آیـا تصمیم به ازدواج دارید؟ و یا آنکه در حـال حـاضـر متاهل مـی باشـیـد؟ شـمـا قادر به بـنیان نـهادن یک ازدواج موفق و پایدار خواهید بود. من بر اساس تجربیات پیشـیـن خـود می دانـم کـه پـایدار نگاه داشتن یک ازدواج موفق مستلزم تـلاش و کـوشـش مسـتمـر است. باید متوجه باشـیـد کـه مفهوم ازدواج چیزی فراتـر از یـک پـیـمان قـانـونی و مشروع میباشد که به واسطه آن به زن و مرد اجازه میدهد بعنوان زن وشوهر در کنار یکدیگر زندگی کنند. ● اهمیت مشاوره پیش از ازدواج مـشاوره پیش از ازدواج را شدیدا به شما توصیه میکـنـم. شــانس ایجاد یک ازدواج موفق هنگامی که زن وشوهر قادر باشند با یکدیگر در رابطه با مـسائـل ذیـل گـفـتـگو کـرده و بـه یـک تـفـاهـم رضایت بخش و دو سویه در عرصه زندگی مشترک دست یابند، افزایش می یابد: ۱) عقاید و رسوم مذهبی و معنوی. ۲)روابط جنسی ( نگرشها و علایق جنسی ) ۳) مادیات ( اهمیت آن، نحوه خرید و تدابیر سرمایه گزاری) ۴) بهداشت فردی و انتظارات و نگرشها نسبت به تناسب اندام. ۵) مدیریت خانواده ( وظایف ومسئولیت ها ) ۶) پرورش و تربیت فرزندان و تعداد آنها. ۷) ورزش ها، سرگرمی ها، فعالیت های تفریحی و نحوه گذراندن تعطیلات. ۸) دید و بازدید از خوشاوندان خود و همسرتان. ۹) تعهدات اجتماعی. ۱۰) اهداف و آرزوهای فردی. اینکه از پیشینه خانواده هـمسـرتـان آگـاهـی یـابـیـد بـسیـار ضـروری مـی بـاشـد. چـون شـخـصـیـت کنونی شما تا حد زیادی برگرفته شده و حاصل همان تجاربی است کـه در شرایط و محیط یک خانواده خاص کسب کرده اید. خـانـواده پـیـونـد دهنده فرد بـا گـذشته مـی باشد. مـا شـدیـدا مـتـاثر نگرشها، رفتار و کنشهای خانواده ای هسـتـیـم کـه در آن پرورش یافته ایم. بله درست است شما تنها با یک فرد نیست که وصلت میـکنید بلکه با طرز تربیت خانوادگی وی نیز تا آخر عمرتان سر و کار خواهید داشت. ● مفهوم تعهد در ازدواج ازدواج خوب و مـوفـقـیـت آمـیـز وجـود دارد امـا ازدواج بـی عیب و نقص و تمام عیار میسر نمیباشد. هر ازدواج موفق و پایدار شامل متعهد گشتن بی قید و شـرط نـسـبـت بـه یک فرد نا کامل است. این انتظار که همسرتان کامـل و فـاقـد هـر گـونه عیبی باشد واهی و نا معقولانه می باشد. امروزه که جدایی ها و طلاق های شـتابـزده در کوچکترین نشانه اختلاف و مشکلات زندگی اتفاق می افتند مهم است که از خودتان سوال کنید که تعهد شما نسبت به ازدواج چیست؟ تـعـهد بـه ازدواج بـه مـفهـوم آن اسـت که زن و شوهر به یکدیگر چنین گفته باشند: " مـا نسبت به زنـدگی مـشـتـرکـمان بـی اعتنا و بی اهمیت نیستیم. ما ازدواجمان را بر پایه عشق، احترام، شرافت و عـلاقـه دو سـویه و خالصانه با یکدیگر آغاز کرده ایم. ما اعتقاد داشتیم و داریم که به یکدیگر وفادار بمانیم، صـادق بـوده و دروغ نـگویـیـم و بـه یکدیگر اعتماد داشته باشیم. چـه در حـضـور یـکدیـگر چـه در غیاب یکدیگر ". رعایت نکات زیر سبب تحکیم تعهد به زندگی مشترک میگردد: ▪ سازگاری معنوی ▪ سازگاری شخصیتی ▪ خود شناسی آگاهانه توانایی در ارتباط برقرار کردن با یکدیگر (بیاموزیم که چگونه بحـرفهای همسرمان گوش دهیم و پرسشهای وی را واضح، مشخص، بـدون پـیش داوری و بدون کینه ورزی و انتقام جویی پاسخ گوییم.) ▪ علاقه دو سویه بیکدیگر ▪ خصایص اثر بخش ۱) افرادی که در ازدواجشـان یـک نـظام ارزشـی مـقـتـدر را بکار می بندند، بسیار زیاد در مـحقق گشتن یک ازدواج و ارتباط موفق و صحیح به آنها کمک خواهد کرد. نـظـام ارزشی که دربـرگیـرنـده صـفـات و خـصـوصـیات: صـداقت، راستی، همـبستگی، اعتماد، احترام، عشق، گذشت، تفاهم و وفاداری به یکدیگر مـی باشد. ازدواجی که در آن زن و شـوهـر دارای انـتـظارات متـضاد و خـواسـته هـای غیر قابل انعطاف می باشند، شـانـسـی برای موفقیت وجود نخواهد داشت. ۲) مشـاجـرات و اخـتـلافـات را بـه شیوه سازنده و ثمر بخش حل و فصل کنید. که شامل تمرکز بـر دغدغه های هر دو فرد و یافتن گزینه ها و راههایی می باشـد کـه هـر دو طـرف منتفع گشته و به خواسته هایش دست یابد. تـقـریـبـا در هـر اخـتـلاف یـک نفر احساس می کند که مورد بی مهری، بی احترامی و بی توجهی قرار گرفته است. در ازدواج نباید ایـن چـنـین باشد که همواره یک فرد برنده و فرد دیگر بازنده گردد. چـون آن دیـگر مـذاکـره نبوده بلکه تحکم و سلطه گری می باشد. ۳) دوام ارتـباط زناشویی هنگامی که زن و شـوهر زمـان و مـیـدان بـیـشتـری در اخـتـیـار یکدیگر قرار میدهند تا اندکی آزاد باشند، افزایش می یابد. ۴) فراتر از هر چیز آنکه ایمان داشته باشید. ازدواج میتواند تجربه ای سودمند برای شما باشد. با کمی همت و تلاش ازدواج شما موفقیت آمیز خواهد بود.
