افسردگی نوجوانان را با نشانههای بلوغ اشتباه نگیرید، روانپزشكان به پدر و مادرهای جوان هشدار میدهند. پزشكان دانشگاه آكسفورد به تازگی دریافتهاند پسرانی كه پدرانشان افسرده هستند، دو برابر بیش از دختران دارای پدر افسرده، دچار اختلالات رفتاری و احساسی در دوران پیش از مدرسه می شوند. محققان میگویند افسردگی مادر در زمان كودكی فرزندش، روی رفتارهای اجتماعی زمان بزرگسالی وی تاثیر دارد اما در مورد پدران، نتایج تغییر روحیه آنها به سرعت روی كودكان مشخص میشود و رشد روانی آنها را دچار اختلال میكند. به همین جهت، این محققان به تمام والدین جوان توصیه میكنند كه: در صورتی كه برای بار اول، صاحب فرزند میشوید، حتما از مشاوران خانواده جهت تثبیت روحی خود كمك بخواهید. دكتر مهدی تهرانی دوست، روانپزشك كودكان و رئیس بیمارستان روزبه نیز، در خصوص افسردگی كودكان و نوجوانان میگوید: افسردگی در سنین پایین، علائم افسردگی در بزرگسالان را ندارد و به همین دلیل است كه توجه كمتری به آن میشود. در واقع، شناخت این بیماری در كودكان، آسان نیست. یك بالغ افسرده، افسردگی و غمگینیاش را نشان میدهد اما در یك كودك افسرده، تظاهر افسردگی ممكن است به صورت عصبانیت، تحریكپذیری و گاهی پرخاشگری باشد. به همین دلیل، گاهی شناسایی نمیشود و یا با علائم دوره بلوغ اشتباه گرفته میشود. در كنار آن، علائم دیگری از قبیل تغییر در ارتباطات اجتماعی كودك و نوجوان پیش میآید بدین معنا كه، نوجوان بیشتر گوشهگیر است و ارتباطش با افراد خانواده و دوستان كم میشود و یا این كه دچار افت تحصیلی میشود. تغییرات در خواب هم از جمله مشكلات كودك و نوجوان افسرده است بدین معنا كه در بزرگسالان مشكل كمخوابی و در كودكان و نوجوانان مشكل پرخوابی ایجاد میشود. كودكان افسرده به بیدار بودن رغبتی نشان نمیدهند و تا نیمههای روز در خواب هستند. دكتر تهرانی دوست معتقد است: <نوجوانان افسرده، خانواده را تحمل نمیكنند و ممكن است رفتارهای خلاف اجتماعی و خلاف شا‡ن خانواده انجام دهند. سوءمصرف مواد، درگیریهای قانونی، رفتارهای مهار گسیخته جنسی، فرار از خانه و كشیدن سیگار در سنین پایین از جمله كارهائی است كه ممكن است نوجوان افسرده انجام بدهد.> او ادامه میدهد كه: به تازگی در كودكان ۱۰ تا ۱۵ سال، مشكل اختلال خُلقی دو قطبی تشخیص داده شده است، بدین صورت كه كودك ممكن است گاهی بیش از حد شاد و گاهی بیش از حد غمگین باشد. این بیماری از اختلالهای نسبتاً شایع در سن نوجوانی و پیش از نوجوانی است. در این بیماری حتی ممكن است كه شادی و افسردگی مخلوط با هم باشد و باعث شود كه تشخیص با مشكل روبرو شود. این بیماری در ابتدا ممكن است با افسردگی شروع شود و بعد به صورت اختلال دو قطبی خود را نشان دهد. تحریكپذیری فرد در اختلال دو قطبی بسیار بیشتر از حالت افسردگی ساده است و پرخاشگریهایش نیز شدیدتر است. در اختلال دو قطبی ممكن است كودك در خانه بسیار غمگین و افسرده باشد اما در بیرون از خانه بسیار شاد نشان دهد. هنگامی كه پرخاشگری زیاد و خُلق متغیر در كودك وجود داشته باشد باید احتمال بروز اختلال دو قطبی را در كودك بدهیم. دكتر تهرانی دوست به خانوادهها هشدار میدهد كه مبادا این تغییرات خُلقی را با تغییرات طبیعی دوران بلوغ اشتباه بگیرند. او در خصوص نقش خانوادهها در درمان این بیماری میگوید: باید به خانوادهها آموزش داد تا با این كودكان چگونه رفتار كنند تا استرس كمتری به آنها وارد شود.
