ابتلاء به بیماری آلزایمر (فراموشی) و یا عوارض كاهش حافظه شود كه خطرناك است.
متخصصان بیش از ۱۵۰ مورد را به عنوان نشانههای این بیماری شناختهاند كه از جمله مهمترین آنها میتوان به موارد زیر اشاره كرد: ▪ علایم عصبی: این نشانهها شامل افسردگی، احساس غم و اندوه، عصبانیت، تحریكپذیری بیش از حد، كاهش تمركز و خوابآلودگی هستند. ▪ علائم گوارشی: از علائم گوارشی كه ممكن است بروز كند میتوان به تهوع، استفراغ، اسهال، نفخ و افزایش وزن ناشی از جذب مایعات اشاره كرد. احساس درد عضلات و مفاصل، سردرد،پوست چرب،خشكی یا چربی بیش از حد موها نیز ممكن است بروز كند. البته همه این علائم با هم بروز نمیكنند و اكثر زنان فقط تعداد معدودی از اینها را تجربه میكنند. ● چرا و به چه علت؟ نظرات مختلفی در مورد این بیماری ارائه شده است كه عمدهترین آنها عبارتند از: تغییرات هورمونی بدن كه از شایعترین علائم در زنان است؛ تغییرات شیمیایی در مغز. برای مثال میتوان به نوسانات سروتونین مغز اشاره كرد كه در تغییر احساسات انسان و خصوصا افسردگی تاثیر بسیار زیادی دارد. كمبود ویتامین و مصرف نمك و كافئین نیز باعث تشدید علائم بیماری میشود. ● چه باید كرد؟ الف) تغذیه مناسب: توجه به رژیم غذایی در طی دوره قاعدگی میتواند در كاهش بروز این علائم موثر باشد. طی قاعدگی حجم هر وعده غذایی را كاهش داده و در عوض تعداد وعدههای غذایی را افزایش دهید. این مسئله در كاهش ناراحتیهای گوارشی و نفخ ناشی از عادت ماهیانه بسیار موثر است. موضوع دیگر كه قابل توجه است توجه به مصرف میوه و سبزیجات و غذاهای حاوی كلسیم در این دوره است. بهتر است از منابع غذایی ویتامین B۶ مثل جگر، سیبزمینی، موز، عدس و اسفناج بیشتر استفاده كنید، زیرا این ویتامین از بروز افسردگی جلوگیری میكند و میزان سروتونین مغز را افزایش میدهد. غذاهایی مانند گوجه فرنگی، خرما، موز، آناناس وآووكادو به دلیل داشتن مادهای كه در معده به سطح گیرندههای موجود متصل شده و باعث تشدید فعالیت و واكنش سروتونین در مغز میگردند توصیه میشود. غذاهای غنی از كلسیم و بویژه منیزیوم باید بیشتر مصرف شود زیرا این عنصر برای عملكرد طبیعی هورمونها و كنترل و تقویت عضلات و انقباضات آن مورد نیاز است و كمبود آن، انقباضات عضلانی و درد ناحیه عضلات را افزایش میدهد. از منابع غذایی غنی از عناصر فوق میتوان به سبزیهای سبز برگ،نان تهیه شده از آرد كامل جو وگندم،سبوس گندم و سیبزمینی و مواد لبنی اشاره كرد. از مصرف بیش از حد غذاهای آماده كه حاوی چاشنیهای تند و پرنمك هستند و همینطور چای و قهوه و نوشابهها و غیره كه حاوی كافئین بوده و موجب تحریك سیستم عصبی میشوند خودداری كنید ب) ورزش: اضافه كردن ورزش به برنامه روزانه تاثیر فراوانی در كاهش عوارض ناشی از قاعدگی دارد. پیادهروی یا سایر ورزشهای ایروبیك به میزان ۲۰ تا ۳۰ دقیقه در طی روز علاوه بر سلامت جسم در آرامش روحی و روانی نیز موثر است. ج) كاهش استرس: به میزان كافی بخوابید و همچنین تمرینات مربوط به نحوه تنفس عمیق را فرا گرفته و انجام دهید. این كار كمك زیادی به كاهش سردرد و علایم عصبی مربوطه خواهد كرد.
پژوهشگران معتقدند گروهی از زنان پس از زایمان دچار افسردگی میشوند كه تشخیص به موقع این عارضه میتواند بیمار را هرچه سریعتر به زندگی عادی خود برگرداند. براساس تحقیقات، زنانی كه درفاصله دو هفته پس از زایمان دچار افسردگی شدید میشوند، به احتمال زیاد یك ماه پس از زایمان نیز دچار افسردگی میشوند. به گفته محققان با آنكه خستگی پس از زایمان پدیدهای طبیعی است اما معمولا این خستگی پس از دو هفته از بین میرود و استمرار خستگی پس از این مدت با بروز افسردگی نمایان میشود. به گفته پژوهشگران شناسایی به موقع خستگی شدید در بیماران، میتواند در تشخیص سریع این عارضه و درمان آن موثر باشد.
