فراموشی، پدیدهای است که تقریباً هر روز برای همه اتفاق میافتد. این پدیده آنقدر شایع است که ما معمولاً به روشهای مختلفی برای یادآوری اطلاعات مهم اتکاء میکنیم. روشهایی مانند استفاده از دفترچه یادداشت فعالیتهای روزانه، استفاده از ابزارهای الکترونیکی تنظیم برنامه، و یا حتی گره زدن نخ به دور انگشت! هنگامی که سراسیمه به دنبال دسته کلید خود میگردید ممکن است این طور به نظر برسد که اطلاعات در مورد این که آن را کجا گذاشتهاید به طور کلّی از حافظهتان رفته است. امّا فراموشی عموماً بدین معنی نیست که اطلاعات واقعاً از حافظه بلند مدّت شما پاک شده است. فراموشی معمولاً به معنی ناکامی در بازیابی حافظه است. در حالی که اطلاعات در یک جایی در حافظه بلند مدّت شما قرار دارد، شما نمیتوانید آن را بازیابی کنید و به یاد آورید. ● منحنی فراموشی ابینگهاوس هرمان ابینگهاوس، روانشناس، یکی از نخستین کسانی بود که بهطور علمی به مطالعه فراموشی پرداخت. او در آزمایشهایی که بر روی خود انجام داد،حافظهاش را با استفاده ازهجاهای بیمعنی سه حرفی مورد آزمایش قرار داد. او از کلمات شناخته شده قبلی که در حافظهاش قرار داشت برای تداعی با این هجاهای جدید استفاده کرد. ابینگهاوس به منظور آزمایش حافظهاش در مورد این اطلاعات جدید، حافظهاش را در دورههای زمانی مختلف، از ۲۰ دقیقه تا ۳۱ روز، مورد آزمایش قرار داد. او سپس در سال ۱۸۸۵ یافتههایش را در کتاب حافظه: نوشتهای در روانشناسی تجربی منتشر ساخت. نتایج آزمایش او که در یک منحنی به نام منحنی فراموشی ابینگهاوس رسم شده، رابطه بین فراموشی و زمان را نشان میدهد. در ابتدا، اطلاعات غالباً پس از یادگیری، به سرعت فراموش میشوند. عواملی نظیر چگونگی یادگیری اطلاعات و تناوب به کارگیری آن، در سرعت به فراموشی سپردن آن نقش دارد. منحنی فراموشی همچنین نشان داد که فراموش کردن اطلاعات آنقدر ادامه نمییابد تا کلّ اطلاعات از حافظه پاک شود بلکه در یک نقطه خاص متوقف میگردد. به عبارت دیگر، مطالعه ابینگهاوس نشان داد که اطلاعات ذخیره شده در حافظه بلند مدّت به نحو شگفتآوری پایدارند.
آخرین باری که یادتان رفت به دوستتان تلفن کنید و یا یادتان رفت کلید ماشینتان را کجا گذاشتید کی بود؟ به احتمال زیاد، خیلی پیش نبوده است. فراموشی یک رویداد متداول و تعجب برانگیز است که گاهی درک چرایی آن مشکل میباشد. ما غالباً در به یاد آوردن مطالب با این پدیده روبرو میشویم که مطمئن هستیم آن مطلب جایی در مغز ما قرار دارد امّا نمیتوانیم آن را بیابیم. دلایل اصلی فراموشی اطلاعات چیست؟ یکی از معروفترین پژوهشگران حافظه به نام سوزان لافتوس، چهار دلیل عمده را در پاسخ به این پرسش بیان کرده است: ۱) شکست بازیابی یکی از دلایل متداول فراموشی، عدم توانایی در بازیابی یک خاطره است. یکی از توضیحاتی که در مورد علّت عدم موفقیت در بازیابی وجود دارد به نام نظریه زوال معروف است. بنابراین نظریه، هرگاه که اطلاعات جدیدی در مغز ذخیره میشود رّدپایی به آن نیز ایجاد میشود. این رّد پاها به مرور زمان کمرنگتر و کمرنگتر میشوند و اگر آن اطلاعات مورد بازیابی و استفاده قرار نگیرند، ردّ پاها نهایتاً از بین میروند. مشکلی که با این نظریه وجود دارد این است که پژوهشها نشان دادهاند که حتی خاطراتی که به یاد آورده نشدهاند و مورد استفاده قرار نگرفتهاند نیز در حافظه بلند مدّت پایدار هستند. ۲) تداخل نظریه دیگری به نام نظریه تداخل میگوید که برخی خاطرات با خاطرات دیگر تداخل و رقابت میکنند. هنگامی که اطلاعی خیلی شبیه با اطلاع دیگری که قبلاً در حافظه ما ذخیره شده باشد، به احتمال زیاد تداخل پیش میآید. دو نوع تداخل وجود دارد: تداخل پیش گستر. هنگامی است که یک خاطره قدیمی، به یاد آوردن یک خاطره جدید را مشکلتر یا ناممکن میسازد. تداخل پس گستر. هنگامی بروز میکند که اطلاعات جدید مانع به یادآوری اطلاعات قبلاً ذخیره شده گردد. ۳) نقص ذخیرهسازی یکی دیگر از دلایلی که ما فراموش میکنیم این است که اطلاعات را واقعاً در حافظه بلند مدّت خود جای نمیدهیم. نقص ذخیرهسازی یا رمزبندی اطلاعات گاهی مانع از ورود اطلاعات به حافظه بلند مدّت میگردد. در یک آزمایش معروف، پژوهشگران از شرکتکنندگان خواستند که یک سکه ۲۵ سنتی واقعی را از بین تعدادی سکه ۲۵ سنتی تقلبی پیدا کنند (نیکرسون و آدامز). شما خودتان نیز میتوانید این آزمایش را روی خود انجام دهید. سعی کنید که با اطلاعاتی که از یک سکه (مثلاً ۲۵ تومانی) در حافظه دارید شکل آن را روی کاغذ بکشید و سپس شکل خود را با یک سکه واقعی مقایسه کنید. به احتمال زیاد، خواهید توانست شکل و رنگ آن را به یاد آورید امّا جزئیات دیگر آن را به یاد نخواهید آورد. دلیلش این است که فقط جزئیات لازم برای تشخیص سکه ۲۵ تومانی از سایر سکهها، رمزبندی شده و در حافظه بلند مدّت ما جای گرفته است. ۴) فراموشی عمدی گاهی اوقات ما خودمان میخواهیم که برخی خاطرات را فراموش کنیم، به ویژه خاطرات مربوط به رویدادها و تجربیات ناراحت کننده و ناگوار. دو نوع اصلی فراموشی عمدی عبارتند از: بازداری یا فراموشی خودآگاه و سرکوبی یا فراموشی ناخودآگاه. لازم به ذکر است که مفهوم خاطرههای سرکوب شده مورد قبول همه روانشناسان قرار ندارد. یکی از مشکلاتی که در مورد خاطرههای سرکوب شده وجود دارد این است که مطالعه علمی این که خاطرهای سرکوب شده است یا نه، اگر نه غیرممکن، امّا بسیار دشوار است. فعالیتهای ذهنی مثل به یادآوری و به کار بستن اطلاعات روشهای مهمی برای تقویت حافظه میباشند و خاطرات مربوط به رویدادهای ناراحت کننده و ناگوار، احتمال کمتری دارد که به یادآورده، مورد بحث قرار گرفته و یا مورد استفاده واقع شوند.
