نوجوانان بزهكار خویشتن را افرادی نا مطلوب میدانند و گرایش و تمایلی برای دوست داشتن، ارزش گذاری و احترام بخود ندارند عموماَ افرادی آشفته، درهم، نامطمئن و متغیر هستند. خصوصیات شخصیتی افراد بزهكار زمینه شخصیتی وابسته، ناایمنی، تنهایی و انزواست.
خانواده اولین پایه گذار شخصیت و ارزشها ومعیارهای فكری است كه نقش مهمی در تعیین سرنوشت و خط مشی زندگی آینده فرد دارد. بعضی از دانشمندان بیسوادی ، تهیدستی و از هم پاشیدگی خانواده را از علل مهم انحراف نوجوانان می دانند . بنابراین خانواده است كه می تواند تمام ویژگیهای مثبت و سازنده یا منفی و مخرب در فرزندان بوجود آورد . و تمام حالات و رفتارهای دوران بلوغ چه اجتماعی و چه ضد اجتماعی ریشه در تجربیات دوران كودكی دارد. چنانچه كودك از خانواده محبت ببیند و به محبت بزرگترها اطمینان داشته باشد به محیط پیرامونش اعتماد كامل خواهد داشت در غیر اینصورت همه چیز برای او ناراحت كننده خواهد بود و موجبات اضطراب او را فراهم خواهد كرد. كودكی كه از لحاظ عاطفی رشد نیافته ، توانایی تحمل رنج و عذاب یا به تعویق انداختن ارضای مستقیم تمایلات خود را ندارد و این محرومیت عاطفی از مهمترین علل بزهكاری جوانان است. عدم پاسخگویی به نیازها، نشان دادن بی حوصلگی و در ناراحتی نگه داشتن كودكان و نوجوانان، تاثیرات مخربی در آنان بجای میگذارد.
۱. تبعیض : تبعیض در خانواده و توجه بیشتر والدین به برخی از فرزندان وتوجه كمتر نسبت به برخی دیگر سبب ایجادعقده و احساس نفرت و بد بینی در فرزند می شود . ۲. خشونت : پاره ای از روان شناسان معتقدند كه ریشه اصلی جنایات و خشونتها در جامعه اعمال خشونت و تنبیه بدنی است كه باعث ایجاد عقده های روانی در آنان می شود . ۳. لوسی و ننری :محبت بیش از اندازه همان اثر و نتیجه را دارد كه بی مهری و بی توجهی ۴. سن والدین : بالا بودن سن والدین و عدم انطباق آنان با نوجوانان و ندیده گرفتن نیازها و تمایلات نوجوانشان می تواند از عوامل بزهكاری باشد . ۵. عقب ماندگی والدین : خانواده هایی كه با زمان پیش نمی روند . فرزند آنان نیز با راه و رسم قدیمی و كهنه زندگی را ادامه میدهند و موجبات ناسازگاری روانی فرزندان با جامعه را فراهم می آورند . ۶. یتیمی : یتیمی ناشی از مرگ پدر یا مادر یكی از مهمترین علل ناكامی ولگردی عقب افتادگی در مدرسه و اجتماع و ارتكاب بزه و تبهكاری و سایر بیماریهای روانی است . ۷. طلاق و کشمکش : گسستگی خانواده تاثیری مسلم و قطعی در بروز رفتارهای ضد اجتماعی در كودكان دارد. طلاق و گسیخته شدن خانواده خیلی بیش از نزاع میان زن وشوهر موجب ناراحتی اطفال و بزهكاری آنان میشود و از علل استثنایی ارتكاب جرم بشمار میآید. ۸. غیبت والدین از خانواده : وجود والدین در منزل ، بخصوص مادر نقش موثری در تربیت عاطفی ،روانی كودكان دارد و عدم حضور هر یك از والدین باعث ایجاد مشكلات تربیتی و اختلالات عاطفی در كودك میشود. ۹. انحراف والدین: انحراف والدین یا یكی از اعضای خانواده و زوال اخلاقی آنان ، ارتباط مسلمی با انحراف كودكان و نوجوانان دارد . ۱۰. بیسوادی : پائین بودن سطح فرهنگ و عدم آگاهی به مسائل پرورشی و علمی كودكان و نوجوانان زمینه ساز ارتكاب جرم وانحراف به شمار میرود. ۱۱. بازداشتگاه : نگهداری كودكان و نوجوانانی كه برای اولین بار دچار انحراف از مقررات اجتماعی میشوند با مجرمان و سازمان سابقه دار در زندانها و دارالتادیبها موجب تشویق و بد آموزیهای بیشتر آنان میشود. ۱۲. انحراف جنسی : تربیت نادرست و كمبودهای عاطفی و علل اجتماعی دیگر باعث انحراف جنسی میشود.
فقر یكی از عوامل مهم انحرافات، از جمله دزدی و انحراف جنسی در مردم بویژه در كودكان و نوجوانان است. بیشتر محرومیتها و بر آورده نشدن تمایلات كه موجب عدم اطمینان اجتماعی میشود ناشی از فقر است و نمیتوان آن را نادیده گرفت. بیكاری، كمبود مواد غذایی و پوشاك، بیسوادی، عقب افتادگی، جهل و خرافات، عدم بهداشت كافی و انواع بیماریهای روحی و جسمی، حتی در سطح جهانی، جنگها و خونریزیها ریشه در نیازهای مادی و ترس از فقر دارد. در میان برخی از انواع كجرویها و وضع اقتصادی رابطه وجود دارد ازجمله انحراف جنسی ، گدایی و برخی دزدیها . مسكن، یكی از نیازهای اولیه هر خانواده است. كه اكثر بزهكاران از آن محرومند. از طرفی عدم تغذیه كافی و مناسب، نبود پوشاك كافی و... موجب ضعف، عصبانیت و خودخواهی آنان میشود و آنها را بسوی تقلب و كلاهبرداری میكشاند. مهاجرت : مهاجران و فرزندانشان در شهرها گرفتار سرگردانی و بی اعتقادی به نظامها و مقررات اجتماعی شده به انواع انحرافات كشیده میشوند. بررسیها نشان دهنده آن است كه انواع جرایم از قبیل سرقت، رابطه نامشروع و ... در میان مهاجران بیش از دیگران است و فقر، بیكاری و نبود تعلیم وتربیت صحیح و كافی از عوامل مهم آن میباشد.
جدایی میان انسان و اجتماعی كه در حال دگرگونی است از مهمترین علل ازدیاد بزهكاری نوجوانان به شمار میرود. زیرا سرعت تحولات وتغییرات خیلی بیشتر از میزان سازگاری فرد با محیط است. شرایط زندگی باید به گونه ای فراهم شود كه نه تنها فرد از رفاه مادی برخوردار باشد بلكه احساس امنیت، مسئولیت و محبت هم در فرد تقویت شود . نوجوانان باید بتوانند با وجود امكانات و تسهیلات فرهنگی به سوی هدفهای سازنده راهنمایی شوند. كارگاههای كوچك كارهای دستی ,كانونهای پرورش فكری، باشگاههای ورزشی و... باعث سازماندهی اوقات فراغت نوجوان میشود و نتیجه این امور برای والدین و بخصوص برای نوجوانان بسیار ارزشمند است. زیرا انزوا ، خستگی و افسردگی و بحران هویت را كاهش میدهد و باعث كاهش فشار روانی در خانوادهها و افراد میگردد و تعادل ومحیط امنی برای رشد نوجوانان فراهم میآورد.