همانطور که بارها شنیدهاید تمرینات ورزشی و فعالیت و تحرك، موجب كاهش احتمال بروز افسردگی در بزرگسالان میشود ولی تحقیقات جدیدی که انجام شده نشان میدهد كه این مسئله در مورد كودكان نیز صادق است. محققان در این مطالعه كه بر روی بیش از ۶۰۰ هزار دانش آموز راهنمایی انجام دادند و تا دو سال آن را دنبال كردند،دریافتند كه بچههایی كه فعالیت بیشتری دارند نسبت به دیگران كمتر نشانههای افسردگی نشان میدهند. طبق مطالعات دكتر دیشمن از دانشگاه جرجیا در آتن، بزرگسالان فعال كمتر در معرض خطر گسترش افسردگی هستند و یافتهها نشان میدهند فعالیت و ورزش به درمان افسردگی در بزرگسالان كمك میكند.
یك روانپزشك معتقد است تنها ماندن طولانی مدت افراد سالمند در خانه مهمترین دلیل بروز افسردگی در این سن محسوب میشود. دكتر «حسام» روانپزشك و عضو آكادمی روانپزشكی اروپا در خصوص دلایل افسردگی سالمندان اظهاركرد: متاسفانه به محض اینكه فرد وارد دهه ششم زندگی خود میشود از طرف اطرافیان و همكاران به عنوان یك فرد سالمند تلقی شده و علی رغم تواناییهایش از انجام بسیاری وظایف معاف میشود. وی ادامه داد: همچنین زمانی كه فرد خود را به عنوان یك «بازنشسته» میشناسد احساس بیكفایتی و ناتوانی كرده و از شركت در محفلهای عمومی و دوستانه تا حد زیادی سر باز میزند. این روانپزشك كنارهگیری فرد سالمند از اطرافیان و عدم تمایل به حضور در اجتماع را جز عمدهترین دلایل افسردگی در سن سالخوردگی ذكر و خاطرنشان كرد: این احساس خصوصا زمانی به اوج خود میرسد كه فرزندان نیز منزل را ترك كرده و فرد دائما تنها باشد. دكتر حسام در نهایت دعوت از سالخوردگان به شركت در مجالس دوستانه به همراه همسالان را در تقویت روحیه آنان بسیار موثر خواند و تصریح كرد: نباید طوری با سالمندان رفتار كرد كه آنها دوران پیری خود را به چشم «دوران از كار افتادگی» تلقی كنند؛ بلكه میتوان با گماردن چنین افرادی در پستهای مناسب از تجربیات آنان به نحو احسن استفاده كرد
افسردگی نوجوانان را با نشانههای بلوغ اشتباه نگیرید، روانپزشكان به پدر و مادرهای جوان هشدار میدهند. پزشكان دانشگاه آكسفورد به تازگی دریافتهاند پسرانی كه پدرانشان افسرده هستند، دو برابر بیش از دختران دارای پدر افسرده، دچار اختلالات رفتاری و احساسی در دوران پیش از مدرسه می شوند. محققان میگویند افسردگی مادر در زمان كودكی فرزندش، روی رفتارهای اجتماعی زمان بزرگسالی وی تاثیر دارد اما در مورد پدران، نتایج تغییر روحیه آنها به سرعت روی كودكان مشخص میشود و رشد روانی آنها را دچار اختلال میكند. به همین جهت، این محققان به تمام والدین جوان توصیه میكنند كه: در صورتی كه برای بار اول، صاحب فرزند میشوید، حتما از مشاوران خانواده جهت تثبیت روحی خود كمك بخواهید. دكتر مهدی تهرانی دوست، روانپزشك كودكان و رئیس بیمارستان روزبه نیز، در خصوص افسردگی كودكان و نوجوانان میگوید: افسردگی در سنین پایین، علائم افسردگی در بزرگسالان را ندارد و به همین دلیل است كه توجه كمتری به آن میشود. در واقع، شناخت این بیماری در كودكان، آسان نیست. یك بالغ افسرده، افسردگی و غمگینیاش را نشان میدهد اما در یك كودك افسرده، تظاهر افسردگی ممكن است به صورت عصبانیت، تحریكپذیری و گاهی پرخاشگری باشد. به همین دلیل، گاهی شناسایی نمیشود و یا با علائم دوره بلوغ اشتباه گرفته میشود. در كنار آن، علائم دیگری از قبیل تغییر در ارتباطات اجتماعی كودك و نوجوان پیش میآید بدین معنا كه، نوجوان بیشتر گوشهگیر است و ارتباطش با افراد خانواده و دوستان كم میشود و یا این كه دچار افت تحصیلی میشود. تغییرات در خواب هم از جمله مشكلات كودك و نوجوان افسرده است بدین معنا كه در بزرگسالان مشكل كمخوابی و در كودكان و نوجوانان مشكل پرخوابی ایجاد میشود. كودكان افسرده به بیدار بودن رغبتی نشان نمیدهند و تا نیمههای روز در خواب هستند. دكتر تهرانی دوست معتقد است: <نوجوانان افسرده، خانواده را تحمل نمیكنند و ممكن است رفتارهای خلاف اجتماعی و خلاف شا‡ن خانواده انجام دهند. سوءمصرف مواد، درگیریهای قانونی، رفتارهای مهار گسیخته جنسی، فرار از خانه و كشیدن سیگار در سنین پایین از جمله كارهائی است كه ممكن است نوجوان افسرده انجام بدهد.