● خودت را دوست بدار یکی از اهداف تربیتی که همواره مورد توجه مربیان بوده, پرورش روحیه خودباوری و اعتماد به نفس است. اتکای به نفس عبارت است از این که انسان به خود تکیه کند, موفقیت و ناکامی را معلول افکار و اعمال خود بپندارد و به یاری دیگران چشم ندوزد. ریشه این کمال انسانی در وجود هر فردی نهفته است. کودک در سن سه سالگی به صراحت به خود آگاهی می رسد و به تدریج به خود توجه پیدا می کند(۱), از این رو استقلال طلبی و بی نیازی از دیگران از ژرفای احساسات بشری و تمایلات فطری سرچشمه می گیرد. دین اسلام, نه تنها از این تمایل درونی جلوگیری نکرده بلکه در جهت رشد و تعالی آن برنامه ریزی کرده است. ● تفاوت اعتماد به نفس با خودپسندی اعتماد به نفس که یک فضیلت اخلاقی است, نباید با نخوت و خودپسندی اشتباه شود, در اعتماد به نفس, تکیه بر واقعیت ها و تصویر منطقی از خویشتن است، در حالی که در خودپسندی, تصویری افراطی و اغراق آ میز به چشم می خورد و هرگز تصویر ذهنی با واقعیت تطبیق ندارد. بر این اساس, اسلام آن را معلول نارسایی عقل می داند و به شدت محکوم کرده است. ● اعتماد به نفس و توکل چه بسا تصور شود که اعتماد به نفس با اعتماد به حق و توکل منافات دارد, در حالی که در معنای اعتماد به نفس, نفی اتکای به خدا لحاظ نشده است; انسان مؤمن با این که از سرمایه اعتماد به نفس برخوردار است اما هرگز خود را بی نیاز از خالق نمی داند, توکل , نقطه مقابل تکیه کردن بر غیر است. از پیامبر(ص) نقل شده که فرمود: از جبرئیل پرسید: توکل چیست؟ گفت: علم به این که مخلوق نفع و ضرری نمی رساند و بنده ای که مأیوس از کمک دیگران باشد, برای غیر خدا کاری انجام نمی دهد ، به غیر از خدا امید نمی بندد و از غیر خدا نمی ترسد و به غیر خدا طمع نمی ورزد .بنابراین تفسیر, ضریب قدرت روحی و مقاومت او در برابر مشکلات بالا می رود. ● آثار و فواید اعتماد به نفس اعتماد به نفس آثار فردی و اجتماعی زیادی دارد که مهم ترین آن ها عبارت اند از: ۱) موفقیت: یکی از عوامل مهم پیش رفت علمی و کامیابی در انسان, اعتقاد به توانایی های فردی است. مطالعات روان شناسان بارها نشان داده است که نگرش مثبت علت اصلی توفیق اشخاص در کارها. اعتماد به نفس, تردید و بی ثباتی را زایل می کند. تحقیقات انجام شده در مدارس مختلف به ویژه مدارس استثنایی نشان می دهد که هر قدر فرد احساس و نگرش مثبتی نسبت به خود داشته باشد, موفقیت بیشتری در امور تحصیلی از خود نشان می دهد ۲) پایداری در راه هدف: در سایه اعتماد به نفس و خودباوری, قدرت مواجهه با مشکلات افزایش می یابد.از نظر روایات افرادی که به اراده خویش متکی اند, اگر به مصیبتی دچار شود, صبر می کند وشکست نمی خورد. ۳) سلامت روان: یکی دیگر از آثار اعتماد به نفس حفظ سلامت روان است. مازلو می گوید: ما برای سلامت روانی خود نیاز به احساس اعتماد به نفس مثبت و قوی داریم. این امر وقتی روشن می شود که بدانیم ضعف اعتماد به نفس, عوارضی چون نگرانی, بی ثباتی, اضطراب, بدبینی, پر خاشگری, افسردگی, خودکم بینی, وسواس و غیره دارد. اعتماد به نفس, نقش مؤثری در جلب اعتماد دیگران دارد, چون تأثیرگذاری بر افراد بستگی زیادی به قدرت ایمان و خودباوری دارد. امام علی(ع) می فرماید: الرجل حیث ا ختار لنفسه ان صانها ارتفعت و ان ابتذلها اتّضعت; ارزش شخصیت هر فردی, وابسته به روشی است که اتخاذ می کند; اگر نفس خود را از پستی بر کنار داشت, رفعت مقام پیدا می کند و اگر آن را خوار شمرد, به پستی می گراید. ۴) رشد اجتماعی: روان شناسان برای رشد اجتماعی, شاخص هایی را ذکر کرده اند که عبارت اند از: استقلال, پذیرش مسئولیت و آینده نگری. یکی از پایه های واقعی رشد اجتماعی, اعتماد به نفس است. عدم سازگاری با محیط نتیجه بی اعتمادی و ضعف نفس است. اشخاصی را که می بینید خجول، پرخاش گر, ساکت، پرگو و یا بی تصمیم هستند به خود اطمینان و اعتماد ندارند.
