زنانی که در جریان اختلافات خانوادگی با شوهران خود وارد جر و بحث می شوند کمتر از سایر زنان در معرض خطر ابتلا به بیماری های قلبی و سایر بیماری های مهلک قرار می گیرند. زنانی که در جریان منازعه با شوهر خود سکوت اختیار می کنند چهار بار بیشتر با خطر مرگ ناشی از ناراحتی قلبی مواجه هستند. به علاوه زنانی که حرفه آنها در بیرون از خانه، زندگی خانوادگی آنها را مختل می کند دو بار بیشتر با خطر ابتلا به بیماری مرگبار قلبی روبرو هستند. محققان ۳۷۰۰ نفر را طی دوره ای ۱۰ ساله در شهر فرامینگهام در ایالت ماساچوست آمریکا مورد مطالعه قرار دادند. ●فشار روانی ازدواج برای مردان مناسب است، چرا که احتمال مرگ مردان متاهل در اثر بیماری قلبی تنها نصف مردان مجرد است. ایلین ایکر، سرپرست گروه محققان گفت: "معتقدیم که آن دسته از مشخصات ازدواج را که بر سلامت و طول عمر افراد تاثیر دارند کشف کرده ایم." مطالعه دیگری به روی ۳۵ هزار زن توسط "مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها" در شهر آتلانتا، که نتایج آن در همین نشریه چاپ شده است، ارتباط میان بیماری های قلب و عروق و زندگی حرفه ای را بررسی کرد. آن دسته از زنان بیکار که در جستجوی کار بودند بیشترین میزان ناراحتی های جسمانی را گزارش داده اند، به طوری که یک سوم آنها از فشار خون بالا رنج می بردند و ۶ درصد نیز دچار حمله قلبی، سکته مغزی یا درد قفسه سینه شدند. در این میان زنان شاغل سالم تر از بقیه بودند، به طوری که تنها یک پنجم آنها از فشار خون بالا و دو درصد از بیماری های قلب و عروق رنج می بردند. ناراحتی فشار خون در زنانی که کار نمی کنند و در جستجوی کار نبودند نیز مشابه زنان شاغل بود اما آنها کمی بیش از زنان شاغل دچار ناراحتی های قلب و عروق می شدند.
نحوه برخورد با فرزند در مراحل رشد: هفت سال اول او را آزاد بگذارید تا استقلال در عمل پیدا كند. هفت سال دوم، آمادگی خاصی برای الگوپذیری دارد، الگوهای مناسبی در اختیارش قرار دهید و محیط تعلیم و تربیت او را هرچه بیش تر غنی و اصلاح كنید تا از طریق مشاهده الگوهای مفید و جذّاب، رشد كند. اما در مورد دوره نوجوانی اورا آزاد بگذارید تا خود انتخاب كند و حتی در مورد مسائل گوناگون زندگی با او مشورت كنید و از او نظرخواه باشید. اگر با نوجوان این گونه برخورد شود، طبیعی است كه هم اعتماد به نفس او تقویت می شود و هم احساس امنیت و آرامش می كند و اضطراب، كه اصلی ترین عامل رفتار پرخاشگرانه است، در او تقلیل و تعدیل پیدا می كند. این اساسی ترین راه حل برای مهار و كاهش رفتار پرخاشگرانه نوجوان است.
برای مهار پرخاشگری لازم است : ۱. شناخت ویژگیهای دوران نوجوانی نوجوانی یكی از مهم ترین مراحل زندگی انسان محسوب می شود و آخرین مرحله تحوّل شناختی و گذر از مرحله (دیگر پیروی) به دوره (خودپیروی) است; دوره ای است كه نوجوان به هویّت و فردیّت خویش دست می یابد. از این رو، شناخت این دوره از زندگی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. میل به اظهار وجود و اثبات شخصیت برای نوجوانان یكی از طبیعی ترین حالات روانی آن هاست بعضی مواقع، تضادها و مخالفتها به دلیل عدم شناخت بزرگ سالان از ویژگی های این دوره از تحوّل به درگیری بین این دو نسل منجر میشود, حال آن كه اگر بزرگ سالان ویژگی های این دوره از تحوّل را بشناسند و با نوجوانان برخوردی مناسب داشته باشند، هم نوجوانان به هویّت خویش دست می یابند و هم بزرگ سالان كم تر احساس نگرانی میكنند. ۲. برخورد با نوجوانان به گونه ای كه احساس امنیت نمایند و اعتمادشان جلب شود. سپس آنچه را موجب نگرانی و اضطراب آن ها می شود كاهش دهند. به نظر می رسد استفاده از آموزشهای دینی و یافتههای علمی در حوزه علوم روان شناختی و تربیتی، دو عامل بسیار مهم برای دست یابی به هدف مذكور میباشد.