معمولاً نوجوانان در دوران بلوغ علاوه برتغییرات جسمی، دچار تغییرات روحی نیز میشوند که شناخت این علائم برای والدین و مربیان آموزشی در برخورد صحیح و منطقی با جوانان و داشتن رفتار مناسب و درک آنها بسیار اهمیت دارد. ویژگیهای روانی بلوغ معمولاً عبارتند از: تمایل به گوشهگیری، حساس شدن، بیقراری، نداشتن حس امنیت، درگیریهای کوچک در خانواده و معمولاً مقاومت در برابر نصیحتهای والدین، پرخاشگری، تمایل شدید به ارتباط نزدیک با دوستان، حساسیت به آراستگی و وضع ظاهری خود، کنجکاوی نسبت به جنس مخالف، ناآرامی و احساس استرس زیاد، حساس شدن نسبت به برخوردهای بزرگسالان، کنجکاو شدن در مورد مسائل جنسی، تمایل به پیدا کردن یک دوست در جنس مخالف، احساس ترس از آینده و اشتغال در سنین ۱۸ ـ ۱۹ سال و مشکلاتی از قبیل اینها که معمولاً در نوجوانان و جوانان دیده میشود. در این سنین والدین و استادان رهنما باید حداکثر تلاش خود را برای آرام نگهداشتن و همکاری با آنها برای گذراندن این مرحله بسیار حساس و مهم زندگی بکنند تا جوانان بتوانند این مرحله را بدون مشکل یا مشکلات کمتر سپری کنند. یکی از خطرات بسیار مهم در این سنین روی آوردن نوجوانان به مواد مخدر و مواد الکلی است که معمولاً از طریق دوستان ناباب رخ میدهد و در صورت عدم توجه لازم والدین به فرزندان آنها را آلوده میکند که به مرور زمان مشکلات جبرانناپذیری را به بار میآورد که یکی از خطرناکترین آنها بیماری ایدز است. نبود توجه لازم والدین گاهی اوقات باعث بیبندوباری در جوانان نیز میشود که آنها را به سوی جادههای سیاه زندگی میکشاند و موجب میشود با یک لغزش تمام آینده خود را خراب کنند. معمولاً این بیبندوباریها در آنها سریع رشد میکند و مشکلات بیشتری را برای آنها پیش میآورد. جوانان در این سنین باید بکوشند تا بتوانند راه صحیح زندگی و مسیر آینده خود را با مشورت و اندیشیدن پیدا کنند و همچنین والدین باید تمام تلاش خود را برای کمک کردن به فرزندان خود و پیدا کردن راه و رسم صحیح زندگی به کار گیرند.
بلوغ پدیدهای گسترده و همه جانبه شامل تغییرات جسمی و روانی است که در مرحله انتقال از کودکی به بزرگسالی (یعنی دوره نوجوانی) رخ میدهد. بلوغ حدوداً ۷ سال طول میکشد (۱۲ـ۱۱ سالگی تا ۱۹ـ۱۸ سالگی). دخترها به طور کلی بلوغ را راحتتر و بهتـر از پسرها طـی میکنند. همه ما گرچه این دوره را سپری کردهایم، ولی وقتی با نوجوانی روبرو میشویم، به خصوص که این نوجوان فرزندمان باشد، قویترین احساس ما احساس ترس و خطر است. ترس از اعتیاد، ارتباط با دوستان نامناسب و تأثیرپذیری از آنها، ارتباط با جنس مخالف، رانندگی بیمحابا و کلاً رفتارهای پرخطر دیگر. در این مطلب سعی شده به شما کمک شود تا به احساسات خود بیشتر واقف شوید و از این راه کنترلی بر رفتار و ارتباط متقابل خود با نوجوانتان داشته باشید تا آنها بلوغ را راحتتر طی کنند. بدیهی است اولین قدم آگاهی یافتن از اتفاقات و تغییرات دوره بلوغ است. در این مطلب تغییرات روانی بلوغ، مد نظر ماست که در زیر میآید. ● اجتماعی شدن در این دوره برای نوجوان دنیای بیرون به محیط خانه و خانواده ارجحیت دارد. از خانه و افراد آن فاصله میگیرد. دوست دارد بیشتر اوقات خود را با دوستان در محیط بیرون از منزل بگذراند و تمایل به شرکت در فعالیتهای گروهی دارد. اگر این رفیق طلبی از سوی والدین بد تعبیر شود، منجر به ایجاد محدودیت و در نتیجه مقاومت و واکنش نوجوان میشود. اگر نوجوان ۱۷ سالهای داریم که هنوز محیط خانه برای او محیط اول است و در تمام فعالیتهایش وابسته به والدین است، باید به سلامت روانی او دقت کنیم. ● تمایل به استقلال در دوره بلوغ، نوجوان فاصله عاطفیاش را با والدین زیاد میکند. صدایی از درونش میگوید: باید دور شوم، باید این بند که مرا به والدین میچسباند، اندکی سست شود، تا بتوانم به تنهایی و به طور مستقل در امور زندگیم تصمیم بگیرم. البته این ندای درونی صدای سالمی است ولی اکثراً توسط والدین بد تعبیر میشود و معنای بیمهری، دوست نداشتن و فاصله انداختن از آن استنباط میشود. باید به فرزندان خود اجازه استقلال و ناوابستگی را بدهیم. دخالت در امور آنها به صورت گسترده، با مقاومت آنها به شکل پرخاشگری، فحاشی و بیاحترامی همراه میشود. ● منفیگرایی «نه، من میتوانم به تنهایی عمل کنم. به من نگویید چه بکنم، چگونه لباس بپوشم، آرایش موهایم چگونه باشد.» در واقع این منفیگرایی تلاشی است تا نوجوان به والدین و اطرافیانش بگوید که تفکر و راه خاص خودش را دارد و میخواهد ناوابستگیاش را نشان دهد. ● تقاضای حریم و خصوصی بودن نوجوان نمیخواهد کسی به حریم خصوصیاش وارد شود. در اتاقش را قفل میکند، پنهانی چیزهایـی مینویسد و نمیخـواهد کسی دفترچه خاطرات و نوشتههایش را بخواند، نمیخواهد کسی به کشوی میز و قفسه کمد او دست بزند و... پس بدون اجازه به دنیای خصوصی آنها وارد نشویم و به آنها اجازه راز و حریم بدهیم. ● خود مداری در این دوره، نوجوان، خود را در مرکز هستی میبیند. فکر میکند فقط خودش هست