یك متخــصص بیماری های اعصاب و روان گفت: پرش افكار و حواس پرتی از علائم ابتلا به اختلال خلق ادواری است. دكتر مهران محمدیان افزود: مصرف مشروبات الكلی، كاهش خواب، افزایش انرژی، پرحرفی بیش از حد و خودبزرگ بینی از دیگر علائم ابتلا به اختلال خلق ادواری یا سیكلو تایمی است. وی اظهار داشت: اختلال خلق ادواری حالت خفیف تر اختلال دوقطبی است و بیماران مبتلا به این اختلال در میان دو قطب یعنی سرخوشی بیش از حد (مانیا) و افسردگی قرار دارند. محمدیان با اشاره به ملاك های تشخیص افسردگی در این بیماران، افزود: تغییر خلق به صورت غمگینی، احساس بی كفایتی و بی لیاقتی، كاهش انرژی، اختلال خواب و كاهش قدرت تصمیم گیری از ملاك های تشخیص افسردگی در بیماران مبتلا به اختلال خلق ادواری است. وی یادآور شد: كاهش اشتها، كاهش وزن، احساس گناه، اختلال در یادگیری، اختلال در تمركز حواس و داشتن افكار و تمایلات خودكشی از دیگر ملاك های تشخیص افسردگی در این بیماران است. این متخصص، به راه های درمان اختلال خلق ادواری اشاره كرد و گفت: بهبودی این اختلال بستگی به آموختن احساس كنترل و غلبه بر محیط توسط بیمار دارد كه می توان در این مسیر از تركیب روان درمانی و دارو درمانی نیز به عنوان موثرترین راه درمان استفاده كرد. محمدیان افزود: تجویز دارو برای درمان بیماری باید توسط پزشك و یا روان پزشك معالج صورت گیرد كه البته استفاده از گروه درمانی نیز توسط روان شناس بالینی در درمان این بیماری نقش موثری دارد. وی در خصوص راه های پیشگیری از ابتلا به اختلال خلق ادواری در فرد گفت: استفاده به موقع از مشاوره، آموزش مهارت های زندگی و توانایی حل مسئله و بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی در پیشگیری از ابتلا به این بیماری موثر است. وی افزود: ایجاد روحیه امیدواری در شهروندان، افزایش اشتغال، داشتن یك شبكه حمایتی قوی از اطرافیان و دوستان، امید به آینده و تلاش برای رسیدن به اهداف كوتاه مدت و بلندمدت نیز در پیشگیری از ابتلای افراد به اختلال خلق ادواری نقش موثری دارد.
گذشت زمان: به كار نبردن آموخته ها می تواند به عنوان عامل مهمی در فراموشی مورد توجه قرار گیرد . گرچه عدم استفاده از اموخته ها و یادگیریهای قبلی ممكن است باعث فراموشی كامل نشود , اما ازمیزان یاد اوری ان بطور جدی می كاهد. تكرار یك موضوع و یا به كار بستن ان از قوانین مهم دیگری است. عدم تكرار اموخته های قبلی نیز می تواند عامل مهم فراموشی باشد. آن دسته از اموخته های قبلی كه كاربردی است و یادگیرینده همواره به گونه ای از آنها بهره می گبرد, نه تنها فراموش نمی شود, بلكه با گسترش معلومات و تجارب فرد , غنی تر و پردوامتر می گردد. تداخل مطالب: یكی دیگر از عوامل موثر در فراموشی , تداخل بین آموخته های قبلی , فعلی و بعدی است. تداخل زمانی صورت می گیرد كه حافظه مربوط به یك فعالیت در اثر فعالیت دیگر ذهنی تضعیف می شود, بدین معنا كه یادگیری قبلی , اثر گذاشته , از یاداوری ان جلوگیری می كند. همواره بخشی از مطالب و موضوعاتی را كه می اموزیم به دلیل تراكم اموخته های جدید فراموش می كنیم . تداخل مطالب زمانی بیشتر مشهود خواهد بود كه دو فعالیت شباهت زیادی به یكدیگر داشته باشند. فراموشی در خواب كندتر از زمان بیداری است, چرا كه تداخل مطالب صورت نمی پذیرد. برای جلوگیری ازتداخل بهتر است شبها (پیش از خوابیدن ) به حفظ كردن بعضی از مطالب مورد نظر بیردازیم. اضطراب انسان زمانی كه دچار اضطراب و هیجان زدگی