کارشناسان پس از سال ها مطالعه درباره دلایل شکست ازدواج و آنچه به طلاق می انجامد، دریافته اند زمینه بیشتر اختلافات در همان جایی ریشه دارد که هرگز زوج ها به آن فکر نمی کردند، افکاری که ناخودآگاه در ذهن زوج ها وجود دارد و آن ها هرگز نمی فهمند که این افکار در درازمدت چگونه می تواند زندگی مشترک آن ها را به جدایی بکشاند. این مطلب را به نقل از سایت «مجله زنان امروز» بخوانید و در افکارخود، خودآگاهانه تامل کنید. ۱ ) خودخواهی افراط گونه؛ اغلب تضمینی برای هیچ زندگی مشترکی وجود ندارد. اما اگر می خواهید بدانید چه راهی زودتر یک زندگی مشترک را به شکست می رساند، مطلع باشید که کلید این موضوع در این جمله است: ازدواج برای خوشبختی من ضروری است.همه ما به کودکانمان یاد می دهیم که دادن بهتر از گرفتن است. اما اگر به رفتارهایی که در جامعه می بینیم نگاهی بیندازیم، به سرعت درمی یابیم که در شرایط فعلی گرفتن و دوباره گرفتن و دوباره گرفتن بهتر از هر کار دیگری است! گاهی اوقات رسیدن به مقصود به بهای کنار گذاشتن دیگران از مسیر است حتی اگر همسرمان سر راهمان باشد. همواره نیازهای آن ها باید برآورده شود و آن ها همواره باید در اولویت باشند. آن ها با خود می گویند نگران همسرم نیستم چون او از پس خودش بر می آید. این فکر باعث می شود، فقط به خودتان فکر کنید و نیازها و توقعات او را فراموش کنید. با این طرز فکر پذیرش این که آدم قبل از خودش به دیگری فکر کند برای شما سخت است. ۲ ) انتظار داشته باشید همه چیز آسان حل شود. در این حالت توقع ندارید هیچ اتفاقی در زندگی زناشویی تان بیفتد. غافل از این که چنین چیزی ممکن نیست. همواره عواملی وجود دارد که ممکن است سلامت روابط شما را به خطر اندازد، بنابراین برای این که مشکلات زندگی شما را به بن بست نکشد، بهترین کار این است که از سر راه کنار بروید و بگذارید زندگی و مشکلات آن روال خودش را طی کند. گرفتاری و مشکل هرکسی به نحوی بروز پیدا می کند؛ زوج هایی که خود را آماده بروز هر نوع مشکلی در زندگی مشترک کرده اند، اغلب می توانند از پس آن ها برآیند. آن ها در پناه این مشکلات قابلیت ها و توانایی های یکدیگر را بهتر درمی یابند و مشکلات باعث می شود پیوند بین آن ها عمیق تر شود. بنابراین اگر می خواهید بدانید چگونه روابط تان به سرعت نابود می شود، این طور فکر کنید که قرار نیست هرگز هیچ مشکلی بین شما و همسرتان و یا در زندگی مشترکتان رخ دهد. انکار مشکلات راه را بر هر راه حل در زندگی مشترک می بندد و به مرگ روابط منجر می شود. ۳ ) راه حل فوری بیابید. ساختن یک زندگی موفق به زمان و انرژی نیاز دارد. اما به دلایلی بیشتر مردم تصور می کنند که نباید برای بهبود روابطشان کاری بکنند چون همه چیز خودش درست می شود. مرهم فوری و سریعی برای هیچ زخمی در زندگی مشترک وجود ندارد. تقاضای تغییر همسر آن هم فوری و بدون فوت وقت همان طور که در مورد شما صادق نیست، درباره او هم غیرقابل انجام است. اگر مشکلی در روابطتان به وجود آمده است، آن را انکار نکنید، بی اعتنایی و غفلت آن را حل نمی کند. همسر خوب بودن نیاز به تغییر دارد و تغییر هم زمان می برد. برای آن هایی که از تغییر خوششان نمی آید، فرمول زندگی مشترک ساده است، وقت نگذارید، تغییر نکنید. تلاش نکنید و توقع داشته باشید اوضاع خودش درست شود. هرگز این اتفاق نمی افتد. هوشمند
