اگر میخواهید سیستم ایمنی بدنتان را تقویت کنید فقط کافی است شاد باشید تا از بسیاری بیماریهای عفونی، خودایمنی، نقص ایمنی و سرطان در امان بمانید... لازم است خود را از استرس، که موجب کاهش انرژی گشته و احساس منفی ایجاد میکند و خواب را بر هم زده و در تغذیه و فعالیت حرکتی و ورزش ما اختلال ایجاد مینماید هر چه بیشتر دور نگه داریم. یکی از مهمترین راههای دوری از استرس ایجاد شادی برای خود و اطرافیان است. شرکت در مراسم شادی بخش چون اعیاد مذهبی و ملی، سرزدن به اقوام و دوستان، ورزش و از ته دل خندیدن و انجام حرکات بدنی موزون همراه با شنیدن موسیقی آرامشبخش و دیدن آثار خوب و زیبای هنری، رفتن به سفرهای تفریحی، نماز خواندن، یوگا و هر آنچه شادیآفرین و ضداسترس است. دوری از عوامل و مراسم غمآفرین و غصهدار و سوگواریهای طولانی و بعضا بیعلت که به بروز افسردگی منجر میگردد نیز ضروری است. شادی بهطور مستقیم و غیرمستقیم با رفع اثرات سوء دیگر عوامل مضر برای سیستم ایمنی، موجب افزایش تولید آنتیبادیهای مفید و افزایش فعالیت سلولهای ایمنی غیراختصاصی و اختصاصی چون نوتروفیلها، سلولهای کشنده طبیعی (NK) و لنفوسیتها شود. با این حساب حدود ده درصد به طول عمر افزوده و کیفیت عمر را نیز بهتر مینماید و چون شاد بودن امری مسری است عمل ما بر تمام اطرافیان تاثیر مثبت گذاشته و برای حفظ و ارتقای سلامت در جامعه که امروزه مورد توجه تمام جوامع از جمله کشور ما نیز میباشد مفید خواهد بود.
دکتر علیرضا سالکمقدم متخصص ایمونولوژی بالینی و استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران
شادی جزیی از مجموعه احساس ها و رفتارهایی مثل ترس، خشم، محبت، نفرت، حسد، اندوه و غم است. به چه علت شاد می شویم؛ هرگاه انسان به خواسته خودش برسد و به چیزهایی که مورد علاقه اش است دست پیدا کند، در آن فرد حالتی از سرور و وجد به وجود می آید که به آن حالت شادی گفته می شود. حال این خواسته ها ممکن است برای بعضی ها مال، قدرت، نفوذ داشتن، موفقیت در زمینه های مختلف زندگی، چون دستیابی به علم یا افزایش ایمان باشد. بنابراین شادی هم می تواند منشاء درونی و هم منشاء بیرونی داشته باشد که حاصل آن شادابی است یعنی تغییراتی در دو بعد روانی و جسمانی دارد؛ تغییرات در بعد روانی باعث بالا رفتن روحیه می شود و روحیه بالا، حرکت بدن را افزایش می دهد. و بالعکس حرکات بدنی (ورزش یا کار) اگر افزایش پیدا کند، روحیه فرد بالا می رود و تقویت می شود. کسی که شاداب است، روحیه اش بالاست و عکس آن نیز صادق است یعنی افراد افسرده، حال و رمق حرکت ندارند چون شاد نیستند. اکثریت مردم در واقع به نوعی عادت کرده اند که با ابزار و امکانات بیرونی خودشان را شاد کنند. به عبارت دیگر این افراد فکر می کنند اگر این امکانات و شرایط را داشته باشند یا به آنها برسند، شاد خواهند شد. البته درست است که ابزار و امکانات بیرونی می توانند شادی آفرین باشند اما یک اشکال عمده در این نوع شادی وجود دارد. کسانی که عادت کرده اند فقط با امکانات بیرونی شاد شوند، با توجه به احتمال تغییر این شرایط و امکانات، احتمال تغییر روحیه وجود دارد. تجربه نشان داده است نگاه این گونه آدم ها به خودشان و زندگی سطحی است و اعتماد به نفس شان هم وابسته به امکانات بیرونی است، یعنی دیگران یا مادیات را مایه خوشبختی یا بدبختی خود می دانند،حالات و روحیه شان دائماً در