وقتی که جسم شما آماده انفجار است چه کسی مایل است خودش را کنترل کند؟ چرا به جای کنترل و تسلط بر خود عصبانی میشویم؟ چون مغز ما در تسخیر خشم است. احساسی تلخ و عذابآور است. خشم، افراد را مضطرب، نگران، اسیر و ناراحت میکند. پس بنابراین چرا بعضی افراد به دنبال خشم هستند؟ چطور ممکن است کسی به خشم و غضب خود وابسته شود؟ ▪ هجوم خشم: در واقع همان احساس فیزیکی نیرومندی است که همراه با عصبانیت بروز میکند. این هجوم نتیجه واکنش (ستیزگریز) طبیعی بدن در مقابل خطر است. افزایش و هجوم ناگهانی آدرنالین، افزایش ضربان قلب، نفسهای تند و پیدرپی و انقباض ماهیچهها خشم و غضب بدن را فعال میکند. افزایش ترشح آدرنالین میتواند موجب احساس توانایی در شما باشد و در یک روز کسالتآور خستهکننده، شور و هیجان همراه خود بیاورد. وقتی که جسم شما آماده انفجار است چه کسی مایل است خودش را کنترل کند؟ چرا به جای کنترل و تسلط بر خود عصبانی میشویم؟ بعضی افراد تندخو کاملا کنترل خشم خود را از دست میدهند، آنها دچار خشم و غضب کورکورانه و یا جنون خشم میشوند. در واقع مغزشان سرشار از خشم میشود، برای مدتی مغزشان از کار میافتد و جریان داخل آن بسته شده و درست مثل افرادی که دچار خشم کورکورانه هستند قادرند در حین عصبانیت خود و دیگران را بکشند. هجوم خشم یکی از جذابیتهای نهفته خشم است، در حقیقت ترک این حالت و اوج تحرک و قدرت میتواند همانند ترک موادمخدر دشوار باشد. ▪ فقدان تسلط بر خود افتادن در دام خشم آسان است زمانی که شخص اسیر این دام شود عصبانیت تنها احساسی است که شخص به وفور آن را با خود دارد. در این حالت افراد برای احساس لذت- هیجان و سرزندگی خود- به خشم نیاز پیدا میکنند. هنگامی که خشم بر آنها غلبه میکند، از دست دادن تسلط و کنترل خود را لمس میکنند و در این حالت برده و اسیر خشم خود میشوند.مشکل و مسئله اصلی هر نوع اعتیاد از دست دادن کنترل خود است. ▪ نشانههای اعتیاد به خشم در ادامه فهرست، سؤالاتی را که به شما کمک میکند تشخیص دهید به خشم معتاد هستید یا خیر مرور میکنیم. ـ من به دنبال بهانه و دلیلی برای عصبانیشدن هستم. ـ وقتی عصبانی نمیشوم حوصلهام سر میرود. ـ دوست دارم درست و حسابی دعوا کنم. ـ به نظر میرسد در مواقعی خشم بر من تسلط دارد. ـ من از خشم برای دوری از مسائل ومشکلات زندگی استفاده میکنم. ـ حالا بیشتر از قبل عصبانی میشوم. ـ روز به روز دعواها و نزاعهایم وخیمتر میشود. با صدایی بلندتر، زمانی بیشتر و با خشونت بیشتر رفتار میکنم. ـ من به خودم قول میدهم خشم خود را کنترل کنم اما به قول خود وفا نمیکنم. ـ من به خاطر وقتی که صرف خشم خود میکنم نگران هستم. ـ مرتب دنبال بهانهای برای عصبانیت هستم. ـ اغلب بعد از اینکه از کوره در میروم احساس گناه میکنم. ـ بعضی اوقات فراموش میکنم در موقع عصبانیت چه کار میکنم و یا چه میگویم. ـ احساس میکنم به خشم خود معتادم. حتی اگر به یکی از این پرسشها پاسخ مثبت بدهیم خشم در زندگی شما یک معضل است. در صورتی که به تعدادی از آنها جواب مثبت بدهید مشکل جدی دارید. هر چه تعداد جوابهای مثبت شما بیشتر باشد احتمال بیشتری وجود دارد که از نظر روانشناسی به خشم معتاد باشید. ▪ افزایش مشکلات خشم اعتیادآور مشکلات زیادی به وجود میآورد، سرلوحه این فهرست مشکلات مالی نظیر پرداخت جریمه به منظور جایگزینی اشیاء آسیب دیده و شکسته در طول یک دعواست. مشکلات جسمانی نظیر بیماریهای قلبی، جراحات و استخوانهای شکسته به خاطر مشتزدن به اشیاء و اشخاص، مشکلات خانوادگی، نظیر متارکه و خصومتها منجر به بروز مشکلات حقوقی نظیر بدرفتاریهای خانوادگی و قرار منع موقت میشود. مشکلات مربوط به کار و مدرسه همانند دریافت اخطار و تعلیق از کار است. مشکلات اجتماعی شامل از دست دادن دوستان و نزاع با آشنایان است. همچنین ممکن است فرد به تدریج ارزشهای خود را نیز با رنجاندن افراد مورد علاقه و برخورد ناشایست زیر پا بگذارد. بدتر از همه اینکه خشم لفظی و زبانی میتواند به خشونت فیزیکی منجر شود و با گذشت زمان این مشکلات وخیمتر میشود. یک اختلافنظر ساده میان دوستان به حالت «دیگر با او صحبت نخواهیم کرد»تبدیل خواهد شد، به داد و بیداد و هل دادن و سپس به زد و خورد مبدل میشود. مشکلات همانند برگهای درختان در روزی پاییزی جمع خواهند شد، این توده بزرگ و بزرگتر خواهد شد تا بالاخره شخص عصبی و تندخو اقرار کند که مشکل اساسی دارد. ▪ حالات افراطی بعضی از معتادان به خشم بدون حساب و کتاب از خشم خود استفاده میکنند. آنها به طور مرتب عصبانی نمیشوند اما اگر عصبانی شوند باید مراقب باشید! چون در آن صورت خشم بیحد و پایان آنها ساعتها یا روزها ممکن است طول بکشد، چرا که از نظر آنها دیگر هیچ چیز اهمیت ندارد و فقط باید آنقدر دعوا کنی تا از نفس بیفتی، آنقدر جیغ بزنی تا از صدا بیفتی! ▪ حالات تثبیت شده بعضی از معتادان به خشم ترجیح میدهند هرروز از میزان ثابتی خشم استفاده کنند، ممکن است هر روز عصبانی شوند اما نه به میزان حالت افراطی. این گروه همیشه در زندگی افرادی نقنقو، بدبین و طعنه زن هستند. اگر افراد گروه حالت قبل طوفان تندی هستند افراد تندخود در این حالت روزهای پیاپی بارانی هستند در ضمن بعضی از افراد عصبی هر دو حالت را دارند، آنها عموما خشمگین هستند. مثل افراد عصبی ثابت درعین حال بیحساب و کتاب رفتار میکنند. این گروه با بیشترین مشکلات روبهرو هستند آنها در طول زندگی روزمره خود فقط از حالت خشمگین به حالت «خروشان و غضبناک» تغییر حالت میدهند. ▪ راه نجات و رهایی آرامش، خویشتنداری و اراده برای انتخاب مسیر. اگر شما به خشم معتاد هستید حالا وقت عمل است به چه میزان باید خود را تغییر دهید؟ آیا آمادهاید تمامی گامهای لازم برای ترک این اعتیاد را بردارید؟ آیا قصد دارید رد پای هجوم خشم را از بین ببرید و وسیله بهتری جایگزین آن کنید؟
چه کسی میتواند ادعا کند که تا بهحال عصبانی نشده است؟ همه ما بعضی اوقات را به یاد میآوریم که از کوره در رفتهایم و سر عزیزترین کسانمان هم داد کشیدهایم یا حرفی زدهایم که بعدا از آن پشیمان شدهایم. روانشناسان معتقدند عصبانیت، واکنش طبیعی همه ما در مقابل مسائل ناخوشایند است. این مسائل میتواند ناشی از درگیری با همکاران در محیط کار، درگیری با مشکلات همسر و فرزندان، خانواده، دوست و آشنا و... باشد. گاهی هم میتواند به دلیل مشغول بودن ذهنمان، بدون آنکه کسی ما را آزرده باشد، اتفاق بیفتد. در همه این حالتها پس از برطرف شدن مشکل یا مشکلات، عصبانیت ما هم از بین میرود همچنین کمی مدارا و همفکری با همسرمان برای رفع عصبانیت او کافی است. اما هیچ فکر کردهاید که اگر همسری دارید که بیدلیل از کوره درمیرود، باید چه برخوردی با او داشته باشید؟ در مواردی عصبانیت به رفتار شاخصی در همسرمان تبدیل میشود و او همیشه بدون وجود مشکلی، عصبانی است. در این شرایط، هرچند نمیتوانیم او را بیمار روانی بدانیم اما بیشک او نیاز به کمک و درمان دارد چون به بیماری «عصبانیت پایدار» مبتلا است. اینجا دیگر با یک مشکل اندکی پیچیدهتر مواجهید. وقتی کسی عصبانیت یا تنش پایدار دارد که بدون هیچ علت خاصی در بیشتر اوقات عصبانی است و این عصبانیت را با ناآرامی، داد زدن، بهانهگیری، فحاشی، پرتاب کردن اشیا، خودزنی، قهر، اوقات تلخی و... نشان میدهد. در حالی که در عصبانیت عادی، علتی برای بروز عصبانیت وجود دارد اما در عصبانیت پایدار اغلب دلیلی برای عصبانیت وجود ندارد. مهمتر آنکه این رفتار تهاجمی هر لحظه، حتی در شادترین لحظههای زندگی نیز ممکن است بروز کند! ● ۲ نکته کلیدی بیتردید زندگی با فردی که دائما عصبی و پرخاشگر است، کار سادهای نیست چرا که این زندگی همواره با استرس و هیجان، کلافگی، ترس و ناامنی همراه است. غیر قابل پیشبینی بودن عصبانیت شریک زندگیمان بیش از هر چیز آزاردهنده است چون نمیدانیم که کی و کجا عصبانی خواهد شد. بنابراین برای رهایی از این اضطراب و مدارا کردن با او باید این ۲ نکته را همواره به یاد بسپاریم: شریک زندگی ما بیمار است و رفتارهای یک بیمار هیچگاه قابل پیشبینی نیست. اما برای درمان او باید سریعا اقدام کنیم. با او جر و بحث نکنیم و تحمل کنیم تا عصبانیت او فروکش کند. پرهیز از هرگونه مجادله بهویژه در جمع، بهترین راهکار است. ▪ درمان این درد اشاره کردیم که این رفتار دلیلی جز بیماری ندارد. درمان این بیماری، نیاز به کمک و مشاوره یک کارشناس دارد اما مراحل اولیه آن باید از خانه و بهخصوص از خود ما شروع شود. راههای زیر در اینباره کمک خواهد کرد. ▪ حفظ آرامش تردیدی نیست که عصبی شدن هیچ مشکلی را برطرف نخواهد کرد. آرام باشیم تا بتوانیم روند بهبودی او را تسریع کنیم. یک راه مناسب این است که هنگام عصبانیت همسرمان با فکر کردن به مسائل مختلف، حواس خود را پرت کنیم تا با او وارد بحث نشویم زیرا با آرامش بیشتر مسائل حل میشوند. ▪ مشکل طرف مقابل را درک کنیم اگر باور کنیم که همسر ما بیمار است و این رفتار او از روی لجبازی یا بیاحترامی به ما نیست، میتوانیم برای درمان، او را بهتر همراهی کنیم. ▪ گوش کنیم زمانی که همسرمان درباره مشکلش صحبت میکند، باید بهدقت به حرفهای او گوش کنیم. از میان حرفهای او میتوانیم به مشکلات، درگیریهای روحی - روانی، حساسیتها، حالتهای عصبی و زمان و نحوه بروز حملههای عصبی او پی ببریم. به این ترتیب، به او بهتر کمک خواهیم کرد. ▪ ریشهیابی کنیم روانشناسان عقیده دارند بروز این حالتهای عصبی بهدلیل پریشانیها و اضطرابهای نهفته است. بنابراین باید با گوشکردن به صحبتهای همسرمان او را در پیداکردن ریشههای این رفتار نامناسب کمک کنیم. این رفتارها میتواند نشاندهنده سپریکردن کودکی یا نوجوانی پراضطراب باشد. ▪ ترس و اضطراب را پنهان نکنیم اگر همسرمان از ترس و اضطراب ناشی از رفتارهایش با ما صحبت کرد، بدون سرزنش با او همراه شویم و درباره اضطراب خودمان هم با او حرف بزنیم. به او بگوییم که زمانی که او عصبی و پرخاشجو میشود، میترسیم. با صحبت کردن