به مردان قدرت دهید، تا صمیمیت فوران کند، مرد موجودی عاشق قدرت است. مرد از این که قدرتمند باشد حظ میکند. در آسمان اوج میگیرد و شما را نیز همراه خود میبرد. از این که توانا باشد و یا احساس توانایی کند، لذت میبرد. تا وقتی به گشتن این احساس در مردان مشغولید، بدانید که تنها میتوانید خواب خوشبختی را ببینید. اگر قدرت مرد را نادیده بگیرید و یا از آن انتقاد کنید بدانید که دیگر پری رویاهایش نخواهید بود. او به دنبال کسی است که به قدرت هایش ایمان داشته باشد و حتی ضعفهایش را در جهت تقویت تواناییهایش مثبت جلوه دهد. پس مراقب باشید و بدانید که: ۱) اگر خودتان دارای درآمد هستید. هرگز درآمد و پولتان را به رخ همسرتان نکشید. حتی اگر درآمد بیشتری دارید هرگز به روی خودتان هم نیاورید. بگذارید همسرتان احساس کند که همه چیز در دست اوست و اداره امور مالی خانواده به دست قدرتمند همسرتان اداره میشود. ۲) مطلقاً او را با کسی مقایسه نکنید: نگویید شوهر خواهرم دوتا خانه دارد. فلانی اینقدر درآمد دارد و تو همیشه مثل گداهایی. اگر واقعا به بهبود اوضاع مالی فکر میکنید او را برای تلاش بیشتر تشویق کنید. انتقاد دشمن صمیمیت است. ۳) تو بیعرضهای! فاتحه خواندن بر صمیمیت است. تو بی عرضهای! یعنی فرو ریختن مرد. یعنی به دست خود خانه را خراب کردن. هر مفهوم مشابه تو بیعرضهای فاتحهای بر صمیمیت و عشق متقابل مرد است. ۴ ) شوهرِ خود را حلال مشکلات بدانید. مشکل را به او بگویید و از او بخواهید آن را حل کندو تأیید کنید که تنها او قادر به حل این مسئله است. ۵) به مردان اندرز ندهید و نصیحت نکنید. مردها دوست دارند که مشکلاتشان را به تنهایی حل کنند و اگر به شما چیزی نمیگوید یعنی به تنهایی قادر است موضوع را حل و فصل کند و در صورت لزوم با شما در میان میگذارند. با نصیحت نکردن، زندگی خود را عاشقانه کنید. ۶) سکوت مردان را نشکنید. این اشتباه خانمهاست که وقتی مرد ساکت است، مدام به سمت آنها میروند و با آنها حرف میزنند. اگر او ساکت است به سکوت نیازمند است و احترام به این سکوت یعنی صمیمیت بیشتر. سکوت طولانی در زنان ممکن است به معنی آزرده خاطر بودن باشد اما در مورد مردها این طور نیست. ۷) به مردان فضا بدهید. گاهی شوهر خود را رها کنید تا با خود خلوت کند. با دوستانش به ورزش برود و به خانوادهٔ خود تنها سر بزند! مدام دنبال او نباشید فضای رها شدن، این چیزی است که آنها گاهی به آن نیاز دارند. اگر به آنها این فضا را هدیه کنید، آنها نیز به شما عشق میورزند. ۸ ) مرد دوست دارد که از او قدردانی شود. تشکر به مرد قدرت پرواز میدهد. از هر کار کوچکی که برای شما انجام میدهد. تشکر و قدردانی کنید تا او نیز بی حساب به شما عشق بورزد. ۹) مرد باید تأیید شود. تواناییهای همسرتان را تأیید و مدام تأکید کنید او صاحب بهترین تواناییها و شایستهترین شوهر است و تأیید مردها یعنی فوران صمیمیت. ۱۰) باید مورد اطمینان باشد. به او اعتماد کنید. با اطمینان خاطر به این که او میتواند و شما نیز میتوانید به راحتی بسیاری از کارها را به او بسپارید. ۱۱) مردها را تشویق کنید. مرد عاشق تشویق است. کف زدنها را فراموش نمیکند و پشت او زدن به علامت تشویق را حس میکند. مرد، آفرین شما را تا عمر دارد به خاطر میسپارد. من نیز لبخند شما را بعد از اجرای این قوانین طلایی، تا همیشه به خاطر دارم!
توصیه به زوج های جوان این است که زیاد سخت نگیرید. هیچ گاه به خود اجازه ندهید که طلاق به ذهنتان خطور کند. حتی در بحرانی ترین لحظات زندگی و در اوج کشمکش ها و اختلاف های زناشویی، طلاق تنها راه حل نیست. مطمئن باشید که پس از طلاق مشکلات و سختی های زیادی انتظارتان را می کشد. هر یک از نکات زیر می تواند زندگی زناشویی را به بن بست بکشاند: ۱) تعهد بیش از اندازه و خستگی جسمی وروحی :این مشکل در زوج های جوانی که در مدرسه یا دانشگاه تحصیل می کنند و یا تازه در جایی استخدام شده اند بیشتر به چشم می خورد . حتی الامکان سعی نکنید اوایل ازدواج به دانشگاه بروید ، کار تمام وقت داشته باشید، صاحب فرزندی شوید، خانه بسازید و یا کارو کاسبی جدیدی راه بیندازید. این کارها مشکلات و سختی های زیادی به همراه دارد و بسیاری از زوج ها ی جوانی که با این مشکلات روبه رو می شوند، پس از آن که ازدواجشان باشکست مواجه می شود با تعجب ازخود می پرسند : (( چرا چنین اتفاقی افتاد؟)) مسئولیت و مشغله های زیاد باعث می شود که زن و شوهر فرصت کمی برای همدیگر