حال تغییر است، وقتی چیزی را از دست می دهند افسرده می شوند و زمان شادی شان کوتاه خواهد بود. از همه خطرناک تر کسانی هستند که برای شاد شدن به دنبال استفاده از ابزار خطرناک می روند مثل مواد افیونی یا روانگردان، که علاوه بر مصنوعی بودن شادی و کوتاه بودن عمر شادی شان، جان خود را به خطر می اندازند و همین طور شرایط خطرناکی را برای دیگران به وجود می آورند. اما برعکس کسانی که مشکلات خود را به نحوی درک و راه حل آن را پیدا کرده اند، تصمیم گرفته و اقدام کردند و آنجایی که مشکل حل نشده، با جان و دل آن را پذیرفته اند و چیز دیگری را جایگزین کاستی های خود کردند. اینها افرادی هستند که از درون شاد هستند و با توسل به استعدادها و توانایی های خدادادی درون شان شاد می شوند. نگاه این افراد به خودشان، دنیا و اطرافیان مثبت است و اصالتاً شاد هستند و بر اثر تغییرات پیرامون آن، شادی اصیل را از دست نمی دهند و برای شاد شدن نیازی به ابزارهای مادی و بیرونی ندارند و شادی آنها بادوام تر است و با روحیه بالا زندگی می کنند. برای اینکه شادی را در درون خود ایجاد کنیم، باید خود را آن طور که هستیم، ببینیم، نکات مثبت و منفی خود را بشناسیم و برای برطرف کردن نکات منفی آن تلاش کنیم. نتایج چنین تلاشی باعث شادی و تقویت آن در نهایت شادابی خواهد بود. داستان پیوست می تواند باعث شود ما بیشتر از رشته های خود لذت ببریم و باعث شادی درون ما شود.
همنشینی با افراد شاد، باعث سرایت خوشحالی می شود. انسان ها تحت تأثیر محیط اطراف و وقایعی هستند که پیرامون آنها رخ می دهد تحقیقات نشان می دهد احساس شادی به سرعت از فردی به فرد دیگر انتقال پیدا می کند. تحقیقی که در دانشگاه کالیفرنیا روی ۵۰ هزار نفر انجام شد، نشان داد شادی مانند ویروسی از فردی به فرد دیگر و از یک گروه به گروه دیگر انتقال پیدا می کند. محققان معتقدند شادی ویروسی واگیردار است که فقط کافی است در یک جمع چند صد نفری، یک نفر شاد باشد، در این صورت احساس خوشحالی از نخستین فرد به همه افراد منتقل می شود. مطابق با آخرین مطالعاتی که در رابطه با احساس شاد بودن انجام شده است، کلید شادی معاشرت با افراد شادمان است. برخی کارشناسان حوزه علوم اجتماعی بر این باورند که شادی از همسایگان نیز قابل انتقال است و افرادی که همسایگان آنها شادتر هستند و افراد خوشحال در فاصله چند متری آنها زندگی می کنند، میزان خوشحالی شان تا ۷۰ درصد افزایش پیدا می کند. تحقیقات اخیر نشان می دهد خندیدن و شادی در پیشگیری از ابتلا به انواع بیماری ها مانند سرطان یا بیماری های قلبی و عروقی مؤثر است.
حفظ شادی و انرژی در مادر به عنوان محور عاطفی و تربیتی بسیار اهمیت دارد. اگر احساس می کنید که از چیزی رنج می برید لازم نیست آن را با داد و فریاد به دیگران منتقل کنید، این مسئله تنها باعث می شود که وضعیت زندگی شما به هم ریخته تر شود و بچه ها از نظر روحی دچار آسیب شوند. وقتی احساس می کنید که تاب و توان روحی تان کاملاً از دست رفته است، از خانه خارج شوید و در هوای آزاد نفس عمیق بکشید. چشم هایتان را ببندید و به هر چیزی به جز مشکل و ناراحتی پیش آمده توجه کنید. روان شناسان معتقد هستند فکر کردن به یک موضوع نه تنها باعث حل شدن آن نمی شود بلکه بر میزان مشکل اضافه خواهد کرد. بهتر است به روح و احساسات خود در طول روز کمی تنفس دهید و برای لحظاتی خود را از آنها دور کنید.