تلویزیون ، آموزگار قدرتمندی است و اگر بینندگان شخصیتهای مورد علاقه خود را ببینند که اعمال خشن و پرخاشگرانه انجام میدهند تا به خواست خود برسند ، آنها نیز همان کار را انجام خواهند داد . به نظر میرسد تلویزیون از افرادی که مرتکب جنایت می شوند قهرمان می سازد , بینندگان فکر می کنند اگر آنها نیز مانند شخصیت های جنایتکار تلویزیون رفتار کنند آنها هم قهرمان می شوند . به اعتقاد کارشناسان، تلویزیون و برخی برنامه های آن ارزش های زندگی را تنزل می دهند . تلویزیون خشونت و حتی مرگ را خنده دار و غیر واقعی جلوه می دهد . بینندگان نمی آموزند که برای زندگی احترام قائل باشند، زیرا خشونت تلویزیون آنها را مسحور خود کرده است . آنان تفاوت بین واقعیت و غیرواقعیت را در بین برنامههای تلویزونی نمی توانند بیان کنند . تلویزیون باور پذیر است . شخصیتهای داستان باورپذیر هستند . اما باور اینكه آنها هنر پیشه هستند و این داستان ها غیر واقعی كمی مشكل است.
به طور كلی، عوامل مؤثر بر پرخاشگری را به سه دسته میتوان تقسیم كرد:عوامل زیست شناختی,عوامل روان شناختی, عوامل فرهنگی ـ اجتماعی ـ اقتصادی و محیطی الف ـ عوامل زیست شناختی ۱. مواد زیست شیمیایی: بطور مثال افزایش تستوسترون در سطح خون موجب پرخاشگری میشود ۲. گرما ب ـ عوامل روان شناختی ۱. افسردگی ۲. الگوی شخصیّت ۳. تأثیر احساس گناه ج ـ عوامل فرهنگی ـ اجتماعی ـ اقتصادی و محیطی ۱. خانواده ۲. فقر ۳. تأثیرات الگویی ۴. تأثیرات پاداش و تأیید اجتماعی ۵. تأثیروسایل ارتباط جمعی
بی شك، شیوع پرخاشگری در میان نوجوانان، موجب نگرانی بسیاری از خانوادهها، اولیا، مربیان و مسؤولان كشور است. گسترش روزافزون این نابهنجاری رفتاری بر زندگی فردی و اجتماعی انسانها تأثیرات منفی گذاشته و آرامش و احساس ایمنی را مورد تهدید قرار می دهد. البته توجه به این نكته ضروری است كه رفتار پرخاشگرانه همیشه نامطلوب نیست، بلكه دارای حكمت هایی از جمله دفاع و دفع خطراتی است كه بقا و ادامه زندگی را تهدید میكند، ولی اگر مهار نشود و به راه ای صحیح هدایت نگردد، همین ابزار دفاعی موجب آسیبهای جبران ناپذیری میشود. ▪ طبقه بندی پرخاشگری از دیدگاه كلی، می توان گفت كه دو نوع پرخاشگری بازشناخته و تعریف شده اند: پرخاشگری درونزاد یا سرشتی و پرخاشگری برونزاد یا واكنشی.
محققین انگلیسی دریافته اند كه ویژگیهای شخصی افراد میتواند خطر ابتلا به «پاركینسون» را افزایش دهد و این احتمال در میان افراد ملاحظه كار و محتاط بیشتر است.مطالعات نشان می دهد احتیاط بیش از حد باعث به وجود آمدن اختلالات عصبی و مشكلاتی در سیستم عصبی بدن میشود و با مطالعه افراد مبتلا به بیماری پاركینسون متوجه شدند كه شدت عصبانیت و افسردگی در این افراد بیشتر است. افراد خجالتی و محتاط بیشتر در برابر ابتلا به این بیماری آسیب پذیر هستند. بیماری پاركینسون یك شرایط دورهای است كه معمولاً در افراد مسن دیده میشود كه معمولاً از لرزش یك دست، بازو و پا آغاز می شود و سپس تمام بدن را فرا میگیرد و باعث میشود تا فرد حتی در راه رفتن نیز دچار مشكل شود. پزشكان معتقدند مصرف تنباكو و كشیدن سیگار گاهی به جلوگیری از این بیماری كمك میكند، زیرا تنباكو به جز ضرر، منافعی هم برای بدن به همراه دارد. استفاده از نوشیدنیهای كافئیندار نیز گاهی در جلوگیری از این بیماری مفید واقع میشود.
واژهٔ «هو» را با بازدم بیرون دهید گویی كه چیزی دفع كردنی را رها می كنید، مثل این كه از خود چیزی را بیرون می اندازید و ذهن بی خوراك می شود. بدین ترتیب خشم نمی تواند جذب بدن شما شود. زمانی كه خشمگین هستید واژهٔ «هو» را به كار برید. ثانیه هایی بیش نخواهد گذشت كه از هر خشمی رها می شوید
به یاد میآورم که مردم و وقایع نیرویی عامل ناراحتی من نیستند و بدین ترتیب از کلیه ناراحتیها و فشارها رها میشوم .تنها نگرشها و افکار و قضاوتهایم درباره افراد و وقایع است که میتواند مرا ناراحت و عصبی کند.