> او ادامه میدهد كه: به تازگی در كودكان ۱۰ تا ۱۵ سال، مشكل اختلال خُلقی دو قطبی تشخیص داده شده است، بدین صورت كه كودك ممكن است گاهی بیش از حد شاد و گاهی بیش از حد غمگین باشد. این بیماری از اختلالهای نسبتاً شایع در سن نوجوانی و پیش از نوجوانی است. در این بیماری حتی ممكن است كه شادی و افسردگی مخلوط با هم باشد و باعث شود كه تشخیص با مشكل روبرو شود. این بیماری در ابتدا ممكن است با افسردگی شروع شود و بعد به صورت اختلال دو قطبی خود را نشان دهد. تحریكپذیری فرد در اختلال دو قطبی بسیار بیشتر از حالت افسردگی ساده است و پرخاشگریهایش نیز شدیدتر است. در اختلال دو قطبی ممكن است كودك در خانه بسیار غمگین و افسرده باشد اما در بیرون از خانه بسیار شاد نشان دهد. هنگامی كه پرخاشگری زیاد و خُلق متغیر در كودك وجود داشته باشد باید احتمال بروز اختلال دو قطبی را در كودك بدهیم. دكتر تهرانی دوست به خانوادهها هشدار میدهد كه مبادا این تغییرات خُلقی را با تغییرات طبیعی دوران بلوغ اشتباه بگیرند. او در خصوص نقش خانوادهها در درمان این بیماری میگوید: باید به خانوادهها آموزش داد تا با این كودكان چگونه رفتار كنند تا استرس كمتری به آنها وارد شود.
بیماری افسردگی یکی از پدیدههای جدید نیست ودر طول قرون واعصار گریبان گیر انسانها بوده است. همانطور که گفته شده اگر در بیماری عادی جسم زیان می بیند ولی در افسردگی این مشکل برای روح پیش میآید که بسیار خطرناک است. از دلایل این بیماری میتوان به نکات زیر اشاره نمود: ▪ حوادث زندگی: یکی از دلایل افسردگی در رابطه با وقایع زندگی به خصوص وقایعی که منجر به احساس بیارزشی وناامیدی میشود است.این احساسات منجر به استرس در انسان میشود وچنان که این مسئله ادامه یابد میتواند فرد را به شرف این بیماری سوق دهد. ▪ تاثیر پدر ومادر: تحقیقات نشان میدهد که هرچه پدر ومادر فرزند افسرده تر باشند این مسئله به فرزند نیز سرایت میکند. گاهی اوقات نیز والدین ندانسته نا امیدی را به فرزندان خود منتقل میکنند. ▪ اختلال عملکرد خانواده: هنگامی که کودکان در مواخه با مشکلات مختلف استراتژِ اتخاذ شده توسط اولیاء خود را تحلیل میکند به نتایج شگرفی دست مییابد. بدون اغراق از ماندگارترین مسایل در ذهن کودکان همین تصمیم بزرگترها در مواقع خاص میباشد. ▪ مشکلات مدرسه: این امر نیز به نوبه خود تاثیراتی بر ذهن کودکان میگذارد. به خصوص در هنگام تغییر مقطع تحصیلی که کودک با محیط جدید آشنایی ندارد. در این موقعیت بدترین حالت ممکن سوء استفاده از کودک توسط بزرگترهای مدرسه است که در این حالت فرد کاملا احساس امنیت خود را از دست می دهد. ▪ زنان: متاسفانه عموما زنان وقایع استرس زا ی بیشتری را نسبت به مردان تجربه میکنند.آنان معمولا نسبت به سرنوشت خود کنترل کمی دارند واز نظر اقتصادی نیز در آمد کمی دارند ونیز به دلایل فرهنگی و... در برخی جوامع و محیطهای کاری به آنان بیشتر به عنوان کالا نگاه میشود. در حالی که این موجود کاملا احساسی میباشد ومانند برگ گل روحی لطیف دارد. سوء استفادههای جنسی در جامعه ومحل درس وکار وحتی بعضا خانوادهها دلایلی بر این مدعا هستند.