و دنیا و تفکراتش. به همین دلیل نقطه نظرات شخص مقابل برایش قابل فهم نیست و این همان چیزی است که ما آن را تحت عنوان خودرأیـی و لجاجت تعبیر میکنیم. ● همانندسازی و الگوبرداری از دیگران در دوره بلوغ نوجوان احتیاج به همراه و الگو دارد. اگر تنها بماند، اگر کسی نباشد الگوی مناسبی در اختیار وی بگذارد، خطر آغاز میشود. در این دوره است که فرد مرتب، چیزهایی را از دیگران قرض میگیرد و آنها را برای خود درونی میکند. معمولاً برخلاف میل والدین، نوجوان الگوهای خود را بیشتر از محیط بیرون انتخاب میکند. از معلم و دوست وممکن است پدر از دید او الگوی مناسبی نباشد. گرچه ما انتظار نداریم که کودکان ما صددرصد ارزشها و اعتقادات ما را بپذیرند ولی باید کاری کنیم که ما را کاملاً هم رد نکنند. باید جامعهای به وجود بیاوریم که الگوهای مناسبی را در اختیار نوجوانمان قرار دهد. تا نهایتاً او شخصیت واحد و هویت خود را بیابد. ● رشد اخلاقیــات در اواخر دوره بلوغ و اوایل جوانی شکل مشخصی از اخلاق در فرد به وجود میآید. اخلاق در واقع مشارکت در قوانین، وظایف و استانداردهای جامعه است. وقتی نوجوان با پدیدههای اجتماعی پذیرفته شده ولی متضاد و متفاوت روبرو میشود، بر اساس حس فردی خود از وجدان به قضاوت مینشیند. دوره نوجوانی دوره درونی شدن اصول اخلاقی و کنترل رفتارهاست. ● رشد تفکر انتزاعی اکثر نوجوانان در این دوره با سؤالات اصلی هستی روبـرو میشوند: از کجا آمدهام؟ به کجا میروم، چه باید بکنم، خدا کجاست و کیست؟ نوجوان بر اساس رشد شناختی و استعداد درونی خود به سمت ادبیــات، فلسفه، عرفان، ریاضیات، اخلاق، قانون و ورزش میرود. ● شکلگیری شخصیت و هویت هرچه به آخر بلوغ نزدیک میشویم، نهایتاً نوجوان چیزهای قرض گرفته شده از الگوهایش را درونی میکند و شخصیت خاص خــود را مییابد، حال دیگر میداند کیست؟ از زندگی چه میخواهد؟ کجا میخواهد برود؟ علاقمندیهایش چیست؟ برنامهاش برای شغل، ادامه تحصیل و ازدواج چیست؟ بهتر است با درک احساسات نوجوان، آرام و انعطافپذیر کردن محیط، اجازه رشد و پیدا کردن هویت را به او بدهیم
شما از نظر عاطفی به بلوغ رسیدهاید یا خیر؟ آیا میدانید بلوغ عاطفی موجب بهبود روابط و پیشبرد اهدافتان در زندگی میشود؟ بلوغ عاطفی در واقع به معنای کنترل عواطف است. البته بلوغ عاطفی به این معنا نیست که ما عواطف خود را پنهان و یا سرکوب کنیم. ما میتوانیم با روشهای تمدد اعصاب مانند شل کردن عضلات، یوگا و روشهای دیگری از این قبیل شدت آن را کم کنیم.... بهطور کلی افکار ما همراه با محیط، عواطفمان را به وجود میآورند. اما خوشبختانه ما با آگاهی از افکار و عقاید منفی و نادرست خود میتوانیم افکارمان را کنترل کنیم. روانشناسان بلوغ روانی را توانایی افراد برای پذیرش اشخاص و مسایل به همان شکلی که هستند، تعریف میکنند. اگر شما افکار نادرست و منفی را با افکار درست، مثبت و سازگار جایگزین کنید، توانایی کنترل عواطف در شما به طرز چشمگیری افزایش مییابد و این مساله موجب میشود روابط شما هم بهبود یابد و احساس شاد بودن کنید و خود را بیشتر دوست داشته باشید و بیشتر به اهدافتان برسید. ● ۵ تفاوت بین بالغان و نابالغان عاطفی ۱) محبت کردن: اشخاصی که بلوغ عاطفی آنها از رشد بازمانده بیشتر نیازمند محبت و توجه هستند، اما نشانههای ضعف خود را پنهان میکنند و در نشان دادن عواطف خود دچار مشکل میشوند. افرادی که به بلوغ عاطفی رسیدهاند محبت خود را ابراز میکنند، احساس امنیت را در خود پرورش داده و تقویت میکنند، میتوانند محبت خود را نشان دهند و محبت دیگران را هم بپذیرند. ۲) عواطف: افراد نابالغ از نظر عاطفی انتقادپذیر نیستند. حسود هستند، کسی را نمیبخشند، خلق وخوی آنها ثابت نیست و کجخلق هستند. اما افرادی که به بلوغ عاطفی رسیدهاند از عاطفه به عنوان منبع انرژی استفاده میکنند. وقتی هم ناامید میشوند، اهدافشان را مشخص میکنند و به دنبال راهحل میگردند. ۳) بازخورد: درس نگرفتن از تجربیات از جمله خصوصیات افرادی است که از نظر عاطفی نابالغ هستند. آنها معتقدند که تجربیات خوب و بد به شانس بستگی دارد و کمتر مسوولیت شخصی کاری را بر عهده میگیرند. اما افرادی که از نظر عاطفی به بلوغ رسیدهاند معتقدند تجربیات زندگی به انسان درس میدهد. آنها مسوولیت اعمالشان را پذیرفته و از بازخورد آن پند میگیرند. به دنبال فرصتها میگردند و ادامه میدهند. ۴) استرس: فرار از واقعیت، بدبینی، عصبانیت و اضطراب و حمله به اشخاص دیگر هنگامیکه ناامید میشوند از جمله مشخصات گروه نابالغ از نظر عاطفی است. در عوض اشخاصی که به بلوغ عاطفی رسیدهاند به توانایی خود برای برنامهریزی و آنچه میخواهند به دست بیاورند، اعتماد دارند. ۵) وابستگی: اشخاصی که از نظر عاطفی نابالغ هستند، وابسته بوده، به آسانی تحت تاثیر قرار میگیرند، تردید دارند و بدون فکر عمل میکنند و مسوولیت عیوب خود را بر عهده نمیگیرند. اما افراد بالغ از نظر عاطفی مستقل هستند، کار گروهی، مدیریت و همکاری را دوست دارند. احساس همدلی و مهربانی میکنند. دوست، همسر و پدر و مادر خوبی هستند. ● ۳ قدم به سمت بلوغ عاطفی از آنجایی که بلوغ عاطفی تاثیر بهسزایی در بهبود روابط و پیشبرد اهداف شخصی دارد، شما میتوانید با به کار بردن نکات ذیل بلوغ عاطفی خود را بهبود بخشید: ۱) خود را درک کنید و بپذیرید: از اشخاص مهم بخواهید در مورد رفتار شما بازخورد ارایه دهند.