عزت نفس یعنی نظر هر شخص در مورد خودش. تست زیر یکی از کوتاهترین پرسشنامههای عزت نفس است که توسط روزنبرگ ساخته شده است... ● چگونه از تست استفاده کنیم؟ هر یک از عبارتهای زیر را بخوانید و نظر خودتان را به عنوان موافق یا مخالف در مربعهای روبروی عبارت مشخص کنید. یادتان باشد حتی یک سوال بیجواب کل تست را بیاعتبار میکند. ۱) احساس میکنم آدم با ارزشی هستم و حداقل به اندازه دیگران ارزش دارم. بله خیر ۲) فکر میکنم لااقل چندتایی ویژگی خوب داشته باشم. بله خیر ۳) میتوانم به خوبی بیشتر مردم، کارهای خودم را انجام دهم. بله خیر ۴) نسبت به خودم نگاه مثبتی دارم. بله خیر ۵) روی هم رفته از خودم راضی هستم (نه این که «ازخودراضی» باشم !) بله خیر ۶) احساس میکنم چیز زیادی ندارم که به آن افتخار کنم. بله خیر ۷) با در نظر گرفتن همه چیزهای زندگیام، فکر میکنم که شکست خوردهام. بله خیر ۸) کاش میتوانستم احترام بیشتری برای خودم قایل میشدم. بله خیر ۹) گاهی احساس میکنم وجودم هیچ فایدهای برای این دنیا ندارد. بله خیر ۱۰) گاهی فکر میکنم اصلا نمیتوانم هیچ کاری انجام دهم. بله خیر ● راهنمای نمرهگذاری با هرکدام از سوالهای ۱ تا ۵ که موافق بودهاید یک ۱+ بگذارید جلو عبارت و اگر مخالف بودهاید ۱- . در مورد سوالهای ۶ تا ۱۰ بر عکس عمل کنید. یعنی اگر با عبارت موافق بودهاید نمره ۱- و اگر مخالف بودهاید ۱+ میگیرید. جمع کردن اعداد منفی و مثبت را که بلدید؟ هرچه نمره حاصل جمع، به ۱۰+ نزدیکتر باشد نشانه عزت نفس بالاتر و هر چه به ۱۰- نزدیکتر باشد نشانه عزت نفس پایینتر شماست. اگر حس میکنید نمرهتان خیلی پایین آمده است احتمال دارد که از افسردگی هم رنج ببرید. برای تقویت عزت نفستان میتوانید علاوه بر مشاوره با یک روانشناس از کتابهایی مثل «از حال بد به حال خوب» دیوید برنز و «زندگی شادمانه» آلبرت الیس هم استفاده کنید.
اعتماد به خود رفتاری است که به افراد اجازه می دهد عقاید مثبت و در عین حال منطقی درباره خود و موقعیت هایشان داشته باشند. افرادی که دارای اعتماد به نفس هستند، به توانایی هایشان اعتماد دارند و بر این باورند که می توانند هر چه بخواهند انجام دهند زیرا انتظارات آن ها منطقی است و اگر گوشه ای از انتظاراتشان برآورده نشد، باز هم اعتماد به نفسشان را از دست نمی دهند. افرادی که نسبت به خود مطمئن نیستند برای این که احساس خوبی داشته باشند، بی اندازه به تایید دیگران محتاج اند، از خطر کردن پرهیز می کنند زیرا از شکست خوردن می ترسند و به طور معمول انتظار ندارند که موفق شوند و اغلب خود را تحقیر می کنند. ● چگونه اعتماد به خود پرورش می یابد؟ عوامل بسیاری در پرورش اعتماد به خود مؤثر است. رفتار والدین به خصوص در سال های اولیه کودکی در این امر بسیار نقش دارد. اگر والدین بیش از اندازه خرده گیر یا متوقع باشند، یا این که به شدت از کودک خود محافظت کنند به طوری که ترس و نداشتن شهامت جای اتکا به خود را بگیرد، بچه ها تصور خواهند کرد که بی لیاقت و بی کفایت هستند. در مقابل، اگر والدین بچه ها را تشویق کنند که به خود اطمینان داشته باشند و وقتی بچه ها اشتباه کردند، آن ها را بپذیرند و دوست داشته باشند، حس اعتماد به خود در بچه ها پرورش می یابد. جای تعجب است که کمبود اعتماد به خود لزوما به کمبود توانایی بستگی ندارد. اعتماد نداشتن به خود اغلب نتیجه تمرکز بسیار روی انتظارات یا معیارهای غیر منطقی دیگران، به ویژه والدین و جامعه است. ● چند روش برای پرورش اعتماد به خود ۱) تمرکز روی نقاط قوت: درباره هر کاری که انجام می دهید به خود اعتماد کنید. با تمرکز کردن روی کاری که می توانید انجام دهید، خود را برای تلاش هایتان تحسین کنید و کمتر روی نتایج تأکید بورزید. ۲) ریسک کردن: با تجارب جدید به عنوان فرصت هایی برای یادگیری مواجه شوید، به جای این که به موقعیت هایی برای برنده یا بازنده شدن فکر کنید. این عمل شما را با امکانات جدید آشنا می سازد و می تواند حس خویشتن پذیری شما را افزایش دهد. انجام ندادن این کار همه امکانات را به فرصتی برای شکست تبدیل می کند و مانع رشد فردی می شود. ۳) صحبت کردن با خود: از صحبت کردن با خود به عنوان فرصتی برای مبارزه با گمان های زیان بار استفاده کنید. به خود بگویید صبر کن و گمان های منطقی تری جانشین کنید. برای مثال وقتی شما به شدت از خود انتظار پیشرفت دارید، به خود یادآوری کنید که قادر نیستید همه چیز را به طور کامل انجام دهید و فقط امکان این وجود دارد که سعی کنید بعضی کارها را انجام دهید. این مسئله به شما کمک می کند که خود را قبول داشته باشید.