داشته باشند وبنابراین فاصله ی آن ها روز به روز افزایش می یابد و زمانی میر سد که برای هم مثل دو غریبه هستند، پس سعی کنید دراوایل ازدواج ، برای خود ، کار و دردسرنتراشید و وقت بیشتری را با هم بگذرانید تا همدیگر را بیشتر بشناسید. ۲) صورت حساب های بالا و بحث برسر نحوه ی خرج کردن پول :اجناس مصرفی خود را با پول نقد خریداری کنید، در غیر این صورت آن ها را به صورت قسطی نخرید . تمام پولتان را برای خرید خانه یا اتومبیل که استطاعت خرید آن را ندارید خرج نکیند. همیشه مقداری از پولتان را برای روز مبادا پس انداز کنید وبا ان به سفرهای کوتاه بروید و یا اگر صاحب فرزندی هستید، آن را برای مواقع ضروری کنار بگذارید. سعی کنید درآمدتان را عاقلانه و درست خرج کنید. ۳ ) خودپسندی :درجهان دوگروه از مردم وجود دارند، افراد بخشنده و افراد گیرنده . ازدواج دونفر بخشنده می تواند یک مسئله ی رضایت بخش و خوشایند برای هر دو طرف باشد، بین دونفر بخشنده و گیرنده همیشه اصطکاک وجود دارد ، اما دو نفر گیرنده در عرض شش هفته زندگی مشترک ، به جان هم می افتند و دمار از زندگی هم در می آورند. خودپسندی و خودخواهی ، ازدواج را به ورطه نابودی می کشاند. ۴) دخالت والدین :اگر زن یا شوهر به طور کامل از والدینشان جدا نشوند، احتمال بروز مشکل در زندگی زناشویی آن ها وجود خواهد داشت . ب عضی از والدین دوست ندارند فرزندشان پس از ازدواج دور شود و ترجیح می دهند که در کنارشان زندگی کند. آن ها به این مسئله توجه ندارند که دراین صورت ممکن است باعث به وجود آوردن مشکل در زندگی مشترک فرزندشان شوند. ۵) توقعات زیاد و بی جا :بسیاری از زوجین انتظار دارند که پس از ازدواج وارد یک سرزمین پر از شادی و خوشبختی شوند. آن ها همیشه رویای قصر پریان را در سر می پرورانند، غافل از این که گاهی اوقات درزندگی زناشویی مشکلاتی پیش می آید که عرصه زندگی آن ها را تنگ می کند. ۶) بحث و جدل :سخن ما با کسانی است که فضای خانه را با بحث و دعواهای خود مسموم کرده و باعث رنجش و نگرانی طرف مقابل خود می شوند و او را از ادامه ی زندگی مشترک دلسرد می کنند. بدبینی و حسادت ، یکی از علل ایجاد جروبحث زوجین است و خودبینی عامل دیگری است که باعث آزار رساندن به طرف مقابل می شود. ۷ ) اعتیاد :اعتیاد نه تنها باعث از هم پاشیدن زندگی مشترک می شود بلکه فرد را نیز از بین می برد. همیشه از مواد مخدر و مشروبات الکلی دوری کنید. ۸ ) خیانت و بی وفایی نسبت به همسر :ازدواج ، پیمان و تعهد بین دو نفر است و آن ها را متعهد می سازد که تا آخر عمر به هم وفادر بمانند و در غم و شادی های زندگی ، شریک یکدیگر ب اشند. متاسفانه بعضی از همسران به این تعهد پایدار نمی مانند و پس از مدتی از جاده درستی منحرف می شوند و به همسرشان خیانت می کنند و با این کار کتاب زندگی مشترکشان را برای همیشه می بندند. ۹) شکست در کارو تجارت :این مسئله به خصوص در مردان بسیار به چشم می خورد. اضطراب و نگرانی که به دنبال این شکست ایجاد می شود ، باعث آشفته کردن کانون خانواده می شود. ۱۰) موفقیت در تجارت و کسب و کار :شاید خطر موفق شدن در تجارت یا به اصطلاح یک شبه پولدار شدن بیشتر از شکست در تجارت باشد . گاهی اوقات ، ثروت یک باره ای که به طرف خانواده ها سرازیر می شود باعث دورشدن آن ها از یکدیگر و منجر به مرگ زندگی مشترک می شود. ۱۱) ازدواج درسنین پایین :آمار طلاق در بین دخترانی که در سنین ۱۷ - ۱۴ سالگی ازدواج می کنند دوبرابر بیشتر از دخترانی است که در سنین ۱۹ - ۱۸ سالگی ازدواج می کنند و نیز کسانی که در سنین ۱۹ -۱۸سالگی ازدواج می کنند ، ۷۵ برابر بیشتر از کسانی که در سنین ۲۰ سالگی پیمان زناشویی می بندند به دادگاه های طلاق قدم می گذارند . این آمارنشان می دهد که فشار ناشی از اضطراب و هیجان های دوران نوجوانی با مشکلات زندگی مشترک در هم می آمیزد و خیلی زود زن و شوهر را به پای میز طلاق می کشاند.