شدید باشد ممكن است در یاداوری مطالب و موضوعات ذهنی دچار مشكل شود . هیجان ,ترس و اضطراب نه تنها بر حافظه انسان تاثیر سوء می گذارد و موجب می شود كه بعضا انسان مطالبی را كه می خواهد بازگو كند یا بنویسد فراموش كند, بلكه موجبات اختلال جدی در قدرت , استدلال , توجه و ادراك صحیح را نیز فراهم میآورد. عجله وشتاب تعجیل در یادآوری مطالب و پاسخگویی به سئوالات ممكن است موجب فراموشیهای زودگذر بشود. مثلا وقتی كه از دانش اموزی سئوال شده , از او خواسته می شود كه سریعا و بلافاصله جواب لازم را بدهد ممكن است به خاطر شتاب زدگی و عجله و اضطراب ناشی از شرایط به وجود امده , دچار فراموشی شود. بدیهی است اگر به دانش اموز فرصت فكر كردن داده شود , امكان ارائه پاسخ درست افزایش پیدا می كند. همیشه عجله وشتاب مانع جست وجوی ذهنی و یاداوری مطالب است . لذا شایسته است به هنگام امتحانات , بخصوص در زمان ازمون شفاهی با توجه به این مهم , به دانش اموزان فرصت اندیشیدن , تامل و جستجوی ذهنی بیشتری داده شود. تغییر محیط تغییر محیط نیز می تواند زمینه های فراموشی را فراهم سازد. همواره تجربه ها و رویدادها با محیط وابستگی پیدا می كنند. هنگامی كه فرد در محیط خاصی قرار گرفته , تجارب تازه ای پیدا می كند,در هر محیط و شرایط مشابهی ناخوداگاه خاطره ان تجربه ها و رویدادها در ذهن او متبلور می شود. به عبارت دیگر محیط به یك معنا می تواند یاداور اموخته ها , تجارب گذشته و رویداد ها باشد. لذا تغییر محیط زندگی و تلاش روزمره انسان می تواند موجبات فراموشی رافراهم سازد. خلاصه كلام اینكه عواملی همچون گذشت زمان , فاصله ای كه بین فراگیری مطالب و یاداوری پدیدار می شود, عدم تكرار و كاربرد اموخته ها , دخالت سایر فعالیتهای ذهنی ,نامفهوم بودن موضوعات یادگیری , كیفیت نامطلوب ارائه مطالب به توسط یاد دهنده , كم ارزش بودن موضوع یادگیری , تفاوتها فردی یادگیرندگان از نظر هوشی (بهره هوشی پایین تر از متوسط )و شرایط عاطفی و روانی فرد می تواند موجبات فراموشی را در انسان فراهم كند.
پدیده فراموشی چیزی است كه دامنگیر همه افراد , اعم از زن و مرد , كوچك و بزرگ و با استعداد های متفاوت می شود. اما باید توجه داشت كه گاه فراموشی نیز می تواند نعمت باشد. اگر اصلا فراموشی وجود نداشت چه بسا خاطرات تلخ , حوادث و تجارب ناخوشایند و ازار دهنده بطور مستمر تعادل روانی انسان را به هم می ریخت و همواره او را رنج می داد. به هر ترتیب همه ما مایلیم كه اطلاعات و آموخته های سودمند و كاربردی را همیشه در خاطرمان داشته باشیم. به طور كلی یادآوری مطالب و اموخته های پیشین متضمن فرایند به خاطر سپردن یا حفظ كردن و فراموشی است.همواره حفظ كردن آموخته ها , نگاه داری طولانی آنها بدون یاداوری بازگویی و تولید مجدد بسیار دشوار است. اگر برداشتهای ذهنی و محفوظات كاربردی نباشد زودتر فراموش می شود. به همین جهت ان دسته از محفوظاتی كه برای انسان معنا و مفهومی نداشته باشد,مثل هجاهای بی معنی , پس از به خاطر سپردن در همان ساعات اولیه به سرعت فراموش می شود. البته جز در مواقعی كه بافتهای مغزی و دستگاه عصبی به دلایلی از جمله بیماری , ضربه مغزی ,مسمومیت دارویی , استعمال مواد مخدر ومصرف مایعات الكلی اسیب دیده , در نتیجه فرد دچار فراموشی می شود, علل فراموشی عمدتا دارای مبانی روان شناختی و تربیتی است. بطور خلاصه می توان علل فراموشی را در گذشت زمان , تداخل مطالب (اختلال ) , اضطراب , اضطرار و تغییر محیط دانست.