● شادی لازم نیست ثابت شود که بیشتر انسانها و شاید همهٔ آنان میخواهند شاد باشند. اگرچه گاهی گفته میشود که مفهوم شادی، مبهم و اسرارآمیز است، اما واضح است که بیشتر مردم بهخوبی میدانند شادی چیست. در زمینهیابیها، مردم ”شاید“ را عبارت از بودن در حالت خوشحالی و سرور یا دیگر هیجانهای مثبت و یا راضی بودن از زندگی خود دانستهاند. فهرستی از رایجترین منبعهای شادی عبارتند از: خوردن، فعالیتهای اجتماعی، تمرین و ورزش، موفقیت و تأیید اجتماعی، استفاده از مهارتها، موسیقی و دیگر هنرها، مذهب، محیط و طبیعت، استراحت و آرامش. البته اینها تنها چیزهائی نیستند که باعث سرور و شادمانی میشوند، بلکه رایجترین علتها به شمار میروند. ● خشنودی ”خشنودی“ یکی از اجزاء شادی است. لذت، بخش هیجانی و خشنودی، بخش شناختی شادی محسوب میشود. در برخی از موارد، ”خشنودی“ همبستگی بالائی با ویژگیهای عینی زندگی افراد ندارد. برای نمونه، درآمد بالا، تأثیر بسیار بالائی در خشنودی ندارد. مهمترین بعدهای خشنودی از نظر مردم عبارتاند از: زندگی درون خانواده، ثروت، استانداردهای زندگی و استانداردهای اجتماعی، ارتباطهای اجتماعی، مسکن، بهداشت، سلامتی و کار. ● شوخی و خنده شوخی کردن با استفاده از روشهای مختلف، منبع مهم شادی است. خنده، بیان عاطفهٔ مثبت است؛ اما ”شوخی“ تأثیری عالی روی خلق و شادی دارد و ضمن تأثیر مثبت و شادیبخش، رویدادهای استرسزا را نیز کمخطر میسازد. شوخی یک پدیده و مهارت اجتماعی است که مردم را قادر میسازد تا تنشهای خود را تخلیه کرده و همبستگی خود را افزایش دهند. ● رابطههای اجتماعی رابطههای اجتماعی، اثر بسیار زیادی بر شادی و جنبههای دیگر سلامتی دارد و شاید بزرگترین علتِ آن باشد. شواهد، حاکی از آن است که ازدواج و زندگی خانوادگی، مهمترین اثر را بر رضایت و شادمانی دارد. با دوستان بودن نهتنها برای جوانترها، بلکه برای افراد مسن نیز مفید است. برخی فایدههای با دوستان بودن، ممکن است ناشی از فعالیتهای لذتبخشی باشد که آنان برای یکدیگر انجام میدهند یا خود در آن مشارکت میکنند. حمایت اجتماعی دوستان نیز بر سلامتی جسمی و روانی اثر میگذارد و منجر به کاهش افسردگی میشود. ● عشق و ازدواج عاشق شدن بهعنوان قویترین منبع هیجان مثبت محسوب میشود. بسیاری از مطالعهها نشان دادهاند که افراد متأهل، شادتر از افراد مجرد هستند؛ البته قدرت اثربخشی ازدواج بر شادی در طول زمان، کاهش مییابد. شاید به این دلیل که مجردها از فرصتهای دیگر سود میبرند؛ در صورتیکه بیشتر افراد متأهل، نگران طلاق هستند؛ بنابراین کیفیت ازدواج، اهمیت بسیاری دارد. ● کار و اشتغال بیشتر افراد در هنگام اشتغال به کار، خوشحالتر و از لحاظ سلامت جسمی و روانی در وضع بهتری قرار دارند. حقوق، رضایت شغلی را البته نه خیلی زیاد، افزایش میدهد؛ کاری که ویژگیهائی مانند کاربرد مهارتها، استقلال و تنوع مهارت دارد، منجر به رضایت شغلی بیشتری میشود. بیکاری منبع عمدهٔ شاد نبودن است. این مشکل را میتوان با کار داوطلبانه، ورزش یا فعالیت تفریحی جدی، تاحدودی برطرف کرد. بهطور