خود را همانگونه که آنها شما را میبینند، ببینید. واقعیتها را بپذیرید و با آن کنار بیایید. ۲) خودخواه نباشید: اجتناب از خودخواهی را تمرین کنید و ببینید دیگران چه عکسالعملی نشان میدهند. رفتار دیگران را در مقابل خودتان با زمانی که خودخواه نبودید مقایسه کنید. شما کدام رفتار را ترجیح میدهید. راهحلهای برنده- برنده را برای رویارویی با دیگران پیدا کنید. از تلاش برای تسلط بر دیگران اجتناب کنید. ۳) روابط اجتماعی خود را ارزیابی کنید: دوستان خود را ارزیابی کنید. به موقعیتهایی که بهترین و بدترین وضعیت را برای شما پدید میآورد، توجه کنید. خود را در معرض افراد و موقعیتهایی قرار دهید که بهترین نتایج را برای شما به ارمغان میآورند. از تفکرات جادویی پرهیز کنید! تفکر جادویی اعتقاد به این مساله است که هرچیزی بدون ذرهای تلاش شما اتفاق میافتد. این یک روند فکری طبیعی در بچههااست اما در بزرگسالان این یک روند فکری متناقض است. زندگی نه سیاه است و نه سفید بلکه خاکستری است. هیچچیز در این دنیا کامل نیست. ما هم کامل نیستیم. پس بهتر است مسوولیت اشتباهات خود را بپذیریم و برای بهتر شدن اقدام کنیم و از به کار بردن کلمات همیشه و هرگز هم اجتناب کنیم.
بلوغ یكی از مهمترین مراحل تكامل انسانها محسوب میشود كه تغییرات سریع و عمدهای هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی و روانی در فردایجاد میكند. چشم بستن به روی این تغییرات، نه تنها فایدهای ندارد، بلكه وضع را بدتر میكند. در واقع مهمترین چیز این است كه نوجوان این تغییرات را بشناسد و خود را با آن تطبیق دهد. این موضوع به این معنی است كه نوجوان آموزش ببیند كه تغییرات جسمی و روحی این دوران چیست. در واقع چون نوجوان از این مسائل اطلاعی ندارد، ممكن است برایش تعجببرانگیز باشد و یا واكنش هیجانی شدیدی بروز دهد. در حالی كه اگر نوجوان در این زمینه آموزشهای لازم را ببیند و از قبل خود را برای چنین تغییراتی آماده كند، بهتر میتواند با این تغییرات كنار آید. البته این فقط وظیفه نوجوان نیست كه با مشكلات بلوغ كنار بیاید، بلكه والدین هم باید خود را با تغییرات فرزندشان تطبیق دهند. نوجوان در دوران بلوغ تندخو، پرخاشگر و حساس میشود و والدین باید از این قضیه مطلع باشند تا بتوانند نوجوان را درك كنند. اما مسئله اساسی اینجاست كه پدر و مادرها چطور میتوانند به فرزند نوجوانشان بیشتر كمك كنند.در دوران نوجوانی حس كنجكاوی افراد برانگیخته میشود و نوجوان در پی این است كه به سوالات ذهنیش پاسخ داده شود. نقش اصلی والدین در این مرحله است. با توجه به شرایط سنی و فرهنگی، هرچه این آموزش به نحو صحیحتر و صریحتر اعمال شود، نوجوان در معرض خطر كمتری قراردارد زیرا در این غیر این صورت برای ارضای حس كنجكاوی به دنبال منابع دیگری میرود كه ممكن است حتی غلط باشد. اما سن و سال شروع این آموزش ها سوالی است كه همواره پدر و مادر ها با آن مواجهند. در این خصوص سن و زمان مشخصی وجود ندارد و به شرایط خانواده و طرز فكر نوجوان بستگی دارد. چه بسا فردی از دوران كودكی رفتارهایی كه ناشی از كنجكاوی جنسی او باشد را بروز دهد، در چنین حالتی خانواده باید به اقتضای رفتار او و بر حسب شرایط سنیاش برخورد درستی كنند. درواقع بایستی همزمان با رشد جنسی و فیزیكی فرد، آموزش متناسب همان مرحله داده شود. نحوه بیان این مسائل برای نوجوان هم خود درد سر جداگانه ای است . بسیاری از پدر و مادر ها وقتی فرزندانشان به سن و سال بلوغ میرسند، یك جلسه رسمی ترتیب میدهند و در حالی كه تا بناگوش سرخ شدهاند، شروع به نصیحت میكنند در حالیكه روانشناسان نصیحت را یك سلاح پیش پا افتاده میدانند. والدین باید بدانند مهمترین راهكار برقراری ارتباط صحیح، این است كه برای نوجوان وقت بگذاریم و با او با صداقت صحبت كنیم، همچنین از او نیز بخواهیم نظر خود را با صراحت بیان كند. البته بعضی وقتها این روشها هیچ كدام جواب نمیدهدو كار به جاهای باریك میكشد. ● در خصوص برخورد والدین با فرزندان در صورت بروز رابطه نامشروع : همواره پیشگیری بهتر از درمان است، اگر خانواده حدود رابطه را از قبل تعیین كنند و فرزندان نیز بتوانند در هنگام بروز مشكل از والدین كمك بگیرند چنین مشكلاتی بهوجود نمیآید. اما حالا كه مشكل پیش آمده تكلیف چیست؟ به هرحال حمایت از سوی والدین نتیجه بهتری نسبت به برخورد سركوبكننده خواهد داشت، برخورد بد اطرافیان در این رابطه سبب میشود، نوجوان احساس كند از سوی خانواده و جامعه طرد شده است و یك لكه ننگ بر دامن خانواده است. چنین برخوردی منجر به افسردگی فرد میشود و همچنین جسارت و جرائت نوجوان را برای تكرار رفتار غلط تشدید میكند.