اعتماد به نفس و اطمینان بهاینکه «من آدم توانمندی هستم»، کلید بسیاری از موفقیتها در برخوردهای اجتماعی هر کسی است. اعتماد به نفس به خودی خود در کسی به وجود نمیآید بلکه مستلزم کسب مهارتهایی است که هم آن را به وجود بیاورد و هم اینکه آن را تقویت کند. شما میتوانید از این دستورالعمل دو مرحلهای برای کسب اعتماد و برطرف کردن ترس خود استفاده کنید. ۱) ترس خود را مهار کنید برای انجام این کار بهطور دقیق مشخص کنید که از چه چیز هراس دارید. سپس دست به عمل بزنید. برای هر نوع ترس، راه حلی وجود دارد. به یاد داشته باید که دست روی دست گذاشتن فقط ترس را بزرگتر و هراس انگیزتر میکند. سریع اقدام کنید. مصمم باشید. در بیشتر موارد نداشتن اعتماد به نفس به استفادههای غلط از حافظه ارتباط دارد. برای اداره حافظه باید یاد بگیریم فقط افکار مثبت را به بانک ذهنی خود بسپاریم. به عبارت دیگر، اندوخته ذهنی ما باید از افکار مثبت تشکیل شده باشد. این کار اعتماد به نفس را روزافزون میکند، به حفظ تندرستی شما کمک میکند و در شما این احساس مطبوع را برمیانگیزد که «من خیلی سر حال هستم.» همچنین باید تمرین کنیم تا فقط افکار مثبت را ازبانک ذهن خود برداشت کنیم و برای خود هیولاهای ذهنی نسازیم. افکار ناخوشایند را از بانک حافظه خود بیرون آوریم. هنگامیکه تجربیاتی از هر نوع را به یاد میآوریم، روی قسمتهای خوب آن تأکید کنیم. خاطرات بد را فراموش کنیم و اگر متوجه شدیم که جنبههای منفی را مرور میکنیم، ذهن خود را به سوی دیگری منحرف کنیم. باید دید چرا آدمها از یکدیگر وحشت دارند؟ چرا بسیاری از افراد نسبت به دیگران حساسیت دارند؟ علت آن چیست؟ برای رفع کمرویی چه میتوان کرد؟ ترس از دیگران ترس بزرگی است ولی راهی برای غلبه کردن بر آن وجود دارد. اگر یاد بگیرید که درک درستی از مردم داشته باشید، میتوانید بر ترس خود از آنها غلبه کنید. برای یافتن درک صحیح از مردم: الف: نظر متعادلی نسبت به مردم پیدا کنید. این دو نکته را ضمن تماس با مردم در نظر داشته باشید: اول اینکه دیگری آدم مهمیاست. و بیشک آدم مهمیاست، چرا که هر انسانی مهم است. ولی به یاد داشته باشید که شما هم مهم هستید. پس هنگامیکه شخص دیگری را ملاقات میکنید، این فکر را مد نظر داشته باشید: هر دوی ما مهم هستیم که نشستهایم و راجع به منافع مشترک خود گفتگو میکنیم.» ۲) نگرش عاقلانهای اتخاذ کنید روراست عمل کردن، وجدانتان را آسوده نگاه میدارد و در شما اعتماد به نفس ایجاد میکند. وقتی کاری را که به بدی شهرت یافته است انجام میدهیم، دو اتفاق منفی رخ میدهد: اول اینکه احساس گناه میکنیم و در نتیجه اعتماد به نفسمان را از بین میبریم و دیگر آنکه مردم دیر یا زود متوجه خطای ما میشوند و از ما سلب اعتماد میکنند. درستکار باشید و اعتماد به نفس خود را حفظ کنید. این همان کمکی است که از فکر خود برای موفق شدن میگیرید. پس برای آنکه اعتماد به نفس را در خودتان تقویت کنید، با شجاعت عمل کنید. برای تقویت اعتماد به نفستان این دستورات را با دقت بخوانید. سپس سعی کنید آن را تمرین کنید و اعتماد به نفس خود را افزایش دهید: همیشه در ردیفهای جلو بنشینید. نگاه کردن به چشمان دیگران را تمرین کنید. سرعت راه رفتنتان را بیست و پنج درصد تندتر کنید. بلند و جدی حرف زدن را تمرین کنید. خندان باشید. نیروی خنده را به اختیار خود درآورید. اقدام، ترس را از بین میبرد. ترس خود را مهار کنید و سپس - دست به اقدام مؤثر بزنید. هر روز سعی کنید که فقط افکار مثبت را در بانک حافظه خود بگذارید. مردم را درست بشناسید. کارهایی را انجام دهید که وجدانتان میگوید درست است.
آیا تا کنون اندیشیدهاید که اعتماد به نفس بالا تا چه اندازه میتواند موجب موفقیت و پیشبرد امور در زندگی شود؟ بدون شک در اطراف شما نیز اشخاصی هستند که پیشرفت بسیاری در زمینههای گوناگون زندگی خود داشته و به موفقیتهای بسیاری دست یافتهاند. این مقاله به بررسی نقش اعتماد به نفس در زندگی اشخاص میپردازد. ● فواید اعتماد به نفس بالا اشخاصی که اعتماد به نفس بالایی دارند، ارزش خود را برای دوست داشتن دیگران و مورد علاقه واقع شدن از سوی آنان حفظ میکنند. خود را شایسته توجه دانسته و دیگران را نیز مورد توجه قرار میدهند. حرفهای دیگران را میشنوند. ارزش خود را برای شناخت خود و اطرافیان حفظ میکنند. خود و دیگران را تشویق به انجام کارهای خوب کرده و برای خوب بودن و شناخت دیگران به عنوان انسانهای خوب تلاش میکنند. شخصیتی خلاق دارند، آنها توانایی خود را برای موفقیت در مدرسه، محل کار و جامعه به بهترین نحو به دست میآورند. این اشخاص توانایی حل مشکلات و خطر کردن را دارند، دید مثبتی نسبت به زندگی و دستیابی به اهداف شخصی دارند. آنها در راهنمایی مردم و تبادل با آنها مهارت دارند. به دیگران وابسته نیستند و این توانایی را دارند که رابطهای را ارزیابی کنند. تفکر