متوسط، افراد بازنشسته از افراد شاغل، خوشحالترند؛ اما طول عمر افرادی که به کار ادامه میدهند، بیشتر است. ● تفریح تفریح شامل آندسته از فعالیتهائی است که افراد در وقتِ آزاد انجام میدهند و از آنجا که افراد، آزادانه انتخاب میکنند، از آن لذت میبرند؛ بنابراین همهٔ فعالیتهای تفریحی میتواند سودمند باشد. برای نمونه ۱۰ دقیقه پیادهروی سریع، منجر به کاهش خستگی، انرژی بیشتر و کاهش تنش در دو ساعت بعدی میشود. بعد از یک ساعت تمرین جسمانی، تنش، افسردگی، خشم، خستگی و آشفتگی کاهش مییابد و فرد برای بقیهٔ روز و حتی گاهی روز بعد، احساس قدرت بیشتری خواهد داشت. امروزه بسیاری از پزشکان و روانپزشکان، تمرینهای بدنی را برای بیماران، بهخصوص بیماران افسرده تجویز میکنند. ● ثروت و طبقهٔ اجتماعی پول، طیف وسیعی از نیازها را برآورده میکند و در عین حال، بهعنوان یک تکیهگاه و کنترلکنندهٔ رویدادها عمل میکند. در کشورهای پیشرفته، همبستگی ضعیفی بین ثروت و شادی وجود دارد؛ اما در کشورهای فقیرتر، این ارتباط قویتر است. طبقهٔ اجتماعی نیز شادی را تحت تأثیر قرار میدهد؛ بهخصوص در کشورهائی که از نظر اجتماعی، طبقهبندی مشخصی وجود دارد. طبقهٔ اجتماعی بهواسطهٔ ایجاد تفاوت در روش زندگی، تأثیر زیادی بر بهداشت جسمی و روانی دارد. ● شخصیت، سن و جنسیت ”شادکامی“ تاحدودی ارثی است و با برخی صفتهای شخصیتی، پیوند دارد. یکی از مهمترین این صفتها، ”برونگرائی“ است. بهطور کلی، برونگرایان خوشحالتر از درونگرایان هستند؛ البته افراد شاد درونگرا نیز وجود دارند. ویژگیهائی از قبیل کنترل درونی، اعتقاد به کنترل وقایع آینده، خوشبینی، عزتنفس و هدفمند بودن در زندگی با شادکامی، همبستگی بسیار بالائی دارد. از طرفی، مشخص شده، افرادِ دارای اضطراب اجتماعی یا فاقد مهارتهای اجتماعی، از بسیاری موقعیتهائی که دیگران لذتبخش میدانند، اجتناب میکنند. رضایت و عاطفهٔ مثبت با افزایش سن، کمی افزایش مییابد و عاطفهٔ منفی با افزایش سن، کاهش یافته و این دو مورد در مردان بیشتر است. تفاوتهای جنسیتی در شادی، اندک است؛ اما زنان، کمی شادتر از مردان هستند؛ اگرچه احتمال افسردگی در آنان بیشتر است. زنان هر دو نوع عاطفهٔ مثبت و منفی را بهطور قویتری تجربه میکنند. ● مذهب مذهب نیز اثرهای مثبتی بر سلامت جسم و روان دارد. دلیلهای این تأثیر عبارتند از: حمایت اجتماعی ارائه شده از سوی گروههای مذهبی، قدرت باورها، اطمینان یا قاطعیت وجودی، اعتماد به زندگی پس از مرگ، فراهم کردن معنی و هدف زندگی و رابطه با خدا بهعنوان نوعی رابطهٔ حمایتی. ● افزایش شادی مطالعهها نشان میدهد که خُلقهای مثبت را میتوان با تماشای فیلم، خواندن داستان، گوش کردن به موسیقی و سایر روشها ایجاد کرد؛ اما طول مدت تغییر خُلق، طولانی نیست. ورزش و رویدادهای مثبت زندگی از قبیل ارتباطهای اجتماعی، کار یا تفریح، تأثیر بیشتری دارند. البته فراوانی و شدت آنها حائز اهمیت است و اگر بهطور منظم انجام شوند، به شادی و تغییرهای شخصیتی منجر میشوند. همچنین موجب بهبود سلامت جسمی و روانی میگردند.