درباره احساسهای ناخوشایند مشترک، میتوان به راههای بهتری برای درمان دست یافت. ▪ مدارا کنیم همسرمان را متوجه کنیم که ما و فرزندانمان با او مدارا میکنیم. درباره تاثیر نامطلوب این رفتارها بر فرزندان و زندگی مشترکمان با او صحبت کنیم. اما این صحبتها نباید رنگ گلهگذاری بهخود بگیرد چون به نتیجه مورد نظر نمیرسیم. فقط باید از او درخواست کنیم تا در رفتارهایش تجدید نظر کند. ▪ امید بدهیم اگر میبینیم همسرمان برای بهبودی تلاش میکند، به او امید بدهیم. درباره تغییر رفتار او صحبت کنیم تا متوجه شود که تلاش او از نظر ما پنهان نمانده است. بیتردید، او تلاشاش را چند برابر خواهد کرد. امید دادن و تشویق کردن ۲ نیروی قدرتمند برای تلاش و تغییر هستند. ▪ از عبارتهای خاص استفاده کنیم به این معنی که هنگامی که همسرمان آرام است و تلاش میکند تا درباره راههای رفع مشکلش با ما صحبت کند، از برخی عبارتهای کلیدی استفاده کنیم. مثلا «تو مرا فراموش کردهای و به خودت بیش از من اهمیت میدهی» و یا «اضطراب و نگرانی مرا نمیبینی و متوجه نیستی که در جمع چقدر مضطرب هستم» یا «تو فرزندانمان را فراموش کردهای، آنها به محبت تو و آرامش نیاز دارند». این عبارتهای خاص در ذهن همسرمان نقش میبندد و هنگامی که قصد تکرار رفتارش را دارد، به یاد این صحبتها میافتد. روانشناسان اسم این عبارتها را «ضربه ذهنی» گذاشتهاند و عقیده دارند این صحبتها مثل ضربه کارسازی مانع از تکرار رفتارهای نامناسب همسرمان میشود. ▪ اعتماد به نفس داشته باشیم با وجودی که حفظ اعتماد به نفس زمانی که همسرمان در میان جمع عصبانی میشود، کار سادهای نیست اما با تسلط بر نفس میتوان شرایط را کنترل کرد. باید با آرامش خودمان، به او برای فرو خوردن خشمش کمک کنیم. ▪ برنامهریزی بلندمدت تردیدی نیست که درمان همسرمان مدتی طول میکشد. اما اگر از ابتدا زمان مشخصی را برای درمان همسرمان در نظر بگیریم و فقط به رسیدن به آن زمان فکر کنیم، تلاشمان نتیجهای نخواهد داشت. باید تا برطرفشدن مشکل، بدون کلافگی و خستگی با او همراه بشویم. فراموش نکنیم یک بیماری ریشهدار، هیچوقت بهسرعت درمان نمیشود و نیاز به گذر زمان و تلاش دارد.
طغیان خشم و غضب غیر قابل کنترل که بخش عمده آن متوجه کودکان میشود، بخشی از زندگی هر روزه بعضی از مادران است. این حالت به عنوان بیماری خشم anger illness شناخته میشود و در بیشتر مواقع با به کار بردن توصیه هایی مانند نمونه هایی که در اینجا آورده ایم، قابل کنترل است. ده توصیه دکتر ابلو برای خویشتن داری به این شرح است : ● خشم خود را خوب بشناسید تا بتوانید مهارش کنید آیا اولین نشانه عصبانی شدن شما بالا رفتن ضربان قلبتان است؟ دچار لکنت زبان میشوید؟ یا اینکه دست خود را مشت می کنید؟ درست در لحظه ای که اولین نشانه اوج گرفتن خشم ظاهر شد، هر کاری در دست دارید رها کنید و به یک جای خلوت در خانه پناه ببرید. چشمان خود را ببندید، نفسهای عمیق بکشید و ۳۰ ثانیه به خودتان فرصت آرام شدن بدهید. و در طی این ۳۰ ثانیه به خود یادآوری کنید که باید با یک بیماری - بیماری خشم - بجنگید نه با بچه هایتان. ● با به کار بردن جملاتی موثر خود را آرام کنید چند جمله درباره وضعیت خاص خود بسازید و هنگام آغاز خشم آنها را مانند وردی جادویی تکرار کنید. اینها وردهای شخصی شما هستند. جملاتی مانند : اون فقط ۶ سالشه، اون بچه است، اگر داد بزنی بعد حسابی پشیمون میشی و بهترین مادری که میتونی باش جملات خوبی هستند. گاهی خوب است که با خودتان حرف بزنید. درباره اینکه بخواهید رفتار خود را در زمان بزرگسالی فرزندانتان توجیه کنید فکر کنید واقعا خود را در حالتی تصور کنید که سالها گذشته و باید دلیل رفتارهای خشن، فریادها و کتکهایی که به بچه زده اید را به پسر یا دخترتان که حالا شخص بزرگسالی شده توضیح دهید، تنها همین تصویر میتواند موجب موفقیت شما در زمان کنترل طغیان خشمتان شود. ● اگر تمرکز خود را از دست دهید، نبرد را باخته اید فرض کنید که در یک نبرد واقعی برای حفظ حکومت خود هستید (و درواقع هستید). در این نبرد شما در مقابل غضب خود میجنگید و شما واقعا میخواهید برنده شوید. مهمتر از همه اینکه به خود یادآوری کنید که برنده شدن علاوه بر عزت نفس، احترام فرزند و همسر را برایتان به ارمغان می آورد. ● بخندید، به آنها، به خودتان و به زندگی کودکان صبر و تحمل شما را محک میزنند. آنها همه چیز را پرتاب میکنند، در خانه میدوند و مدام سوال میکنند. اگر از همان ابتدا این واقعیت را بپذیرید که نمیتوانید همواره آنها را به طور کامل کنترل کنید و گاهی هم اصلا نمیتوانید این کار انجام دهید، در زمانی که آنها چیزی را میریزند، به چیزی که نباید، دست میزنند و سوالی را برای ۵۰ همین مرتبه تکرار میکنند، خیلی عصبی نمیشوید و حتی میتوانید به شیطنت کودکتان بخندید. ● از کودکتان کمک بخواهید بگذارید گاهی هم آنها از شما مواظبت کنند. اشکالی هم ندارد. کودکان بیش از آنکه به فریاد تحکم آمیز توجه کنند، به تقاضای کمکی که صادقانه بیان شود واکنش مثبت نشان میدهند. منظور این نیست که کودک را به انجام کاری در مقابل عمل ناپسندش وادارید، بلکه منظور جلب همدلی اوست. از چنین جملاتی استفاده کنید: اگر لباساتو نپوشی نمیتونم ببرمت مدرسه و خیلی ناراحت میشم.