اگر بر این باورید عشقی که از آغاز ازدواج نسبت به همسرتان داشتهاید بدون تلاش شما تا ابد باقی خواهد ماند و همواره در زمان بروز مشکلات به کمک شما خواهد آمد، در اشتباهید. متاسفانه اگر برای تازه نگه داشتن عشقتان تلاش نکنید، خیلی زود روابط گرم زناشویی به سردی یک عادت روزانه خواهد شد! اگر شما هم از آندسته آقایانی هستید که تصمیم دارید در روابط خود با همسرتان همواره معجزه ی عشق را به وضوح ببینید، میتوانید روی ایدههای کاملا عملی این مقاله حساب کنید: فکر نمیکنم برای اجرای یک نقشه ی عاشقانه، پختن نیمرو کار سختی باشد. یک شب به همسرتان بگویید که قصد دارید شما شام را آماده کنید! به شرطی که او وارد آشپزخانه نشود. هر چند که همین پیشنهاد به تنهایی باعث رضایت خاطر همسرتان میشود، اما شما که یکی از مردهای موفق هستید همیشه برگی برنده در آستین خواهید داشت!!! با سس قرمز روی نیمرو شکل یک قلب را بکشید، حتی میتوانید کنار قلبتان جملهای بنویسید. همهچیز بستگی به سلیقه ی خودتان دارد. حالا وقت آن است که همسرتان را به صرف یک شام عاشقانه دعوت کنید. اما اگر شما از آن دسته آقایانی هستید که دست به سیاه و سفید نمیزنید ولی میخواهید رمانتیک باشید؛ میتوانید این روش را روی یک پیتزا اجرا کنید. مطمئنا دیدن چهره ی همسرتان، زمانی که جعبه را باز میکند، باعث دلگرمی شما خواهد شد! در این جا روی صحبت با خانمهاست. لطفا به همسرانتان اجازه خوب بودن را بدهید!!! مطمئنا شما بیشتر از هر کس دیگر آنها را میشناسید و قدرت پیشبینی رفتارشان را دارید، اما لطفا از این قدرت علیه نقشههای آقایان استفاده نکنید! کافی است مچ همسرتان را وقتی مشغول آماده کردن مقدمات یک نقشه ی عاشقانه است بگیرید! آن وقت همهچیز عوض خواهد شد و شاید همسرتان دیگر به دنبال راهی برای نشان دادن علاقهاش نسبت به شما نگردد
وقتی ما ناراحت، دلسرد و یا خشمگین هستیم، برقراری ارتباط محبت آمیز دشوار می شود. با حاکم شدن احساسات منفی، موقتاً احساسات محبت آمیز، اعتماد، علاقه، درک همدلانه، پذیرش، قدرشناسی و احترام را از دست می دهیم. در این مواقع در بهترین شرایط هم گفت وگو به مجادله می انجامد. در این مواقع لحن کلام زن سرزنش کننده و رفتارش انتقادی می شود و مرد بی علاقه و بی توجه به نظر می رسد. در چنین شرایطی صحبت علاقه مندانه و دلسوزانه و احترام آمیز مشکل می شود و گفت و گو بی فایده است. در این مواقع بهترین راه حل، نوشتن نامه است. با نوشتن نامه می توانید بدون نگرانی از ناراحت کردن همسرتان احساسات خود را آزادانه بیان کنید و به این ترتیب خود به خود لحن دوستانه تری پیدا می کنید. وقتی مردها نامه می نویسند، دلسوزتر و مهربان تر می شوند، لحن کلامشان تغییر می کند، محترمانه تر برخورد می کنند و زمانی که زنها نامه می نویسند پذیراتر شده، بیشتر اعتماد می کنند و میزان تشکر و قدرشناسی در آنها افزایش می یابد. با نوشتن احساسات منفی خود می توانید از شدت آنها بکاهید و شرایطی را فراهم کنید تا احساسات خوب و مثبت شما بار دیگر نمایان شوند. در این زمان می توانید به سراغ همسرتان بروید و به طرزی دوستانه و توأم با علاقه بدون هرگونه سرزش با او صحبت کنید. در نتیجه امکان درک شدن شما به مقدار زیاد افزایش پیدا می کند. بعد از نوشتن نامه شاید دیگر نیاز به گفت وگو پیدا نکنید و به جای آن برای همسر خود اقدامی محبت آمیز انجام دهید. حتی گاهی می توانید به جای نوشتن نامه، همه حرف ها را در ذهن خود مرور کنید. این کارهم باعث می شود بار احساست منفی کم شده و احساسات مثبت جای آن را پر کند. وقتی مرد با برخورد همدلانه به همسرش که احساسات خود را بیان می کند گوش دهد، زن احساس می کند که همسرش پیام او را دریافت کرده و بنابراین درک شده است. لازمه درک کردن شناخت قبلی افکار و احساسات مشخص نیست. بلکه بر اساس شنیده ها، اقداماتی برای اعتبار بخشیدن به روابط صورت می گیرد. هرچه نیاز یک زن به شنیده شدن و درک شدن بیشتر برآورده شود او به سادگی بیشتری می تواند پذیرشی را که مرد نیاز دارد به او ببخشد. وقتی زن همسرش را بپذیرد بدون آنکه به عمد بخواهد او را تغییر دهد، مرد احساس پذیرش می کند. احساس می کند همسرش به توانایی های او ایمان دارد و این به این معنی نیست که زن گمان می کند مردش بدون عیب و نقص و کامل است. بلکه نشانه این است که زن سعی بر بهبود و اصلاح مرد نمی کند، بلکه به او اعتماد می کند تا برای بهبود خود قدم بردارد. وقتی مرد احساس می کند که مورد پذیرش واقع شده، به راحتی بیشتری می تواند به سخنان همسرش گوش دهد و درک شدنی را که او به آن نیاز دارد و شایسته آن است به او ارزانی دارد.