بی اشتهایی عصبی اختلالی است كه در دوره بلوغ ممكن است بروز نماید. اغلب نوجوانانی كه دچار مشكل میشوند افرادی زیرك, حساس و باهوش و تحریك پذیر هشتند. كمك به نوجوانان دچار بیاشتهایی عصبی از نظر تغذیه ای حائز اهیمت است. در بی اشتهایی عصبی كه با محدود كردن دریافت كالری منجر به كاهش وزن یا ایجاد اختلال در افزایش وزن دوران بلوغ میشود تمایل به لاغرتر بودن و توهم چاق بودن وجود دارد. تمایل به لاغر بودن در میان دختران معمولتر است . این دختران علیرغم اینكه لاغرند فكر میكنند كه چاق هستند و دچار توهم چاق بودن میباشند. این علامت میتواتند مشخص كننده بیاشتهایی عصبی باشد. بی اشتهایی عصبی منجر به آمنوره (قطع قاعدگی)، كاهش دمای بدن و نارسایی های قلبی عروقی خواهد شد. وزن كم , آمنوره و تغذیه ناكافی، دختران دچار بی اشتهایی عصبی را به پوكی استخوان مستعد می نماید. كاهش دمای بدن موجب عدم تحمل سرما و اختلال در ضربان قلب میشود. ناپایداری سیستم قلب و عروق نهایتا منجر به ضعف، خستگی، گیجی، غش و مرگ خواهد شد.
روان شناسی بلوغ به بررسی تغییرات و ویژگیهای مربوط به بلوغ در جنبههای مختلف جسمی ، روانی و اجتماعی میپردازد و فرآیند بلوغ را به عنوان پدیده مهم در انتقال از کودکی به بزرگسالی مورد بحث و بررسی قرار میدهد. ● تاریخچه روان شناسی بلوغ در مطالعه تغییرات مربوط به بلوغ "ارسطو" تغییرات خاص از بلوغ جنسی را شرح داده و همچنین به تغییرات روانی همزمان با این تغییرات اشاره کرده است. "ژان" "ژاک" "روسو" در قطعهای از خطابه مدیحه سن برنارد به بوسوئه و همچنین در کتاب چهارم امیل از اسرار دوران بلوغ که آن را تولد ثانوی نامیده است، بحث مینماید. اولین مقاله معتبر و علمی در رابطه با بلوغ توسط برنمایم در سال ۱۸۹۱ منتشر شد و بالاخره با پژوهشهای گسترده استانلی هال به عنوان پدر روان شناسی بلوغ (نوجوانی) این مطالعات وارد حیطه روانشناسی شد. ● مباحث مورد بحث در روان شناسی بلوغ ▪ مفهوم بلوغ و تفاوت آن با نوجوانی بررسی و تعییم مفهوم بلوغ از طرف روان شناسان بلوغ و صاحب نظران سایر حوزههای مورد بررسی قرار گرفته است. اکثریت قریب به اتفاق صاحب نظران در مورد واژههای بلوغ و نوجوانی توافق ندارند و معمولا پیدا کران نظریهای مشترک بین آنها کار دشواری است. عمدتا توجه به تغییرات جنسی در اکثریت تعاریف مورد تاکید بوده است و بلوغ را مرحله شروع تغییرات جسمی و جنسی دانستهاند که در آغاز نوجوانی اتفاق میافتد. ویژگیهای بلوغ ، مراحل بلوغ ، انواع بلوغ ، سن بلوغ ، معیار بلوغ ، علل بلوغ از دیگر مباحث مورد بحث در روان شناسی بلوغ است که توسط روان شناسان بلوغ مورد بررسی قرار گرفته و نظریاتی ارائه شده است. ● عوامل موثر در بلوغ در این مقوله روان شناسی بلوغ تاثیر عواملی چون عوامل اجتماعی ، اقتصادی ، زمان ، عوامل عصبی و هورمونی را مورد بررسی قرار میدهد. نظریات ارائه شده در این مقوله با انجام پژوهشها و تحقیقات اجتماعی ، زیستی و ... در جوامع مختلف بدست میآید. ▪ بررسی آگاهی از تغییرات بلوغ و بازتاب آنها در شخصیت از مقولههای مهم و مورد علاقه روان شناسی بلوغ است. توجه به نگرانیهای ناشی بویژه بلوغ جنسی و هموارسازی طی این مسیر برای نوجوان از دیدگاه روان شناسی نوجوانی حائز اهمیت است. ▪ ارتباط روان شناسی بلوغ با سایر حوزههای