، اگر سوار ماشین نشی دیر میرسیم و من خجالت میکشم، وقتی اتاقت رو مرتب نمیکنی فکر میکنم خستگی من خیلی برات مهم نیست. ● در آینه نگاه کنید به معنای واقعی کلمه، در زمان عصبانیت خودتان را در آینه نگاه کنید. تصویر زیبایی نخواهد بود. از طرفی عصبانی ماندن در زمانی که به چهره خودتان خیره شده اید کار آسانی نیست. ● آب سرد را فراموش نکنید آب سرد آتش خشم را هم خاموش میکند. هنگامی که دیدید اوضاع به سمت خطرناک شدن پیش میرود، صورت خود را با آب سرد بشویید. ● تنفس عمیق نفس عمیق بکشید - دم و بازدم - این کار موجب میشود که کنترل اعصاب خود را هم در دست بگیرید. تنفس عمیق برای بچه هایی که گریه میکنند هم بسیار مفید است و به آنها کمک میکند تا زودتر به حالت عادی برگردند. ● با کسی حرف بزنید خشم خود را بر سر فرزندتان خالی نکنید، گوشی تلفن را بردارید و به یک دوست خوب یا همسرتان زنگ بزنید. داد و فریاد نکنید، بلکه بگویید که صبرتان تمام شده و به دلجویی و جمله ای تسکین دهنده نیاز دارید. احتمال اینکه یک جوک بانمک یا چند جمله دوستانه بشنوید و حالتان بهتر شود بسیار زیاد است.
روزنامهها گاهی به اتفاقات مرگباری اشاره میکنند که بر اثر خشمی آنی ایجاد شدهاند. تا به حال چند بار در حالی که رگهای گردنتان از شدت عصبانیت بیرون زده بوده کاری انجام دادهاید و بعدا از انجامش به شدت پشیمان شدهاید؟ چرا عصبانی میشویم؟ و چقدر میتوانیم خشم خود را کنترل کنیم؟ اینها سوالهایی است که ممکن است گاهی از خود پرسیده باشید. بهتر است کمی هم بدون هیچ عصبانیتی به خشم فکر کنیم و آن را بشناسیم. خشم یکی از هیجانهای پیچیده انسان است. خشم واکنشی متداول نسبت به ناکامی و بدرفتاری است. همه ما در طول زندگی با موقعیتهای خشمبرانگیز روبهرو شدهایم. اشکال خشم این است که اگر چه بخشی از زندگی است ولی ما را از رسیدن به اهدافمان باز میدارد. ارایه تعریفی واضح و مشخص از خشم بسیار دشوار است، زیرا افراد از نظر زمان و علت خشم و شیوه واکنش به آن کاملا متفاوت هستند. هیجانهایی که اغلب با خشم همراه هستند، عبارتند از: عصبانیت، خشونت، خصومت، کینهتوزی، غضب، تنفر، تحریک، حساسیت، تحقیر و رنجش. چون تعاریف و تجربیات ما از این احساسات متفاوت است، توصیف دقیق آنها غیرممکن است. ● چرا افراد خشمگین میشوند؟ تصور اینکه فرد در معرض تهدید، خسارت، آسیب، از دست رفتن شخصیت، عزت نفس، سلامتی و غرور است میتواند فرد را خشمگین کند. همچنین انتظارات نا به جا از دیگران، ناکامیها و پایمال شدن حقوق دلیلی برای خشمگین شدن است. همه افراد به یک اندازه در معرض خشم نیستند. در هنگام خستگی، بیماری و درد، آستانه ظهور خشم کاهش مییابد. همچنین، افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند؛ تحملشان نسبت به ناکامیها اندک است؛ از مورد انتقاد واقع شدن هراس دارند و همچنین کسانی که تصور میکنند باید همیشه با صلابت، شجاع، قدرتمند وقوی به نظر برسند بیش از سایرین خشم را تجربه میکنند. ● عوارض جسمی خشم اتفاقاتی که متعاقب خشمگین شدن در بدن ایجاد میشوند عبارتند از : تنفس سریع، متوقف شدن سیستم گوارش که یکی از بدترین پیامدهای خشم است، آزاد شدن ذخایر گلوکز از کبد، ترشح کورتیزول و سرکوب سیستم ایمنی، افزایش هورمون تستوسترون در مردان، تسریع و تشدید حرکات و گفتار، سفت شدن عضلات، گشاد شدن چشمها، سرخ شدن چهره و انتقال جریان خون از پوست، کبد، معده و روده به سمت قلب، سیستم عصبی مرکزی و عضلات. افرادی که سریع کنترل خود را از دست داده و خشمگین میشوند در درازمدت دچار مشکلاتی از قبیل اختلالات پوستی، قلبیعروقی، گوارشی، نارسایی سیستم عصبی، تشدید علایم بیماری موجود در بدن، آرتروز و سکته قلبی میشوند. پس باید بتوانند خشم خود را کنترل و مدیریت کنند. ● راههای کنترل خشم برای مدیریت خشم نکته مهم شناخت این مساله است که چه وقت خشم برای شما مشکل ایجاد میکند و زندگی شما را به طور جدی به خطر میاندازد و در مواقع روبهرو شدن با آن، چگونه میتوان با آن مقابله کرد. برای این کار به راه حل دو مرحلهای ما توجه کنید: ▪ اول: بررسی منطقی بودن علل خشم: یک نقطه خوب برای آموختن شیوه مقابله با خشم تجزیه و تحلیل ارزیابیهای اولیه است. وقتی ارزیابی اولیه از رویدادی ناخوشایند و مشکلساز به عمل میآورید، باید معین کنید آیا مساله ارزش ناراحت شدن را دارد یا نه؟ اینجاست که میتوانید از مهارتهای تفکر منطقی خود، بهرهمند شوید. همه ما خواستهها و تقاضاهای غیرمنطقی از زندگی داریم و انتظار داریم که دیگران همیشه با ما خوب رفتار کنند، چون در غیر این صورت خشمگین میشویم. پس، شما باید خواستههای غیرمنطقی خود را بشناسید و آنها را به خواستههای واقعبینانهتر تبدیل کنید تا با دلایل غیرمنطقی خشمگین نشوید. ▪ دوم: استفاده از روش خود آرامسازی برای حفظ کنترل خود در مواردی که مورد بیحرمتی قرار گرفتهاید: وقتی عصبانی هستید استفاده از مهارت خود آرامسازی بسیار مفید و اثربخش است. برای این کار در حالت راحتی دراز بکشید یا بنشینید. چند نفس عمیق و آرام بکشید. طوری که پر شدن ریههایتان از اکسیژن را احساس کنید. آرام و آهسته نفس بکشید (نفسهای عمیق و آرام). به خودتان بگویید: «نفس عمیق بکش... نگهدار... بیرون بده» تمام افکار و نگرانیهای خود را از ذهنتان خارج کنید. فقط نفس آرام بکشید و همانطور که به نفسهای عمیق و آرام خود ادامه میدهید، به پاهایتان توجه کنید. عضلات پاهایتان را یا با هم یا یکییکی سفت کنید. آنها را چند ثانیه به این حالت نگه دارید و سپس رها کنید. وقتی عضلات پاها شل میشوند، خون به راحتی در آنها جریان مییابد، به همین دلیل در پاهایتان احساس گرمی میکنید. سپس روی بازوها و دستهایتان تمرکز کنید. دستهایتان را با هم یا یکییکی سفت کنید. همین کار را با بازوهای خود انجام دهید. بعد از اینکه چند بار بازوها و دستهای خود را سفت و شل کردید، همه تنیدگی آنها را خارج کنید. یعنی آنها را به حالت شل رها کنید. حال برگردن و شانههایتان تمرکز کنید. شانههای خود را بالا بکشید و عضلات گردن و شانه را سفت کنید. اگر برای مدتی در این حالت بمانید، عضلات گردنتان سفت میشود و پشتتان درد میگیرد. این کار را چند بار تکرار کنید. با شل کردن عضلات شانه و گردن متوجه تفاوت بین عضلات شل و تنیده میشوید. یادگیری طرز تشخیص تنیدگی، مهارت باارزشی است زیرا با این عمل میتوانید متوجه شوید که چه وقت تمرین آرامسازی روی شما اثر میگذارد. به نفس عمیق و آرام ادامه دهید. حال به عضلات چهره تان تمرکز کنید. عضلات چانهتان را سفت کنید. احتمالا از اینکه میبینید چقدر این عضلات سفت هستند، تعجب خواهید کرد. چشمهایتان را محکم ببندید و به شدت اخم کنید. حال عضلات چهرهتان را کاملا شل کنید. جریان خون را وقتی چهرهتان شروع به گرم شدن و راحت شدن میکند، احساس میکند. به نفس کشیدن آرام و عمیق ادامه دهید، در این حالت همه قسمتهای بدنتان در حالت آرامش و راحتی قرار میگیرند. بنابراین، خود آرامسازی مهارتی است که میتوانید با استفاده از آن، کارهای خوبی برای خودتان انجام دهید. این فرصتی است تا شما از ناملایمات زندگی روزمره فرار کنید؛ زمانی است تا در درونتان، آرامش را بیابید و به بدنتان اجازه دهید تا کار خارقالعاده خود را انجام دهد.
روش ابراز خشم بلکه شما باید با شناختن سه روش اصلی مهار خشم، کنترل زندگی خود را به دست بگیرید... آیا شما میدانید که شیوه ابراز خشمتان چیست؟ اگر نمیدانید، ممکن است دلیل مشکلاتی که در خانه، محل کار یا زندگی اجتماعی دارید، همین باشد. نگذارید خشم، کنترل شما را به دست بگیرد، بلکه شما باید با شناختن سه روش اصلی مهار خشم، کنترل زندگی خود را به دست بگیرید. این سه شیوه عبارتند از: فرو نشاندن ، بیرون ریختن و منفجر شدن و کنترل یا مهار کردن خشم. ● انواع خشم؟ هرچند اکثر مردم در زندگی روزمره ممکن است از همه این روشها استفاده کرده باشند، اما معمولا هر شخص یک شیوه را نسبت به دو شیوه دیگر بیشتر مورد استفاده قرار میدهد. این سه شیوه، مولود شرایط خارجی و محیطی و همچنین رفتارهای ژنتیکی هستند. هر خلق و خوی خاص، یک یا دو نوع از این روشها را بیشتر مورد استفاده قرار میدهد و فرهنگ، خانواده و اجتماع نیز نقش مهمی در این موضوع ایفا میکنند. اما مهمترین عامل در تعیین کردن روشی که هر فرد در برخورد با نزدیکترین کسان خود، مانند خانواده، به کار میبرد، آموختن است. ▪ روشهای اکتسابی تمام روشهای ابراز خشم، روشهای اکتسابی هستند و ما آنها را از دیگران می آموزیم. در نتیجه، هر نوع ابراز خشم میتواند با روش دیگر جایگزین شود یا فراموش شود. به این معنا که شخص میتواند روش خاص ابراز عصبانیت خود را تغییر داده، آنرا کنترل و هدایت کند. ▪ فرو نشاندن روش فرو نشاندن خشم، در اشخاصی وجود دارد که خشم را به طور کل چیزی ناپسند دانسته و سرکوب کردن آنرا کاری شایسته میدانند. اما خشم، احساسی خدا داده و طبیعی است که نمیتواند سرکوب شده یا از بین برود. در نتیجه، کسانی که خشم خود را مدام سرکوب میکنند، با گذشتن از مرز تحمل خود، در ناچیزترین و کوچکترین موقعیت عصبی ممکن، منفجر میشوند. افرادی که از این روش پیروی میکنند عادت کرده اند که احساس و ابراز خشم را نادیده بگیرند. آنها مدام نگران این هستند که در صورت عصبانیت، دیگران درباره شان چه فکر خواهند کرد. مهمترین دل مشغولی آنها این است که سعی میکنند در تمام احوال موافق دل دیگران عمل کنند و همه آنها را به دید مثبت بنگرند. ممکن است آنها سرکوب کردن خشم را به خاطر ترس از انتقام طرف مقابل به کار برند یا اینکه قسم خورده باشند مانند والدین غضبناک خود رفتار نکنند. ▪ بیرون ریختن و منفجر