عشق راهی برای ابراز احساسات است....اما برای ابراز عشقتان نباید حتماً منتظر مناسبات و فرصت های خاص باشید. با به کار بستن این عادات ساده اما مهم در زندگی خود، رابطه عشقیتان را بیش از پیش رونق بخشید تا شما نیز جزء زوج های خوشبخت به حساب بیایید. ۱) حداقل روزی یکبار به همسرتان بگویید "دوستت دارم." مطمئن باشید که همسرتان به شنیدن این کلمات نیاز دارد. ۲) موقع سلام و خداحافظی همدیگر را در آغوش گرفته و ببوسید. ۳) تا پایان عمرتان، قرار ملاقات های عاشقانه تان فقط با همسرتان باشد. با همسرتان حتی بیشتر از زمانیکه دوست پسر یا دوست دخترتان بود رفتار کنید. یادتان باشد که همیشه باید عاشق و معشوق باقی بمانید. پس وقتی برای شام بیرون می روید، درب را برای خانمتان باز کنید، صندلی را برای وی بیرون بکشید، و موقع قدم زدن دست های همدیگر را بگیرید. ۴) مسائل پیش پا افتاده را جدی نگیرید. می توانید اجازه دهید که عادات بد همسرتان اعصابتان را به هم بریزد و اذیتتان کند. می توانید هم این عادات را بپذیرید و برای بهبود وضعیت تلاش کنید. آیا همسرتان عادت دارد در خمیردندان را موقع مسواک زدن باز بگذارد؟ خمیردندانتان را جدا کنید. آیا شوهرتان عادت دارد لباسهایش را در همه جای خانه پخش کند؟ توجه نکنید، یا اگر هم خیلی اذیتتان میکند آنها را جمع کنید، و همیشه به خاطر داشته باشید که در قبال این گذشت شما، همسرتان هم کارهای فوق العاده ای برایتان خواهد کرد. ۵) به جنبه مثبت قضیه فکر کنید. به جای اینکه در مورد راه هایی که همسرتان موجب یاس و ناراحتی شما می شود فکر کنید، در مورد همه چیزهای مثبتی درمورد او فکر کنید که همیشه نظرتان را جلب می کرده است. ۶) وقتی عصبانی می شوید، کمی صبر کنید. وقتی هر دوی شما عصبانی هستید، اصلاً با هم صحبت نکنید. چند دقیقه صبر کنید، بیرون رفته و کمی قدم بزنید، یا روی تخت دراز بکشید. برای مدتی از همدیگر دور شوید. یک مکث کوتاه به هر دو شما این امکان را می دهد که به جای ناراحت کردن و رنجاندن همدیگر، عاقلانه درمورد چیزی که موجب ناراحتیتان شده است با یکدیگر صحبت کنید. ۷) هیچوقت از اسرار و ضعف های همسرتان برعلیه او استفاده نکنید. آنچه که به نظر غیر مهم، جزئی، و پیش پا افتاده می آید ممکن است در نظر همسرتان بسیار جدی و پراهمیت باشد. باید تشخیص دهید که چه چیز برای همسرتان مهم است و به هیچ عنوان درمورد آن با دوستانتان، مادرتان، خانواده همسرتان و یا هیچ کس دیگر صحبت نکنید. همچنین سعی نکنید موقع دعوا آن مسائل را به رخ او بکشید. یک رابطه عاشقانه رابطه ای است که طرفین بتوانند به همدیگر اعتماد کنند و رازهای درونیشان را برای هم مطرح کنند. ۸) اول به همسرتان فکر کنید. اگر هر دوی شما اینکار را انجام دهید، مطمئن باشید رابطه ای بسیار لذت بخش در انتظارتان خواهد بود. تا می توانید در جواب درخواست های همسرتان پاسخ مثبت بدهید و تلاش کنید که زندگی را برای او راحت تر کنید و مطئن باشید او نیز همین کار را برای شما خواهد کرد. ۹) به همسرتان احترام بگذارید. به هیچ عنوان درمورد همسرتان پیش کسی بدگویی نکنید. وقتی درمورد او صحبت می کنید، بگذارید عشق و احترام شما برای همه آشکار شود. ۱۰) هر روز زمانی را به باهم بودن اختصاص دهید. ببینید چه کاری برای هر دو شما بهتر است....با هم غذا بخورید، آخر شب وقتی کنار هم روی تخت دراز کشیده اید فیلم تماشا کنید، با هم برای قدم زدن بیرون بروید و کارهایی از این قبیل. حتی می توانید کارها را باهم مخلوط کرده و برنامه تان را متنوع کنید. اگر یکی از شما در مسافرت به سر می برد، شب ها به همسرتان زنگ بزنید و صدایش را بشنوید. فقط مهم این است که زمانی را کنار هم بگذرانید
▪ چگونه تشخیص میدهیم فردی برای ازدواج مناسب است ـ با این توضیح وارد بحث میشویم : انتخاب صحیح در ازدواج سخت است از این جهت که شما بر خلاف خیلی از مسائل دیگر نیاز دارید بسیاری از نبایدها را بشناسید و درک کنید . به این معنی که شناختن فرد مناسب مستلزم آن است که تشخیص دهید رابطه زناشوئی شما بسیاری از نکات منفی را نخواهد داشت و به صرف دانستن نکات مثبت معمولا به نتایج کاملی نخواهید رسید . ـ در گام نخست باید بدانید آیا اصولاً آمادگی یک رابطه را دارید یا خیر ؟ اگر این آمادگی در شما حاصل نشده باشد اختلافات آتی بخاطر ضعف خود شما خواهد بود و نه بخاطر عدم تفاهم با همسرتان . ● مصادیق این وضعیت : وقتی شما فرد دیگری را دوست دارید - از فرد دیگری بخاطر ناکامی خشم و انزجار دارید -احساس خلاء درونی شما را به سمت ازدواج هدایت میکند – چیزی ندارید که به همسرتان ارائه کنید – خودتان را دوست ندارید –اعتیاد دارید – احساس تنهائی و استیصال دارید بصورتی که بدون بوجود آوردن رابطه احساس بدبختی می کنید – وقتی احساس میکنید کسی نمیخواهد با شما رابطه برقرار کند – وقتی مایل نیستید در مورد احساستان با کسی صحبت کنید . بعد از اینکه مشخص شد آمادگی نسبی برای ازدواج دارید در مرحله بعد باید بدانید از همسر و زندگی چه توقعی دارید . موارد مختلفی که میتواند مورد نظر و توجه شما واقع شوند به عبارت زیر میتواند باشد (و یا بیشتر از اینها) : وضعیت جسمانی – وضعیت احساسی – وضعیت اجتماعی – وضعیت فکری – وضعیت جنسی – وضعیت ارتباطی – وضعیت شغلی – رشد شخصیتی – وضعیت روحی – وضعیت مذهبی – علایق و سرگرمیها در موارد ذکر شده باید بدانید که طرف مقابل شما مثلا در علایق و سرگرمیها مایل به مسافرت ( موسیقی ، هنر ، سینما و. . . .) است یا خیر چون ممکن است این مورد برای شما مهم باشد و یا در بخش وضعیت اجتماعی معاشرتی و اهل مهمانی و با فرهنگ و . . . .