علمی از آنجائیکه بلوغ به عنوان یک مفهوم کلی و گسترده جنبههای مختلفی از رشد را شامل میشود مثل بلوغ جنسی و جسمی ، بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی ، بلوغ اقتصادی و .... روان شناسی بلوغ علاوه بر ارتباط تنگاتنگ و عمیق خود با سایر حوزههای روان شناسی همچون روان شناسی رشد ، روان شناسی شخصیت ، روان شناسی بالینی و مشاوره با دیگر شاخههای علمی نیز ارتباط گستردهای دارد. در بررسی ویژگیهای بلوغ اجتماعی و تغییرات خاص از آن در زندگی نوجوان روان شناسی بلوغ عمدتا از علوم اجتماعی و نظریات و مباحث موجود در این شاخه سلاحی جوید. در پیوند بین روان شناسی بلوغ و علوم اجتماعی پرسشهایی چون یک جامعه چه استنباطی از بلوغ دارد، چه نقشی برای فردی که دوران بلوغ را سپری میکند میشناسد و شیوه تاثیرگذاری آن بر سهولت بلوغ چگونه است. بنابراین پیوند تغییرات روانی دوارن بلوغ ، طول بلوغ و ... نشان دادهاند. پژوهشهای اریمان و همینطور تحقیقات لاندیس بر این تفاوت صحه گذاردهاند. لاندیس سه نوع ساخت اجتماعی شامل جامعه بدوی ، روستایی و شهری را بر شمارد که بلوغ افراد خود را به شیوههای متفاوتی تحت تاثیر قرار میدهند. پژوهشهای مارگرت مید در مورد قبایل جزیره ساموا و گینه نو نیز از آثار به نسبت قدیمی جامعه شناختی و مردم شناختی است که به تاثیر عوامل محیطی در دوارن بلوغ توجه داشت. مید نشان داده است که علائم بلوغ را نباید تنها معلول تغییرات درونی و جسمانی دانست و این عوارض بر حسب شرائط و اجتماعی بسیار متنوع خواهند بود. از سوی دیگر در مباحث مربوط به بررسی علائم جسمی و ظاهری بلوغ بین روان شناسی بلوغ و علوم زیستی و فیزیولوژیک پیوندی برقرار میشود. شناسائی علائم بلوغ در حیطه جسمی و جنسی شامل رشد صفات اولیه و ثانویه جنسی ، رشد قد ، وزن ، اندامهای داخلی مثل قلب ، ششها و ... سوخت و سازها و نیازهای تغذیهای ، تونایی بدنی و عضلانی و شیمی خون ، ارتباط بین روان شناسی بلوغ و علوم زیستی را مستحکمتر میسازد. یافتههای حاصل از تحقیقات زیستی و فیزیولوژیک مواد خاص برای تحقیقات روان شناسی بلوغ به شمار میروند. در کنار بروز تغییرات طبیعی و همهگیر بلوغ مواردی در این دوارن ظاهر میشود که ریشه به هنجار نداشته و اغلب به عنوان ویژگیهای نابهنجار دوران بلوغ به شمار میروند. برخی انحرافات و بزهکاریها و رفتارهای نابهنجار با دوارن بلوغ ارتباط دارند و همچنین شروع برخی اختلافات روانی دوره بلوغ شناسایی شده است. در این حیطه روان شناسی بالینی ، روان شناسی مشاوره و علوم تربیتی با روان شناسی بلوغ وارد عمل میشوند به عنوان مثال آشنایی با یافتههای روان شناسی بلوغ برای متخصصان علوم تربیتی و بالینی و مشاوره از جهت تشخیص طبیعی بودن یا نابهنجار بودن رفتار ارجاع داده شده بسیار حائز اهمیت است. همچنین در برنامهریزیهای مربوط به آموزش و تربیت ، به عنوان مثال ارائه بینش صحیح به نوجوانان در جهت شناخت بلوغ و ایجاد واقع بینی در آنان مورد توجه فراوان میباشد. ● روش پژوهش در روانشناسی بلوغ روش و پژوهش در این حوزه نیز همچون سایر حوزههای روانشناسی با روشهای علمی پژوهشی صورت میگیرد. به لحاظ ارتباط تنگاتنگ این شاخه با علوم زیستی و اجتماعی و از روشهای آزمایشی و غیر آزمایشی (با سهم بیشتر تحقیقات غیر آزمایشی) رایج است.