سالمیدارند و درک آنها از خودشان در تطابق با تصویری که از خود به دیگران ارایه میدهند، هماهنگ است. آنها این توانایی را دارند که به وضوح بگویند چه کسی هستند، توانایی آینده آنها چیست و در زندگی چه کاری انجام دادهاند. آنها میتوانند به وضوح اظهار کنند که در زندگی مستحق دریافت چه چیز هستند. نتایج و مسوولیت اعمالشان را میپذیرند و به سرزنش متوسل نمیشوند و از دیگران به عنوان قربانی برای اعمالی که نتایج منفی پیدا میکنند، استفاده نمیکنند. افراد با اعتماد به نفس بالا نوعدوست بوده و علاقمند به شاد کردن دیگران هستند. آنها در دیدگاه خود نسبت به زندگی خود پرست نیستند و مسوولیت دیگران را به شیوهای بیش مسوولانه قبول میکنند. آنها کمک میکنند دیگران هم مسوولیت اعمال خود را بر عهده بگیرند. گرچه آمادهاند تا هر کس را که نیازمند کمک یا راهنمایی است، کمک کنند. مهارتهای مدیریتی سالمیدارند و قادرند استرس را به روشی خلاق در زندگی خود هدایت کنند. آنها میتوانند مسایل، نگرانیها و درگیریهای خود را حل کنند. آنها شوخ طبع هستند و قادرند در زندگی میان کار و تفریح تعادل برقرار کنند. آنها رویاها، آرزوها و امیدهایی برای آینده دارند. به آینده با هیجان نگاه میکنند و حسی ماجراجویانه و امیدوارانه دارند. آنها پتانسیل خود را برای موفقیت میدانند و موفقیتشان را در آینده ترسیم میکنند. این اشخاص هدفگرا هستند و برای رسیدن به اهداف خود تلاش میکنند. آنها میدانند از کجا آمدهاند، الان کجا هستند و به کجا میروند. مضرات اعتماد به نفس پایین ویژگیهایی که نام بردیم درخصوص افراد دارای اعتماد به نفس پایین صدق نمیکند. برخلاف افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند، افرادی که اعتماد به نفس پایین دارند، خود را گمشده میپندارند و برای مورد توجه واقع شدن، خود را بیارزش میکنند. این اشخاص کمتر خطر میکنند و به علت ترس از رد شدن کاری را انجام میدهند. آنها اغلب در رفتار خود با دیگران کمرو هستند و از درگیری با دیگران میترسند.آنها گرسنه تایید دیگران و حلکننده ضعیف مشکلات هستند. به افکار و عقاید غیرمنطقی تمایل دارند. نمیتوانند خود را بهطور مثبت تشویق کنند. ● روشهای تقویت اعتمادبهنفس ▪ ۴ توصیه به نوجوانان ۱) توسعه حس نداشتن وابستگی فردی و خود را مستقل از خانواده ساختن ۲) توجه خود را از خانواده به سمت جامعه جدیدی مانند دانشگاه و محیط کارسوق دادن ۳) فراگیری مهارتهای شخصی بهعنوان مدیر خانه ۴) ارتباط با والدین به عنوان بزرگسال ● توسعه یک هویت کاری و فراگیری تطبیق با دنیای بزرگسالان. ▪ توصیه به جوانان ۱) تعهد عمیق به کار و ازدواج و افزایش خلاقیت در محیط کار و خانواده و گسترش ارتباط طبیعیتر ۲) ساخت الگوهای با معنی از تصمیمگیری، حل مشکل و توزیع قدرت ۳) توسعه شبکه اجتماعی ۴) فراگیری رویارویی با استرس در زندگی زناشویی ۵) افزایش ارتباطات صمیمانه ۶) ایجاد آمادگی برای بازنشستگی و فقدان همسر ۷) فراگیری ایجاد ارتباط با دیگران به منظور اجتناب از تنهایی ● ارزیابی موفقیت، شکست و جستجو برای اهداف آینده ▪ ۳ توصیه به میانسالان ۱) ارزیابی ساختار زندگی خود ۲) بررسی و ارزیابی پیشرفت در زندگی ۳) اصلاح شبکه اجتماعی
اعتمادبهنفس بالا دفاع کودک در مبارزه با مشکلات زندگی است.کودکانی که احساس کاملا خوبی نسبت به خود دارند زمان کوتاهتری را برای کنار آمدن با تعارضات و فشارهای زندگی صرف میکنند. شاد هستند و از زندگی لذت میبرند. این دسته از کودکان واقعیتها را دیده و بهطور کلی خوشبین هستند. ● اعتمادبهنفس چیست اعتمادبهنفس مجموعه اعتقادات و احساساتی است که نسبت به خود داریم به عبارت دیگر اعتمادبهنفس میزان ارزشی است که برای خود قائل هستیم و اینکه چقدر خودمان را باور داریم. در حقیقت شکلگیری اعتمادبهنفس از دوران شیرخوارگی (تولد تا دو سالگی) آغاز میشود. در این دوران کسب مهارتهای حرکتی – شناختی و موفقیت کودک در انجام بعضی فعالیتهای مربوط به خود مانند توانایی راه رفتن، غذا خوردن و... به رشد خود باوری و اعتمادبهنفس کودک کمک موثری میکند. از طرف دیگر باور کودک درباره خود بر مبنای تعاملات او با اطرافیان به خصوص در والدین در ابتدا شکل میگیرد. به این دلیل است که رابطه صحیح والدین با کودکان کمک موثری به تقویت خود باوری کودک میکند. ● خصوصیات کودک متکی به نفس - با دیگران به راحتی ارتباط برقرار میکند و به آسانی دوست پیدا میکند. - از فعالیتهای گروهی لذت میبرد. - نسبت به خود و دنیای اطراف خوشبین است. - از عقیده خود دفاع میکند، حتی اگر دیگران با او مخالفت کنند - وقتی کاری را شروع میکند آن را به اتمام میرساند و در مورد اینکه برای انجام کار حداکثر تلاش خود را کرده است، مطمئن است. - تحمل پذیرش شکست یا عدم پذیرش از طرف دیگران را دارد و در صورت برخورد باعدم موفقیت مایوس نشده و با انرژی بیشتری دوباره به پیش میرود.