روانشناسان، هیجان را بهعنوان حالت آشفتگی، بههم خوردن تعادل و پاسخ شدید و تصادفی و در عین حال سازماننیافته به محرکهای خارجی تعریف کردهاند. بدین ترتیب، هیجان را میتوان به دو گروه مطبوع و نامطبوع تقسیم کرد. شاید محبت و عشق از هیجانهای مطبوع و در مقابل، ترس، غم و اندوه از هیجانهای نامطبوعند. به اعتقاد روانشناسان، برخی هیجانها، شدیدتر و بعضی ملایمترند به علاوه روانشناسان با این توضیح که هیجانهای ملایم و غیرمداوم جزو لاینفک و ضروری زندگی انسانند، حالات هیجانی شدید را بهعنوان هیجان نامگذاری میکنند و هیجانهای ملایم را احساس مینامند. منشا بسیاری از بیماریهای جسمانی مانند زخم معده، کولیت یا ورم روده بزرگ، سردردهای میگرنی، فشارخون و بعضی بیماریهای تنفسی مانند آسم را در هیجانهای شدید و مداوم میدانند. ▪ پژوهشگران در کنترل حالات هیجانی معتقدند که در مواجهه با هیجانهای مختلف نخست باید واقعیت را در نظر داشت. در این شیوه فرد باید در هنگام بروز هیجان برای مثال هیجان خشم که معمولاً بی موقع و نامتناسب با محرک بروز میکند، با اعتراف به آن سعی در کنترل منطقی هیجان خود داشته باشد. ▪ این است که در روبهرو شدن با یک موقعیت هیجانی، محرک وارد شده دوباره تفسیر شود به این دلیل که آن چیزی که ما را آشفته میکند در اغلب موارد برداشتی است که ما از موقعیتها میکنیم. برای مثال دانشجویی با دیدن اسم خود در تابلوی آموزش که از وی خواسته شده است به دفتر آموزش دانشکده مراجعه کند با منفیبافی دچار اضطراب و تشویش میشود در صورتی که میتواند فکر کند احضارش برای گرفتن عکس یا سایر مدارک شخصی یا حتی تشویق او باشد. از طرفی روانشناسان میگویند: حتی در مواقعی که محرکها سریع اتفاق میافتند با شوخ طبعی و خنده و بیخیالی واقعگرایانه اما زودگذر میتوان از تنش یا تشدید اضطراب جلوگیری کرد. در نهایت به اعتقاد تمام روانشناسان، بالا بردن تواناییها و اعتماد به نفس میتواند ما را در بسیاری از مراحل پرهیجان زندگی یاری کند. نمونه این نکته مقایسه اضطراب و تشویش دانشجویی است که درس خود را خوب خوانده با دانشجویی که آمادگی کافی ندارد، در این میان دانشجویی که اعتماد به نفس دارد به هنگام صحبت از امتحان به جای آنکه دچار اضطراب شود از آن استقبال میکند. پس افزایش مهارتها و تواناییها با افزایش اعتماد به نفس، فرد را با تنش و هیجان ناخوشایند کمتری روبهرو میکنند.
احساس فعال بودن و انگیزه داشتن در زندگی با برنامه ریزی شروع می شود، بخصوص اگر اضافه وزن داشته باشید و به علت درگیری های کاری کم تحرک باشید. روشهای مختلفی برای بدست آوردن شادابی و طراوت روحی و همچنین در فرم بودن بدن وجود دارد که در اینجا به یکی از این برنامه ها اشاره می کنیم. ▪ مثبت فکر کنید ذهنیت شما به تمام ابعاد روحی و جسمی شما اثر میگذارد. از هر آنچه می خورید تا هر برخورد کاری که در محیط اداری انجام می دهید همه به ذهنیت شما مربوط می شود. هر چقدر به زندگی مثبت تر نگاه کنید راه برای دستیابی به اهداف برای شما ساده تر می شود. ▪ برنامه داشته باشید برای خود برنامه داشته باشید بخصوص اگر اضافه وزن دارید. در این برنامه ریزی سعی کنید طریقه زندگی خود را نیز تغییر دهید، تحت این شرایط گرفتن دوستان جدید برای ایجاد تغییر، همواره از مهمتریت عوامل موفقیت می باشد. ▪ خود را آموزش دهید برای داشتن روح و جسمی سالم باید مهارت های زیادی داشت و رسیدن به وزن متعادل تنها یکی از آنها می باشد. مثلا چگونه فعالتر بود، چگونه اهداف واقع بینانه انتخاب کرد، چگونه