شدن این روش درست نقطه مقابل شیوه قبلی است. چنین شخصی، برخلاف فرد سرکوب کننده، خشم خود را آزادانه و بدون کنترل ابراز میکند. آنها هیچ چیزی را در دل نگه نمیدارند و تحت تاثیر شدت موقعیت، بی رحمانه بر همه میتازند. هر کسی میتواند هدف حملات لفظی یا جسمی آنها باشد. آنها غالبا احساسات خود را "سیل آسا" توصیف میکنند و میگویند که چنان تحت تاثیر احساسات قرار میگیرند که نمیدانند در آن لحظه چه میکنند. آنها معمولا به خاطر شیوه ابراز خشم خود دچار پشیمانی و احساس گناه میشوند و گاهی قول میدهند که رفتار خود را تغییر دهند. این دسته از افراد آموخته اند که ابراز خشم روشی سریع و مطمئن برایرسیدن به خواسته ها و کنترل دیگران است. کودکان در سن کم می آموزند که کج خلقی و رفتاری توام با گریه و جیغ و فریاد میتواند یک شکلات، اسباب بازی یا عملی شدن خواسته آنها را به دنبال داشته باشد و بزرگسالان نیز متوجه میشوند که عصبانیت میتواند موجب شود کودکان به حرفشان گوش دهند، هر چند که عمر این حرف شنوی ممکن است بسیار کوتاه باشد. آنچه در کانون افکار این اشخاص وجود دارد، نیاز به قدرت و کنترل داشتن بر دیگران است. آنها بر خلاف ظاهرشان معمولا دارای حس نا امنی و عدم قدرت هستند و غیر از مواقهع ابراز خشم، خود را قوی نمیدانند. آنها از وابستگی رنج میبرند و هنگامی که دیگران ترکشان میکنند دچار انزوا و تنهایی شده و بیش از پیش به خشم فزاینده و انفجاری مبتلا میشوند. ▪ کنترل یا مهار کردن آخرین روش، کنترل یا مهار خشم است. شخصی که چنین روشی در ابراز خشم دارد، از میزان خشم خود آگاه است و آنرا در راهی سازنده ابراز میکند. او به جای سرکوب کردن یا منفجر شدن از غضب، به احساس خود واقف است و انرژی حاصل از آنرا در راهی صرف میکند که منجر به یک تغییر در موقعیت یا رابطه آنها شود. برای مثال، یکی از والدین مکن است اعلام کند: "من از اینکه تو اسباب بازیهایت را جمع نکرده ای عصبانی هستم" شخصی که خشم خود را کنترل میکند، گفتگو را طوری پیش میبرد که سازنده باشد و به جای اینکه بگوید چه چیزی نمیخواهد، به بیان واضح خواسته خود میپردازد. او ممکن است به فرزندش بگوید:" من میخواهم که تمام اسباب بازیهایت را جمع کنی، در غیر اینصورت مجبور میشوم مدتی آنها را کنار بگذارم." در این روش، والد، فرزند خود را به خاطر اجرای خواسته خود خجالت نمیدهد و او را مقصر جلوه نمیدهد. روش اول ممکن است در کوتاه مدت مفید باشد، اما همکاری کودک را در دراز مدت تضمین نمیکند و علاوه بر آن موجب بروز رنجش و کینه توزی خواهد شد. ▪ باورهای غلط در ابراز خشم کسی که میتواند خشم خود را کنترل کند، میداند که جملاتی نظیر: "خشم و غضب نادرست و مذموم هستند" و یا " اگر داد بزنی خشمت به پایان میرسد" واقعیت ندارند و مهمتر از همه اینکه، چنین افرادی افکار غیر منطقی و بی معنایی که میتوانند موجب خشمشان شوند را تشخیص میدهند، با آنها مبارزه کرده و از ذهن خود خارج میکنند. آنها به خوبی متوجه هستند که چه چیزی خونشان را به جوش می آورد و با تمرین و ممارست توانسته اند در چنین برخوردهایی بهترین تصمیم را اتخاذ کنند.
۱) خود را دوست داشته باشید تا هرگز گرفتار خشم های مخرب نشوید. ۲) خود را از شر توقعاتی که از دیگران دارید نجات دهید. ۳) رفتارهای خشم برانگیز را بررسی کنید و راهی صحیح برای ابراز احساسات خود بیابید. ۴) در هنگام عصبانیت سعی کنید پیش کسی بروید که برای او احترام خاصی قائل هستید و او را دوست دارید. ۵) لحظات عصبانیت خود را با قید زمان و مکان و واقعه ای که باعث عصبانیت شما شده یادداشت کنید. ۶) از شخصی که دوستش دارید بخواهید تا هنگام عصبانیت، به شما با گفتار یا اشاره ای توافق شده، هشدار دهد. ۷) پس از بروز خشم اعلا م کنید که خطا کرده اید. ۸) یاد بگیرید که اگر چیزی را دوست ندارید اما از آن عصبانی هم نشوید. ۹) یاد بگیرید که هرکس حق دارد چیزی باشد که خودش انتخاب کرده. ۱۰) ادای عصبانیت را درآورید. ۱۱) عصبانیت خود را به تعویق اندازید. ۱۲) در لحظه خشم، از افکار خود آگاهی پیدا کنید. ۱۳) شوخ طبعی را در خود پرورش دهید. ۱۴) زمان حال خود را با خشم و عصبانیت به هدر ندهید. ۱۵) زندگی را سخت نگیرید. ۱۶) خود را ارزشمند بدانید و اجازه ندهید دیگران اختیار شما را در دست بگیرند. ۱۷) یاد بگیرید تا اعمال و عقاید دیگران شما را پریشان و آشفته نسازد. ۱۸) به خاطر داشته باشید که دیگران حق دارند با آن چه دلخواه شماست همراه نباشند. ۱۹) به یاد داشته باشید که دیگران نمی توانند همیشه به میل شما رفتار کنند. ۲۰) اگر فکر می کنید که با بلندتر کردن صدایتان طرف مقابل ساکت می شود بیاموزید تا احساس خود را به او نشان دهید، اما کاری نکنید که عصبانی شود. ۲۱) یاد بگیرید که در برابر یاس و ناکامی به شکل تازه ای از خود واکنش نشان دهید. ۲۲) خشم خود را به نحوی که آثار مخرب نداشته باشد، ابراز کنید. ۲۳) بیاموزید که دنیا هرگز آن طور که شما می خواهید، نخواهد بود.