باشد . (تهیه کردن این لیست خصوصیات حتی ممکن است باعث شود ضمیر نا خود آگاه شما فرد مورد نظرتان را بسمت شما بکشاند و جذب کند .) ـ در مرحله بعد باید تشخیص دهید با فرد مورد نظر تفاهم دارید یا خیر . این مرحله مستلزم ارتباط و شناخت است، شما بمرور زمان و شناخت طرف مقابل و صحبت کردن با او میتوانید تشخیص دهید که او نیمه گمشده شماست یا خیر . بعضی از مسائل از ابتدا و در مدت خیلی کوتاه مشخص میشود و حتی ممکن است در برخوردهای اول مشخص شود و بعضی از مسائل دیگر زمانبر است و بمرور زمان مشخص میشود .خصوصیاتی مثل امانتداری و صداقت در برخوردهای اولیه به سختی شناخته میشود اما مسائلی مثل وضع ظاهری و نحوه برخورد در ابتدا قابل تشخیص است . بعد از تشخیص اینکه ملاکهایی که سریع تر مشخص میشوند مورد نظر شماست باید دقت کنید این اشتباهات را مرتکب نشده اید (ممکن است مجبور باشید بعضی از اینها را در دوران اشنائی و نامزدی بررسی کنید ): سوالات کافی در ارتباط با خواسته های خودتان پرسیده اید – سازشهای ناپخته و زودهنگام انجام نداده اید – تسلیم کوری شهوانی نشده اید – گول مادیات را نخورده اید – تعهد را مقدم بر تفاهم نکرده اید – نشانه های هشدار دهنده در طرف مقابل را نادیده نگرفته اید . ـ بعد از مشخص شدن این موضوع به مرحله بعد میرسید این مرحله مرحله ارتباط و یا نامزدیست : ـ در این مرحله میتونید تشخیص دهید : فرد مورد نظر اعتیاد ندارد – بد اخلاق نیست – ناراحتیهای روحی و عقده های روانی ندارد – سختگیر و متعصب نیست ،دروغگو و خیانتکار نیست و . . . . ـ همچنین در این مرحله دقت کنید : احساسات دو طرف متعادل و متناسب است – همسرتان را میخواهید و نه توانائیهای او را – احساس ترحم و دلسوزی شما را به ازدواج وادار نکرده – نامزد شما الگو و معلم شما نیست تا به این خاطر او را خواسته باشید – صرفاً عاشق ظاهر او نشده اید – بخاطر واکنش در مقابل اتفاقات و فشارها، همسرتان را انتخاب نکرده اید ـ همچنین باید از نظر جنسی با همسرتان تفاهم داشته باشید و برای هم جذاب باشید برای شناخت مناسب حداقل شش ماه وقت لازم است باید دقت کنید برای افرادی که هیچ شناختی ندارند این شش ماه فقط برای شناخت است و ممکن است که در نهایت به این نتیجه برسید که این ازدواج عاقبتی نخواهد داشت .پس در مواردی که شناخت قبلی وجود ندارد این مرحله بسیار حساستر است و چون این احتمال وجود دارد که فرد مقابل آن چیزی نباشد که تصور میکرده اید در طی مرحله نامزدی این خطر وجود دارد که احساسات عمیق شده و طرفین را به ازدواج مجبور کند (در حالی که صلاح آنها نیست) در این مرحله ( با گذشت حدود دو ماه از شروع آشنائی تا شش ماه )در عین رشد احساسات باید این قدرت را داشته باشید که در صورت مصلحت نبودن و وجود مشکلات و اختلافات جدی اقدام به قطع رابطه بکنید و اصولاً این مدت برای شناخت است نه احساسات . در این رابطه از مشورت با اهل خبره غافل نشوید و در نهایت توکل به خداوند کنید .
● شش اشتباه بزرگ که در ابتدای روابط مرتکب میشویم ▪ سوالات کافی نمیپرسیم ما چنان به دنبال این هستیم که باید کسی را دوست داشته باشیم که وقت کافی برای پرداختن به این که چرا نباید او را دوست داشته باشیم پیدا نمیکنیم . ▪ نشانه های هشدار که حاکی از مشکلات بالقوه است را نادیده میگیریم روابط یک شبه از هم نمیپاشد .ماهها و سالها تیرگی و وخامت انباشته شده لازم است تا عشق نهایتاً بمیرد . ▪ سازشکاریهای ناپخته و زود هنگام مرتکب میشویم خطر سازش عجولانه و زود هنگام در این است که حس خود باوری تان را در همان ابتدای رابطه از دست میدهید و آن را با احساس تفاهم قلابی جایگزین میکنید .و همینطور وقتی برای اجتناب از درگیری و برخورد سازش میکنید مرتکب اشتباه شده اید ▪ تسلیم کوری شهوانی میشویم وقتی که دیگران را با شهوت میبینید کسانی را جذب میکنید که با شما صرفاً کنار می آیند . ▪ گول مادیات را میخوریم وقتی همسرتان را صرفاً بر اساس مادیات و نه بر اساس معنویات انتخاب میکنید ، به رابطه ای نادرست وارد میشوید . ▪ تعهد را بر تفاهم مقدم میداریم ـ احتمال این که مرتکب اشتباه آخر بشوید زمانی زیاد میشود که : ـ بیشتر تمایل به متاهل بودن دارید تا مجرد بودن ـ از خواستگاریها خسته شده و خواستار سامان گرفتن هستید ـ هنگامی که بچه بودید شما را دوست نداشتند ـ برای ازدواج تحت فشارید ـ زن هستید و فکر می کنید بزودی امکان باروری شما از بین میرود ـ شدیدا نیازمند احساس دوست داشته شدن هستید ـ در هر کسی براحتی چیزی برای دوست داشتن او پیدا میکنید