نوجوان در دوران بلوغ علاوه بر تغییرات جسمی ، دستخوش یکسری تغییرات و علائم روانی می شود که شناخت این علائم به والدین و مربیان برای درک بهتر نوجوان ، برخورد صحیح و منطقی با وی و رفتار مناسب با شرایط روانی و رفتاری آنان کمک زیادی می کند . بلوغ به چهار مرحله تقسیم می شود : مرحله قبل از بلوغ که بین ۱۲-۱۰ سالگی قرار دارد . ولی گاهی بلوغ جسمی نیز در این مرحله اتفاق می افتد . مرحله ۱۳ تا ۱۴ سالگی که معمولاً مرحله بلوغ جسمی است . مرحله بعد از بلوغ یا مرحله اواسط نوجوانی که مرحله ۱۶-۱۵ سالگی است . مرحله ۱۷ تا ۱۹ سالگی که اواخر بلوغ و مرحله تکامل رشد جسمی است . ویژگیهای روانی و رفتاری بلوغ در دختران ۱۴ - ۱۰ ساله این ویژگیها عبارتند از : میل به گوشه گیری ، حساسیت بسیار نسبت به انتقاد دیگران ، بی قراری ، بی ثباتی ، تحریک پذیری ، نوسان در خلق و خو ، مخالفت با خانواده و دوستان و به طور کلی جامعه ، در رؤیا فرو رفتن ، شرم و حیای مربوط به تغییرات ناشی از بلوغ جنسی ، تنبلی و سستی ، نافرمانی از بزرگترها ، خیره سری و خودرأیی ، نداشتن احساس امنیت و اعتماد به نفس ، مقاومت در برابر پند و اندرز والدین ، تمایل شدید به ارتباط نزدیک با دوستان و گفتگوهای پنهانی و طولانی با آنها ، حساسیت نسبت به آراستگی ظاهر خود و صرف وقت جلوی آینه . نوجوانان در این سنین ، لباس پوشیدن به شیوه ای متفاوت با معیارهای خانواده و همسان ،با گروه هم سن و سال خود را ترجیح می دهند . این علائم که حدود یک سال پیش از بلوغ آغاز می شود ، در مرحله جنسی رو به شدت می گذارد و در مراحل پایانی بلوغ بتدریج کاهش می یابد . باید به تفاوتهای فردی بین نوجوانان توجه داشت ، یعنی اینکه ممکن است این علائم به صورت یکسان در همه نوجوانان ظاهر نشود ، ضمن آنکه اغلب نوجوانان احساسات و عواطف خود را در این مرحله از رشد بروز نمی دهند . ویژگی های روانی و رفتاری بلوغ در دختران ۱۹-۱۵ ساله بیشتر دختران در سنین ۱۹-۱۵ بالغ شده اند . دختران حدود ۲ سال زودتر از پسران بالغ می شوند . تعدادی از دختران رشد جنسی را که مهمترین تغییر در این دوره است ، خوشایند و برخی آن را موجب ناراحتی و دستپاچگی خود می دانند . معیارهای رفتار و لباس پوشیدن را گروه هم سن و سالش برای او تعیین می کند . کنجکاوی رو به افزایش درباره جنس مخالف ، در رؤیاهای عاشقانه فرو رفتن و اشتغال ذهنی از ویژگی های روانی این دوره است . علاوه بر اینها تفکر نوجوان به صورت انتزاعی در می آید که مرحله تازه ایی از هویت یابی ( شناخت خویش ) و رشد و شکوفایی اوست . جهت گیری آینده و اندیشیدن درباره تصمیمات مهم زندگی مانند تحصیل ، اشتغال ، انتخاب همسر و ازدواج ، بخش مهمی از رؤیاهای او را تشکیل می دهند . به طور خلاصه می توان گفت در این گذرگاه ، زندگی آینده نوجوان پایه ریزی می شود . رابطه او با والدین و مربیان از شکل رابطه کودک با پدر و مادر یا مربی ، به رابطه یک نوجوان در آستانه بزرگسالی با بزرگسالان دیگر از قبیل والدین و مربیان تبدیل می شود و همین امر توقعات زیادی را در او به وجود می آورد . لذا نوجوانان در این سنین به برخورد بزرگسالان با خود بسیار حساس هستند . نقش مهم و حساس والدین و مربیان در برخورد با نوجوانان در این مرحله قابل توجه و تأمل است . بهداشت روانی دوران بلوغ و نوجوانی در دختران : بهداشت روانی نوجوانان اهمیت قابل ملاحظه ای دارد ؛ زیرا وضعیت و سلامت روانی آنان در این دروه ،اثرات زیادی بر الگوهای سازگاری رفتاری در بزرگسالی خواهد داشت . در مواردی مشاهده می شود که بزرگسالانی که مسئولیت بهداشت و سلامت روانی نوجوانان را در جامعه برعهده دارند ، توجه لازم را نسبت به این امر مهم نشان نمی دهند . در زیر چند توصیه در زمینه بهداشت روانی نوجوانان ارائه می شود : برای ورود به دنیای پرتلاطم نوجوانی ، لازم است والدین و مربیان برای تفاهم با نوجوان ، درک شرایط و وضعیت رشد جسمی ، جنسی ، روانی و اجتماعی نوجوان و ایجاد یک رابطه عاطفی ، صمیمانه و احترام آمیز با او تلاش کنند . هر اندازه دانش و آگاهی والدین - که مهمترین منابع اطلاعاتی و کمک به نوجوانان هستند - در زمینه بلوغ و دوران نوجوانی بیشتر باشد ، از نگرانی های و مشکلات نوجوانان در این دوره بحرانی کاسته می شود . با فرزند نوجوان باید درباره تغییرات جسمی ، زیستی ، جنسی ، روانی و اجتماعی بلوغ به گفتگوی صادقانه و صمیمانه نشست . این کار باید در زمانهای مقتضی پیش از وقوع بلوغ انجام پذیرد . گفتگوی والدین با نوجوان باید جدی و در عین حال همدلانه و با محبت باشد . نوجوان باید با بلوغ و تغییرات جسمی ، زیستی و جنسی ناشی از آن و عملکرد سیستم