۱ ) خود را دوست داشته باشید تا هرگز گرفتار خشمهای مخرب نشوید. ۲ ) خود را از شر توقعاتی که از دیگران دارید نجات دهید. ۳ ) رفتارهای خشم برانگیز را بررسی کنید و راهی صحیح برای ابراز احساسات خود بیابید. ۴ ) در هنگام عصبانیت سعی کنید پیش کسی بروید که برای او احترام خاصی قائل هستید و او را دوست دارید. ۵) لحظات عصبانیت خود را با قید زمان و مکان و واقعهای که باعث عصبانیت شما شده یادداشت کنید. ۶ ) از شخصی که دوستش دارید بخواهید تا هنگام عصبانیت، به شما با گفتار یا اشارههای توافق شده، هشدار دهد. ۷ ) خشم خود را به نحوی که آثار مخرب نداشته باشد، ابراز کنید. ۸ ) یاد بگیرید که اگر چیزی را دوست ندارید از آن عصبانی هم نشوید. ۹ ) یاد بگیرید که هر کس حق دارد چیزی باشد که خودش انتخاب کرده. ۱۰) ادای عصبانیت را در آورید. ۱۱) عصبانیت خود را به تعویق اندازید. ۱۲) در لحظه خشم، از افکار خود آگاهی پیدا کنید. ۱۳) شوخ طبعی را در خود پرورش دهید. ۱۴) زمان حال خود را با خشم و عصبانیت به هدر ندهید. ۱۵) زندگی را سخت نگیرید. ۱۶) خود را ارزشمند بدانید و اجازه ندهید دیگران اختیار شما را در دست بگیرند. ۱۷) یاد بگیرید تا اعمال و عقاید دیگران شما را پریشان و آشفته نسازد. ۱۸) به خاطر داشته باشید که دیگران حق دارند با آنچه دلخواه شماست همراه نباشند. ۱۹) به یاد داشته باشید که دیگران نمیتوانند همیشه به میل شما رفتار کنند. ۲۰) اگر فکر میکنید که با بلندتر کردن صدایتان طرف مقابل ساکت میشود. بیاموزید تا احساس خود را به او نشان دهید، اما کاری نکنید که عصبانی شود. ۲۱) یاد بگیرید که در برابر یأس و ناکامی به شکل تازهای از خود واکنش نشان دهید. ۲۲ )بیاموزید که دنیا هرگز آن طور که شما میخواهید، نخواهد بود. ۲۳) آن هنگام که سنگی به سویت پرتاب می کنند، دریا باش که مانند برکه ای متلاطم نشوی.
● مواجهه با خشم خشم یک وسیله است. پاسخ احساسی و عاطفی به نشانههایی است که هر زمان اتفاقات برخلاف تصورات و خواست ما پیش میرود، رخ میدهد . این حس میتواند در مواجهه با خطرات زندگی، شما را هدایت و حمایت کند. پس خشم، یک احساس خوب و مفید محسوب میشود. خشونت و خشم یکی نیستند و هیچگاه در یک سطح قرار نمیگیرند. آخرین باری را که دعوا کردید یادتان هست؟ به خاطر بیاورید حرفهای دیگران را که میگفتند: «تو به حرف هیچکس گوش نمیدی. فکر نمیکنی شاید حق با اونا باشه؟» توجه نمیکردید. میخواستید تنبیهشان کنید و هیچ توجهی به حرفهای دوستانتان نمیکردید. یادتان باشد که همه ی ما حق داریم احساسمان را بیان کنیم. همگی نیاز داریم به حرفهایمان گوش داده شود، احساساتمان شناخته شود و درک شویم. ولی اگر داد و فریاد راه بیندازیم چه شانسی داریم که همه چیز حل شود؟ به خودتان یادآور شوید که خشم هم احساسی مثل بقیه ی احساسات است، مثل ترس، عشق، شوق و اندوه. اما باید بیاموزید که ابراز و اظهار خشمتان چقدر میتواند مخرب و مضر باشد. با یادگیری چگونگی کنترل خشمتان، نه تنها خوشقلب و دوستداشتنی میمانید، بلکه به دیگران هم میآموزید که خشمشان را کنترل و مدیریت کنند. همین حالا امتحان کنید. به آخرین کسی که از دستش عصبانی شدید فکر کنید. چند لحظه با خود بیندیشید که چه چیزی شما را تا این حد دیوانه کرد. حالا خودتان را به جای او بگذارید. چیزهایی که گفت و یا کارهایی که انجام داد تا این دعوا آغاز شود را بررسی کنید. اکنون خود را در آن موقعیت تصور کنید. اما این بار با خود فکر کنید که چه حرف زده شده یا کار انجام داده شدهای باعث این حس خشم شد: عصبانی بودن، بدون خجالت، بدون قضاوت. هیچکس نمیتواند شما را عصبانی کند. این پاسخ احساسی و عاطفی شماست و شما میتوانید بیاموزید و یاد بگیرید که در آینده چطور در این موقعیتها واکنش نشان دهید. آیا بهتر نیست که بسیار آرام بگویید که عصبانی هستید؟ بهطور مسلم شما نیرو و توانایی درونیای دارید که در آینده شما را همراهی میکند. بالاخره آن را خواهید دید. باور داشته باشید که میتوانید .