یکی از ارکان اساسی شخصیت آدمی اعتماد به نفس است که میتوان آثار و ظواهر آن را در تمامی ابعاد زندگی انسان مشاهده کرد. اعتماد به نفس واقعی در واقع مبین توانایی انسان در انجام کارهاست. اعتماد به نفس یعنی دیدن خود به عنوان فردی توانا، با کفایت، دوست داشتنی و منحصر به فرد. با این توصیف میتوان اظهار داشت که اعتماد به نفس واقعی همواره در درون خود فرد تولید میشود، نه از بیرون، در واقع تعهد شما به خودتان، باور شخصیت شماست. ابعاد کلی اعتماد به نفس شامل موارد زیر است: ـ باور و اعتقادی که فرد نسبت به خود دارد. ـ شناخت ارزش و اهمیت خویش، داشتن اعتماد و رضایت نسبت به خود ـ توانایی برخورد و کنار آمدن با چالشهای اساسی زندگی ـ توانایی ارزیابی درست و دقیق خویش، پذیرش خویش و ارزش نهادن به خود بدون هیچگونه قید و شرطی ـ توانایی شناخت وپذیرش نقاط ضعف و قوت و محدودیتهای خویش ● انواع اعتماد به نفس. الف) اعتماد به نفس رفتاری که به معنای قابلیت و توانایی عمل کردن و انجام دادن کارهاست در واقع این نوع اعتماد به نفس مورد نظر همه ماست. ب) اعتماد به نفس احساسی و عاطفی که به معنای توانایی در تسلط و به کنترل در آوردن دنیای احساس و عواطف شماست. این که بدانید چه احساساتی دارید. معنای آنها را بفهمید و بتوانید انتخابهای درست احساسی داشته باشید و از خود در برابر احساسات عاطفی محافظت کنید و بدانید چگونه روابط خود را تنظیم کنید. ج) اعتماد به نفس روحی و معنوی که این نوع اعتماد به نفس همانا اعتقاد و ایمان شما به جهان هستی و کل آفرینش و موجودات است. در اصل هدف از زندگی و حیات را تبیین میکند. ● افرادی که اعتماد به نفس پائین دارند، ـ مرتب خود را سرزنش میکنند. ـ خود را شایسته تقدیر و ستایش دیگران نمیدانند. ـ احساس میکنند قربانی رفتار دیگران هستند. ـ در درون خود احساس پوچی و خلأ میکنند. ـ احساس تنهایی دارند حتی در میان جمع. ـ احساس افسردگی و گناه و شرمساری دارند. ـ نسبت به توانایی خود برای رسیدن به هر هدفی تردید دارند. ـ از موفقیتهای نو و جدید میهراسند. ـ دچار هراس اجتماعیاند. ـ قادر به مدیریت زمان نیستند. ـ عادت به پشت گوش انداختن کارها دارند. ـ ارزیای غیرواقعی از خود دارند و معمولاً عصبانی و پرخاشگرند. ـ تحمل عیب وکاستی را نداشته و کمالگرا هستند. ● اما افرادی که اعتماد به نفس بالا دارند، ـ باور دارند که فردی با ارزش، با قابلیت، دوستداشتنی، پذیرفتنی و مهم هستند. ـ برخوردار از مرکز کنترل درونی هستند و غم وشادی آنها وابسته به عوامل خارجی نیست. ـ از لحاظ جسمانی، احساسی، ذهنی و معنوی از خود محافظت میکنند. ـ قادر به پذیرش پندگیری و اشتباهات خود هستند. ـ توانایی بخشش خود و دیگران را دارند. ـ مسئولیت اداره زندگی خود را به عهده دارند. ـ به تفاوتهای فردی افراد احترام میگذارند. ـ از نقاط ضعف و قوت خود اطلاع دارند. ـ همواره در حال پیشرفت و رشد هستند. ● راههای افزایش اعتماد به نفس ـ از تجربیات گذشته استفاده کرده و از خطاها درس بگیرید. ـ آینده هنوز آفریده نشده و چیزی نیست جز اندیشههای شما و کوششهای شما. ـ درباره اهدافتان با خود گفتگو کنید، اهداف را به صورت جملاتی مشخص و مثبت در آورید. ـ اهداف باید واقعی و معقول باشد و برنامهریزی مشخصی برای ساعت، روز و هفته داشته باشید. ـ موفقیت در اهداف کوتاه مدت نشانه راهیابی به اهداف بلند مدت است. ـ تصمیم گرفتن را تمرین کنید. تمرین تصمیمگیری کمک میکند تا نسبت به قدرت قضاوت خود اطمینان بیشتری به دست آورید و در نتیجه اعتماد به نفس کاملتری کسب کنید. ـ نتایجی را که میخواهید، مجسم کنید تصویر روشنی از آنچه میخواهید به دست آورید، داشته باشید. این کار باعث میشود تا انرژی خود را برای هدف متمرکز کنید. ـ اگر میخواهید از رفتاری نجات یابید، تصور کنید از آن رفتار هیچ اثری در شما نیست. همین تمرین و تکرار به شما کمک میکند تا از آن رفتار رها شوید. ـ آموزش مداوم را سر لوحه زندگی خود قرار دهید.