یک عادت، عملی است اکتسابی است که به طور دائم و خودکار انجام داده شود و قطع کردن آن مشکل باشد. این تعریف ما را به یاد عملی می اندازد که به آن عادت عصبی میگوییم. عادات عصبی اعمال مداوم و خودکاری هستند که هیچ فایده شخصی یا اجتماعی ندارند، مانند تکان دادن دسته کلید در جیب، جویدن ناخن، ضرب گرفتن با پا، جویدن ته مداد و فهرست بی انتهایی از مثالهای دیگر. من (از زبان یک روانکاو) حدث میزنم که هرکس لا اقل یکی از این عادات را دارد. من میگویم که اینها عادات عصبی هستند و عده زیادی عقیده دارند که اینها رفتارهایی بیضرر می باشند. اما در هر حال این عادات میتوانند برای بسیاری افراد مشکلاتی به بار می آورند. حداقل اینکه در زمانی که میخواهیم خونسرد و مطمئن جلوه کنیم، عصبی و گاهی دیوانه جلوه میکنیم. ▪ واکنش طبیعی گاهی اوقات یک عادت عصبی به صورت یک واکنش در مقابل آسیب جسمی یا روحی به وجود می آید. زمانی که این رفتار مدتها بعد از رفع شدن مشکل اولیه باقی ماند، شکل جدیدی به خود گرفت و دائما تکرار شد، تبدیل به یک عادت عصبی شده است. غالبا یک عادت، شکل تغییر یافته یا شدید شده یک عمل بسیار عادی است. ▪ رفتارهای ناپسند رفتارهای ناپسند معمولا به شدت نهی میشوند و توسط اشخاص یا جامعه به عنوان رفتاری غریب و نا مناسب معرفی میشوند. اما چنین عاداتی، آن چنان با رفتارهای عادی روزمره ترکیب میشوند که شخص به کلی از وجود آنها بی اطلاع است. این بی اطلاعی عامل اصلی باقی ماندن عادات عصبی است. اگر از آنها با خبر باشیم بهتر میتوانیم از آن دست برداریم. ▪ اولین بار به اولین باری که عادت خاص خود را انجام دادید فکر کنید. احتمالا این هم رفتاری بین تمام رفتارهای زندگی شما بوده است. شاید کاری بوده که موجب از بین رفتن خستگی، عصبیت یا حوصله سر رفتن شما شده باشد. بیشتر عادات عصبی چنین پیشینه ای دارند، اولین بار که آنرا انجام داده اید مشکلتان حل شده است پس دفعه دیگری که در موقعیتی عصبی قرار داشته اید هم آنرا تکرار کرده اید. انجام آن به تدریج وارد سیستم رفتاری شما شده است و طبعا شروع آنرا به خاطر نمی آورید. ▪ هر نفر یک نوع عادت اما چرا هر کس عادت خاص خودش را دارد؟ چرا یکی ناخن میجود و دیگری با مدادش روی میز میزند؟ کسی نمیداند! در اصل این عمل تصادفی به وجود آمده است. یک بار انجام وظیفه کرده و تمام! البته نباید از نقش ژنتیک و شرایط اقلیمی و اجتماعی هم غافل شویم. حتا ممکن است شما عادتی را از یکی از بستگان خود کپی کرده باشید. اما چرا ناخن خود را میجوید، در حالی که هیچ یک از اطرافیانتان چنین کاری نمیکند؟ آیا مادرتان ته مداد را میجود و پدرتان دسته کلیدش را میچرخاند؟ مسئله این است که شما متوجه شدهاید که گاهی رفتارهایی میتوانند آرامش بخش باشند و عادت آرام بخش مخصوص خودتان را پیدا کردهاید. ▪ جایگزینهای خطرناک جایگزین کردن مواد مخدر سبک و مشروبات الکلی یکی از راهای بسیار خطرناک رهایی از عادات عصبی است. به جای آن سعی کنید با خوردن و نوشیدن مواد غذایی پر انرژی در زمان خستگی یا عصبانیت، چای سبز و انواع دم کرده های مفید در مواقع بیخوابی یا کمی بستنی هنگام بی حوصلگی به مقدار فراوان شرایط روحی خود را بهبود ببخشید. مهم این است که نباید کسی را مقصر بدانیم. اگر شما عادت عصبی دارید، بدانید که آنرا ناخودآگاه به دست آورده اید اما باید آنرا با آگاهی از بین ببرید. فکر کنید که آیا عادتی دارید؟ آیا این عادت فایده ای هم دارد؟