یک رژیم غذایی خوب انتخاب کرد، چگونه بر تمایلات غیر منطقی خود غلبه کرد و ... بنابراین همانگونه که مشاهده می کنید برای رسیدن به سلامتی و احساس مثبت کردن باید مهارت های بسیاری را در زندگی فرا بگیریم. تنها در اینصورت هست که اعتماد به نفس پیدا خواهیم کرد و در نهایت احساس سلامتی و مثبت بودن را بدست خواهیم آورد. ▪ رژیم اگر اضافه وزن دارید و می خواهید آنرا کاهش دهید باید بسیار مراقب رژیم خود باشید. تعدد استفاده از روشهای مختلف رژیم لاغری گرفتن و شکست پیاپی در آنها اعتماد به نفس را در شما کاهش داده و عملا به شما اجازه نخواهد داد تا در هیچ رژیمی موفق باشید. دقت کنید که معمولا رژیم های لاغری کوتاه مدت - و اغلب دشوار - اثرات کوتاه مدت دارند، بنابراین سعی کنید با انتخاب یک رژیم لاغری بلند مدت در نهایت خود را به وزن ایده آل برسانید. ▪ طبیعت سر منشا انگیزه ها است تعجب نکنید، حتی اگر دارای وزن و اندام متعادلی هستید ممکن است بی انگیزگی در شما بی داد کند. مصرف غذاهای مناسب یکی از مهمترین پارامترهایی است که به شما کمک می کند تا به زندگی مثبت نگاه کنید. مصرف انواع سبزیجات و میوه ها، گوشت ماهی، تخم مرغ یکی از مهمترین عواملی است که به شما شادابی می بخشد. اما دقت کنید که همواره باید مصرف انواع گوشت قرمز و مرغ خود را کنترل نمایید. نکته مهم بعدی لذت بردن از خوردن غذا می باشد، سعی کنید مقادیر کوچک غذا را در دهان خود بگذارید و در عوض به مدت بیشتری از مزه آن لذت ببرید. ▪ برای خود اهداف واقع گرایانه انتخاب کنید ▪ از دفتر یادداشت روزانه خود بهره ببرید : - در آن بنویسید که در ماه آینده هر روز ۳۰ دقیقه پیاده روی می کنم. (ننویسید روزی ۳ ساعت ورزش می کنم!) - اهداف و مواردی که می خواهید در کار و زندگی شخصی به آن برسید را یادداشت کنید و سپس با نگاه کردن به آن نیازمندی های هریک را در کنارشان یادداشت کنید. - از قانون مورفی استفاده کنید، تمام نامحتمل هایی که ممکن است شما را در نرسیدن به اهداف مایوس کند یادداشت کنید و برای رفع آنها در صورت بروز فکر کنید. - برای خود پاداشهایی در نظر بگیرید. مثلا اگر به هدف اول رسیدم یک CD موسیقی مورد علاقه ام را خواهم خرید. ▪ مایوس نشوید آمار و تجربه نشان می دهد بزرگترین اکتشافات و پروژه های دنیا اغلب هنگامی به موفقیت میرسند که مجریان به نا امیدی نزدیک می شوند. اما رمز موفقیت آنها آن است که هرگز کار و تلاش را ترک نمی کنند. پس نا امید نباشید و برای رسیدن به اهداف خود در زندگی و کار تلاش کنید و مطمئن باشد هیچ مسیری نمی تواند تا ابد سر بالایی باشد بالآخره به قله خواهید رسید و از آن به بعد مسیر ساده تری در انتظار شما خواهد بود.
اگر مردم بتوانند شاد باشند و شاد بمانند، میتوانند از سلامتی بهتری بهرهمند شوند. شادی یک حالت احساسی است که ویژگی آن احساساتی از لذت بردن، خرسندی و رضایت است. مطالعات قبلی نشان داده بود افرادی که با نگرش روانی مثبت دارند، در برابر استرس واکنشهای متفاوتی بروز میدهند. در این پژوهش جدید معلوم شده است که همین افراد کمتر به بیماریهایی چون افسردگی، بیماریهای قلبی و دیابت مبتلا میشوند. اندرواستپتو، استاد روانشناس در کالج دانشگاهی لندن که سرپرستی این پژوهش را بر عهده دارد اظهار داشت که افراد شاد وابسته به بخش متفاوتی از سیستم عصبی هستند که ضربان قلب را آرام میکند و این افراد بسیار سریعتر از استرس بهبود پیدا میکنند و به همین خاطر شاید افراد شاد کمتر در معرض ابتلا به بیماریهای مربوط به استرس قرار دارند.