اگر شما یکی از آن اشخاص نادر و خوشبختی هستید که بدن خود را به طور کاملاً دقیق به همان گونهای که هست با تمام نقاط ضعف و قوت احساس کردهاید، آنوقت است که درس پذیرش را مشتاقانه آموختهاید و میتوانید به سرعت به درس بعدی بپردازید. با این حال اگر ذرهای معتقد باشید که شادتر میبودید چنانچه لاغرتر، بلندتر، بزرگتر، محکمتر، بورتر و قویتر بودید یا هر تغییر جزئی قابل تصور دیگر بدنی، زندگیتان را به طرزی معجزهآسا در جهت بهتر تغییر میداد، شاید لازم باشد وقتی را صرف آموختن ارزش پذیرش واقعی کنید. پذیرش، یعنی آنچه را زندگی با حالت مطلوب به شما عرضه میکند، با آغوش باز بپذیرید. بدن ما در زمرهٔ آمادهترین و مجربترین آموزگاران این درس است. بدن شما هر جا که باشید به چشم میآید، مگر این که شما مقدار زیادی از وقت خود را صرف برونفکنی روح کنید! این میتواند مانند راهنمایی همیشه در صحنه یا باری که یک عمر بر دوش میکشید، باشد. شما هستید که باید تصمیم بگیرید، بستگی دارد چگونه این درس را بیاموزید. برای بسیاری از مردم، بدن هدفی برای خشنترین قضاوتها و فشارسنجی برای ارزشیابی خود است. آنان برای خود اهداف دستنیافتنی ترسیم میکنند و خود را بابت نرسیدن به آنها سرزنش میکنند. چون شکل ظاهری شما شکلی است که توسط آن در دنیا به چشم میآیید، غالباً به همان نحوی است که شما از خود تعریف میکنید و به همان نحوی است که دیگران از شما تعریف میکنند. شیوهٔ ملاحظه کردن بدنتان مستقیماً با آمادگی شما برای یادگیری درس پذیرش ارتباط دارد. تحمیل قضاوتهای سوء بر بدنتان میزان تحمل شما را برای بهرهمند شدن از آن محدود میکند. به یاد بیاورید چه فعالیتهایی را به تعویق انداختید به این دلیل که میخواستید متفاوت، برتر یا شاید حتی کامل به نظر بیایید. پذیرش کامل خود به شما اجازه میدهد که به سرعت و بدون هیچگونه محدودیتی در جنبههای مختلف زندگی شرکت کنید. دلیل مستند قوی وجود دارد که ذهن و بدن باهم مرتبط هستند، بنابراین پذیرفتن بدن نه تنها برای سلامتی عاطفی ما ضروری است، بلکه برای سلامتی بدن نیز واجب است. انکار کامل پذیرش بدن میتواند منجر به بیماری شود، در صورتی که پذیرش میتواند بیماری یا هر عارضهای را شفا دهد. اکنون حتی جامعهٔ پزشکی مدرن، ارزش پذیرش خود را با آغوش باز قبول دارد چون قدرت آن، ذهن و بدن را سالم نگه میدارد. هنگامی که توانستید بدنتان را دقیقاً به شکل کنونی قبول کنید، میدانید که در جهتی درست پیش میروید. پذیرش حقیقی آن موقع است که شما بتوانید بدنتان را همانطور که هست مشتاقانه در آغوش بکشید و قدر آن را بدانید، و دیگر برای آنکه شایستهٔ عشق کسی ـ مخصوصاً عشق خودتان ـ شوید، احساس نیاز به اصلاح آن نداشته باشید. آیا این بدان معناست که شما هیچگاه نباید برای بهتر شدن بدن خود سعی کنید؟ یا آنکه باید تسلیم آنچه به شما داده شده است بشوید؟ البته که نه. این کاملاً طبیعی و انسانی است که بخواهید به بهترین شکل درآیید. ولی این بدان معنا است که شما حتی هنگامی که در سلامتی یا جذابیت کامل نیستید، نباید از بدن خود انتقاد کنید، آن را مورد قضاوت قرار دهید یا از آن ایراد بگیرید. میل به پیشرفت تا زمانی سالم است که از عشق به خود ناشی شود نه از احساس نقص. به مرور که رشد میکنید و سنتان افزایش مییابد، بدن شما تغییراتی خواهد کرد که دیگر قابل تغییر نیست. در نهایت ممکن است که به یک نقص عضو یا به ضعف یا به هر درد جسمی دیگر دچار شوید که پذیرش آن برای بدنتان سختتر شود. اما باز هم آن را صرفنظر از این که این کار تا چه حد برطرف نشدنی به نظر آید، بپذیرید. المپیک معلولان پر از افرادی است که بدنشان را با وجود معلولیتهای خود پذیرفتهاند. چگونه میتوانید درس پذیرش را بیاموزید؟ با آگاهی از این که آنچه هست، هست و این که کلید گشودن زندان «قضاوت خود» در ذهن خود شما نهفته است. شما میتوانید با شکایتهای ناهنجار و فرورفتن در خودفرسائی، جنگ با واقعیت تن خود را ادامه دهید یا میتوانید یک حرکت دقیق اما قدرتمند ذهنی را به سوی پذیرش طراحی کنید. در هر دو حالت، حقیقت به همانگونه باقی میماند. پذیرش یا عدم پذیرش بدنتان فقط باری است به دوش ذهن شما، قوهٔ ادراک شما تحمل این را که بدن شما واقعاً چگونه به نظر میآید ندارد، پس چرا راحتی پذیرش را به جای درد عدم پذیرش انتخاب نکنیم؟ انتخاب آن با شماست.