در این مقوله با استفاده از تجربیاتی که داشته ام قصد راهنمای زوجهایی را دارم که بنوعی با مشکلات و اختلافات خانوادگی روبرو شده اند . ابتدا باید عنوان کنم هیچ فردی نمیتواند بصورت مطلق بگوید اشتباه نکرده و یا نخواهد کرد .اشتباه عنصر همراه و همزیست انسان است اما بلحاظ اندیشه و تدبر و تجربه افراد مختلف و همچنین دین باوری و اعتقادات مذهبی در صد گرایش به اشتباهات در افراد مختلف متفاوت است . زمانی که در زندگی به مشکلات میرسیم بمعنای آن نیست که زندگی دچار نقصان شده است بلکه این طبیعت ذاتی زندگی مشترک است که با مشکلات مختلف روبرو میشود و خوشبختی و بدبختی و گرفتاریهای بعدی ریشه در میزان تواناییهای افراد مختلف برای حل مشکلات دارد .در شرایط بخصوصی شاید مسولیت افراد در مقابل مشکلاتی که در مقابلشان ایجاد میشود حالت مینیمم داشته باشد ولی در عموم موارد افراد در مقابل اشتباهات یکدیگر بصورت متقابل مسئول هستند . بدترین کاری که در زمان اختلافات زناشوئی میتوان انجام داد فکر کردن به منافع شخصی خود میباشد .فردی که اینچنین فکر کند بسیار کوتاه نظر است . چون علقه زوجیت و پیوند زناشوئی سرنوشت زن و شوهر را بهم پیوند داده است و اینکه فکر کنیم سودی قسمت ما شود و توجه نداشته باشیم طرف مقابل در چه شرایطی قرار میگیرد واقعاً فرض و دید اشتباهی میباشد . صدمه زدن به طرف مقابل و آزار و اذیت هم بسیار بد تر بوده و بزودی گرفتاریهای ناشی از سوء رفتار را متو جه خود فرد میکند . افرادی که دچار مشکل شده اند و تصور میکنند حالا به مرتبه و مقامی از اندیشه و تفکر رسیده اند که سود و زیان خود را بصورت مطلق میتوانند تشخیص دهند و برای آینده خود بتنهایی و یا صرفاً با در نظر گرفتن منافع خود تصمیم بگیرند ، باید این نکته را هم در نظر داشته باشند که مدتی قبل با این تصور که ازدواج کردنشان با طرف مقابل کار صحیحی بوده اقدام به پیوند زناشوئی نموده اند .بنابر این نباید تصور کنند یکدفعه جهش بزرگی در علم و آگاهی ایشان ایجاد شده باشد . مساله مهمی که به آن اشاره میکنم راه حل اساسی عموم مشکلات میباشد : در مواردی که دچار مشکل میشوید منافع معنوی طرف مقابلتان را گرامی بدارید ! اینکه تصور شود ازدواج رابطه ای است که طرفی را بسود و دیگری را به زیان خواهد رسانید کاملا اشتباه است ، چه در صلح و آرامش و چه در مشکلات و ناراحتیها دو طرف در زندگی شریکند و سرنوشت زن و شوهر تا پایان رابطه از هم جدا نیست . ضربه زدن به طرف مقابل و زیر پا گذاشتن او شما را از هدف نهایی که آرامش و سعادت است دور میکند . متاسفانه انسان عجول آفریده شده و برای رسیدن به کمال صبر و شکیبایی باید خود را بسازد و این شتابزدگی و بدور از منطق و تدبر عمل کردن در بسیاری از موارد او را گرفتار میکند . ▪ مواردی که فهرست میکنم را همیشه بخاطر داشته باشید : ـ همیشه راه را برای مصالحه و تفاهم و گفتگو باز نگهدارید (خیلی مهم) ـ به منافع یکدیگر ضربه نزنید و اسباب آزار طرف مقابل را فراهم نکنید همچنین از توهین به طرف مقابل بشدت خودداری کنید که خود این مورد باعث بسته شدن مورد مذکور در بالا میشود ـ در سختترین شرایط به اینکه ممکن است اشتباه کرده باشید و اشتباهی از طرف شما شده باشد فکر کنید و هیچوقت تصور نکنید کاملا بدون تقصیر بوده اید ـ برای اینکه به خواسته های خودتان برسید سعی کنید به خواسته های طرف مقابلتان احترام بگذارید ـ در رابطه فیمابین از دادن امتیازات و گرفتن امتیازات که بخواهد دلیلی بر برتری باشد خودداری کنید چون نتیجه عکس خواهد داد ـ از همنشینی و همصحبتی با افراد بدبین و خودخواه و کم تدبر و کینه ورز بشدت خودداری کنید که خود این عامل تاثیر زیادی در تصمیمات اشتباه شما خواهد داشت در مقابل از انسانهای عاقل و باتجربه و متدین و خودساخته که منافع و کینه شخصی در موضوع نداشته باشند راهنمایی و مشاوره بگیرید ـ توکل و توجه به خدا داشته باشید و هیچوقت قوا و عقل و تواناییهای مادی و معنوی خود و اطرافیان خود را دلیلی بر کامل بودن خود فرض نکنید که تصوری کاملاً اشتباه میباشد ـ در تصمیمات مهمی که اتخاذ میکنید از افرادی مثل مادر و یا خواهر و یا هر فرد دیگری که در مساله نقش احساسی آنها بر نقش آفرینی عقلیشان ممکن است غلبه داشته باشد کمتر راهنمایی بگیرید مخصوصاً افرادی که سابقه آنها در اشتباهات مسلم شده است . ـ بیاد داشته باشید پایان همه جنگها و درگیریها مذاکره و مفاهمه بین افراد متخاصم است پس چه بهتر با تدبر و اندیشه و بدور از احساس کاری را که قرار است چند سال بعد با اعصابی ناراحت و موهای سفید شده و صورتی چروک خورده انجام دهید در ابتدای برزو مشکلات با سعه صدر و تحمل و شکیبایی به انجام برسانید تا ضرر و زیان ناشی از رفتار شما گریبانگیر شما نشود .