باروری کاملاً آشنا شود و سپس با اثرات بلوغ بر تغییر وضعیت روانی و اجتماعی نوجوانان آشنایی یابد. با پذیرش نوجوان و کمک به او در جهت شناخت ماهیت نوجوانی و ابعاد گوناگون جسمی ، روانی ، اجتماعی ، باید نوجوانان را در کنار آمدن با تغییرات سریع و پیچیده ناشی از بلوغ و سازگاری آنان با شرایط و تحولات پیش آمده یاری کرد . به نوجوانان باید در زمینه شناسایی خویشتن و پذیرش آن و همچنین استفاده حداکثر از توانایی ها و استعدادهایش کمک شود . دختران و پسران در پایان این دوره ( بلوغ ) هویت جنسی و اجتماعی خود را می یابند و برای مسئولیت های فردی ، خانوادگی و اجتماعی آمادگی پیدا می کنند . با واگذاری مسئولیت های در حد توان نوجوان به او ، به رشد حس مسئولیت پذیری و افزایش اعتمادبنفس وی کمک می شود . نوجوانانی که از رشد جمسی و روانی متعادل و مطلوبی برخوردارند ، هویت خویش را می یابند و مسئولیت های اواخر دوران نوجوانی را بهتر می پذیرند و از اعتماد به نفس بیشتری نیز برخوردارند . داشتن انتظارات و توقعات بیش از حد توان نوجوان ،ممکن است منجر به احساس سرخوردگی و عدم کفایت فردی و اجتماعی او شود . با توجه به تفاوتهای فردی نوجوانان باید با آنان رفتار شود . در دوره نوجوانی ، ترسها و نگرانیها ، معمولاً با احساس بی کفایتی اجتماعی و عدم اطمینان در تصمیم گیری همراه است . باید به نوجوان کمک کرد تا با کسب مهارتهای اجتماعی و دریافت راهنمایی های تحصیلی و شغلی مناسب ، بر ترس ها و نگرانی های خود غلبه کند یا آنها را کاهش دهد . یکی از مسئولیت های مهم والدین این است که با ایجاد فضایی آرام و به دور از تشنج ، فرصت ها و امکاناتی برای نوجوانان در فعالیت های ورزشی ، هنری و ... فراهم آورند تا در رشد استعدادها و کسب مهارتهای مختلف ، به آنان کمک کنند . با برخورد احترام آمیز با نوجوان ، باید عزت نفس او را افزایش دهید و به او برخی از نقشهای بزرگسالی را با نظارت و راهنمایی واگذار کرد و از این طریق مسئولیت پذیری را بتدریج دراو پرورش داد . خشم و احساس ناراحتی و بدخلقی در نوجوانان ، بیشتر در نتیجه تعارض و درگیری با والدین و مربیان در مورد وظائف و تکالیفی است که در خانه و مدرسه و فعالیتهای اجتماعی از او انتظار می رود . برای کاهش این مشکلات ، ایجاد یک رابطه عاطفی ، صمیمانه ، و احترام آمیز برای تفاهم با نوجوان و درک شرایط جسمی و روانی او و همچنین ارائه یک الگوی مسئولیت پذیری مناسب برای او ،لازم و مؤثر است . بسیاری از اختلافهای بین والدین و نوجوان غیرضروری و قابل پیشگیری است . باید دانست که منشأ این اختلافها ، تلاش نوجوان برای رهایی از وابستگی کودکی و آماده شدن برای زندگی مستقل بزرگسالی است . باید به آنان اطمینان داده شود که بالاخره بزرگسال و مستقل خواهند شد . هر قدر والدین بیشتر بدانند که تغییرات خلقی ، روانی و رفتاری نوجوان تا حد زیادی منشأ زیستی و فیزیولوژیکی دارد ، بیشتر با آنان همدردی و همدلی کنند و تلاش و مبارزه نوجوان برای بزرگ شدن را بهتر و بیشتر درک کنند . با رفع تبعیض ، حسادت در نوجوانان ریشه کن می شود ، چرا که پیدایش حسادت در نوجوان به طور عمده ناشی از تبعیص والدین و مربیان است . ابعاد مختلف رشد در دوره نوجوانی ( جسمی ، زیستی ، جنسی ، روانی ، اجتماعی ) به یکدیگر مربوط و درهم تنیده اند . بنابراین مشکل عاطفی نوجوان ممکن است در سازگاری اجتماعی او خلل ایجاد کند . باید سعی شود بین فرزندان تبعیض جنسیتی وجود نداشته باشد . بویژه در گفتگوهای خصوصی مربوط به مسائل جنسی ، بر رابطه متقابل پدر با پسر و مادر با دختر تأکید می شود . ایجاد فضای امن و محبت آمیز توأم با احترام در خانواده به نوجوان کمک کند تا این دوران دشوار را راحت تر بگذراند ، باید بر نهاد خانواده تأکید شود . دانستن این مسئله که ازدواج تنها راه تأمین نیاز جنسی و تشکیل خانواده است ، نیز ضروری است . به نوجوانان باید تأکید شود که با رسیدن به سن بلوغ احتمال حاملگی وجود دارد تا در صورت ازدواج زودهنگام کاملاً از خود مراقبت کنند . والدین مطمئن ترین افراد در زندگی نوجوان هستند . آنها می توانند با ایجاد رابطه مطلوب با او و نا دیده گرفتن بسیاری از اختلالات خلقی ، رفتاری و عاطفی و نظارت مداوم توآم با همدلی ، در پیشگیری از بسیاری از مشکلات و بزهکاریها نقشی مؤثر ایفا کنند . بنابراین توجه شود که اگر نوجوانان با والدین به هر دلیلی مشکلی دارند و یا نیاز به اطلاعات بیشتری دارند ،حتماً با مشاوران مورد اطمینان نظیر معلمان و مشاوران مدرسه و خارج از مدرسه مشورت کنند یا از خودآموز و جزوات مربوطه استفاده کنند تا از راهنمایی های لازم برخوردار شوند .