این نوشته ترجمه ای است از توصیه های آقای دکتر کیت ابلو (Keith Ablow) به مادران طغیان خشم و غضب غیر قابل کنترل که بخش عمده آن متوجه کودکان میشود، بخشی از زندگی هر روزه بعضی از مادران است. این حالت به عنوان "بیماری خشم" anger illness شناخته میشود و در بیشتر مواقع با به کار بردن توصیه هایی مانند نمونه هایی که در اینجا آورده ایم، قابل کنترل است. ده توصیه دکتر ابلو برای خویشتن داری به این شرح است : ● خشم خود را خوب بشناسید تا بتوانید مهارش کنید آیا اولین نشانه عصبانی شدن شما بالا رفتن ضربان قلبتان است؟ دچار لکنت زبان میشوید؟ یا اینکه دست خود را مشت می کنید؟ درست در لحظه ای که اولین نشانه اوج گرفتن خشم ظاهر شد، هر کاری در دست دارید رها کنید و به یک جای خلوت در خانه پناه ببرید. چشمان خود را ببندید، نفسهای عمیق بکشید و ۳۰ ثانیه به خودتان فرصت آرام شدن بدهید. و در طی این ۳۰ ثانیه به خود یادآوری کنید که باید با یک بیماری - بیماری خشم - بجنگید نه با بچه هایتان. ● با به کار بردن جملاتی موثر خود را آرام کنید چند جمله درباره وضعیت خاص خود بسازید و هنگام آغاز خشم آنها را مانند وردی جادویی تکرار کنید. اینها وردهای شخصی شما هستند. جملاتی مانند : "اون فقط ۶ سالشه"، "اون بچه است"، "اگر داد بزنی بعد حسابی پشیمون میشی" و "بهترین مادری که میتونی باش" جملات خوبی هستند. گاهی خوب است که با خودتان حرف بزنید. درباره اینکه بخواهید رفتار خود را در زمان بزرگسالی فرزندانتان توجیه کنید فکر کنید واقعا خود را در حالتی تصور کنید که سالها گذشته و باید دلیل رفتارهای خشن، فریادها و کتکهایی که به بچه زده اید را به پسر یا دخترتان که حالا شخص بزرگسالی شده توضیح دهید، تنها همین تصویر میتواند موجب موفقیت شما در زمان کنترل طغیان خشمتان شود. ● اگر تمرکز خود را از دست دهید، نبرد را باخته اید فرض کنید که در یک نبرد واقعی برای حفظ حکومت خود هستید (و درواقع هستید). در این نبرد شما در مقابل غضب خود میجنگید و شما واقعا میخواهید برنده شوید. مهمتر از همه اینکه به خود یادآوری کنید که برنده شدن علاوه بر عزت نفس، احترام فرزند و همسر را برایتان به ارمغان می آورد. ● بخندید، به آنها، به خودتان و به زندگی کودکان صبر و تحمل شما را محک میزنند. آنها همه چیز را پرتاب میکنند، در خانه میدوند و مدام سوال میکنند. اگر از همان ابتدا این واقعیت را بپذیرید که نمیتوانید همواره آنها را به طور کامل کنترل کنید و گاهی هم اصلا نمیتوانید این کار انجام دهید، در زمانی که آنها چیزی را میریزند، به چیزی که نباید، دست میزنند و سوالی را برای ۵۰ همین مرتبه تکرار میکنند، خیلی عصبی نمیشوید و حتی میتوانید به شیطنت کودکتان بخندید. ● از کودکتان کمک بخواهید بگذارید گاهی هم آنها از شما مواظبت کنند. اشکالی هم ندارد. کودکان بیش از آنکه به فریاد تحکم آمیز توجه کنند، به تقاضای کمکی که صادقانه بیان شود واکنش مثبت نشان میدهند. منظور این نیست که کودک را به انجام کاری در مقابل عمل ناپسندش وادارید، بلکه منظور جلب همدلی اوست. از چنین جملاتی استفاده کنید: " اگر لباساتو نپوشی نمیتونم ببرمت مدرسه و خیلی ناراحت میشم."، "اگر سوار ماشین نشی دیر میرسیم و من خجالت میکشم"، "وقتی اتاقت رو مرتب نمیکنی فکر میکنم خستگی من خیلی برات مهم نیست." ● در آینه نگاه کنید به معنای واقعی کلمه، در زمان عصبانیت خودتان را در آینه نگاه کنید. تصویر زیبایی نخواهد بود. از طرفی عصبانی ماندن در زمانی که به چهره خودتان خیره شده اید کار آسانی نیست. ● آب سرد را فراموش نکنید آب سرد آتش خشم را هم خاموش میکند. هنگامی که دیدید اوضاع به سمت خطرناک شدن پیش میرود، صورت خود را با آب سرد بشویید. ● تنفس عمیق نفس عمیق بکشید - دم و بازدم - این کار موجب میشود که کنترل اعصاب خود را هم در دست بگیرید. تنفس عمیق برای بچه هایی که گریه میکنند هم بسیار مفید است و به آنها کمک میکند تا زودتر به حالت عادی برگردند. ● با کسی حرف بزنید خشم خود را بر سر فرزندتان خالی نکنید، گوشی تلفن را بردارید و به یک دوست خوب یا همسرتان زنگ بزنید. داد و فریاد نکنید، بلکه بگویید که صبرتان تمام شده و به دلجویی و جمله ای تسکین دهنده نیاز دارید. احتمال اینکه یک جوک بانمک یا چند جمله دوستانه بشنوید و حالتان بهتر شود بسیار زیاد است.
اعتیاد به بازی های رایانه ای بخصوص بازی هایی که خشونت آمیز است، منجر به بروز مشکلات عصبی در نوجوانان می شود. اعتیاد به استفاده بیش از حد از بازی های رایانه ای در بسیاری از کشورهای دنیا از جمله ایران، در بین کودکان و نوجوان شیوع پیدا کرده و این در حالی است که اغلب والدین به هشدارهای روان شناسان در ارتباط با استفاده بیش از حد از این بازی ها توجه نمی کنند. اما در جامعه کنونی به دلیل نبود فرهنگ لازم، عوارض ناشی از استفاده بازی های رایانه ای و اینترنت تخریبی است و والدین باید در انتخاب نوع بازی های رایانه ای و همچنین فعالیت های اینترنتی فرزندان کنترل لازم را داشته باشند وهمان طور که می دانید بازی های آموزشی و خلاق کمتر تولید و وارد کشور می شود و این در حالی است که بیشتر بازی های پرخاشگرانه وارد بازار کشور می شود. کودکان و نوجوانانی که در مدت زمان های طولانی مشغول بازی های پرخاشگرانه می شوند پس از مدت زمانی دچار نارحتی های روحی و عصبی شده و سعی می کنند اعمالی شبیه رفتارهای مشاهده شده در بازی های رایانه ای داشته باشند. اغلب بازی های رایانه ای موجود خشونت آمیز است و استفاده بیش از حد آن باعث بروز رفتارهای خشن در قشر جوان می شود، بنابراین والدین باید تا حد امکان از استفاده بیش از حد فرزندان خود از این بازی ها ممانعت کنند. گرچه استفاده بیش از حد از بازی های رایانه ای بخصوص بازی های خشونت آمیز برای کودکان و نوجوانان مخرب است اما برخی بازی ها منجر به رشد خلاقیت فکری کودکان نیز می شود و استفاده آنان برای کودکان و نوجوانان بلامانع است.