این که شما چه نظری نسبت به خودتان دارید، به نحوه تفکر، احساس و عمل شما مربوط می شود. وقتی که اعتمادبه نفس بالا باشد احتمالا: ۱) رضایت خاطر از زندگی دارید. ۲) روابط سالم و قوی برقرار می کنید. ۳) هدفهای زندگی را مشخص می کنید و به آنها می رسید. ۵) پستی و بلندیهای زندگی را می پذیرد. ۶) برای حل مشکلات به خود اتکا می کنید. ▪ وقتی که اعتمادبه نفس پایین باشد احتمالا: ۱) احساس می کنید زندگی خارج از کنترل شماست. ۲) استرس ها برایتان طاقت فرساست. ۳) در انتظار شکست هستید و نهایتاً شکست می خورید. ۴) از مشکلات زندگی فرار می کنید. ▪ اعتماد به نفس خود را بسازید برای مثال: - تمایل به پیشرفت داشته باشید: به توانایی خود در غلبه برنقاط ضعف و ازدیاد نقاط قوت خود ایمان داشته باشید. البته این امر ممکن است قدری نیاز به زمان داشته باشد ولی شما با تلاش می توانید موفق شوید. با خودتان صادق باشید: اعتمادبه نفس سالم همیشه با یک تصویر صحیح از خود شروع می شود. هر کسی نقاط قوت و ضعفی دارد. برای پیدا کردن این نقاط قدری وقت صرف کنید و سپس کارکردن با آنها را بیاموزید. ▪ اهداف خود را معین کنید: ـ خود را با دیگران مقایسه نکنید و به جای آن استانداردهای خود را برای موفقیت تنظیم کرده و برای رسیدن به آنها کوشش کنید. - نهایت تلاش خود را انجام دهید: ـ همیشه سعی کنید بیشترین استفاده را از توانایی های خود بکنید ولی هیچ گاه فشار زیاد به خود نیاورید. هیچ کس در همه حال کامل و عالی نیست. مریم اولایی
در طول دوران كاریم بـا افـرادی كه در زنـدگـی روزمـره خـود سطح استرس بالایی داشتند، در میانشان با یك خصیصه مشترك و بـسیـار عـمـومـی مـواجـه شدم - اعتماد بنفس پایین. همچنین دریافتم كه اعتماد بنفس میتواند موجب پـدیـد آمـدن سطح بالایی از استرس، بی خوابی، اظطراب و بسیاری از علایم بیمار گونه گردد. بدترین مورد این حالت در كسی كه عزت نفس پایین دارد تجربه كردن احساساتی ازقبیل بیارزشی و بیلیاقـتـی و عدم تعلق میباشد كه متاسفانه میتواند مـنـجر به افكـار خودكشی گردند. سركوب اعتماد بنفس : در تحقیقی كه چندین سال گذشته در سراسر آمریكای شمالی، شـامل كانادا و مكزیك انجام گرفت پژوهشگران دریافتند كه نرخ خود كشی ارتباط بسیار زیادی با شرایط فقر و تنگدستی، ترك خانواده (اغلب در كودكان زیر ۱۶ سال) و طـرد شـدن تـوسـط اطـرافـیـان دارد. در خصـوص عزت نفس پایین، كودكان آسیب پذیرتر از دیگر افراد میباشند. آنها مدام از جانب همرده ها و هم سن و سالهای خود و تـوقـعات غیـر واقـعـی و نـامـعـقـول از جانب خانواده و دوستانشان تحت فشار قرار دارند. این امر می تواند به مشكلات روانی عمده منجر گردد كه در آن كودكان احساس خواهند كرد كه زندگیشان ارزشی ندارد. بزرگسالان نیز از آن رنج میبرند: میخواهد باورتان شود یا نه، امروزه بزرگسالان نیز چنین علایمی را تجربه می كنـنـد. ما همواره با مسائلی چون پول، عشق،خانواده، كار و غیره درحال دست و پنجه نرم كردن می باشیم. از آنجایی كه اكثر جوامع مردسالار اهمیت زیـادی بـرای موفقیت مردان قائل می باشند، برای یك مرد تحمل فشارها سخت و دشوار می باشد. همه آن مربـوط می گردد به تئوری: بـقـای بـرازنـدگـان. مـردان تـولید كننده و زنان مصرف كننده می باشند. حتی با جنبش آزادی خواهانه زنان و فمینیسم، عـلت اصـلی از خود گذشتگی مردان كماكان بطور حتم مرتبط با این حـقـیـقت می باشـد كـه زنـان از مـردان انتظار دارند دنیا را روی شانه هایشان بدوش بكشند. احتمال دارد زنان با این گفته هم عقیده و موافق نبـاشـنـد ولـی آن واقـعیـت دارد. آخرین باری كه نامزد یا هــمسرتان و یا فرد دیگری كه برای یك امر مهم حقیقتا به شما وابسته بوده و آن كـار (مثـلا پرداخت قبض تلفن ماه پیش) را به شما واگذار كرده چه زمانی بوده است؟ این تقاضاها معمولا با پول در ارتـبـاط است. اگرچه اكثر اوقات برای این است كه شما یك "مرد واقعی" جلوه نمایید. آیا شما یك مرد واقعی میباشید؟ چگونه می توانید تـعـیین كنید یك مرد واقعی چگونه مردی باید باشد؟ راحت ترین كار آن است كه از نامزد، همسر، خواهر و یا مادر خود سـوال كنـیـد. امـا مـن بـه شما اطمینان می دهـم كه بـا دهها پاسخ متفاوت بمباران خواهید شد. چرا؟ به این خاطر كه هر زنی عقیده متفاوتی از آنگونه كه مرد رویـاهـایـش باید باشد دارد. هرچند كه بطور كلی شما در خواهید یافت كه مردها می بـاید تعدادی خـصیصه مشترك را برای آنكه یك مرد واقعی محسوب گردند دارا باشند. استقلال مالی داشته باشید: یك ثروتمند بد جنس. سلامت جسمانی داشته باشید: تا بتوانید فرزندانی قدرتمند همچون خودتان بوجود آورید. با هوش باشید: بدانید چگونه وسایل گوناگونی راباید تعمیر كنید. مورد اعتماد و قابل اتكاء باشید:همواره بمنظور براوردن نیازهای وی در دسترس باشید. شخصیت مستحكم و با ثبات داشته باشید:به او نشان دهید كه قادر هستید روی پاهای خودتان بایستید. معمولا هنگامیـكـه شـما اینگونه احساس كنید كه فاقد حتی یكی از ویژگی های مذكور می باشید، اعتماد بنفس شما شروع به تنزل می كند چرا كه احساس خواهید كرد كه گویی از حداقل شرایط لازم و ضروری نیز برخوردار نیستید. فرمول اقتدار: نگرش آرمانگرایانه به یك مرد پوچ و بی اساس میبـاشد. شمـار اندكی از مردها در عمل به آن شان و درجه از شكوه و عظمت میان دیگر مردان نایل گشته اند. به هر صورت من میتوانم چند نكته راهبردی در رابطه با آنـكه چـگونـه یك مرد شكوهمند و با اقتدار باشید ارایه دهم. مردی كه قادر باشد از میان پستی بلنـدیهـای زندگی عبور كرده و در انتها نیز كماكان با صلابت از آن بیرون آید. نكته۱: نپذیرفتنی را بپذیرید : فرض می گـیـریـم شـمـا فردی ۴۰ ساله هستید. موی سرتان كم پشت و در حال ریزش میباشد. شكمتان نمایان گشته است . چیـن و چـروك صورتتان عمیق و نا زیبا هستند. شما اساسا احساس مـی كـنـیـد انـسـانـی بی ارزش هستید. به نخستین تجلی گاه استرس یعنی همان خود انكاری قدم گذارده اید. هنگامی كه منكر شایستگی و استعدادهای بـالقوه خود جهت مبدل شدن به كسی یا چیزی فراتر و با اهمیت تر از خویشتن كنونی خود می شوید، گـرفـتـار یـك چـرخه مخرب انزجار از خویشتن می گردید. بـه منظور رهایی یـافتن از انـكار، بـاید شـروع بـه پـذیـرش مشكلات خود نموده و همچنین اهداف آینده تان را در ذهـن مجسم كنـیـد. هـمـواره بـه خاطر داشته باشید شما قادر خواهید بود به درجات عالی و بزرگ دست یابید. نكته ۲: به غیر قابل اندیشیدن بیاندیشید با حفظ شخصیت فوق فرض میكنیم به شما (كم مو، چاق، میانسال) دائما گفتـه شـود كه قادر نخواهید بود بهیچ چیزی در زندگی خود فائق آیید. افسوس، چه سـخن نـاگوار و دلخراشی برای شخصی است كه تا پیش از این نیمی از عمرش را به پایان رسانیده است. به دومین تجلی گاه استرس یعنی انتقاد قدم گذارده اید. شما خواهید گفت در ۳۰ سال باقیمانده كسی قادر نخواهد بود كار زیادی انجام دهـد و یا به موفقیت چندانی دست یابد؟ در اشـتـبـاه هـستـیـد. در طـول دوران كــاری خــود بـا اشخاصی دیدار كرده ام كه تصمیم گرفتند مجددا به دانشگاه بازگردند و رشتـه تحصیلی خود را به پایان برسانند، برای خودشان كسب و كـار مسـتقل دست و پا كـنـنـد. آنـهـا از خطاها و اشتباهات خود درس گرفته و به جایگاه و منزلتی عالی در مـیـان اطـرافیانشان نایل گشته اند. هیچگاه برای تعلیم و تربیت و كسب دانش و ادامه تحصیلات دیر نـمـی بـاشـد. مـی باید خارج از دایره متعارف بیاندیشید و شروع كنید به اندیشیدن به غیر قابل اندیشیدنها -كه شما در واقع مردی هستید با فرصتهای بسیار زیاد پیش رویتان.تنها كاری كه باید انجام دهید خلق و ایجاد درها و عبور از میان آنهاست. نكته۳: اهداف خود را تعیین كنید اكنون كه خود را پذیرفته اید و شروع به آن كردید كه همانند مردی با عظمت كه میـتـواند شما باشید بیاندیشید، مستلزم آن می بـاشیـد كـه تـدابـیـری را بـرای دسـت یـافتن به اهدافتان تدوین و تنظیم گردانید. تعیین اهداف برای خودتـان شـاید بزرگترین و مهم ترین هدیه ای باشد كه می تـوانـیـد به خود عطا كنید. با یادداشت كردن و مرور آنها در فواصل زمانی معین كار را شروع نمایید. كاری كه من مایل به انـجـام آن هسـتـم ایـن اسـت كـه ابـتـدا اهـداف بـلنـد مـدت خود را یادداشت كرده و سپـس به روی اهـداف كـوتاه مـدت پـیرامون دست یابی به اهداف بلند مدت متمركز می شوم. این كار معمولا منجر به موفقیتهای واقع گرایانه میـگردد و هر بار كه شما به یكی از اهدافتان دست یافتید،احساس خیلی بهتر و خوشاینتری نسبت به خود خواهید داشت. نكته۴: غلبه بر موانع بی تردید به موانعی در راه رسیدن به اهدافتان برخورد خواهید كرد. مجددا مثل گذشتـه این مشكلات را پذیرفته و آنها را پشت سر بگذارید و به راه خود ادامه دهید. وجود آنها را انكار نكنید زیرا تا آخر عمر مكررا به سراغ شما خواهند آمد و دست بردار نخواهند بود.با عزم راسخ به جنگ تك تك مشكلات خود رفته و سـرسـخـتـانه بـر هـدف خـود پـافشاری كنید. نكته۵: به گذشته ننگرید این احتمالا دشوارترین كاری است كه باید انجامش دهید. بـما همواره گفته شده است كه سپاسگزار توفیقات و نعمتهای زندگیمان باشیم اما برای انجام چنین كاری مجبور به تعمق در گذشته ناگوار خود می بـاشـیم. بـه مجرد آنكه شروع به یادآوری گذشته كنید، ناكامی هـا و سختـی هـا دوباره مـراجت خـواهـید كرد. یه محض آنكه به اهدافتان دست یافتید، لازم است به این كه چه كسی هستید و چه كسی مایلید باشید، تمركز كنید. مطلب آخر یك بار شنیدم كه مردی بزرگ سخنی زیبا گفت:"...بودن و شدن...." این ۵ نكته برای مـن بسیار حائز اهمیت می بـاشد چـرا كه هـرگـاه احـسـاس می كـنـم اعتماد بنفسم دارد به پایین ترین سطح خود تنزل میـابـد با خود میگویم كه من خودم هستم و میخواهم فرد بهتر و كاملتری گـردم و چیزی بیش از آنچه هستم بشوم. من نیز این كلمات را به شما هدیه می دهم. آنها را در زندگی خود بكار بندید تا بـه هر آنچه آرزو دارید دست پیدا كنید.